صفحه 6--5 دی 91
نیریز در گذرگاه تاریخ
شیرزنان، دلاور مردان، مسیری در آموزش و پرورش
محمدعلی پیش آهنگ
انتشارات ره آورد هنر
معرفی: امین فقیری
شیرزنان، دلاور مردان، مسیری در آموزش و پرورش
محمدعلی پیش آهنگ
انتشارات ره آورد هنر
معرفی: امین فقیری
این گونه کتابها برای افراد جامعه، اعم از کتابخوان و غیر کتابخوان، بسیار مفید است، چون آنان که نمیخوانند از دانستههای دیگران استفاده میکنند و اهالی کتاب هم، نتیجه پژوهش فردی دلسوز و عاشق شهر و دیار خویش را باز میشناسند.
پیشینه تاریخی یک شهر به مردم آن شهر غرور میبخشد. اینکه کجا بودهاند و حالا کجایند، روانهای فهیم را به تفکر وامیدارد که اکنون را چه باید کرد، چگونه رفتار کنیم و بیندیشیم که از پیشینیان عقب نیفتیم و گذشته را چراغی فراراه آینده خویش بدانیم تا این سیر تعالی بدون خدشه، سستی و کاهلی ادامه یابد.
این کتاب شامل پنج فصل میشود. فصول مطالبی که راجع به زنان نوشته شده، پررنگتر است. مثلاً در فصل ابتدایی فقط «شجره نامهی سلسله ساسانیان» در مورد زنان نیست. تمامی مطالب فصل دوم اختصاص به شیرزنان نیریز دارد. فصل چهارم معلمان شهید جنگ تحمیلی و فصل پنجم یکسره اختصاص به تاریخچه آموزش و پرورش در نیریز- گذشته و اکنون- دارد.
پس نتیجهگیری ابتدایی این است که کتاب مفید است و به راحتی جزء کتابهای مرجع قرار میگیرد. دانشجویان، استادان و دانشآموزان میتوانند فرازهایی از کتاب را بری تحقیق برگزینند و خود به دنبال پژوهش ناگفتهها باشند.
شهر نیریز است شهر لالهها
شهر سرو و سوسن و آلالهها
شهر مردان گل با آبروست
شهر نسوان عفیف علم دوست
نام نیکان بردنش زیبنده است
تا شوند آیندگان زین باده مست
«میرزا عباسعلی تمنادار»
در صفحه 8 نوشته شده که «رام بهشت»، مادر اردشیر بابکان، نیریزی بوده و نتیجهگیری کرده که شهربانو، دختر یزدگرد سوم، که آخرین پادشاه این سلسله بوده، لاجرم نیریزی است.
به یزدگرد شه ملک جم دهید خبر
که زاد دختر تو افتخار قوم بشر
ببین تفضل یزدان که شهربانوی تو
شده عروس عزیز، عزیز پیغمبر
دلایلی که پژوهشگر عزیز میآورند به این شرح است:
1 -ملا محمدباقر مجلسی در کتاب «جلاءالعیون» مینویسد:
«مادر جناب سید سجاد، شهربانو، دختر یزدگرد سوم، فرزند شهریار، فرزند خسروپرویز، پادشاه عجم بود.»
2 -شیخ مفید در کتاب «ارشاد» مینویسد:
«هنگامی که شهربانو را به مدینه بردند به حضرت اباعبدالله(ع) دادند که از شهربانو، حضرت زینالعابدین(ع) متولد شده است.»
3 -در فارسنامه «ابن بلخی» آمده است:
«شهربانو به نکاح امام حسین(ع) درآمد و امام زینالعابدین(ع) از او متولد شد. فخر حسنیان بر حسینیان، از این است که جده ایشان شهربانو بوده است.»
4 -شیخ صدوق به نقل از «سهل بن قاسم بوشیخانی» در کتاب «عیون اخبارالرضا» و به گفته ابن بابویه که به نقل از امام رضا(ع) آمده است: «شهربانو را به امام حسین(ع) و خواهرش کیهان بانو را به
امام حسن(ع) دادند و از شهربانو، زینالعابدین(ع) متولد شد که هر دو دختر یزدگرد سوم بودند که هنگام تولد فرزندانشان وفات یافتند.
5 -قطب راوندی در کتاب «خرایج والجراج» به نقل از امام محمدباقر(ع)
6 -حسین نوایی به نقل از «قابوسنامه»
7 -در متون تاریخی
8 -به روایت «سلمان فارسی»
9 -در کتاب «اصول کافی» جلد یک
سرگذشت شهربانو تا صفحه 27 کتاب ادامه پیدا میکند که در آن اشعاری نیز به مناسبت درج شده است. «ام سلمه» و «زنان عارف صادق» نیز از جمله مقالههایی است که در فصل اول آمده است.
در فصل دوم که همان شیرزنان نیریز باشد، از بانوانی همچون بیبی رضیه معطان، بانو بیبی مریم سلطان شکوهی، خانم بیبی (خواهر امیرقلی خان سهام عشایر)، زهرا خانم آربُز، زهرا خانم علیشاهی، شمسی؛ زنی شجاع، فاطمه خانم عفیفه (نخستین زن معلم در شهرستان نیریز)، مریم سلطان از طایفه لبومحمدی، نزهتالملوک (دختر فتحعلیخان امینالرعایا و همسر مسعودالدوله، حاکم نیریز)، خواهر مولانا میرزا احمدبن شمسالدین محمد نیریزی، خوشنویس خط نسخ جهان اسلام و زنانی که برای خدمت به رزمندگان به اهواز رفتند.
در فصل چهارم به اسامی معلمانی که در جنگ تحمیلی شهید شدند با مختصری از سرگذشت آنان برمیخوریم که تعداد آنها به 30 نفر میرسد. زندهیاد «احمد ملایی» شعری زیبا را به شهیدان نیریز تقدیم کرده است:
خورشید تا وقتی که غایب از افق بود
احساس اندیشیدن فردا قرق بود
استورهای شولای سرخ خون به تن داشت
از غربت آباد جنون قامت برافراشت
با نغمهی «هیهات منالذله» آشفت
حق باوران را با دم «هل من معین» گفت
خیزید از جا کربلا نمرود رنگ است
بگذشت وقت صلح حالا وقت جنگ است
ما شهروند غربت آباد غروریم
مسند گزین وادی سینای طوریم
ذبح عظیم مسلخ خونین عشقیم
آشفتگان بادهی رنگین عشقیم
در کعبهی دل فارغ از خود خویش هستیم
در عین مکنت ما همه درویش هستیم
در سینههامان عشق و بر سر شور داریم
فزت بربالکعبه را منظور داریم
فصل پنجم که فصل پایانی کتاب نیز هست اختصاص دارد به «سیری در آموزش و پرورش نیریز» که در آن اسامی حوزههای علمیه و مکتبخانهها نگاشته شده است. گراور جدول اولین معلمها و میزان حقوق آنان، همچنین نمونهای از فهرست حقوقی مربوط به سال 1297 هجری شمسی چاپ شده است و بعد آمار دانشآموزان ابتدایی شهرستانهای استهبان و نیریز در سال 1297 نیز گراور شده است. در آن زمان اصطهبانات از نظر فرهنگی تابع نیریز بوده است.
بد نیست در پایان شعری از سید محمد طغرایی، بنیانگذار آموزش و پرورش نیریز، که در صفحه 187 چاپ شده است را تقدیم کنیم.
بهار شد طربانگیز فکر باده کنیم
از این هوای نشاطآور استفاده کنیم
به گلستان به تماشا رویم و جمله نظر
به جلوهای که طبیعت در آن نهاده کنیم
به دست خویش بگیریم شاخهای از گل
مشام خویش معطر ز حد زیاده کنیم
به دور هم بنشینیم دوستان با هم
بیا بساط طرب را به نحو ساده کنیم
در این هوای فرح بخش جام میگیریم
همین که جام تهی شد ز می اعاده کنیم
چو شکر نعمت، همواره نعمت افزاید
هزار شکر خدا را به آنچه داده کنیم
به صورت دلکش ابیات «فاضل» را
به فصل گرم مترنم وز آن افاده کنیم
زحمات جناب محمدعلی پیشآهنگ به خاطر شناساندن هر چه بهتر زادگاه خویش مورد امتنان و ستایش است. به امید اینکه بتوانند با صبر و حوصله مثال زدنی، تمام مطالب مربوط به نیریز را به تفکیک در یک یا چند مجلد به دوستداران فرهنگ و ادب و تاریخ اهداء کنند.
این کتاب شامل پنج فصل میشود. فصول مطالبی که راجع به زنان نوشته شده، پررنگتر است. مثلاً در فصل ابتدایی فقط «شجره نامهی سلسله ساسانیان» در مورد زنان نیست. تمامی مطالب فصل دوم اختصاص به شیرزنان نیریز دارد. فصل چهارم معلمان شهید جنگ تحمیلی و فصل پنجم یکسره اختصاص به تاریخچه آموزش و پرورش در نیریز- گذشته و اکنون- دارد.
پس نتیجهگیری ابتدایی این است که کتاب مفید است و به راحتی جزء کتابهای مرجع قرار میگیرد. دانشجویان، استادان و دانشآموزان میتوانند فرازهایی از کتاب را بری تحقیق برگزینند و خود به دنبال پژوهش ناگفتهها باشند.
شهر نیریز است شهر لالهها
شهر سرو و سوسن و آلالهها
شهر مردان گل با آبروست
شهر نسوان عفیف علم دوست
نام نیکان بردنش زیبنده است
تا شوند آیندگان زین باده مست
«میرزا عباسعلی تمنادار»
در صفحه 8 نوشته شده که «رام بهشت»، مادر اردشیر بابکان، نیریزی بوده و نتیجهگیری کرده که شهربانو، دختر یزدگرد سوم، که آخرین پادشاه این سلسله بوده، لاجرم نیریزی است.
به یزدگرد شه ملک جم دهید خبر
که زاد دختر تو افتخار قوم بشر
ببین تفضل یزدان که شهربانوی تو
شده عروس عزیز، عزیز پیغمبر
دلایلی که پژوهشگر عزیز میآورند به این شرح است:
1 -ملا محمدباقر مجلسی در کتاب «جلاءالعیون» مینویسد:
«مادر جناب سید سجاد، شهربانو، دختر یزدگرد سوم، فرزند شهریار، فرزند خسروپرویز، پادشاه عجم بود.»
2 -شیخ مفید در کتاب «ارشاد» مینویسد:
«هنگامی که شهربانو را به مدینه بردند به حضرت اباعبدالله(ع) دادند که از شهربانو، حضرت زینالعابدین(ع) متولد شده است.»
3 -در فارسنامه «ابن بلخی» آمده است:
«شهربانو به نکاح امام حسین(ع) درآمد و امام زینالعابدین(ع) از او متولد شد. فخر حسنیان بر حسینیان، از این است که جده ایشان شهربانو بوده است.»
4 -شیخ صدوق به نقل از «سهل بن قاسم بوشیخانی» در کتاب «عیون اخبارالرضا» و به گفته ابن بابویه که به نقل از امام رضا(ع) آمده است: «شهربانو را به امام حسین(ع) و خواهرش کیهان بانو را به
امام حسن(ع) دادند و از شهربانو، زینالعابدین(ع) متولد شد که هر دو دختر یزدگرد سوم بودند که هنگام تولد فرزندانشان وفات یافتند.
5 -قطب راوندی در کتاب «خرایج والجراج» به نقل از امام محمدباقر(ع)
6 -حسین نوایی به نقل از «قابوسنامه»
7 -در متون تاریخی
8 -به روایت «سلمان فارسی»
9 -در کتاب «اصول کافی» جلد یک
سرگذشت شهربانو تا صفحه 27 کتاب ادامه پیدا میکند که در آن اشعاری نیز به مناسبت درج شده است. «ام سلمه» و «زنان عارف صادق» نیز از جمله مقالههایی است که در فصل اول آمده است.
در فصل دوم که همان شیرزنان نیریز باشد، از بانوانی همچون بیبی رضیه معطان، بانو بیبی مریم سلطان شکوهی، خانم بیبی (خواهر امیرقلی خان سهام عشایر)، زهرا خانم آربُز، زهرا خانم علیشاهی، شمسی؛ زنی شجاع، فاطمه خانم عفیفه (نخستین زن معلم در شهرستان نیریز)، مریم سلطان از طایفه لبومحمدی، نزهتالملوک (دختر فتحعلیخان امینالرعایا و همسر مسعودالدوله، حاکم نیریز)، خواهر مولانا میرزا احمدبن شمسالدین محمد نیریزی، خوشنویس خط نسخ جهان اسلام و زنانی که برای خدمت به رزمندگان به اهواز رفتند.
در فصل چهارم به اسامی معلمانی که در جنگ تحمیلی شهید شدند با مختصری از سرگذشت آنان برمیخوریم که تعداد آنها به 30 نفر میرسد. زندهیاد «احمد ملایی» شعری زیبا را به شهیدان نیریز تقدیم کرده است:
خورشید تا وقتی که غایب از افق بود
احساس اندیشیدن فردا قرق بود
استورهای شولای سرخ خون به تن داشت
از غربت آباد جنون قامت برافراشت
با نغمهی «هیهات منالذله» آشفت
حق باوران را با دم «هل من معین» گفت
خیزید از جا کربلا نمرود رنگ است
بگذشت وقت صلح حالا وقت جنگ است
ما شهروند غربت آباد غروریم
مسند گزین وادی سینای طوریم
ذبح عظیم مسلخ خونین عشقیم
آشفتگان بادهی رنگین عشقیم
در کعبهی دل فارغ از خود خویش هستیم
در عین مکنت ما همه درویش هستیم
در سینههامان عشق و بر سر شور داریم
فزت بربالکعبه را منظور داریم
فصل پنجم که فصل پایانی کتاب نیز هست اختصاص دارد به «سیری در آموزش و پرورش نیریز» که در آن اسامی حوزههای علمیه و مکتبخانهها نگاشته شده است. گراور جدول اولین معلمها و میزان حقوق آنان، همچنین نمونهای از فهرست حقوقی مربوط به سال 1297 هجری شمسی چاپ شده است و بعد آمار دانشآموزان ابتدایی شهرستانهای استهبان و نیریز در سال 1297 نیز گراور شده است. در آن زمان اصطهبانات از نظر فرهنگی تابع نیریز بوده است.
بد نیست در پایان شعری از سید محمد طغرایی، بنیانگذار آموزش و پرورش نیریز، که در صفحه 187 چاپ شده است را تقدیم کنیم.
بهار شد طربانگیز فکر باده کنیم
از این هوای نشاطآور استفاده کنیم
به گلستان به تماشا رویم و جمله نظر
به جلوهای که طبیعت در آن نهاده کنیم
به دست خویش بگیریم شاخهای از گل
مشام خویش معطر ز حد زیاده کنیم
به دور هم بنشینیم دوستان با هم
بیا بساط طرب را به نحو ساده کنیم
در این هوای فرح بخش جام میگیریم
همین که جام تهی شد ز می اعاده کنیم
چو شکر نعمت، همواره نعمت افزاید
هزار شکر خدا را به آنچه داده کنیم
به صورت دلکش ابیات «فاضل» را
به فصل گرم مترنم وز آن افاده کنیم
زحمات جناب محمدعلی پیشآهنگ به خاطر شناساندن هر چه بهتر زادگاه خویش مورد امتنان و ستایش است. به امید اینکه بتوانند با صبر و حوصله مثال زدنی، تمام مطالب مربوط به نیریز را به تفکیک در یک یا چند مجلد به دوستداران فرهنگ و ادب و تاریخ اهداء کنند.
+ نوشته شده در 2012/12/25 ساعت 5:11 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی