صفحه 8--23 آبان 91
«دونگیی»؛ از دعوای خانوادگی تا «هیچ»
ایسنا: «دونگیی» از آن مجموعههاییست که هر کس اهل دیدن تلویزیون باشد، حداقل یک قسمت یا بخشهایی از آن را دیده است. اما واکنشهای مخاطبان این مجموعه تلویزیونی بسیار متفاوت است؛ از «مگر بیکاریم که دونگیی ببینیم» گرفته تا «جذابیتهای نهفته در یک مجموعه کرهای»؛ عدهای هم اصولا منکر پخش هرگونه مجموعه کره ای از رسانه ملی میشوند و میگویند «تلویزیون تا کی باید مجموعههای ضعیف کرهای را بخرد» و یا «فرهنگ خالهزنکی به خورد مخاطبانش دهد؟!»
اما از همه این اظهارنظرها که بگذریم، ریتم تند مجموعههایی مثل «دونگیی» و پیشترها «یانگوم» را نباید در جذب همه نوع قشر مخاطب، نادیده گرفت. خیلی از مخاطبان هم به این قضیه انتقاد میکنند که چرا چنین مجموعههایی که خیلی هم به فرهنگ ایرانی نزدیکاند، نباید در ایران ساخته شوند.
خبر جذابیت مجموعههای کرهیی در بین ایرانیان حتی به خارج از مرزها هم رسیده است، به نحوی که رییس سازمان صداوسیما در آخرین اظهار نظر خود این نکته را مطرح کرد که در دیدار با رییس جمهور کره، او اعلام کرده بود شنیدهایم ایرانها «جومونگ» را خیلی دوست دارند و البته رییس سازمان صدا و سیما هم در پاسخ به او گفته است: ما اگر «جومونگ» دوست داریم به خاطر مواضع عدالتخواهانه و ظلمستیزانه جومونگ بوده است؛ مردم ایران همه ظلمستیز هستند و به همین دلیل از این داستان خوششان آمده است.
البته تاکید مردم بر ترجیح ماهواره به رسانه ملی هم نکته دیگری بود که برخی از مخاطبان به آن اشاره میکنند. این افراد در پاسخ به این پرسش که آیا «دونگیی» را میبینند یا نه؟ میگفتند تلویزیون نمیبینند و فقط مخاطب برنامههای شبکههای ماهوارهیی هستند.
*** «دونگیی» با طعم «یانگوم»
نخستین مخاطبی که درباره این مجموعه، نظر میدهد؛ آن را مجموعه جذابی میداند که یادآور دیگر مجموعه پرمخاطب کرهای یعنی «یانگوم» است.
*** شاید برای من هم اتفاق بیفتد؟ هرگز!
دختر جوانی هم میگوید: «دونگیی» را میبینم. انگیزههایم برای دیدن «دونگیی» هم این است که وقت پرتم را با خانوادهام بگذرانم؛ ما این مجموعه را در کنار خانواده میبینیم چون بهانهای برای دور هم
جمع شدن میشود.
او ادامه میدهد: فرهنگ کرهایها برایم جالب است که از یک داستان یک خطی در تاریخشان افسانهای میسازند و برای آن آنقدر کار کنند تا مجموعههای آبکیشان فروش جهانی داشته باشد.
این دختر جوان در پاسخ به این پرسش که چرا همین وقت را برای دیدن مجموعههای ایرانی نمیگذراند، میگوید: به این خاطر که داستانهای کرهای شادتر و امیدوارانهتر هستند و خیلی شبیه به فرهنگ ما هستند و زمینهی فرهنگی که ما بیست سی سال پیش داشتیم در مجموعههایشان نشان میدهند. دوست دارم چیزی بینیم که اذیتم نکند. مثلا مجموعه ای به نام «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» وجود دارد که شخصیت اصلی داستان زنش را طلاق داده، بچهاش معلول است، مادرش سرطان دارد و خودش هم معتاد است، تازه زیر تلویزیون هم نوشته: شاید برای شما هم اتفاق بیفتد؛ خوب چرا باید چنین مجموعه غمانگیزی را ببینیم؟!
او ادامه میدهد: مجموعههای ایرانی خیلی دیر پخش میشوند. من دوست داشتم مجموعه «راستش را بگو را ببینم» اما این مجموعه ساعت 10:30 پخش میشود. این ساعت برای کسی که میخواهد صبح زود سرکارش حاضر شود خیلی دیر است.
این مخاطب با اشاره به اینکه برخی از مردم، مجموعههای کرهای را نمیبینند، میگوید: از نظر من اشکالی ندارد که گاهی این مجموعهها را ببینیم چنین مجموعههایی مثل فیلم هندی نگاه کردن است که به نوعی زنگ تفریح هستند.
*** برنامههای خوب تلویزیون هم به چشم نمیآید
مخاطب دیگری تاکید میکند که اصلا تلویزیون ایران را نمیبیند و در پاسخ به اینکه چرا برنامههای خوب تلویزیون را تماشا نمیکند، میگوید: تلویزیون هیچ زمانی برنامه خوب ندارد، وقتی هم یک برنامه خوب پخش میکند آن برنامه زیاد به چشم نمیآید، به همین دلیل است که من و خانوادهام تلویزیون نمیبینیم.
*** این همه مجموعه خوب هست، ولی تلویزیون به مجموعههای کرهای گیر داده
دختر دیگری نیز در هنگام مواجه با پرسشی درباره مجموعه «دونگ یی» این پرسش را مطرح میکند که آیا تلویزیون همه مجموعههای کرهای را فلهای خریده است؟
او ادامه میدهد: چهار پنج سال است که تلویزیون همیشه مجموعه کرهای پخش میکند، در حالی که این همه مجموعه خوب در دنیا است. ولی تلویزیون به سینمای کره گیر داده است. او تاکید میکند داستان همه مجموعههای کرهای مثل بقیه مجموعههای این کشور تکراری است، ولی چون فرهنگ آنها شبیه ما است مردم تماشا میکنند و گرنه چیز جدیدی ندارد.
*** بدون نان و آب میشود زندگی کرد ولی بدون «دونگیی» نه!
اما جالبترین اظهارنظر مخاطبان، مربوط به مرد میانسالی است که در یک داروخانه، با مسوول داروخانه و یکی دیگر از مراجعان، درباره «دونگیی» صحبت میکند. او «دونگیی» را مجموعه خوبی میداند که شانه به شانهی مجموعه «اوشین» زده؛ به شوخی میگوید: بدون نان و آب میشود زندگی کرد ولی بدون «دونگیی» نمیشود!
*** حوصله دیدن تلویزیون ندارم
مرد مسنی هم که صاحب یک سوپر مارکت است میگوید: من تلویزیون نمیبینم، از صبح تا شب هم در مغازهام مشغول به کار هستم و وقت مجموعه دیدن ندارم.
او که در مغازهاش تلویزیون هم ندارد تاکید میکند حوصله دیدن تلویزیون و برنامههای آن را ندارد.
*** چیزی که عاید مخاطب میشود، هیچ چیز است!
مخاطب دیگری نیز درباره مجموعه «دونگ یی» میگوید: این مجموعه جماعت ایرانی را سرکار گذاشته است و همان فرهنگ ملوک الطوایفی ایرانیان و چیزی که در حرمسراها اتفاق میافتاد را بازنمود میکند. این مجموعه تشریح همین مسایل است منتها با فرهنگ مشرق زمین که خیلی به فرهنگ ایرانی نزدیک است.
این زن ادامه میدهد: عملا چیزی که عاید مخاطبان این مجموعه میشود هیچ چیز است ولی جنبه سرگرمی دارد. کاش کارگردانهای ما هم کمی به این مجموعهها نگاه میکردند و نه عین مجموعهها بلکه شبیه آنها را میساختند چون خیلی از برنامههای ما بحثهای سیاسی را دنبال میکند.
*** «دونگیی»؟! مگر بیکارم
پسر جوانی هم میگوید: بی کار نیستم که «دونگ یی» را ببینم.
او تاکید میکند: شاید داستانپردازی خوب و نقطه اوج و فرودهای زیادی داشته باشد اما ویژگیهای فنی را برای جذب مخاطب ندارد و فکر میکنم بیشتر برای خانمهای خانهدار جذاب است.
*** نمیگذارند «دونگیی» ببینم
صاحب یک دکه مطبوعاتی هم میگوید: وقتی سرکارم هستم «دونگ یی» را میبینم اما در خانه نمیگذارند این مجموعه را ببینم چون خودشان یک مجموعه ماهوارهای را میبینند. او ادامه میدهد: وقتی میخواهم در خانه دونگ یی ببینم دائما با افراد خانواده دعوا داریم و من هیچ وقت موفق به دیدن مجموعه نمیشوم، برای همین همیشه تکرارش را از دکه میبینم.
این مرد جوان در پایان تاکید میکند «دونگ یی» مجموعه خوبی است.
*** فقط «دونگیی»
زن میانسالی هم که از مخاطبان ثابت مجموعه «دونگیی» است میگوید: من هیچ کدام از مجموعههای ایرانی را نمیبینم و فقط منتظرم «دونگ یی» پخش شود تا آن را دنبال کنم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی