اخلاق و سیاست در آمریکا

محمد عسلی

بعد از رسوایی رابطه نامشروع ژنرال پترائوس رئیس سازمان سیا با یک زن که به استعفای او منجر شد، دیروز خبر دیگری از رسانه­های غربی پخش شد که جان آلن فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان هم در رابطه با هزاران ایمیل ضداخلاقی برای یک زن مورد تحقیق و بازجویی قرار گرفته و نیروهای امنیتی آمریکا خانه وی را جستجو کرده­اند.
یکی از مفسران شبکه فارسی­زبان بی­بی­سی به نقل از یک مقام امنیتی آمریکا اعلام کرد: مهم نیست که این عمل ژنرال جان آلن با «زن مورد نظر»
تا چه اندازه و یا برای مقاصد جنسی بوده، بلکه مهم این است که این رابطه تا چه میزان به امنیت آمریکا و وظیفه وی در حساسیت کارش تأثیر گذاشته است.
در همین رابطه لیونی وزیر سابق امور خارجه اسراییل هم چند دوره پیش طی مصاحبه­ای با مجله تایم اعلام کرد برای کسب اطلاعات امنیتی با امیران عرب از جمله امیر قطر رابطه جنسی برقرار کرده و خاخام اسراییلی هم در تأیید عمل او گفت: در آیین یهود به زنان اجازه داده می­شود برای کسب اطلاعات از دشمن چنین روابط جنسی با دیگران داشته باشند که نگارنده این سطور، موضوع خانم لیونی را در یادداشتی مورد نقد قرار داد.
علی ای حال این خبرها که به هر دلیل و مصلحتی رسانه­ای می­شوند و بسیاری وقایع تلخ و ناگوار ضداخلاقی که یا کشف نمی­شوند و یا با تساهل و تسامح مورد اغماض قرار می­گیرند، حکایت از آن دارد که سوء رفتار به ویژه در مسایل جنسی نه فقط حریم خانواده­ها را تهدید می­کند، بلکه روند طبیعی زندگی زناشویی را خدشه­دار کرده وقاحت و زشتی چنین اعمالی را در افکار عمومی می­کاهد و بی­اعتمادی نسبت به عملکرد مسئولین کلیدی را تشدید می­نماید.
و اما بعد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به امام راحل خبر رسید یکی از وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی که در آن زمان ملبس به لباس روحانیت هم بود با منشی خود ازدواج کرده.
امام فرمودند ایشان از کار خود کنار برود و من­بعد هم مسئولیتی به وی سپرده نشود. به امام گفته شد ایشان خلاف شرع نکرده و با فرد مورد نظر ازدواج کرده است.
در پاسخ امام گفتند: «بله خلاف شرع نکرده، اما خلاف شأن کرده است...»
این موضوع هیچوقت رسانه­ای نشد و وزیر مربوطه برکنار شد. فلسفه این کار این است که انعکاس چنین افعالی، اعتماد عمومی را نسبت به کار و مسئولیت­پذیری کارگزاران کلیدی کاهش می­دهد و یا سلب می­کند. هرچند بعضی­ها بر این باورند که این نشانه حساسیت دولت­ها روی اعضاست و آن را نوعی آزادی در افشای اسرار شغلی به حساب می­آورند.
لیکن وقتی جامعه­ای به لحاظ اخلاقی در سراشیبی سقوط قرار می­گیرد و نظام اعتقادی به هم می­ریزد، اخلاق که به معنای داشتن رفتار، گفتار و پندار نیک است دستخوش تهاجم و هرج و مرج می­شود.
همین هرج و مرج آثار سوء و تبعات ناگواری دارد که طلاق و جدایی، دعواهای خانوادگی ناشی از اختلاف­های زناشویی و نهایتاً بی­تفاوتی نسبت به هر آنچه سوء رفتار جنسی خوانده می­شود را به دنبال خواهد داشت.
حال فرقی نمی­کند در آمریکا باشد یا افغانستان و هر کشور دیگری.
وقایع و رویدادهای کنونی در جهان و صفحات پرحجم حوادث روزانه که از قتل، خیانت، سرقت، جنایت، کلاهبرداری و سایر جرایم دیگر پرده برمی­دارند ناشی از همین نگرش­های سیاسی و اقتصادی خانه خراب­کن است و اینکه بسیاری از دولتمردان پذیرفته­اند هدف وسیله را توجیه می­کند. همانند اینکه برای کشتن فردی بمبی در میان یک مدرسه پرتاب شود و با علم به اینکه بسیاری از دانش­آموزان بیگناه کشته می­شوند این اقدام پذیرفتنی باشد.
و اما در روی دیگر این قضیه با مرور تاریخ و زندگی و عملکرد رؤسای جمهور آمریکا می­توان به سوابق ناگواری اشاره کرد. به عنوان مثال رابطه کلینتون رئیس جمهور اسبق آمریکا از حزب دمکرات با منشی­اش که منجر به محاکمه و عذرخواهی وی شد.
حال اگر در جامعه آمریکا قوانینی می­بود که هرگونه رابطه آزاد و خارج از چارچوب خانواده را جرم تلقی کند، آن را گناه بداند و مستوجب عقوبت و رسانه­های دیداری و شنیداری هم در دامن زدن به فحشاء و برهنگی از یکدیگر گوی سبقت نربایند، زمینه ذهنی برای دست زدن به چنین اعمالی به وجود نمی­آمد و از زن نیز به عنوان یک ابزار جنسی برای رسیدن به مقاصد سیاسی یا اقتصادی استفاده نمی­شد. این سخن و طرح اینگونه مسایل به معنای این نیست که کشور ما مدینه فاضله است و چنین وقایع و رویدادهایی را شاهد نیست، اما بدین معناست که رهبران آمریکا اگر دستشان برسد تا چه میزان پا را از محدوده اخلاق و عرف و قانون فراتر می­گذارند و به تأسی از آنها سربازانشان نیز در ژاپن به دختران تجاوز می­کنند؛ به قول سعدی علیه­الرحمه:
«اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از بیخ...»
اخلاق و سیاست هر چند در بسیاری موارد با یکدیگر رابطه­ای مسالمت­آمیز ندارند و با بعضی تصمیم­گیری­ها از یکدیگر فاصله می­گیرند، اما اگر مراد حفظ جامعه باشد و منافع اخلاقی در سطح ملی مطمح نظر قرار گیرد می­باید اخلاق، محور تصمیم­گیری­های سیاسی و اقتصادی باشد و نه آنکه سیاست برای عبور از فراز و نشیب­های پیش رو اخلاق را قربانی کند و پا روی تمامی معیارهای دینی گذارد. سیاستی که نهایتاً غرب را به ناکجاآباد برده است و علی­رغم فناوری­های پیشرفته و توسعه در همه سطوح روز به روز شاهد تزلزل اخلاق و فجایع ناشی از آن می­باشیم.
والسلام