اروپا و بحران خودساخته
محمد عسلی
ظرف چند دهه اخیر چند اتفاق مهم در اروپا روی داد که نگرانی آمریکا را در پی داشت. یکم اینکه واحد پول کشورهای اروپایی یکی شد و یورو نام گرفت، ارزش یورو به مرور در برابر ارزهای خارجی از جمله دلار و ین ژاپن بالا رفت و کسری موازنه تجاری آمریکا رو به افزایش گذاشت.
پیش­نویس قانون اساسی واحد برای کشورهای اروپایی که نهایتاً به نتیجه نرسید، زنگ خطر دوم برای آمریکا بود زیرا با آن قانون اساسی اروپا به عنوان قاره­ای با اهداف سیاسی و نظامی واحد می­توانست در آینده برای آمریکا خطرآفرین باشد.
وقتی دیوار برلین فرو ریخت و هر دو آلمان یکی شدند زنگ خطر سوم به صدا درآمد و آمریکا وقتی چشم باز کرد اقتصاد خود را در برابر سه قدرت اقتصادی، ضعیف و کم­جان دید، اول ین ژاپن بود که مدام از دلار پیشی می­گرفت؛ دوم یورو اروپا بود و سوم هم رشد بالای 9 درصد اقتصاد چین. از طرفی بانک­های آمریکایی به مرور از ارزهای بلوکه شده کشورهای عربی از جمله عربستان و امارات که پیوسته بالاترین ارزهای ذخیره شده را در بانک­های آمریکایی داشتند خالی می­شد و آن کشورها مراودات اقتصادی خود را به سمت چین، ژاپن و اروپا سرازیر کرده بودند.
بازار پررونق و ارزان چین برای سرمایه­گذاران چنان دلچسب شده بود که سرمایه­داران آمریکایی هم ترجیح دادند در کشور چین سرمایه­گذاری کنند و حتی وام­هایی که از بانک­های آمریکایی دریافت می­گردید بخش عمده­ای از آنها در چین سرمایه­گذاری می­شد.
این اتفاقات ناخواسته زنگ خطر اصلی را برای بانک­های آمریکایی به صدا در آورد تا آنکه حمله تروریستی به برج­های دوقلو سهام نیویورک را در پایین­ترین سطح خود قرار داد.
اقتصاددانان آمریکا در برآوردهای خود دو راه پیش روی دولت قرار دادند. نخست دامن زدن به بحران اقتصادی در اروپا و دوم جنگ در خاورمیانه با این هدف که تعیین بخش عمده­ای از سیاست­های نفتی در اختیار آمریکا قرار گیرد و بهای نفت آنچنان افزایش یابد که فشار عمده را بر اقتصاد کشورهای اروپایی و به ویژه چین وارد سازد.
  در اینجا بود که رودخانه بزرگ تغذیه­کننده صنایع اروپا که سرچشمه آن در آمریکا بود به مرور کم­آب شد تا آنجا که کشورهایی چون اسپانیا، ایتالیا و یونان که از اقتصاد ضعیف­تری برخوردار بودند پیشمرگان بحران اقتصادی شدند.
جنگ هر چند برای آمریکایی­ها نانی در پی داشت به ویژه جنگ خلیج فارس که 50 درصد درآمد نفت کویت را برای همیشه به خزانه آمریکا سرازیر کرد و درصد بالایی هم از نفت عراق نصیب سرمایه­گذاران آمریکایی نمود تا به بهانه هزینه­های گزاف نظامی برای آزادسازی عراق به جیب دولت آمریکا سرازیر کنند و نیز ترسی در تن کشورهای نفت­خیز عربی از جمله عربستان، امارات و قطر نهادینه کرد تا آنها هم به لحاظ ایران­هراسی که آمریکا به وجود آورده بود بخش عمده­ای از درآمد نفتی خود را برای خرید اسلحه به دولت آمریکا پیشکش کنند. اما اروپایی­ها از جنگ خلیج فارس و به اصطلاح آزادسازی کشورهای عربی منطقه و آفریقا چندان بهره­ای نبردند و تنها فرانسه و انگلیس تاکنون توانسته­اند چند میلیارد دلاری به کشورهای عربی اسلحه بفروشند.
آنچه اروپا را در این میانه نصیب نشد، فروش محصولات صنعتی از جمله اتومبیل بود که همه ساله مبالغ بالایی توسط کشورهایی چون لیبی، مصر، ایران، تونس، یمن، سوریه و امثالهم ارز وارد کشورهای اروپایی می­کرد. مسلماً کشورهای جنگ­زده و یا در حال جنگ که بعضاً به سرزمین­های سوخته تبدیل شدند به علت بحران­های اقتصادی و خرابی­های بسیار نتوانستند مراودات تجاری خود با اروپا را به سطح گذشته برسانند. در چنین شرایطی بی­شک عمده­ترین دلیل بحران اقتصادی اروپا که به بیکاری میلیون­ها نفر و تعطیلی بسیاری از کارخانجات صنعتی منجر شده ناشی از دامن زدن آمریکا به جنگ­های کنونی است و بالطبع تحریم ایران هم ضربه بزرگ دیگری به کشورهای اروپایی بوده زیرا هم آنها را از نفت متناسب با سیستم پالایشگاه­هایشان محروم کرد و هم صادراتشان به ایران شدیداً کاهش یافت.
با این وصف اگر مقصد اولیه آمریکا تضعیف اقتصاد اروپا بوده باشد قطعاً به این هدف رسیده است ضمن آنکه سنت باج­خواهی خود را از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس تشدید کرده، هم از توبره می­خورد و هم از آخور و تا زمانی که بتواند در منطقه، ایران­هراسی کند و از این نمد برای خود کلاهی بسازد، یعنی پول کشورهای عربی را با فروش اسلحه­هایی که معلوم نیست کی تحویلشان می­شود و با آن چه کار می­خواهند بکنند از جیبشان بیرون آورد تهدید و تحریم­ها را بر علیه ایران دنبال خواهد کرد.
و تأسف­بارتر آنکه وابستگی سیاسی دولتمردان اروپایی به آمریکا تا به حدی است که حیات خود را در رابطه با آمریکا می­دانند و می­پندارند که بدون این رابطه و پیروی از سیاست­های عموسام راه به جایی نخواهند برد هر چند می­دانند که در بحران اقتصادی فعلی آمریکا هم به درد چه کنم گرفتار آمده و دولت آمریکا هم مدام نوید اصلاحات اقتصادی می­دهد و هنوز کاری چندان از پیش نبرده است. و اما ما می­باید هوشیار باشیم، چرا که هم­اکنون خاورمیانه به انبار باروتی تبدیل شده که دیر یا زود می­باید انبارهای اسلحه در آتش جهل امیران عرب تخلیه شوند و همه چیز دوباره از نو شروع شود.
والسلام