«وداع» با آهنگ سکوت
به بهانه درگذشت زنده یاد
رحیم فتحعلی­زاده
اسماعیل  عسلی

 کسانی هستند که به دلیل همنشینی با فطرت، در چرخش گردونه حیات انسانی و تحمل­پذیر کردن آن ایفای نقش می­کنند و در تلطیف سختی­ها و آسان نمودن دشواری­ها و هموار کردن راهها و نزدیک نشان دادن قله­ها، دست بالایی دارند. اینان دلباختگان زیبایی و کاشفان عشق و مترجمان احساس­های ماورایی­اند؛ که در هر عصر و تمدنی می­توان رد پای زندگی آنها را پی گرفت چرا که اگر تمدن را شاخصه حیات انسانی بدانیم، هنر به عنوان جزو جدا ناشدنی هر تمدن و شناسنامه معرفت و اندیشه انسان در هر عصری جلوه­گری می­کند و از میان هنرها موسیقی جایگاهی والا دارد؛ زیرا مانایی و ماندگاری آن در گرو نفوذ آن تا اعماق روح و درون انسان است و همان تأثیری که موسیقی طبیعت در ایجاد آرامش و انگیزش دارد، موسیقی حاصل از مکاشفات درونی یک انسان هنرمند و سرسپرده به زیبایی نیز در خود نهفته دارد. بی­گمان زندگی منهای موسیقی رخوت­آمیز، کسالت­آور، خالی از انگیزه و یکنواخت است. چرا که جانشین بلندمرتبه­ای برای سکوت و گاه سخنان نارساست. تا ژرفای هستی انسان نفوذ می­کند و گاه الهام­بخش او در پیدا کردن راه­های  دور از دسترس است.
با موسیقی می­توان از حال به گذشته و آینده سفر کرد و خستگی را به فراموشی سپرد. موسیقی آهنگ گام­هایی است که آدمی در خیال برمی­دارد و بعدها به منصه­ی ظهور می­رسد. رویکرد به موسیقی و واکنش نشان دادن به علائمی که ارسال می­کند، ممیزه انسان از سایر موجودات است و سعدی چه زیبا این حقیقت را در یک بیت خلاصه کرده است:
اشتر به شعر عرب، در حالت است و طرب                   
گر ذوق نیست ترا، کج طبع جانوری
موسیقی در همه جا حضور دارد، در حرکت، در سکوت، در اندیشه، در زندگی، در طبیعت.
در بیان و نوشته و بالاتر از همه موسیقی هستی است. و هیچ اثر ماندگاری در جهان یافت نمی­شود مگر اینکه موسیقایی و برخوردار از هارمونی و هماهنگی باشد. ماندگاری هر اثر موسیقایی به ماندگاری خالق آن منجر می­شود و بهترین اثر هر هنرمندی در واقع شناسنامه­ی هنری اوست که همگان برای شناخت و مطالعه سبک و اندیشه­اش به آن مراجعه می­کنند.
در هم تنیدگی موسیقی با شعر به ماندگاری و خاطره­انگیزی آن یاری می­رساند  بدین ترتیب که گاه موسیقی شعر را با خود به اوج می­برد و گاه شعر موسیقی را همراهی می­کند و گاه پا به پای هم آسمان­ها را درمی­نوردند.
از آنجا که یک هنرمند موسیقیدان با آثارش شناخته می­شود و با خلق آثار ارزشمند  به زندگی­اش معنا و روح می­بخشد، از همان زمانی که پا به چنین عرصه­ای می­گذارد با مرگ خداحافظی می­کند و چون خاک را در آغوش می­کشد هیچ کس رفتن او را احساس نخواهد کرد چرا که همواره حضور دارد و سخنانش که در واقع آثارش هستند، شنیده می­شود و یک هنرمند جز هنرش حرفی برای گفتن ندارد.
رحیم فتحعلی­زاده که در ساعات اولیه بامداد روز پنجشنبه با سلامی به سحر، شب را وداع کرد، مردی از جنس هنر بود که عشق را می­نواخت و با زبان هنر سخن می­گفت. کسی که موسیقی را در خودش و خودش را در موسیقی پیدا کرده بود، هرگز خودش را گم نکرد و آن اندازه که به هنرش بها می­داد اسیر روزمره­گی­ها نبود.
از زمان تأسیس رادیو در شیراز با تشکیل گروه­های هنری اقدام به تولید و پخش موسیقی­های محلی کرد و با همتی ستودنی، مرجعی بی­بدیل از کارهای میدانی خود را در عرصه موسیقی محلی فارس از خود به یادگار گذاشت که در قالب تصانیف ماندگار به ثبت رسیده و به آرشیو داشته­های فرهنگی این مرز و بوم سپرده شده است. آلبوم کوک مست (کبک مست) او با تنظیم فریدون شهبازیان و صدای زنده­یاد صمد عقاب یکی از آثار ماندگار و با ارزش او در زمینه موسیقی محلی شیراز و فارس است و دقایق و ظرایف خاصی در آن وجود دارد که از تسلط  زنده یاد فتحعلی­زاده در زمینه موسیقی محلی فارس و شیراز حکایت دارد.
اشعار قطعات خوشه گندم، مهر مادر و جنگ­نامه را به دلیل حساسیتی که برای تلفیق موسیقی با شعر داشته خودش سروده و حقیر نیز شعر یکی از کارهای او را تحت عنوان وداع سروده­ام که آقای مختاباد آن را خوانده است.
قطعه «گلابتون» شاهکار برجسته اوست که برای نسل پیشین و میانسال خاطره­انگیز است. 
زنده­یاد فتحعلی­زاده در کنار آفرینش­های هنری حضوری تأثیرگذار در شورای موسیقی مرکز فارس داشت و در حراست از مرزهای موسیقی فاخر محلی تعصبی ستودنی از خود بروز می­داد و همواره با  ارائه­ی راهکارهای عملی به گره­گشایی در تنگناها می­پرداخت.
استاد فتحعلی­زاده ویلون و کمانچه نیز می­نواخت و نواختن کمانچه را راهکاری منحصر به فرد برای اجرای دقیق قطعات محلی با لحن اصلی آن می­دانست.
وی شاگردانی تربیت کرد تا  این راه تمام ناشدنی را ادامه دهند و همواره کسانی باشند که از سرحدات فرهنگی این مرز و بوم پاسداری نمایند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
در پایان از آقای حمیدرضا لطف­اللهی که در بیان پیشینه­ی هنری زنده­یاد رحیم فتحعلی­زاده و اشاره به آثار آن مرحوم، مدیون حافظه­ی فیض بخشش هستم سپاسگزاری می­کنم.