اوباما و تقاضای صلح
محمد عسلی
اوباما رئیس جمهور آمریکا در مراسم ادای سوگند به روش سنتی برای مردم آمریکا و خطاب به جهانیان سخنانی ایراد کرد که بیشترین تلاش را برای تفهیم دیدگاه­های خود در امور داخلی کشورش داشت و در مسایل خارجی تنها جمله­ای که می­توان آن را مستقیماً به سیاست خارجی­اش ارتباط داد، این است که گفت: «طرفدار جنگ نیست و به دنبال صلح است...» و نیز اشاره کرد که می­خواهد دشمنان آمریکا را به دوست تبدیل کند.
این سخنان باعث نقد و تحلیل­های متفاوتی در رسانه­های خارجی شد که مهمترین چالش آمریکا را مسأله انرژی صلح­آمیز هسته­ای ایران بیان کردند، غافل از آنکه مسأله بیداری کشورهای اسلامی، موضوع سوریه، اختلاف نظر دولت­های چین و روسیه در بسیاری از مسایل خاورمیانه، مسأله فلسطین، نصب موشک­های پاتریوت در مرزهای ترکیه و سوریه، اختلاف چین و ژاپن بر سر جزایر کذایی و حمایت آمریکا از ژاپن، ماندن یا نماندن سربازان آمریکایی در افغانستان و بحران اقتصادی اروپا را می­توان عمده­ترین چالش­های پیش روی اوباما در 4 سال پیش روی دولت آمریکا دانست.
گذشته از مسایل معیشتی و امنیتی داخلی آمریکا که جای بحث فراوان دارد و اما آنچه در این میان مهم است و نگارنده قصد دارد بدان بپردازد این است که دوستان و دشمنان آمریکا چه کشورها یا ملت­هایی هستند که اوباما از دشمنان می­خواهد دوست بسازد.
برای بازگشایی این موضوع لازم است گریزی داشته باشیم به واقعه حمله به برج­های دوقلو که به اقرار دولت بوش توسط چه کسانی از چه کشورهایی و با چه اهدافی انجام شد و متأسفانه آمریکا هنوز کاملاً آن رویداد تاریخی و تغییر دهنده را واکاوی و ریشه­یابی نکرده است.
آنچه در این میان مهم است اینکه علی­رغم بمباران سوء تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی و تروریست خواندن آن، حتی یک ایرانی در این حملات دخیل نبوده چه به طور مستقیم و یا غیرمستقیم. ضمن آنکه دولت ایران هرگونه دخالتی در این مورد را همان زمان رد کرد و عملیات ترور را تأیید نکرد.
مردم ایران و دولت جمهوری اسلامی تاکنون هیچ دشمنی با مردم آمریکا نداشته­اند و صرفاً مخالفت خود را با سیاست­های قلدرانه و مستبدانه دولت­های آمریکا در جهان به کرات ابراز نموده­اند و ناگفته پیداست که دشمنی دولت­های بر سر کار آمده آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مدام عملی و علنی بوده و هنوز با شدت هر چه تمام­تر ادامه دارد.
حال باز هم باید این سؤال را از آقای اوباما کرد که دشمنان شما چه کسانی هستند؟ هر چند تاریخ آمریکا گواه این ادعاست که دشمن­تراش­ترین دولت­ها در طول چهارصد ساله اخیر، دولت­های آمریکا بوده­اند که به تملک همه جهان برای خود هم راضی نیستند، آنچه آنها به مدیریت جهانی تعبیر می­کنند با فلسفه و روح انقلاب اسلامی ایران در تضاد است. کافی است آمریکا کشورهای خاورمیانه را به حال خود گذارد و برای حفظ منافع خود که در طول سالیان دراز به زور اسلحه و تهدید غصب کرده این همه جنگ و خونریزی راه نیاندازد.
آنچه آمریکا با ما دشمنی کرده از تهدید، تحریم، تطمیع دشمنان و مخالفان انقلاب گرفته تا تحریک صدام شرور برای حمله به ایران و ساقط کردن هواپیمای ایرباس مسافربری همه و همه از حافظه­ی مردم ایران پاک نمی­شود و آثار مخرب و خسارت­بار آن را به یاد دارند اما ایران هیچیک از این کارها را در آمریکا نکرده، نه بمبی منفجر کرده، نه آدمی کشته و نه خسارتی در آمریکا به مردم آمریکا وارد کرده است.
مردم و دولت ایران فقط افشاگری کرده و مردم جهان را از حیله­گری و تلبیس دولت آمریکا مطلع کرده­اند و این نفس انقلاب اسلامی ایران است که جز این نمی­تواند بوده باشد.
با این وصف اگر آمریکا از ایران این انتظار را دارد که دست از دفاع از مظلوم بردارد و با ظالم بنشیند امری محال است.
اما اگر اوباما واقعاً خواهان صلحی است که همه کشورهای محروم و مستضعف را شامل می­شود و برای نخستین بار می­خواهد در سیاست خارجی آمریکا تغییر ایجاد کند که جهان روی خوش ببیند، هر انسان مسلمانی از آن استقبال می­کند.
و اما در خصوص مذاکره با ایران، مذاکره فی نفسه چیز بدی نیست. پیامبر اسلام (ص) هم با دشمنان قسم خورده و کافر مذاکره کردند. مهم این است که از این مذاکرات به طرفین چه نفعی می­رسد.
مسلمانان در تاریخ هم شعب ابی­طالب را به یاد دارند و آن سختی­های جانفرسا و هم فتح مکه را که حاصل مذاکرات و صلح حدیبیه بود.
اگر گفت­وگو بدون پیش­شرط و برای رهایی طرفین از چالش­های پیش رو باشد بسیار هم خوب است و بالاخره روزی همگان به این مهم خواهند رسید. اما هم­اکنون شرایط به اینگونه است که آمریکا تمام قد ایران را محاصره اقتصادی و به قولی نظامی کرده و از صلح دم می­زند و ایران هم کلید طلایی انرژی هسته­ای را در دست دارد و به سادگی کوتاه نمی­آید. مسایل منطقه­ای و جهانی هم در این میان مزید بر علت است و بهتر از کلید طلایی انرژی هسته­ای، انقلاب شکوهمندی است که میراثی ماندگار برای کشورهای اسلامی است لذا تنها راه ایجاد شرایط مساوی برای باز کردن باب صلح و دوستی لغو کلیه تحریم­ها، عدم دخالت در امور داخلی ایران، پرداخت کلیه مطالبات و خسارت­هایی که تاکنون به طور مستقیم از طرف دولت­های آمریکا به ایران وارد شده جهت اعتمادسازی و ایران هم می­تواند با حضور مقتدرانه خود و نفوذی که بین کشورهای اسلامی و غیراسلامی دارد، از بروز خسارات جنگ و حضور نظامی آمریکا بکاهد و آنها دلمشغول رفع مشکلات اقتصادی خود شوند تا بیش از این کسری بودجه نیاورند و مردم خود را ناراضی نکنند.
بی­شک اوباما که آدم باهوشی هم هست به این مهم پی برده که اولویت اول کاری او اصلاح ساختار سیاست خارجی آمریکا به منظور صرفه­جویی در هزینه­ها برای بهبود وضعیت داخلی است زیرا آمریکا هم­اکنون در داخل کشور با 3 چالش روبه­رو است. یکم فقر و بحران مالی، دوم ناامنی و خشونت، سوم فروریزی ارکان خانواده­ها به لحاظ فرهنگی به گونه­ای که دانش­آموزان هم دست به اسلحه برده­اند چه رسد به بزرگترها.
در هر صورت منکر این واقعیت نیستیم که آمریکا کشور بزرگی است و در تولید علم و فناوری سهم عمده­ای در جهان دارد و مردم آمریکا هم با هر نژاد و زبان و رسم و آیینی به عنوان یک ملت متحد قابل احترامند. اما دولت­های آمریکا همیشه­ی تاریخ ضعیف­کش بوده­اند و قانون و حقوق بشر را برای ثروتمندان محترم شمرده­اند و نه برای کشورهای فقیر یا عقب افتاده و آمریکا می­باید این نکته مهم را بداند که ایران امروز ایران 50 سال قبل نیست که بتواند با اهدای کیسه­های آرد و شیر خشک بر آن سلطه پیدا کند. ایران امروز کشوری است که از باتلاق­ها و گدارهای سخت عبور کرده، روی پای خود ایستاده و از آمریکا هم نمی­ترسد.
مردم ایران مصمم به پیشرفت و طرفدار صلحند زیرا حتی یک تیر هم به سوی همسایگان خود شلیک نکرده­اند مگر در پاسخ به حمله و تجاوز دشمن.
والسلام