صفحه 5--24 آبان 91
وجود قرآن در شعر و ادب فارسی
بخش سوم و پایانی
* عروه الوثقی (دستاویز استوار)
این ترکیب قرآنی که در بیت های زیر آمده:
عروه الوثقاست این ترک هوا
برکشد این شاخ جان را بر هما
***
تکیه بر شرع محمّد کن و بر قرآن کن
زان کجا عروه وثقای تو جز قرآن نیست
برگرفته از این آیه شریفه است: «فَمَن یکفُر بالطاغوت و یؤمن بالله فَقَد استَمسک بالعروه الوثقی لاانفصام لها»؛ هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به دستاویزی استوار و گسست ناپذیر، چنگ زده است.
* مقام محمود (پایگاهی پسندیده)
این ترکیب که در این بیت ها آمده، برگرفته از این آیه شریفه است: «و مِنَ اللیل فَتَهَجّد بهِ نافِلهً لَکَ عَسی اَن یبعَثَکَ رَبُّک مَقاماً مَحموداً»؛ پاره ای از شب را به نماز و نیاز ـ که نافله ویژه توست ـ بیدارباش. باشد که خدایت به پایگاهی پسندیده برافرازد.
* نفس صبح
ـ ترکیب های اسمی: نفس صبح و دم صبح، نیز فعل های: صبح نفس زد، صبح دمید، صبح دم زد و... که در بیت های زیر آمده اند:
آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
بوی تو نیاورد و پیامت نرسانید
***
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود
به گمان بسیار، الهام گرفته از این تعبیر قرآنی اند: «والصبح اذا تنفّس»؛ سوگند به صبح، آن گاه که دم زند و بدمد.
* و ان یکاد
این تعبیر رایج در فارسی که در بیت های بسیاری از جمله این بیت حافظ:
حضور مجلس انس است و دوستان جمع اند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
آمده است و کنایه از دعای چشم زخم است، آغازه آیه زیر است که برای دفع چشم زخم خوانده و نوشته می شود و در آن اشارتی هست به کسانی که می خواستند به آسیب چشم زخم، پیامبر (ص) را از پا در آورند، و خداوند او را از چشم شوخ و شوم آنان پاس داشت: «و ان یکاد الذین کَفَروا لیزلقونک بِابصارهم لَمّا سَمعوا الذکر»؛ کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را چشم زنند.
ادب پارسی، عرصه جلوه و ظهور قرآن کریم است و شاعران و نویسندگان پارسی زبان از قرآن کریم متأثّرند و در آثار و تألیفات خود این تأثیر را برجای گذاشته اند. اثرپذیری ادب پارسی از قرآن کریم، به دوگونه است، در شماره پیشین از اثر پذیری واژگانی سخن گفتیم و اینک:
2) اثر پذیری گزاره ای
گزاره را در این جا به معنی عبارت و جمله (خواه جمله کامل و خواه جمله ناقص) به کار می بریم. بنابراین اثر پذیری گزاره ای یعنی این که گوینده عبارت و جمله ای قرآنی یا روایی را در سخن خویش بیاورد، که خود به زبان اهل بلاغت به دو گونه اقتباس و حل، بخش پذیر است:
الف) اقتباس
در این شیوه، گوینده، گزاره ای، یعنی عبارتی قرآنی یا روایی را با همان ساختار عربی، بی هیچ گونه تغییر یا با اندک دگرگونی، که در تنگنای وزن و قافیه از آن گریز و گزیری نیست، در سخن خود می آورد. این گونه بهره گیری شاعران از قرآن و حدیث با قصد و غرض های گوناگون انجام می گیرد: به قصد تبرّک و تیمّن (یعنی با آوردن سخن خداوند به سخن خویش مبارکی و برکت بخشیدن)؛ به قصد تبیین و توضیح (یعنی با آوردن عبارت قرآنی مقصود خویش را آشکارتر ساختن)؛ به قصد تعلیل و توجیه (یعنی آیه ای را بر سخن خویش دلیل آوردن)؛ به قصد تشبیه و تمثیل (یعنی مقصود خود را به مضمونی قرآنی مانند کردن)؛ به قصد تحریض و تحذیر (یعنی با آوردن عبارتی قرآنی خواننده را به چیزی تحریض و تشویق کردن یا از چیزی تحذیر و زنهار دادن)؛ به قصد استشهاد و استناد (یعنی مقصود خویش را به کلام خدا مستند کردن و سخن خدا را شاهد آن ساختن)؛ به قصد تزیین و تجمیل (یعنی کلام خویش را با گزاره های قرآنی آراستن و زیبا ساختن) و به قصد نکته پردازی، هنرنمایی، فضل فروشی و پیداست که چه بسا پاره ای از این ها با هم و یک جا نیز زمینه ساز اقتباس گزاره ای قرآنی می توانند باشند. برای نمونه نظامی، در نخستین بیت مثنوی پرآوازه اش، مخزن الاسرار، آیه بسم الله الرحمن الرحیم را به قصد تبرک و تیمن و پیروی از این سنت اسلامی که پسندیده و بایسته است تا هرکاری با نام و یاد خداوند آغاز شود، بی هیچ تغییری اقتباس کرده است:
هست کلید در گنج حکیم
بسم الله الرحمن الرحیم
***
چه خطر دارد این پلید نبید
عند کأس مزاجها کافور
چند نمونه دیگر:
اقتباس بخشی از آیه «اِنَّ الاَبرارَ یشْرَبونَ مِنْ کأس کانَ مِزاجُها کافوراً»؛ ابرار و نیکان از جامی که با کافور آمیخته است، می نوشند است با اندکی تغییر، به قصد تحریض و تحذیر، و در بیان این معنی است که شراب دنیایی در قیاس با شراب بهشت ارج و ارزش ندارد.
تا ز در بسته نگردی ملول
نصر من اللّه و فتح قریب
(سلمان ساوجی، دیوان، ص16)
شب وصل است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
تضمین و اقتباس گزاره قرآنی
«نصرُ منَ اللّه وَ فَتْح قریب»؛ یاری از خداست و پیروزی نزدیک است به قصد استشهاد، تحریض و امید بخشی، در بیان این معنی که آدمی هرگز هرچه کار بر او سخت شود و هرچه درها به روی او بسته شود نباید از فتح و گشایش الهی نومید شود.
مرا شکیب نمی باشد ای مسلمانان
ز روی خوب لکم دینکم ولی دین
(حافظ، دیوان، ص267)
اقتباس آیه «سلام هی حتّی مطْلَع الفَجْر»؛ شب قدر تا سپیده دمان سلام و سلامت است با اندکی تغییر، به قصد تبرّک و تزیین و (سعدی، غزلیات، ص 517)
اقتباس گزاره قرآنی «لَکُمْ دینُکُمْ وَلی دین»؛ دین شما، شما را و دین من مرا با اندک دگرگونی به قصد استشهاد و نکته پردازی.
داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط
جویای راه میکده ایم اهدنا الصراط
(کمال خجندی، دیوان، ج3، ص639.)
اقتباس بخشی از آیه «اهْدنَا الصراطَ المُستقیم» به قصد نکته پردازی و هنرنمایی.
نوبهار حیات من گشته است
و من الماء کلّ شیء حی
***
مست عشقیم عیب ما مکنید
فاتقواللّه یا اولی الالباب
اقتباس بخشی از آیه «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیءٍ حی»؛ همه چیز را از آب زندگی دادیم به قصد تمثیل و تجمیل.
جسم خاک از عشق برافلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خرّ موسی صعقا
(خواجوی کرمانی، دیوان، ص377.)
تضمین گزاره قرآنی «فَاتَّقوا اللّهَ یا اولی الاَلْباب»؛ ای خردمندان، تقوای خدا پیشه کنید به قصد استشهاد و تحریض (مثنوی، 25/1).
تضمین بخشی از آیه «فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَ خَرَّ موسی صَعِقاً»؛ چون خدای موسی بر کوه جلوه کرد، کوه را پخشش و پاشان کرد و موسی بیهوش فرو افتاد با اندکی تغییر، به قصد استشهاد و استناد، در بیان این معنی که عشق پاک آسمانی نه تنها آدمی را از خاک به افلاک می برد که جماد را نیز جان می بخشد.
قدر همت باشد آن جهد و دع
لیس للانسان الاّ ما سعی
(مثنوی، 29/12)
اقتباس از آیه «لَیسَ لِلانسانِ إلاّ ما سعی»؛ انسان چیزی جز کوشش خود نمی یابد به قصد استشهاد و استناد.
هرکه را نعمت و مال آمد و جاه
سفلگی رابعهم کلبهم است
(خاقانی، دیوان، ص750)
اقتباس بخشی از آیه «سَیقُولونَ ثَلاثَه رابِعُهُم کَلْبُهُمْ»؛ می گویند [اصحاب کهف] سه نفر بودند و چهارمین آن ها سگشان بود به قصد تمثیل و نکته پردازی در بیان این معنی که نعمت و مال و جاه سه چیزی هستند که چهارمین آن ها سفلگی و پستی است، همان گونه که به قولی اصحاب کهف و یاران غار سه نفر بودند و چهارمین آن ها سگشان بود.
منبع: جوان امروز
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی