یادداشت 20 آبان 91
اروپا و بحران خودساخته
محمد عسلی
ظرف چند دهه اخیر چند اتفاق مهم در اروپا روی داد که نگرانی آمریکا را در پی داشت. یکم اینکه واحد پول کشورهای اروپایی یکی شد و یورو نام گرفت، ارزش یورو به مرور در برابر ارزهای خارجی از جمله دلار و ین ژاپن بالا رفت و کسری موازنه تجاری آمریکا رو به افزایش گذاشت.پیشنویس قانون اساسی واحد برای کشورهای اروپایی که نهایتاً به نتیجه نرسید، زنگ خطر دوم برای آمریکا بود زیرا با آن قانون اساسی اروپا به عنوان قارهای با اهداف سیاسی و نظامی واحد میتوانست در آینده برای آمریکا خطرآفرین باشد.
وقتی دیوار برلین فرو ریخت و هر دو آلمان یکی شدند زنگ خطر سوم به صدا درآمد و آمریکا وقتی چشم باز کرد اقتصاد خود را در برابر سه قدرت اقتصادی، ضعیف و کمجان دید، اول ین ژاپن بود که مدام از دلار پیشی میگرفت؛ دوم یورو اروپا بود و سوم هم رشد بالای 9 درصد اقتصاد چین. از طرفی بانکهای آمریکایی به مرور از ارزهای بلوکه شده کشورهای عربی از جمله عربستان و امارات که پیوسته بالاترین ارزهای ذخیره شده را در بانکهای آمریکایی داشتند خالی میشد و آن کشورها مراودات اقتصادی خود را به سمت چین، ژاپن و اروپا سرازیر کرده بودند.
بازار پررونق و ارزان چین برای سرمایهگذاران چنان دلچسب شده بود که سرمایهداران آمریکایی هم ترجیح دادند در کشور چین سرمایهگذاری کنند و حتی وامهایی که از بانکهای آمریکایی دریافت میگردید بخش عمدهای از آنها در چین سرمایهگذاری میشد.
این اتفاقات ناخواسته زنگ خطر اصلی را برای بانکهای آمریکایی به صدا در آورد تا آنکه حمله تروریستی به برجهای دوقلو سهام نیویورک را در پایینترین سطح خود قرار داد.
اقتصاددانان آمریکا در برآوردهای خود دو راه پیش روی دولت قرار دادند. نخست دامن زدن به بحران اقتصادی در اروپا و دوم جنگ در خاورمیانه با این هدف که تعیین بخش عمدهای از سیاستهای نفتی در اختیار آمریکا قرار گیرد و بهای نفت آنچنان افزایش یابد که فشار عمده را بر اقتصاد کشورهای اروپایی و به ویژه چین وارد سازد.
در اینجا بود که رودخانه بزرگ تغذیهکننده صنایع اروپا که سرچشمه آن در آمریکا بود به مرور کمآب شد تا آنجا که کشورهایی چون اسپانیا، ایتالیا و یونان که از اقتصاد ضعیفتری برخوردار بودند پیشمرگان بحران اقتصادی شدند.
جنگ هر چند برای آمریکاییها نانی در پی داشت به ویژه جنگ خلیج فارس که 50 درصد درآمد نفت کویت را برای همیشه به خزانه آمریکا سرازیر کرد و درصد بالایی هم از نفت عراق نصیب سرمایهگذاران آمریکایی نمود تا به بهانه هزینههای گزاف نظامی برای آزادسازی عراق به جیب دولت آمریکا سرازیر کنند و نیز ترسی در تن کشورهای نفتخیز عربی از جمله عربستان، امارات و قطر نهادینه کرد تا آنها هم به لحاظ ایرانهراسی که آمریکا به وجود آورده بود بخش عمدهای از درآمد نفتی خود را برای خرید اسلحه به دولت آمریکا پیشکش کنند. اما اروپاییها از جنگ خلیج فارس و به اصطلاح آزادسازی کشورهای عربی منطقه و آفریقا چندان بهرهای نبردند و تنها فرانسه و انگلیس تاکنون توانستهاند چند میلیارد دلاری به کشورهای عربی اسلحه بفروشند.
آنچه اروپا را در این میانه نصیب نشد، فروش محصولات صنعتی از جمله اتومبیل بود که همه ساله مبالغ بالایی توسط کشورهایی چون لیبی، مصر، ایران، تونس، یمن، سوریه و امثالهم ارز وارد کشورهای اروپایی میکرد. مسلماً کشورهای جنگزده و یا در حال جنگ که بعضاً به سرزمینهای سوخته تبدیل شدند به علت بحرانهای اقتصادی و خرابیهای بسیار نتوانستند مراودات تجاری خود با اروپا را به سطح گذشته برسانند. در چنین شرایطی بیشک عمدهترین دلیل بحران اقتصادی اروپا که به بیکاری میلیونها نفر و تعطیلی بسیاری از کارخانجات صنعتی منجر شده ناشی از دامن زدن آمریکا به جنگهای کنونی است و بالطبع تحریم ایران هم ضربه بزرگ دیگری به کشورهای اروپایی بوده زیرا هم آنها را از نفت متناسب با سیستم پالایشگاههایشان محروم کرد و هم صادراتشان به ایران شدیداً کاهش یافت.
با این وصف اگر مقصد اولیه آمریکا تضعیف اقتصاد اروپا بوده باشد قطعاً به این هدف رسیده است ضمن آنکه سنت باجخواهی خود را از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس تشدید کرده، هم از توبره میخورد و هم از آخور و تا زمانی که بتواند در منطقه، ایرانهراسی کند و از این نمد برای خود کلاهی بسازد، یعنی پول کشورهای عربی را با فروش اسلحههایی که معلوم نیست کی تحویلشان میشود و با آن چه کار میخواهند بکنند از جیبشان بیرون آورد تهدید و تحریمها را بر علیه ایران دنبال خواهد کرد.
و تأسفبارتر آنکه وابستگی سیاسی دولتمردان اروپایی به آمریکا تا به حدی است که حیات خود را در رابطه با آمریکا میدانند و میپندارند که بدون این رابطه و پیروی از سیاستهای عموسام راه به جایی نخواهند برد هر چند میدانند که در بحران اقتصادی فعلی آمریکا هم به درد چه کنم گرفتار آمده و دولت آمریکا هم مدام نوید اصلاحات اقتصادی میدهد و هنوز کاری چندان از پیش نبرده است. و اما ما میباید هوشیار باشیم، چرا که هماکنون خاورمیانه به انبار باروتی تبدیل شده که دیر یا زود میباید انبارهای اسلحه در آتش جهل امیران عرب تخلیه شوند و همه چیز دوباره از نو شروع شود.
والسلام
+ نوشته شده در 2012/11/10 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی