صفحه 11--17 آبان 91
برخی هواداران برق به کجا می روند؟
صدری- برق همچنان نمودار سینوسی عملکردش را ادامه می دهد و در خانه برنده می شود و خارج از خانه می بازد تا نشان دهد برای رسیدن به شرایط مطلوب فاصله زیادی دارد. اما فارغ از این امر باید به عملکرد برخی هواداران منتسب به این تیم اشاره کرد که فضای ورزشگاه را آلوده کرده و حتی داد مدیرعامل باشگاه را هم در آورده اند. هوادارانی که در میان تعداد اندک تماشاگران برق، قابل شناسایی هستند و وجودشان نشان می دهد تا چه اندازه کار فرهنگی در فوتبال ما انجام شده است!
برق 65 ساله ملعبه دست هواداران جوانی نیست که حتی دوران خوب دهه 70 این تیم را هم به یاد ندارند. این ها که حالا خود را قیم برق می دانند کاش می دانستند روزگاری روی سکوهای ورزشگاه پیر ارتش چه دکتر و مهندس ها و افراد متشخصی به تشویق برق پرداخته اند. بوقچی هایی که حالا دوست دارند با واژه لیدر نامیده شوند(روی این مطلب با همه آنها نیست و بی شک بین آنها افراد محترمی وجود دارد که شایسته تحسین هستند) از برق و قدمتش چه می دانند؟ شاید اگر هواداران اصیل برق و قدیمی هایی که با نام برق قسم می خوردند، با تیمشان قهر نکرده بودند این افراد امروزی حتی جایی روی سکوها هم نداشتند.کاش ادیسون آسوده نخوابد که بی تردید نمی خوابد زیرا تیمش اینگونه محل فعالیت افراد
معلوم الحال شده است. باشگاهی که مدیرعاملش پیشینه طولانی فرهنگی دارد نباید چنین افرادی را روی سکوها به عنوان لیدر داشته باشد.لیدرهایی که بعضا" از باشگاه حقوق و پاداش هم می گیرند.
فحاشی به یک خبرنگار به دلیل آن که باب میل ما ننوشته یا از دیگر تیم استان حمایت کرده چه توجیهی دارد؟ روزنامه آنها روزنامه ای متکی به بخش خصوصی است و ترجیح داده از برق ننویسد یا از فجر حمایت کند. این کجایش ناراحت کننده است؟ در همه جا هم همین است و نمی توان رسانه خصوصی را مانند رسانه ملی نگاه کرد. نهایت امر این است که مطالب ان را نخوانید و یا خود باشگاه هم مانند استقلال و پرسپولیس برای خود روزنامه ای مستقل داشته باشد.اگر هم مطلبی نوشته اند که بار حقوقی دارد باید در محاکم قضایی طرح دعوی کرد و گرنه این نوع شعارها فقط شخصیت و نوع تربیت افراد را نشان می دهد و لاغیر.
در همین شیراز روزنامه هایی هم هستد که ترجیح می دهند بیش از این که از فجر بنویسند، به برق می پردازند.این سیاست مدیرن آن روزنامه هاست و قابل احترام است. آیا لیدرهای فجر هم باید به آنها توهین کنند؟ اصلا و ابدا. در این وانفسای گرانی کاغذ، باید به آنهایی که در امر انتشار روزنامه فعالیت دارند کمک کرد نه اینکه با رفتارهایی اینگونه، موجبات تکدر خاطر آنها را فراهم آورد. این رفتارها در شان برق ریشه دار و شیراز که پایتخت فرهنگی ایران است نیست و باید خود هواداران چنین افرادی که حکایت همان یک سیب گندیده هستد را از خود طرد نمایند. لیدری برق برازنده چنین افرادی نیست.
صغر سن در والیبال، از توهم تا واقعیت!
صغر سن در تیمهای والیبال موضوعی است که در سالهای اخیر همواره در محافل غیر رسمی و بعضاً رسمی مطرح میشود، اما هر بار قبل از تحقیق در باره صحت یا
کذب بودن این مساله، مسئولان فدراسیون والیبال اساسا طرح چنین موضوعی را بر خلاف منافع ملی عنوان میکنند و نه تنها
خود را موظف به پاسخگویی در این باره نمی دانند، بلکه به منتقدان هم خرده میگیرند که با نشر چنین مطالبی آتش بر خرمن والیبال ایران میریزند! موضوع صغر سن در تیمهای پایه والیبال از جهاتی بیشباهت به داستان معروف «لباس جدید پادشاه» از هانس کریستین اندرسون نیست. داستانی در باره دو خیاط حیلهگر که پادشاه را فریب میدهند، لباسی خیالی برایش میدوزند و میگویند آدمهای ناشایست قادر به دیدن آن نیستند. حال آن که اساسا چنین لباسی وجود خارجی ندارد، اما همه از جمله شخص پادشاه از ترس آبروی خود به دروغ میگویند که این لباس را میبینند و حقیقت را انکار میکنند.
صغر سن در تیمهای والیبال ایران موضوعی است که اگر چه هیچ گاه از سوی مسئولان ارشد فدراسیون، چه در زمان یزدانی خرم و چه در زمان داورزنی به رسمیت شناخته نشد و تحقیقی در باره آن صورت نگرفت، اما در سالهای اخیر همواره نقل محافل غیر رسمی و بعضا رسمی ورزش بوده است، تا این که سرانجام پس از مسابقات قهرمانی جوانان آسیا و کسب مدال برنز توسط ملیپوشان ایران، علیرضا طلوع کیان، آنالیزور تیم ملی جوانان مدعی شد که این تیم چهار بازیکن صغر سن دارد. موضوعی که اصلا به مزاج رییس فدراسیون والیبال خوش نیامد و موجب شد وی در موضعگیری نسبت به آن نظر، منتقدان و عملکرد بعضی از رسانهها را بر خلاف منافع ملی قلمداد کند.
صحبتهایی که این سوال را در ذهن مخاطبان پدید آورد که به راستی استفاده از بازیکنان صغر سن در تیمهای ملی پایه بر خلاف منافع ملی است و با طرح ادعایی در این رابطه و بررسی ابعاد این موضوع توسط کارشناسان آیا آب به آسیاب دشمنان
ریخته میشود؟
اساسا مسئولان والیبال ایران یا خود را در برابر افکار عمومی ملت ایران پاسخگو نمی دانند و یا به قول خودشان از رصد شدن اخبار توسط نهادهای بینالمللی
هراس دارند؟
متاسفانه سرپوش نهادن به این بحث و انعکاس اخبار ضد و نقیض در باره
صغر سن والیبال موجب شده تا دامنه این موضوع حتی از خانواده والیبال فراتر رود و عادل فردوسیپور مجری و کارشناس برنامههای فوتبال هم در برنامه زنده تلویزیونی به کنایه والیبالیها را به صغر سن محکوم کند.
در داستان اندرسون زمانی که یک بچه از سر صداقت کودکانه خود به پادشاه گفت که لباس بر تن ندارد و تنها در توهم پوشیدن لباس فاخر به سر میبرد پادشاه به خود آمد و واقعیت را پذیرفت، اما در فدراسیون والیبال هر بار این سوال که "چرا چند بازیکن در بین دوستانشان به یک نام معروف هستند، اما در شناسنامه اسم دیگری دارند" مطرح میشود نه تنها موجب نمیشود که مسئولان به خود بیایند، بلکه در نهایت به خفه شدن این پرسشها در نطفه منتهی میشود.
تیم ملی والیبال نوجوانان ایران هفته گذشته به موفقیتی بزرگ دست یافت و پس از کسب سهمیه جام جهانی به عنوان قهرمانی آسیا رسید. اما باز هم برخی از محافل غیر رسمی یا سایتهای خبری این سوال را مطرح کردند که چرا دو بازیکن این تیم با اسمی غیر از نام شناسنامهای خود شهرت یافته اند؟
پرسشی که این انتظار را پدیدی میآورد که مسئولان فدراسیون از این پس نسبت به مساله صغر سن حساسیت بیشتری به خرج دهند و از آنجایی که بودجه فعالیتهای خود را از کیسه مردم و بیت المال دریافت میکنند خود را مکلف به پاسخگویی به افکار عمومی به ویژه در این باره کنند.
آیتاللهی: برای جام حذفی شرایط گذاشتیم
نایب رییس فدراسیون فوتبال گفت: باشگاهها برای برگزاری جام حذفی باید شرایط فدراسیون را بپذیرند که به طور مثال گاهی در سه روز دو بازی انجام داده یا ملیپوشان را در اختیار نداشته باشند. محمدهادی آیتاللهی در بارهی مساله برگزار شدن یا نشدن جام حذفی گفت: قرار به این شده است که با مدیران باشگاههای لیگ برتر و دسته یک جلسهای برگزار کنیم و در آن جلسه تقویم لیگ و اردوهای تیم ملی را به آنها نشان بدهیم. اگر مدیران باشگاهها شرایط ما را قبول کنند جام حذفی را برگزار میکنیم اما همه باید بدانند که اولویت با تیم ملی است.
وی ادامه داد: شرایط به گونهای است که در صورت برگزار شدن جام حذفی ممکن است در مقطع خاصی در سه روز، دو بازی انجام دهند و شاید مجبور شوند بدون ملیپوشان بازی کنند چون تقویم جای خالی ندارد.
آیتاللهی همچنین گفت: برگزار کردن جام حذفی برای ما مشکلی ندارد اما مساله موجود چگونگی برگزار کردن این جام، خسته نشدن تیمها و اعتراض نکردن مربیان است. جلسه ما و مدیران باشگاهها همه چیز را در این باره روشن میکند. وی در باره حقوق کارلوس کرش هم گفت: مبلغ ریالی آن آماده شده و اکنون منتظر بانک مرکزی هستیم تا ارز لازم را با نرخ دولتی فراهم کند. نایب رییس فدراسیون در باره شرایط تیم ملی پیش از بازی با تاجیکستان نیز خاطرنشان کرد: خدا را شکر شرایط خیلی خوب است. امیدوارم مردم، رسانهها و مسوولان مانند بازی با
کره جنوبی از تیم ملی حمایت کنند. اگر بازی سخت برابر ازبکستان را ببریم 80 درصد راه جام جهانی را طی کردهایم و اصل صعودمان مسجل میشود. امیدوارم مردم هم با حضور در ورزشگاه به تیم ملی دلگرمی بدهند.
رئیس هیأت کوهنوردی فارس: کوهنوردان فارس می توانند قله های 8 هزار متری را فتح کنند
رئیس هیأت کوهنوردی فارس گفت: فتح قله 7 هزار و 246 متری دائو لاگیری هفت نپال نقطه عطفی در ورزش کوهنوردی استان است و تجربیات بسیار ارزنده ای را برای ورزش کوهنوردی فارس رقم زد.
محمد حسین جلالی بیان داشت: فتح قله های مرتفع و صعود به ارتفاعات بلند آرزوی هر کوهنوردی است و این انگیزه در برنامه ریزی های هیأت کوهنوردی مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: در دنیا 14 قله بالای هشت هزار متر وجود دارد که فتح آنها معادل کسب مقام های جهانی است و کسی که می خواهد چنین آینده ای را دنبال کند باید تجربه بسیاری در فتح قله ها را بدست آورده باشد تا بتواند موفق به کسب این مقام شود.
رییس هیأ ت کوهنوردی استان تصریح کرد: چشم انداز هیأت کوهنوردی از سال 84 در کمیته هیمالیا نوردی فتح قله های مرتفع جهان ترسیم شد و برای کسب آمادگی لازم و صعود، از سال 88 برنامه ریزی هایی برای جذب اعتبار و آمادگی کوهنوردان در نظر گرفته شد تا بتوانیم سال 89 این صعود را شروع کنیم اما به دلیل مسائل مالی به تاخیر افتاد.
جلالی با اشاره به برگزاری اردوهای آمادگی مختلف در قله های مرتفع ایران گفت: امسال پس از درج فراخوان هیأت کوهنوردی به علاقه مندان و بررسی شرایط آنها در مورد آمادگی جسمی، تجهیزات، داشتن دانش اولیه، آشنایی با کار در مناطق برفی، تعدادی از کوهنوردان
نام نویسی کردند که پس از برگزاری دوره های آموزشی لازم، 8 نفر که شرایط صعود داشتند نیز انتخاب شدند.
وی ابراز داشت: قله دائولاگیری هفت، از جمله قله هایی است که با توجه به شرایط آب و هوا و مسافت، تمرین و تجربه مناسبی برای شروع فتح قله های 8 هزار متری است.
رئیس هیأت کوهنوردی استان عنوان کرد: با توجه به برنامه ریزی صورت گرفته اگر اعتبار لازم تامین شود کوهنوردان فارس می توانند تا دو سال آینده قله های 8 هزار متری را فتح کنند.
جلالی ضمن تشکر از اداره کل ورزش و جوانان فارس، فدراسیون کوهنوردی و دکتر شاهچراغی در تامین داروی مورد نیاز کوهنوردان، گفت: اگر بخواهیم این موفقیت ها در این نقطه تمام نشود نیاز به حمایت بیشتر مسوولین استان و متولیان ورزش و صاحبان صنایع داریم تا بتوانیم به موفقیت های بیشتری در کوهنوردی دست یابیم. بر اساس این گزارش چندی پیش تیم کوهنوردی استان فارس موفق شد پس از 34 روز قله دائو لاگیری نپال به ارتفاع 7 هزارو 246 متر را برای نخستین بار توسط ایرانیان فتح نماید.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی