باشکوه­ترین استقبال تاریخ
محمد عسلی

وقتی هواپیمای حامل امام خمینی و همراهان در ساعت 8:45 دقیقه صبح روز دوازده بهمن­ماه پنجاه و هفت روی باند فرودگاه مهرآباد توقف کرد، موج شادی و شعف کمیته استقبال و میلیون­ها مردمی که در خیابان­های اطراف فرودگاه و سر تا سر خیابان انقلاب به صورت فشرده تجمع کرده بودند را فرا گرفت. همان مردمی که از بامدادان تا ساعت فرود هواپیمای امام چشم بر آسمان داشتند.
از آن روز تاکنون 34 سال می­گذرد. 34 سالی که به هر سال تصاویر تلویزیونی ورود امام خمینی (ره) به ایران را بارها و بارها دیده و شاهد بوده­ایم، اما به هر زمان که این فیلم­ها و تصاویر نمایش داده می­شوند، گویی تازگی دارد و هر انسانی از این نمایش عظیم به وجد می­آید.
و اما بعد.
راستی امام خمینی (ره) چگونه آدمی بود که توانست قلب میلیون­ها ایرانی را به گونه­ای از آن خود کند که لحظه­ای از دستورات، اوامر و اظهارات و خواسته­های وی تمرد و یا اجتناب نکنند، بلکه در تمام مدتی که رهبری و زعامت این انقلاب عظیم و شگرف را عهده­دار بود با جانفشانی و نهایت مجاهدت و ایثار تسلیم وی شوند و تمامی سختی­ها، مصائب و خسارت­های مالی و جانی مبارزه و مجاهده را به جان و دل پذیرا شوند؟
او که رفتن شاه و شکست وی را از همان خرداد 42 به کرات پیش­بینی کرده بود در سال­های 56 و 57 که ملت ایران در اوج مبارزات ضد شاهنشاهی مقابل ارتش پرقدرت خاورمیانه و در برابر حمایت­های بی­چون و چرای آمریکا ایستادگی کرد و علم مبارزه را بر دوش نگه داشت. مدام بر سقوط و رفتن شاه اصرار ورزید تا آنکه شاه راهی جز فرار پیش روی ندید و بعد از رفتن شاه هم طبق اظهارات قبلی و مکرر خود تقاضای محاکمه و مجازات او را داشت.
امام بارها تأکید کرده بود که ما مسئولان جنایات بر علیه  مردم ایران را دستگیر و محاکمه می­کنیم و این اتفاق افتاد. سران رژیم یکی پس از دیگری محاکمه و مجازات شدند تا چشم فتنه کور شود و در آینده کسی نباشد که بخواهد توطئه­ای بر علیه انقلاب مردم ایران تدارک ببیند.
او در بهشت زهرا دولت بختیار را غیرقانونی خواند و گفت: «من توی دهن این دولت می­زنم. من خودم دولت تشکیل می­دهم. من به پشتوانه این مردم دولت تشکیل می­دهم...» و چنین شد.
وقتی گروهک­ها با ادعای حاکمیت و برای کسب قدرت به میدان آمدند و بر روی مردم آتش گشودند، امام گفت: مردم حساب شما را می­رسند و چنین شد.
تا اینکه صدام به خیال خود فرصت را مغتنم شمرد به ایران حمله کند و فرودگاه مهرآباد را بمباران کرد. امام گفت: «دیوانه­ای سنگی پرتاب کرده چنان سیلی به صدام بزنم که از جایش بلند نشود...» و چنین شد که به دست حامیانش شرایطی فراهم شود تا مردم عراق او را به دار مجازات بکشند.
در برابر قدرت­نمایی و فشارهای آمریکا هم اظهار داشت: «آمریکا هیچ غلطی نمی­تواند بکند...» و دیدیم که با گذشت 34 سال هنوز آمریکا نتوانسته سیاست­های خصمانه خود را برای سقوط رژیم جمهوری اسلامی به ثمر برساند و نتیجه­ای از این تهدیدات و تحریم­ها بگیرد.
راستی او که بود که با چنان صلابت، قدرت، شجاعت، قاطعیت و آینده­نگری توانست کشتی انقلاب را در دریای متلاطم و طوفانی سالیان، به ساحل مقصود رساند و عزت و شرف مردم خداجوی ایران را به جهانیان بشناساند؟
بی­شک رهبری امام خمینی عامل مهم و عنصر اساسی پیروزی انقلاب اسلامی بود.
امام خمینی با ویژگی شخصی سازش­ناپذیری، شجاعت، تقوا و ساده­زیستی همراه با جایگاه و شخصیت والای علمی در حوزه­های قم و نجف توانست رهبری بی­بدیلی را ارائه دهد. و مردم سر از پا نشناخته رهبری او را به دیده منت پذیرفتند تا جایی که مراسم ارتحال و بزرگداشت فقدان او را باشکوه­تر از مراسم استقبال وی برگزار کردند. این حق­شناسی از مردمی انتظار می­رفت که میراث­دار ایدئولوژی و سیاست­های ستم­ستیزانه او بوده و هستند.
او توانست ارتش پرقدرت و تا بن دندان مسلح شاه را که زیر چتر حمایتی و آموزشی آمریکا بود به ملت پیوند دهد و از رویارویی با مردم بر حذر دارد.
او توانست یک تنه بدون حمایت هیچیک از کشورهای خارجی 8 سال جنگ تحمیلی و ظالمانه غرب را که با حمایت همه­جانبه آمریکا و توسط صدام بعثی بر علیه کشور، ملت و انقلاب ایران به اجرا درآمد مهندسی کند و اجازه ندهد حتی یک وجب از خاک کشور نصیب دشمنان شود.
او رهبری شد پیامبرگونه تا بعد از گذشت 1400 سال از بعثت پیامبر اکرم (ص) مردمان این زمان بیشتر باور کنند که توکل به خدا و اتکال به قدرت لایزال او درهای بسته را می­گشاید و باز هم معجزاتی با اراده الهی اتفاق خواهد افتاد. هر چند معجزه از آن معصومان است و امام بارها فرمودند: ما معصوم نیستیم! به مردم بگویید یک طلبه ساده رفته و حالا همان طلبه ساده به کشور بازمی­گردد.
روانش شاد و یادش گرامی باد و راهش پر رهرو که به راستی جز عزت، پایندگی و خودباوری برای مردم خود آرزویی نداشت.