سرمقاله 24 آبان 91
اخلاق و سیاست در آمریکا
محمد عسلی
بعد از رسوایی رابطه نامشروع ژنرال پترائوس رئیس سازمان سیا با یک زن که به استعفای او منجر شد، دیروز خبر دیگری از رسانههای غربی پخش شد که جان آلن فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان هم در رابطه با هزاران ایمیل ضداخلاقی برای یک زن مورد تحقیق و بازجویی قرار گرفته و نیروهای امنیتی آمریکا خانه وی را جستجو کردهاند.
یکی از مفسران شبکه فارسیزبان بیبیسی به نقل از یک مقام امنیتی آمریکا اعلام کرد: مهم نیست که این عمل ژنرال جان آلن با «زن مورد نظر»
تا چه اندازه و یا برای مقاصد جنسی بوده، بلکه مهم این است که این رابطه تا چه میزان به امنیت آمریکا و وظیفه وی در حساسیت کارش تأثیر گذاشته است.
در همین رابطه لیونی وزیر سابق امور خارجه اسراییل هم چند دوره پیش طی مصاحبهای با مجله تایم اعلام کرد برای کسب اطلاعات امنیتی با امیران عرب از جمله امیر قطر رابطه جنسی برقرار کرده و خاخام اسراییلی هم در تأیید عمل او گفت: در آیین یهود به زنان اجازه داده میشود برای کسب اطلاعات از دشمن چنین روابط جنسی با دیگران داشته باشند که نگارنده این سطور، موضوع خانم لیونی را در یادداشتی مورد نقد قرار داد.
علی ای حال این خبرها که به هر دلیل و مصلحتی رسانهای میشوند و بسیاری وقایع تلخ و ناگوار ضداخلاقی که یا کشف نمیشوند و یا با تساهل و تسامح مورد اغماض قرار میگیرند، حکایت از آن دارد که سوء رفتار به ویژه در مسایل جنسی نه فقط حریم خانوادهها را تهدید میکند، بلکه روند طبیعی زندگی زناشویی را خدشهدار کرده وقاحت و زشتی چنین اعمالی را در افکار عمومی میکاهد و بیاعتمادی نسبت به عملکرد مسئولین کلیدی را تشدید مینماید.
و اما بعد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به امام راحل خبر رسید یکی از وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی که در آن زمان ملبس به لباس روحانیت هم بود با منشی خود ازدواج کرده.
امام فرمودند ایشان از کار خود کنار برود و منبعد هم مسئولیتی به وی سپرده نشود. به امام گفته شد ایشان خلاف شرع نکرده و با فرد مورد نظر ازدواج کرده است.
در پاسخ امام گفتند: «بله خلاف شرع نکرده، اما خلاف شأن کرده است...»
این موضوع هیچوقت رسانهای نشد و وزیر مربوطه برکنار شد. فلسفه این کار این است که انعکاس چنین افعالی، اعتماد عمومی را نسبت به کار و مسئولیتپذیری کارگزاران کلیدی کاهش میدهد و یا سلب میکند. هرچند بعضیها بر این باورند که این نشانه حساسیت دولتها روی اعضاست و آن را نوعی آزادی در افشای اسرار شغلی به حساب میآورند.
لیکن وقتی جامعهای به لحاظ اخلاقی در سراشیبی سقوط قرار میگیرد و نظام اعتقادی به هم میریزد، اخلاق که به معنای داشتن رفتار، گفتار و پندار نیک است دستخوش تهاجم و هرج و مرج میشود.
همین هرج و مرج آثار سوء و تبعات ناگواری دارد که طلاق و جدایی، دعواهای خانوادگی ناشی از اختلافهای زناشویی و نهایتاً بیتفاوتی نسبت به هر آنچه سوء رفتار جنسی خوانده میشود را به دنبال خواهد داشت.
حال فرقی نمیکند در آمریکا باشد یا افغانستان و هر کشور دیگری.
وقایع و رویدادهای کنونی در جهان و صفحات پرحجم حوادث روزانه که از قتل، خیانت، سرقت، جنایت، کلاهبرداری و سایر جرایم دیگر پرده برمیدارند ناشی از همین نگرشهای سیاسی و اقتصادی خانه خرابکن است و اینکه بسیاری از دولتمردان پذیرفتهاند هدف وسیله را توجیه میکند. همانند اینکه برای کشتن فردی بمبی در میان یک مدرسه پرتاب شود و با علم به اینکه بسیاری از دانشآموزان بیگناه کشته میشوند این اقدام پذیرفتنی باشد.
و اما در روی دیگر این قضیه با مرور تاریخ و زندگی و عملکرد رؤسای جمهور آمریکا میتوان به سوابق ناگواری اشاره کرد. به عنوان مثال رابطه کلینتون رئیس جمهور اسبق آمریکا از حزب دمکرات با منشیاش که منجر به محاکمه و عذرخواهی وی شد.
حال اگر در جامعه آمریکا قوانینی میبود که هرگونه رابطه آزاد و خارج از چارچوب خانواده را جرم تلقی کند، آن را گناه بداند و مستوجب عقوبت و رسانههای دیداری و شنیداری هم در دامن زدن به فحشاء و برهنگی از یکدیگر گوی سبقت نربایند، زمینه ذهنی برای دست زدن به چنین اعمالی به وجود نمیآمد و از زن نیز به عنوان یک ابزار جنسی برای رسیدن به مقاصد سیاسی یا اقتصادی استفاده نمیشد. این سخن و طرح اینگونه مسایل به معنای این نیست که کشور ما مدینه فاضله است و چنین وقایع و رویدادهایی را شاهد نیست، اما بدین معناست که رهبران آمریکا اگر دستشان برسد تا چه میزان پا را از محدوده اخلاق و عرف و قانون فراتر میگذارند و به تأسی از آنها سربازانشان نیز در ژاپن به دختران تجاوز میکنند؛ به قول سعدی علیهالرحمه:
«اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از بیخ...»
اخلاق و سیاست هر چند در بسیاری موارد با یکدیگر رابطهای مسالمتآمیز ندارند و با بعضی تصمیمگیریها از یکدیگر فاصله میگیرند، اما اگر مراد حفظ جامعه باشد و منافع اخلاقی در سطح ملی مطمح نظر قرار گیرد میباید اخلاق، محور تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی باشد و نه آنکه سیاست برای عبور از فراز و نشیبهای پیش رو اخلاق را قربانی کند و پا روی تمامی معیارهای دینی گذارد. سیاستی که نهایتاً غرب را به ناکجاآباد برده است و علیرغم فناوریهای پیشرفته و توسعه در همه سطوح روز به روز شاهد تزلزل اخلاق و فجایع ناشی از آن میباشیم.
والسلام
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی