صفحه 9--6 آذر 91
راز جنایت کوچه البرز در سینه دو جوان 20 ساله
ایسنا: دو جوان 20 ساله که برای سرقت خودرو اقدام به قتل راننده کرده بودند، دستگیر شدند.
ماموران کلانتری 107 فلسطین در ساعت 3:30 بامداد 22 مهرماه سال جاری از طریق مرکز فوریتهای پلیس 110 در جریان کشف یک فقره جسد در خیابان حافظ کوچه البرز قرار گرفتند که در بررسیهای اولیه
انجام شده توسط مأموران کلانتری مشخص شد
که مقتول به هویت «احمد - ج» 27ساله در خودرو شخصی پژو پارس سفیدرنگ خود توسط قاتل یا قاتلان به قتل رسیده است.
با اعلام خبر کشف جسد از سوی کلانتری 107 فلسطین به پلیس آگاهی و قاضی کشیک ویژه قتل، به دستور بازپرس شعبه چهارم ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با ارجاع پرونده به اداره دهم پلیس آگاهی، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که تعدادی از دانشجویان در مسیر رفتن به خوابگاه دانشجویی، با مشاهده یک دستگاه خودرو سواری پژو پرشیا سفیدرنگ که هر چهار در آن باز و چراغ های احتیاط آن نیز روشن بوده، به محل پارک خودرو نزدیک شده و در بررسی داخل خودرو متوجه خونآلود بودن
صندلیهای خودرو میشوند و در فاصله چندمتری خودرو نیز جسد مقتول را پیدا میکنند که پس از آن از طریق مرکز فوریتهای پلیس 110، موضوع را به پلیس اطلاع می دهند.
با شناسایی اعضای خانواده مقتول و در تحقیقات از آنان مشخص شد که مقتول در ساعت 22:21 مهرماه از منزل برادرش واقع در شهریار خارج شده و به مقصد منزل خود واقع در میدان رسالت خیابان فرجام حرکت کرده و طبق اظهارات خانواده با فرد یا افرادی نیز قرار ملاقات یا اختلاف نداشته است.
در شرایطی که هیچگونه اطلاعاتی در خصوص ارتکاب جنایت با انگیزه دشمنی یا اختلاف مالی در پرونده وجود نداشت، کارآگاهان اداره دهم با مراجعه به کوچه البرز به بررسی میدانی از محل وقوع جنایت پرداخته و در بررسیهای خود چند واحد تجاری دارای دوربینهای مدار بسته را شناسایی کردند که پس از آن تصاویر به دست آمده از دوربینهای مدار بسته این واحدهای تجاری مورد بررسی قرار گرفت و کارآگاهان خودروی متعلق به مقتول را شناسایی کردند که در ساعت 1:45 بامداد 22 مهرماه به همراه راننده و دو جوان داخل کوچه میشود و در حالی که کارآگاهان در حضور صاحب یکی از مغازهها در حال بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته مغازه وی بودند، ناگهان صاحب مغازه به محض مشاهده تصویر دو جوانی که دوان دوان و در امتداد کوچه و به سمت خانه متروکه در حال دور شدن از ماشین مقتول بودند، به کارآگاهان گفت که این دو جوان «سامان» و «داوود» هستند و هر دو در یک خانه قدیمی متروکه در انتهای همین کوچه البرز زندگی میکنند و اطمینان داشت که به هیچ عنوان در شناسایی خود دچار اشتباه نشده است.
با توجه به شناسایی عاملان جنایت به اسامی «سامان - ن» 20 ساله و «داوود - ع»
20 ساله، کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که در کوچه البرز خانهای قدیمی و متروکه وجود دارد که محل تردد برخی افراد بهویژه افراد معتاد و... است و در این بین سامان و داوود نیز به علت
بلامکان بودن از مدتی پیش در این خانه متروکه زندگی میکنند.
در ادامه با وجود متواری شدن سامان و داوود از خانه متروکه و در شرایطی که
به واسطه بلامکان بودن این دو و عدم مراجعه متهمان به محل سکونت خانوادههایشان، هیچگونه اطلاعات قابل بهرهبرداری برای دستگیری آنان وجود نداشت، کارآگاهان با توجه به احتمال مراجعه به ساختمان متروکه برای استراحت و سایر امور مراقبتهای پلیسی نامحسوس را در دستور کار خود قرار دادند و سرانجام در ساعت 12 روز 29 آبان، «داوود - ع» در حین خروج از خانه متروکه دستگیر و به اداره دهم منتقل شد.
با دستگیری داوود و آغاز تحقیقات، وی صراحتا به ارتکاب جنایت و به همراه سامان با انگیزه سرقت خودرو به شیوه زورگیری اعتراف کرد که در ادامه و با شناسایی محل تردد سامان، وی نیز در ساعت 14 روز
30 آبان در چهارراه استانبول دستگیر و به اداره دهم منتقل شد.
متهمان در اعترافات خود در خصوص نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفتند: در ساعت 1:30 مورخ روز حادثه به بهانه کرایه دربست، سوار یک دستگاه خودرو پرشیا سفیدرنگ شده و به بهانه برداشتن مدارک از داخل خانه از راننده خواستیم تا به داخل کوچه البرز برود؛ به واسطه شناخت کامل از کوچه البرز و موقعیت تجاری آن و نبودن مجتمع مسکونی داخل کوچه اطمینان داشتیم که در آن موقع از شب فردی داخل کوچه تردد ندارد و
به همین علت به محض ورود ماشین به داخل کوچه، با تهدید چاقو قصد سرقت ماشین را داشتیم که ناگهان راننده جوان خودرو با ما درگیر شد که در حین درگیری چندین ضربه چاقو به او زدیم که یکی از این ضربات به سینه مقتول (طبق نظریه پزشکی ضربه چاقو به قلب مقتول برخورد کرده است) برخورد کرد که باعث خونریزی شدید وی شد.
متهمان در خصوص علت عدم سرقت ماشین نیز به کارآگاهان عنوان داشتند که پس از پیادهکردن مقتول از داخل ماشین، قصد سرقت خودرو را داشتهاند اما به خاطر
خونریزی شدید مقتول داخل خودرو و آغشتهشدن
صندلی ها به ویژه صندلی راننده به خون، از سرقت خودرو منصرف و از محل متواری شدهاند.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح متهمان به ارتکاب جنایت با انگیزه زورگیری تحت پوشش مسافرنما، دستور بازداشت موقت از سوی بازپرس صادر شد و هر دو متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.
کشف جنایت در زیرزمین نمایشگاه خودرو
مهر: نگهبان نمایشگاه خودرو وقتی دختر شیشه ای را به قتل رسانده و جسدش را به داخل چاه نمایشگاه می انداخت، هیچگاه فکر نمی کرد از سوی ماموران پلیس شناسایی و دستگیر شود.
هفتم شهریور ماه امسال زنی با مراجعه به کلانتری 169 مشیریه به مأموران اعلام کرد دخترم به نام «مریم» 31 ساله ساعت 6
سوم شهریور با خودرو پراید شخصی اش از خانه خارج شد و عنوان داشت که خیلی زود باز می گردد، اما با گذشت 4 روز به خانه نیامده و هیچگونه خبری از وی نداریم.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "فقدانی" و به دستور شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار گروه فقدانی پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با ارجاع پرونده به پایگاه ششم پلیس آگاهی، کارآگاهان در اولین مرحله از اقدامات خود دستور توقیف خودرو متعلق به فقدانی را در سیستم جامع پلیس ثبت کرده و همزمان، با توجه به در اختیار داشتن تصاویر و همچنین مشخصات کامل فقدانی در زمان خروج از منزل، به بررسی سوابق بیمارستان های سطح شهر تهران، کلانتری ها، پزشکی قانونی، برای به دست آوردن
اطلاع از سرنوشت فقدانی پرداختند.
در حالی که تحقیقات برای سرنوشت دختر گمشده ادامه داشت ساعت یک بامداد نهم مهرماه مأموران کلانتری 118 ستارخان حین گشت زنی در خیابان صالحی به یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ رها شده در کنار خیابان مشکوک شدند که در بررسی سوابق خودرو مشخص شد که خودرو دارای دستور توقیف از سوی پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ است.
با اعلام خبر کشف خودرو متعلق به فقدانی به پایگاه ششم و احتمال وقوع هرگونه جنایت، پرونده از پایگاه ششم به معاونت جنایی تهران بزرگ ارجاع شد و در ادامه موضوع جهت انجام تحقیقات تخصصی در دستور کار کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
کارآگاهان اداره یازدهم در تحقیقات پلیسی خود اطلاع پیدا کردند که فقدانی از چندی پیش با فردی به نام «ابراهیم» 36 ساله در ارتباط بوده است.
بلافاصله محل کار این شخص در یک نمایشگاه فروش خودرو در خیابان آزادی شناسایی و در تحقیقات از مدیر نمایشگاه مشخص شد که وی از ششم شهریور ماه، پس از گذشت چند سال کار در نمایشگاه
ـ به عنوان نگهبان ـ و در حالی که پیش از آن هیچ تصمیمی برای تغییر کار خود نداشته،
به صورت ناگهانی اقدام به تسویه حساب با مدیر نمایشگاه کرده است.
با توجه به اطلاعات به دست آمده، دستگیری "ابراهیم " در دستور کار کارآگاهان اداره یازدهم قرار گرفت و سرانجام کارآگاهان موفق به شناسایی محل کار جدید وی در منطقه مهرآباد جنوبی شدند که در آنجا و در یک ساختمان در حال ساخت، به عنوان نگهبان و البته با حقوقی کمتر از حقوق نمایشگاه مشغول به کار شده بود.
همزمان با شناسایی ساختمان در حال ساخت به عنوان محل کار جدید ابراهیم، کاراگاهان اداره یازدهم 28 آبان ماه با مراجعه به این ساختمان اقدام به دستگیری ابراهیم و انتقال وی به اداره یازدهم پلیس آگاهی کردند.
ابراهیم در اظهارات اولیه خود در خصوص نحوه آشنایی خود با فقدانی به کارآگاهان گفت: از 6 ماه پیش بود که با مریم در زمان خرید مواد مخدر آشنا شده بودم. وقتی مریم متوجه شد که من به عنوان نگهبان نمایشگاه اتاقکی را در اختیار دارم که می تواند در آنجا مواد مصرف کند، هر هفته یک بار و در زمان تعطیلی نمایشگاه برای مصرف شیشه به محل کار من می آمد و در اتاقک نگهبانی مواد خود را مصرف می کرد.
ابراهیم در ادامه اظهارات خود به کارآگاهان گفت : حدود سه ماه پیش ـ صبح روز جمعه ـ مریم به نمایشگاه مراجعه کرد و داخل اتاقک نگهبانی شروع به مصرف شیشه کرد، اما بعد از چند لحظه دیدم که مرده است. من نیز جسد او را به داخل چاهی در زیر زمین نمایشگاه انداخته و پس از گذشت چند روز از زمان مرگ مریم، با مدیر نمایشگاه تسویه حساب کرده و در منطقه مهرآباد جنوبی
به عنوان نگهبان ساختمان مشغول
به کار شدم.
با توجه به اظهارات ابراهیم در خصوص مرگ فقدانی در داخل اتاقک نمایشگاه و قرار داشتن جسد مریم در چاهی در زیرزمین نمایشگاه، بلافاصله هماهنگی های لازم با آتش نشانی، تشخیص هویت، پزشکی قانونی و بازپرس پرونده انجام و ساعت 13آخرین روز آبان ماه جسد فقدانی کشف و به پزشکی قانونی انتقال داده شد.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی و انجام معاینات پزشکی، علت مرگ اصابت
دو ضربه با جسم نوک تیز به قسمت چپ سینه اعلام شد.
با توجه به اعلام نظریه پزشکی قانونی و قطعی شدن وقوع جنایت، ابراهیم که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشت در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: وقتی مریم به محل کار من آمد، در حین مصرف شیشه حالش بد شد و با من درگیر شد؛ در حین درگیری مریم با لیوان دسته داری که در داخل اتاقک نگهبانی بود ضربه ای به پیشانی من زد که باعث خونریزی شدید آن شد و تمامی لباس های مرا خونی کرد؛ من هم چاقوی کوچکی را برداشته و یک ضربه
به سینه مریم زده و ضربه ای دیگر به سینه اش
زدم که جان خود را از دست داد.
پس از کشته شدن مریم جسد او را به داخل زیرزمین برده، پس از باز کردن در چاه جنازه را به داخل چاه انداخته و در آن را بستم؛
دو یا سه روز بعد از حادثه به صاحب نمایشگاه گفتم که دیگر در آنجا کار نمی کنم و پس از انجام تسویه از آنجا رفتم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به کشف جسد و اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر شد و پرونده به همراه متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
درگیری پیامکی به قتل انجامید
مهر: درگیری پیامکی دو پسر دانش آموز با قتل یکی از آنها پایان یافت.
این جنایت 17 مهر سال گذشته به ماموران پلیس شهرری اطلاع داده شد. گروه جنایی پس از حضور در محل دریافتند، پسر 17 ساله به نام «امیر» بر اثر اصابت ضربه کارد به قتل رسیده است.
کارآگاهان در جریان تحقیقات هویت عاملان جنایت به نام «فرهاد» و «مهرزاد» را شناسایی کرده و آنها را در عملیات های جداگانه ای دستگیر کردند. متهمان در بازجویی به قتل اعتراف کرده و پرونده آنها برای محاکمه به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه دادگاه فرهاد با اعتراف به قتل گفت: مقتول با مهرزاد اختلاف شد و ساعت هشت شب با هم در میدان شهرری قرار گذاشتند. من هم همراه مهرزاد به محل قرار رفتم. آنجا آنها با هم درگیر شدند من هم وارد درگیری شده و با ضربه کارد ضربه ای به مقتول زدم که باعث مرگش شد.
در ادامه نیز مهرزاد در جایگاه قرار گرفت و گفت: من و امیر در یک مدرسه درس می خواندیم و با هم دوست بودیم. اختلاف ما
بر سر یک پیامک اشتباهی که من به مقتول دادم، شروع شد. روز حادثه چند بار برای هم پیامک تهدید آمیز فرستادیم. به خاطر ترس از مقتول دوستم را همراه خود به محل قرار بردم که در آنجا این جنایت رخ داد.
پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای مدافع آنها، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و فرهاد را به قصاص محکوم کردند. مهرزاد هم به اتهام معاونت در قتل به زندان محکوم شد.
انجام شده توسط مأموران کلانتری مشخص شد
که مقتول به هویت «احمد - ج» 27ساله در خودرو شخصی پژو پارس سفیدرنگ خود توسط قاتل یا قاتلان به قتل رسیده است.
با اعلام خبر کشف جسد از سوی کلانتری 107 فلسطین به پلیس آگاهی و قاضی کشیک ویژه قتل، به دستور بازپرس شعبه چهارم ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با ارجاع پرونده به اداره دهم پلیس آگاهی، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که تعدادی از دانشجویان در مسیر رفتن به خوابگاه دانشجویی، با مشاهده یک دستگاه خودرو سواری پژو پرشیا سفیدرنگ که هر چهار در آن باز و چراغ های احتیاط آن نیز روشن بوده، به محل پارک خودرو نزدیک شده و در بررسی داخل خودرو متوجه خونآلود بودن
صندلیهای خودرو میشوند و در فاصله چندمتری خودرو نیز جسد مقتول را پیدا میکنند که پس از آن از طریق مرکز فوریتهای پلیس 110، موضوع را به پلیس اطلاع می دهند.
با شناسایی اعضای خانواده مقتول و در تحقیقات از آنان مشخص شد که مقتول در ساعت 22:21 مهرماه از منزل برادرش واقع در شهریار خارج شده و به مقصد منزل خود واقع در میدان رسالت خیابان فرجام حرکت کرده و طبق اظهارات خانواده با فرد یا افرادی نیز قرار ملاقات یا اختلاف نداشته است.
در شرایطی که هیچگونه اطلاعاتی در خصوص ارتکاب جنایت با انگیزه دشمنی یا اختلاف مالی در پرونده وجود نداشت، کارآگاهان اداره دهم با مراجعه به کوچه البرز به بررسی میدانی از محل وقوع جنایت پرداخته و در بررسیهای خود چند واحد تجاری دارای دوربینهای مدار بسته را شناسایی کردند که پس از آن تصاویر به دست آمده از دوربینهای مدار بسته این واحدهای تجاری مورد بررسی قرار گرفت و کارآگاهان خودروی متعلق به مقتول را شناسایی کردند که در ساعت 1:45 بامداد 22 مهرماه به همراه راننده و دو جوان داخل کوچه میشود و در حالی که کارآگاهان در حضور صاحب یکی از مغازهها در حال بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته مغازه وی بودند، ناگهان صاحب مغازه به محض مشاهده تصویر دو جوانی که دوان دوان و در امتداد کوچه و به سمت خانه متروکه در حال دور شدن از ماشین مقتول بودند، به کارآگاهان گفت که این دو جوان «سامان» و «داوود» هستند و هر دو در یک خانه قدیمی متروکه در انتهای همین کوچه البرز زندگی میکنند و اطمینان داشت که به هیچ عنوان در شناسایی خود دچار اشتباه نشده است.
با توجه به شناسایی عاملان جنایت به اسامی «سامان - ن» 20 ساله و «داوود - ع»
20 ساله، کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که در کوچه البرز خانهای قدیمی و متروکه وجود دارد که محل تردد برخی افراد بهویژه افراد معتاد و... است و در این بین سامان و داوود نیز به علت
بلامکان بودن از مدتی پیش در این خانه متروکه زندگی میکنند.
در ادامه با وجود متواری شدن سامان و داوود از خانه متروکه و در شرایطی که
به واسطه بلامکان بودن این دو و عدم مراجعه متهمان به محل سکونت خانوادههایشان، هیچگونه اطلاعات قابل بهرهبرداری برای دستگیری آنان وجود نداشت، کارآگاهان با توجه به احتمال مراجعه به ساختمان متروکه برای استراحت و سایر امور مراقبتهای پلیسی نامحسوس را در دستور کار خود قرار دادند و سرانجام در ساعت 12 روز 29 آبان، «داوود - ع» در حین خروج از خانه متروکه دستگیر و به اداره دهم منتقل شد.
با دستگیری داوود و آغاز تحقیقات، وی صراحتا به ارتکاب جنایت و به همراه سامان با انگیزه سرقت خودرو به شیوه زورگیری اعتراف کرد که در ادامه و با شناسایی محل تردد سامان، وی نیز در ساعت 14 روز
30 آبان در چهارراه استانبول دستگیر و به اداره دهم منتقل شد.
متهمان در اعترافات خود در خصوص نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفتند: در ساعت 1:30 مورخ روز حادثه به بهانه کرایه دربست، سوار یک دستگاه خودرو پرشیا سفیدرنگ شده و به بهانه برداشتن مدارک از داخل خانه از راننده خواستیم تا به داخل کوچه البرز برود؛ به واسطه شناخت کامل از کوچه البرز و موقعیت تجاری آن و نبودن مجتمع مسکونی داخل کوچه اطمینان داشتیم که در آن موقع از شب فردی داخل کوچه تردد ندارد و
به همین علت به محض ورود ماشین به داخل کوچه، با تهدید چاقو قصد سرقت ماشین را داشتیم که ناگهان راننده جوان خودرو با ما درگیر شد که در حین درگیری چندین ضربه چاقو به او زدیم که یکی از این ضربات به سینه مقتول (طبق نظریه پزشکی ضربه چاقو به قلب مقتول برخورد کرده است) برخورد کرد که باعث خونریزی شدید وی شد.
متهمان در خصوص علت عدم سرقت ماشین نیز به کارآگاهان عنوان داشتند که پس از پیادهکردن مقتول از داخل ماشین، قصد سرقت خودرو را داشتهاند اما به خاطر
خونریزی شدید مقتول داخل خودرو و آغشتهشدن
صندلی ها به ویژه صندلی راننده به خون، از سرقت خودرو منصرف و از محل متواری شدهاند.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح متهمان به ارتکاب جنایت با انگیزه زورگیری تحت پوشش مسافرنما، دستور بازداشت موقت از سوی بازپرس صادر شد و هر دو متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.
کشف جنایت در زیرزمین نمایشگاه خودرو
مهر: نگهبان نمایشگاه خودرو وقتی دختر شیشه ای را به قتل رسانده و جسدش را به داخل چاه نمایشگاه می انداخت، هیچگاه فکر نمی کرد از سوی ماموران پلیس شناسایی و دستگیر شود.
هفتم شهریور ماه امسال زنی با مراجعه به کلانتری 169 مشیریه به مأموران اعلام کرد دخترم به نام «مریم» 31 ساله ساعت 6
سوم شهریور با خودرو پراید شخصی اش از خانه خارج شد و عنوان داشت که خیلی زود باز می گردد، اما با گذشت 4 روز به خانه نیامده و هیچگونه خبری از وی نداریم.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "فقدانی" و به دستور شعبه دهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار گروه فقدانی پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با ارجاع پرونده به پایگاه ششم پلیس آگاهی، کارآگاهان در اولین مرحله از اقدامات خود دستور توقیف خودرو متعلق به فقدانی را در سیستم جامع پلیس ثبت کرده و همزمان، با توجه به در اختیار داشتن تصاویر و همچنین مشخصات کامل فقدانی در زمان خروج از منزل، به بررسی سوابق بیمارستان های سطح شهر تهران، کلانتری ها، پزشکی قانونی، برای به دست آوردن
اطلاع از سرنوشت فقدانی پرداختند.
در حالی که تحقیقات برای سرنوشت دختر گمشده ادامه داشت ساعت یک بامداد نهم مهرماه مأموران کلانتری 118 ستارخان حین گشت زنی در خیابان صالحی به یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ رها شده در کنار خیابان مشکوک شدند که در بررسی سوابق خودرو مشخص شد که خودرو دارای دستور توقیف از سوی پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ است.
با اعلام خبر کشف خودرو متعلق به فقدانی به پایگاه ششم و احتمال وقوع هرگونه جنایت، پرونده از پایگاه ششم به معاونت جنایی تهران بزرگ ارجاع شد و در ادامه موضوع جهت انجام تحقیقات تخصصی در دستور کار کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
کارآگاهان اداره یازدهم در تحقیقات پلیسی خود اطلاع پیدا کردند که فقدانی از چندی پیش با فردی به نام «ابراهیم» 36 ساله در ارتباط بوده است.
بلافاصله محل کار این شخص در یک نمایشگاه فروش خودرو در خیابان آزادی شناسایی و در تحقیقات از مدیر نمایشگاه مشخص شد که وی از ششم شهریور ماه، پس از گذشت چند سال کار در نمایشگاه
ـ به عنوان نگهبان ـ و در حالی که پیش از آن هیچ تصمیمی برای تغییر کار خود نداشته،
به صورت ناگهانی اقدام به تسویه حساب با مدیر نمایشگاه کرده است.
با توجه به اطلاعات به دست آمده، دستگیری "ابراهیم " در دستور کار کارآگاهان اداره یازدهم قرار گرفت و سرانجام کارآگاهان موفق به شناسایی محل کار جدید وی در منطقه مهرآباد جنوبی شدند که در آنجا و در یک ساختمان در حال ساخت، به عنوان نگهبان و البته با حقوقی کمتر از حقوق نمایشگاه مشغول به کار شده بود.
همزمان با شناسایی ساختمان در حال ساخت به عنوان محل کار جدید ابراهیم، کاراگاهان اداره یازدهم 28 آبان ماه با مراجعه به این ساختمان اقدام به دستگیری ابراهیم و انتقال وی به اداره یازدهم پلیس آگاهی کردند.
ابراهیم در اظهارات اولیه خود در خصوص نحوه آشنایی خود با فقدانی به کارآگاهان گفت: از 6 ماه پیش بود که با مریم در زمان خرید مواد مخدر آشنا شده بودم. وقتی مریم متوجه شد که من به عنوان نگهبان نمایشگاه اتاقکی را در اختیار دارم که می تواند در آنجا مواد مصرف کند، هر هفته یک بار و در زمان تعطیلی نمایشگاه برای مصرف شیشه به محل کار من می آمد و در اتاقک نگهبانی مواد خود را مصرف می کرد.
ابراهیم در ادامه اظهارات خود به کارآگاهان گفت : حدود سه ماه پیش ـ صبح روز جمعه ـ مریم به نمایشگاه مراجعه کرد و داخل اتاقک نگهبانی شروع به مصرف شیشه کرد، اما بعد از چند لحظه دیدم که مرده است. من نیز جسد او را به داخل چاهی در زیر زمین نمایشگاه انداخته و پس از گذشت چند روز از زمان مرگ مریم، با مدیر نمایشگاه تسویه حساب کرده و در منطقه مهرآباد جنوبی
به عنوان نگهبان ساختمان مشغول
به کار شدم.
با توجه به اظهارات ابراهیم در خصوص مرگ فقدانی در داخل اتاقک نمایشگاه و قرار داشتن جسد مریم در چاهی در زیرزمین نمایشگاه، بلافاصله هماهنگی های لازم با آتش نشانی، تشخیص هویت، پزشکی قانونی و بازپرس پرونده انجام و ساعت 13آخرین روز آبان ماه جسد فقدانی کشف و به پزشکی قانونی انتقال داده شد.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی و انجام معاینات پزشکی، علت مرگ اصابت
دو ضربه با جسم نوک تیز به قسمت چپ سینه اعلام شد.
با توجه به اعلام نظریه پزشکی قانونی و قطعی شدن وقوع جنایت، ابراهیم که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشت در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: وقتی مریم به محل کار من آمد، در حین مصرف شیشه حالش بد شد و با من درگیر شد؛ در حین درگیری مریم با لیوان دسته داری که در داخل اتاقک نگهبانی بود ضربه ای به پیشانی من زد که باعث خونریزی شدید آن شد و تمامی لباس های مرا خونی کرد؛ من هم چاقوی کوچکی را برداشته و یک ضربه
به سینه مریم زده و ضربه ای دیگر به سینه اش
زدم که جان خود را از دست داد.
پس از کشته شدن مریم جسد او را به داخل زیرزمین برده، پس از باز کردن در چاه جنازه را به داخل چاه انداخته و در آن را بستم؛
دو یا سه روز بعد از حادثه به صاحب نمایشگاه گفتم که دیگر در آنجا کار نمی کنم و پس از انجام تسویه از آنجا رفتم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به کشف جسد و اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر شد و پرونده به همراه متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
درگیری پیامکی به قتل انجامید
مهر: درگیری پیامکی دو پسر دانش آموز با قتل یکی از آنها پایان یافت.
این جنایت 17 مهر سال گذشته به ماموران پلیس شهرری اطلاع داده شد. گروه جنایی پس از حضور در محل دریافتند، پسر 17 ساله به نام «امیر» بر اثر اصابت ضربه کارد به قتل رسیده است.
کارآگاهان در جریان تحقیقات هویت عاملان جنایت به نام «فرهاد» و «مهرزاد» را شناسایی کرده و آنها را در عملیات های جداگانه ای دستگیر کردند. متهمان در بازجویی به قتل اعتراف کرده و پرونده آنها برای محاکمه به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه دادگاه فرهاد با اعتراف به قتل گفت: مقتول با مهرزاد اختلاف شد و ساعت هشت شب با هم در میدان شهرری قرار گذاشتند. من هم همراه مهرزاد به محل قرار رفتم. آنجا آنها با هم درگیر شدند من هم وارد درگیری شده و با ضربه کارد ضربه ای به مقتول زدم که باعث مرگش شد.
در ادامه نیز مهرزاد در جایگاه قرار گرفت و گفت: من و امیر در یک مدرسه درس می خواندیم و با هم دوست بودیم. اختلاف ما
بر سر یک پیامک اشتباهی که من به مقتول دادم، شروع شد. روز حادثه چند بار برای هم پیامک تهدید آمیز فرستادیم. به خاطر ترس از مقتول دوستم را همراه خود به محل قرار بردم که در آنجا این جنایت رخ داد.
پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای مدافع آنها، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و فرهاد را به قصاص محکوم کردند. مهرزاد هم به اتهام معاونت در قتل به زندان محکوم شد.
+ نوشته شده در 2012/11/26 ساعت 5:12 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی