صفحه 11--14 بهمن 91
منتقدان فلاح بازنده های میدان امتحان به عمل کار برآید!
فرزاد صدری
در لیگ برتر دوره هشتم رسول فلاح تیمي بست که بودجه اش خنده دار بود. به گزارش زنگ ورزش خبر پارسی آن تیم با همه آن مسائل تا صدر جدول هم رفت اما مصدومیت بازیکنان در بازی با استقلال و نبود نیمکت نشین همطراز و عوامل دیگرسبب گردید تا برق به دسته اول سقوط کند. فصل بعد مشفقیان پایش را در یک کفش کرد و بنای فروش تیم را گذاشت اما دوندگی های فلاح مانع از این امر گردید و آن تیم در دسته اول فقط با یک گل اختلاف و در گل شماری نتوانست روانه پلی آف شود.
منتقدان فلاح کم نبودند. کسانی که او را مدیری ناکارآمد مي دانستد و معتقد بودند خودشان مي توانند عملکردی به مراتب شایسته تر از این را به معرض نمایش بگذارند.در زیر نگاهی به این افراد داریم اما قبل از آن«امام علی (ع) مي فرمایند:خداوند به حضرت موسی وحی فرمود :ای موسی سفارش مرا در مورد چهار چیز بخاطر بسپار :1.تانفهمیدی که گناهانت را آمرزیده ام به گناه دیگری مپرداز 2.تا ندانی گنج های خزائنم تمام شده غم روزی مخور 3.تانبینی ملک و پادشاهی من از دست رفته به دیگری امید مبند 4.تا مرده شیطان را نبینی از مکرش ایمن مباش.»
1 -خلیل صالحی: مدیری که که مي توان او را فوتبالی ترین منتقد فلاح دانست. او اگر چه سعی کرد وارد بازی های رسانه ای نشود و کمتر مصاحبه کرد اما به هر حال عملکرد فلاح را هم نمي پسندید. صالحی شاید نمي دانست فضای فوتبال تا چه اندازه متحول شده و دیگر نمي توان مانند گذشته ها به آن نگاه کرد. او این فصل به آبادان رفت. صالحی تیمي را تحویل گرفت که خودش نبسته بود اما به هر حال با مطالعه پا به این میدان نهاده و اگر غیر از این ادعا کند عذری بدتر از گناه است. نفت با وجود صالحی هیچ تکانی به خود نداد و حتی از رده 16جدول به انتهای آن هم رسید. صالحی شاید این روزها درد فلاح را بهتر بفهمد. درد داشتن مدیران بالا سری و مدیران میانه مجموعه که ساز خودشان را مي نوازند.
2 -حیدرعلی کامیاب:او هم یکی از سرایندگان غزل«لنگش کن» در کنار گود بود. مدیری که نشان داده شاید مدیر اداری خوبی باشد و بتواند نفر دوم شایسته ای لقب بگیرد اما در امر اجرایی به خصوص مدیریت باشگاه برق یک بازنده به تمام معنا بوده است.کامیاب در اواخر سال 87نشستی با مشفقیان داشت. او از مدیر برق منطقه ای خواسته بود با کنار گذاشتن فلاح، برق را نجات دهد. چرخ گردون اما کامیاب را به برق رساند. دو دوره حضور او ایام درخشانی را برایش رقم نزد. یک بار به عنوان نایب رییس هيأت مدیره، در تیمي حضور داشت که یک راست راهی دسته دوم شد و این بار در نقش مدیرعامل آمد تا منجی برق باشد و با خرید امتیاز استیل آذین در پی لیگ برتری شدن تیمش برآمد اما حالا همان برق برای عدم سقوط دخیل مي بندد و دست های هوادارانش به آسمان بلند است. او که همواره در بحث درآمدزایی منتقد اغلب مدیران- بخصوص جعفری و فلاح بوده- امروز تیمي را اداره مي کند که پربیننده ترین برنامه تلویزیون ماجرای فروش نارنج های محوطه باشگاهش به منظور درآمدزایی را سیبل و سوژه مي کند! این روزها روزگار اصلا" وفق مراد کامیاب نیست و برای او کامیابی رقم نزده است. آنگونه که کسی ندانست چرا شرفی آمد و چرا حالا عباسی آمده است.اوضاع بدتر از این خواهد شد اگر برق سقوط کند.کامیاب قطعا" مشکلات برق آن زمان و فلاح را هم نداشت و ندارد و تیمي خصوصی را اداره مي کند که کسی از درون مجموعه برای آن تکل از پشت نمي بندد. رفوزه شدن در چنین امتحانی تجربه های گرانقیمتی به همراه داشت والبته مي تواند تبعات کدر و زمختی به همراه داشته باشد. ناکامي برق خصوصی شاید سرمایه گذاران خصوصی را برای همیشه از فوتبال فارس دور کند.. امسال بی شک برای او سال ورزشی خوبی نبود.نه در برق موفق بود، نه به معاونت اداره کل ورزش رسید و نه به هيأت فوتبال. نوروز که از راه برسد انشاالله «حول حالنا الی احسن الحال» او برآورده شود و این روزهای تلخ از کارنامه کاری اش کنار برود.
3 -محمد عباسی: او هم بارها گفته بود اگر فلاح وی را از برق برکنار نمي کرد تیم سقوط نمي نمود. تئوری وی بر این پایه استوار است که سرمربی آخر- هر که مي خواهد باشد- مسئول نتایج تیم است و لابد باید پیوس و کربکندی جوابگوی ناکامي برق در آخرین دوره حضورش در لیگ برتر باشند.شاید اینگونه باشد کما اینکه ناکامي ایرانجوان بوشهر در فصلی که یک نیمه آن را با شرفی در صدر بود و نیمه دوم را برای بقا مي جنگید را هم مي توان به پای محمد عباسی نوشت! او حالا به برق برگشته است. بقای تیم در دسته اول شاید برای کامیاب که در پی صعود به لیگ برتر بود و دسته اولی شدن برق را با حضور استاندار جشن گرفته بود دلخوشی به حساب نیاید اما مي تواند عباسی را به چرخه مربیان برگرداند.نیازی هست رخدادهای احتمالی در صورت تحقق یافتن عکس این موضوع را هم یادآوری نماییم؟
4 -غلام پیروانی: اگر چه مستقیم از مدیریت فلاح انتقاد نکرد اما در پایان فصلی که باصطلاح مدیر فنی برق بود گلایه هایی داشت. او بعد از برق و البته پس از ناکامي محض در تیم ملی امید به آبادان رفت و کارش به «تیرکمون سیمی» کشید. در بازگشت به شیراز، اواخر فصل قبل به برق رفت تا آن تیم را نجات دهد اما سند سقوط برق هم امضا شد. مشهد و ابومسلم هم مدینه فاضله مرد شاعر پیشه نیمکت ها نبود. او این روزها احتمالا" در باغچه اش روزگار را مي گذراند و با خود زمزمه مي کند« تا که باغم داشت انگور عسکری، نام من هم بود
حاج احمد علی، تا که باغم خالی از انگور گشت، نام من برگشت و احمد کور گشت»
5 -جعفر جعفری: او در فصل سقوط برق، مهره های این تیم همشهری را به اردوگاه خودی کشاند و در اتفاقی عجیب همان بلایی که بر سر برق آمده بود این بار بر سر فجر با مهابادی و احمدزاده آمد.جعفری هم کم در مصاجبه ای مطبوعاتی به فلاح طعنه نزده بود.او البته در زمره کسانی بود که توانست با صعود فجر ناکامي خود را جبران کند.
6 -محمود یاوری:رفتنش از برق در فصلی که با این تیم نتایج خوبی گرفته بود را در بوق و کرنا کرد . او که خود را فوق تخصص نجات تیم های رو به سقوط مي دانست در لیگ برتر دوره دهم با پاس همدان و استیل آذین کاری کرد که چنگیزخان با متصرفاتش نکرده بود. محمود خان است دیگر!
7 -محمد امین شرقی:در هيأت مدیره برق بود و منتقد فلاح. او با تیم فوتسال برق روزهای خوبی داشته اما اختلافاتش با مدیران برق و رفت و آمدهای مکررش احتمالا به او یادآوری کرده که یک مدیر «ناهمراه» در یک مجموعه تا چه اندازه ترمز کار است.
8 -غلامرضا آبهشت:او هم از منتقدان جدی فلاح بود اما در بازگشت به برق کاری کرد کارستان! شرح قصه مدیریت او و نتایج تیمش در این مقال نمي گنجد.
9 -رشید خدابخش:مدیرکل سابق ورزش فارس به اصفهان که رفت بر سر ذوب آهن آن استان بلایی آمد که امروز مي بینیم نایب قهرمان
آسیا، برای عدم سقوط از لیگ برتر با گهر دورود لرستان الاکلنگ بازی مي کند. او که به زعم دوستان سردار سازندگی بود و ساخت و سازهایش در ورزش شهره خاص و عام نه تنها برای نقش جهان کاری نکرد که در گزارش هایی که از برنامه 90 روی آنتن رفت تصاویر خفاش های خون آشامي که در آن ورزشگاه لانه کرده اند همه را به وحشت انداخت. اتفاق عجیبی نیست. همین جا هم او برای میانرود گامي برنداشت و البته زمین های خاکی روستاها را در زمره توسعه فضاهای ورزش قلمداد کرد.گذشت زمان چه قاضی منصفی است.
ختم کلام:کنار گود نشستن و لنگش کردن هنر نیست. این یادداشت بر آن نبود تا فلاح را عاری از عیب بپندارد بلکه نگارنده منتقد بسیاری از رفتارهای مدیریتی و ناپختگی های آن دوران است اما بازخوانی مجدد آن جمله خدا به حضرت موسی است که مي فرماید تا عیب و گناه و ایراد خودمان رفع نشده به ایرادات دیگران نپردازیم و طعنه نزنیم.و....خدایا مرا از شر دوستانم نجات بده، با دشمنانم مي دانم چه کنم!
در لیگ برتر چه تیم هایی سقوط مي کنند؟
دوازدهمین دوره لیگ برتر با یازده دوره قبلی یک تفاوت عمده دارد بر این اساس که به جای دو تیم، این بار 4 تیم به دسته پائین تر سقوط مي کنند و تیم چهاردهم نیز با تیم سوم دسته اول یک بازی پلی آف برگزار مي کند چون قرار است دوره سیزدهم این رقابتها با کاهش کمیت یعنی با 16 تیم برگزار شود.
هرچند با توجه به 10 هفته ای که از لیگ برتر باقی مانده، شاید تا حدودی زود باشد که در مورد تیم های سقوط کننده صحبت کنیم ولی به هر حال با توجه به نمایشی که در 24 هفته سپری شده از لیگ توسط تیم ها ارائه شده مي توان پیش بینی هایی در این مورد انجام داد.
ابتدای امر این نکته را یادآوری کنیم که از لحاظ ریاضی از تیم چهارم به بعد همه امکان سقوط دارند و این مورد برای سایپا و پرسپولیس مي تواند پررنگ تر باشد ولی با توجه به فاصله آنها با بقیه تیم های پائین تر
و همچنین به نگاهی به بازیهای پیش رو بعید است که این دو تیم در پایان لیگ دوازدهم رفتنی شوند، چون سایپا از شروع دور برگشت تا به حال با تیم های بالانشین استقلال، تراکتورسازی، فولاد و سپاهان بازی کرده و در دیدارهای پیش روی خود حریفان ساده تری
حداقل روی کاغذ دارد. پرسپولیس هم که در دور برگشت روی ریل شکست ناپذیری
قرار گرفته، با توجه به یک بازی معوقه اش با گهر دورود در مجموع 11 بازی پیش رو دارد که از این تعداد 8 دیدار خود را در ورزشگاه آزادی برگزار مي کند ضمن اینکه پرسپولیس هم در 6 بازی برگزار شده اش
در نیم فصل دوم، با حریفان بالانشینی چون استقلال، صبای قم و فولاد بازی کرده و مي تواند کفه رقیبان آتی اش از لحاظ کاغذی کمي سبک تر تلقی شود.
*با عرض پوزش از مردم آبادان و دورود و همچنین دست اندرکاران دو تیم صنعت نفت آبادان و گهردورود پیش بینی مي کنیم که این دو تیم سقوط کننده قطعی باشند چون از یک طرف از نظر امتیازی نسبت به بقیه مدعیان سقوط وضعیت بدتری دارند و در بازی های باقیمانده هم قرعه نامناسبی دارند. آبادانی ها باید طی 5 بازی آینده میهمان سپاهان، استقلال و داماش باشند و در خانه هم از تیم درخطر سقوط و پرانگیزه آلومینیوم و همچنین فولاد پذیرایی کنند، گهر هم طی 6 بازی متوالی باید با صبا، پرسپولیس (معوقه) تراکتورسازی، نفت تهران، سپاهان و فولاد بازی کند که با توجه به شانس کم امتیاز گیری در این بازیها به نظر مي رسد تا هفته سی ام این دو تیم محبوب شهرستانی سقوط خود را قطعی کنند.
*در مورد پیکان هم که به تازگی راننده خود را عوض کرده و فیروز کریمي را به عنوان سرمربی جدید روی نیمکت مي بیند، احساس خوبی نداریم چون بضاعت فنی مورد نیاز
برای یک جهش کامل و تحول عظیم برای فرار از سقوط را در این تیم و مخصوصا خط دفاعش نمي توان دید. *داماش هم که از شروع دور برگشت در حسرت پیروزی مانده و از 6 بازی تنها 2 امتیاز کسب کرده، این روزها با یک وضعیت بحرانی دست و پنجه نرم مي کند، از یک طرف به نظر مي رسد حمید درخشان نمي تواند نوار گل نزنی تیمش را قیچی کند و امیر عابدینی هم به عنوان مدیر عامل دلسرد شده و استعفا داده تا آسمان این باشگاه کاملا ابری باشد . داماش اگر نتواند تا هفته سی ام به وضعیت امتیازی خود سروسامان دهد به احتمال فراوان رفتنی مي شود چون در 4 بازی آخر با تراکتور سازی، نفت تهران، سپاهان و استقلال بازی دارد و امتیاز گیری مطلوب در این بازی ها کمي تا قسمتی بعید به نظر مي رسد.
*اما در مورد آلومینیوم و ذوب آهن هنوز وضعیت برزخی از لحاظ پیش بینی داریم چون با توجه به بضاعت موجودشان و همچنین تفکرات سرمربیان دو تیم یعنی اکبر میثاقیان و فرهاد کاظمي و بازی های پیش رویشان این امیدواری برای علاقمندانشان وجود دارد که بتوانند امتیازات خوبی گرفته و خود را از وضعیت خطرناک رها کنند .
به هرحال باز هم تکرار مي کنیم که این یک پیش بینی بر اساس شرایط فعلی است و ممکن است که در فاصله پیش رو تغییرات غیرقابل حدسی در این تیم ها ایجاد شود و این پیش بینی جنبه واقعیت به خود نگیرد، به هر حال جذابیت فوتبال هم به همین غیرقابل پیش بینی بودن آن است .
پروین: برای پرسپولیس مساوی و باخت هیچ فایدهای ندارد
دوازدهمین دوره لیگ برتر با یازده دوره قبلی یک تفاوت عمده دارد بر این اساس که به جای دو تیم، این بار 4 تیم به دسته پائین تر سقوط مي کنند و تیم چهاردهم نیز با تیم سوم دسته اول یک بازی پلی آف برگزار مي کند چون قرار است دوره سیزدهم این رقابتها با کاهش کمیت یعنی با 16 تیم برگزار شود.
هرچند با توجه به 10 هفته ای که از لیگ برتر باقی مانده، شاید تا حدودی زود باشد که در مورد تیم های سقوط کننده صحبت کنیم ولی به هر حال با توجه به نمایشی که در 24 هفته سپری شده از لیگ توسط تیم ها ارائه شده مي توان پیش بینی هایی در این مورد انجام داد.
ابتدای امر این نکته را یادآوری کنیم که از لحاظ ریاضی از تیم چهارم به بعد همه امکان سقوط دارند و این مورد برای سایپا و پرسپولیس مي تواند پررنگ تر باشد ولی با توجه به فاصله آنها با بقیه تیم های پائین تر
و همچنین به نگاهی به بازیهای پیش رو بعید است که این دو تیم در پایان لیگ دوازدهم رفتنی شوند، چون سایپا از شروع دور برگشت تا به حال با تیم های بالانشین استقلال، تراکتورسازی، فولاد و سپاهان بازی کرده و در دیدارهای پیش روی خود حریفان ساده تری
حداقل روی کاغذ دارد. پرسپولیس هم که در دور برگشت روی ریل شکست ناپذیری
قرار گرفته، با توجه به یک بازی معوقه اش با گهر دورود در مجموع 11 بازی پیش رو دارد که از این تعداد 8 دیدار خود را در ورزشگاه آزادی برگزار مي کند ضمن اینکه پرسپولیس هم در 6 بازی برگزار شده اش
در نیم فصل دوم، با حریفان بالانشینی چون استقلال، صبای قم و فولاد بازی کرده و مي تواند کفه رقیبان آتی اش از لحاظ کاغذی کمي سبک تر تلقی شود.
*با عرض پوزش از مردم آبادان و دورود و همچنین دست اندرکاران دو تیم صنعت نفت آبادان و گهردورود پیش بینی مي کنیم که این دو تیم سقوط کننده قطعی باشند چون از یک طرف از نظر امتیازی نسبت به بقیه مدعیان سقوط وضعیت بدتری دارند و در بازی های باقیمانده هم قرعه نامناسبی دارند. آبادانی ها باید طی 5 بازی آینده میهمان سپاهان، استقلال و داماش باشند و در خانه هم از تیم درخطر سقوط و پرانگیزه آلومینیوم و همچنین فولاد پذیرایی کنند، گهر هم طی 6 بازی متوالی باید با صبا، پرسپولیس (معوقه) تراکتورسازی، نفت تهران، سپاهان و فولاد بازی کند که با توجه به شانس کم امتیاز گیری در این بازیها به نظر مي رسد تا هفته سی ام این دو تیم محبوب شهرستانی سقوط خود را قطعی کنند.
*در مورد پیکان هم که به تازگی راننده خود را عوض کرده و فیروز کریمي را به عنوان سرمربی جدید روی نیمکت مي بیند، احساس خوبی نداریم چون بضاعت فنی مورد نیاز
برای یک جهش کامل و تحول عظیم برای فرار از سقوط را در این تیم و مخصوصا خط دفاعش نمي توان دید. *داماش هم که از شروع دور برگشت در حسرت پیروزی مانده و از 6 بازی تنها 2 امتیاز کسب کرده، این روزها با یک وضعیت بحرانی دست و پنجه نرم مي کند، از یک طرف به نظر مي رسد حمید درخشان نمي تواند نوار گل نزنی تیمش را قیچی کند و امیر عابدینی هم به عنوان مدیر عامل دلسرد شده و استعفا داده تا آسمان این باشگاه کاملا ابری باشد . داماش اگر نتواند تا هفته سی ام به وضعیت امتیازی خود سروسامان دهد به احتمال فراوان رفتنی مي شود چون در 4 بازی آخر با تراکتور سازی، نفت تهران، سپاهان و استقلال بازی دارد و امتیاز گیری مطلوب در این بازی ها کمي تا قسمتی بعید به نظر مي رسد.
*اما در مورد آلومینیوم و ذوب آهن هنوز وضعیت برزخی از لحاظ پیش بینی داریم چون با توجه به بضاعت موجودشان و همچنین تفکرات سرمربیان دو تیم یعنی اکبر میثاقیان و فرهاد کاظمي و بازی های پیش رویشان این امیدواری برای علاقمندانشان وجود دارد که بتوانند امتیازات خوبی گرفته و خود را از وضعیت خطرناک رها کنند .
به هرحال باز هم تکرار مي کنیم که این یک پیش بینی بر اساس شرایط فعلی است و ممکن است که در فاصله پیش رو تغییرات غیرقابل حدسی در این تیم ها ایجاد شود و این پیش بینی جنبه واقعیت به خود نگیرد، به هر حال جذابیت فوتبال هم به همین غیرقابل پیش بینی بودن آن است .
منتقدان فلاح کم نبودند. کسانی که او را مدیری ناکارآمد مي دانستد و معتقد بودند خودشان مي توانند عملکردی به مراتب شایسته تر از این را به معرض نمایش بگذارند.در زیر نگاهی به این افراد داریم اما قبل از آن«امام علی (ع) مي فرمایند:خداوند به حضرت موسی وحی فرمود :ای موسی سفارش مرا در مورد چهار چیز بخاطر بسپار :1.تانفهمیدی که گناهانت را آمرزیده ام به گناه دیگری مپرداز 2.تا ندانی گنج های خزائنم تمام شده غم روزی مخور 3.تانبینی ملک و پادشاهی من از دست رفته به دیگری امید مبند 4.تا مرده شیطان را نبینی از مکرش ایمن مباش.»
1 -خلیل صالحی: مدیری که که مي توان او را فوتبالی ترین منتقد فلاح دانست. او اگر چه سعی کرد وارد بازی های رسانه ای نشود و کمتر مصاحبه کرد اما به هر حال عملکرد فلاح را هم نمي پسندید. صالحی شاید نمي دانست فضای فوتبال تا چه اندازه متحول شده و دیگر نمي توان مانند گذشته ها به آن نگاه کرد. او این فصل به آبادان رفت. صالحی تیمي را تحویل گرفت که خودش نبسته بود اما به هر حال با مطالعه پا به این میدان نهاده و اگر غیر از این ادعا کند عذری بدتر از گناه است. نفت با وجود صالحی هیچ تکانی به خود نداد و حتی از رده 16جدول به انتهای آن هم رسید. صالحی شاید این روزها درد فلاح را بهتر بفهمد. درد داشتن مدیران بالا سری و مدیران میانه مجموعه که ساز خودشان را مي نوازند.
2 -حیدرعلی کامیاب:او هم یکی از سرایندگان غزل«لنگش کن» در کنار گود بود. مدیری که نشان داده شاید مدیر اداری خوبی باشد و بتواند نفر دوم شایسته ای لقب بگیرد اما در امر اجرایی به خصوص مدیریت باشگاه برق یک بازنده به تمام معنا بوده است.کامیاب در اواخر سال 87نشستی با مشفقیان داشت. او از مدیر برق منطقه ای خواسته بود با کنار گذاشتن فلاح، برق را نجات دهد. چرخ گردون اما کامیاب را به برق رساند. دو دوره حضور او ایام درخشانی را برایش رقم نزد. یک بار به عنوان نایب رییس هيأت مدیره، در تیمي حضور داشت که یک راست راهی دسته دوم شد و این بار در نقش مدیرعامل آمد تا منجی برق باشد و با خرید امتیاز استیل آذین در پی لیگ برتری شدن تیمش برآمد اما حالا همان برق برای عدم سقوط دخیل مي بندد و دست های هوادارانش به آسمان بلند است. او که همواره در بحث درآمدزایی منتقد اغلب مدیران- بخصوص جعفری و فلاح بوده- امروز تیمي را اداره مي کند که پربیننده ترین برنامه تلویزیون ماجرای فروش نارنج های محوطه باشگاهش به منظور درآمدزایی را سیبل و سوژه مي کند! این روزها روزگار اصلا" وفق مراد کامیاب نیست و برای او کامیابی رقم نزده است. آنگونه که کسی ندانست چرا شرفی آمد و چرا حالا عباسی آمده است.اوضاع بدتر از این خواهد شد اگر برق سقوط کند.کامیاب قطعا" مشکلات برق آن زمان و فلاح را هم نداشت و ندارد و تیمي خصوصی را اداره مي کند که کسی از درون مجموعه برای آن تکل از پشت نمي بندد. رفوزه شدن در چنین امتحانی تجربه های گرانقیمتی به همراه داشت والبته مي تواند تبعات کدر و زمختی به همراه داشته باشد. ناکامي برق خصوصی شاید سرمایه گذاران خصوصی را برای همیشه از فوتبال فارس دور کند.. امسال بی شک برای او سال ورزشی خوبی نبود.نه در برق موفق بود، نه به معاونت اداره کل ورزش رسید و نه به هيأت فوتبال. نوروز که از راه برسد انشاالله «حول حالنا الی احسن الحال» او برآورده شود و این روزهای تلخ از کارنامه کاری اش کنار برود.
3 -محمد عباسی: او هم بارها گفته بود اگر فلاح وی را از برق برکنار نمي کرد تیم سقوط نمي نمود. تئوری وی بر این پایه استوار است که سرمربی آخر- هر که مي خواهد باشد- مسئول نتایج تیم است و لابد باید پیوس و کربکندی جوابگوی ناکامي برق در آخرین دوره حضورش در لیگ برتر باشند.شاید اینگونه باشد کما اینکه ناکامي ایرانجوان بوشهر در فصلی که یک نیمه آن را با شرفی در صدر بود و نیمه دوم را برای بقا مي جنگید را هم مي توان به پای محمد عباسی نوشت! او حالا به برق برگشته است. بقای تیم در دسته اول شاید برای کامیاب که در پی صعود به لیگ برتر بود و دسته اولی شدن برق را با حضور استاندار جشن گرفته بود دلخوشی به حساب نیاید اما مي تواند عباسی را به چرخه مربیان برگرداند.نیازی هست رخدادهای احتمالی در صورت تحقق یافتن عکس این موضوع را هم یادآوری نماییم؟
4 -غلام پیروانی: اگر چه مستقیم از مدیریت فلاح انتقاد نکرد اما در پایان فصلی که باصطلاح مدیر فنی برق بود گلایه هایی داشت. او بعد از برق و البته پس از ناکامي محض در تیم ملی امید به آبادان رفت و کارش به «تیرکمون سیمی» کشید. در بازگشت به شیراز، اواخر فصل قبل به برق رفت تا آن تیم را نجات دهد اما سند سقوط برق هم امضا شد. مشهد و ابومسلم هم مدینه فاضله مرد شاعر پیشه نیمکت ها نبود. او این روزها احتمالا" در باغچه اش روزگار را مي گذراند و با خود زمزمه مي کند« تا که باغم داشت انگور عسکری، نام من هم بود
حاج احمد علی، تا که باغم خالی از انگور گشت، نام من برگشت و احمد کور گشت»
5 -جعفر جعفری: او در فصل سقوط برق، مهره های این تیم همشهری را به اردوگاه خودی کشاند و در اتفاقی عجیب همان بلایی که بر سر برق آمده بود این بار بر سر فجر با مهابادی و احمدزاده آمد.جعفری هم کم در مصاجبه ای مطبوعاتی به فلاح طعنه نزده بود.او البته در زمره کسانی بود که توانست با صعود فجر ناکامي خود را جبران کند.
6 -محمود یاوری:رفتنش از برق در فصلی که با این تیم نتایج خوبی گرفته بود را در بوق و کرنا کرد . او که خود را فوق تخصص نجات تیم های رو به سقوط مي دانست در لیگ برتر دوره دهم با پاس همدان و استیل آذین کاری کرد که چنگیزخان با متصرفاتش نکرده بود. محمود خان است دیگر!
7 -محمد امین شرقی:در هيأت مدیره برق بود و منتقد فلاح. او با تیم فوتسال برق روزهای خوبی داشته اما اختلافاتش با مدیران برق و رفت و آمدهای مکررش احتمالا به او یادآوری کرده که یک مدیر «ناهمراه» در یک مجموعه تا چه اندازه ترمز کار است.
8 -غلامرضا آبهشت:او هم از منتقدان جدی فلاح بود اما در بازگشت به برق کاری کرد کارستان! شرح قصه مدیریت او و نتایج تیمش در این مقال نمي گنجد.
9 -رشید خدابخش:مدیرکل سابق ورزش فارس به اصفهان که رفت بر سر ذوب آهن آن استان بلایی آمد که امروز مي بینیم نایب قهرمان
آسیا، برای عدم سقوط از لیگ برتر با گهر دورود لرستان الاکلنگ بازی مي کند. او که به زعم دوستان سردار سازندگی بود و ساخت و سازهایش در ورزش شهره خاص و عام نه تنها برای نقش جهان کاری نکرد که در گزارش هایی که از برنامه 90 روی آنتن رفت تصاویر خفاش های خون آشامي که در آن ورزشگاه لانه کرده اند همه را به وحشت انداخت. اتفاق عجیبی نیست. همین جا هم او برای میانرود گامي برنداشت و البته زمین های خاکی روستاها را در زمره توسعه فضاهای ورزش قلمداد کرد.گذشت زمان چه قاضی منصفی است.
ختم کلام:کنار گود نشستن و لنگش کردن هنر نیست. این یادداشت بر آن نبود تا فلاح را عاری از عیب بپندارد بلکه نگارنده منتقد بسیاری از رفتارهای مدیریتی و ناپختگی های آن دوران است اما بازخوانی مجدد آن جمله خدا به حضرت موسی است که مي فرماید تا عیب و گناه و ایراد خودمان رفع نشده به ایرادات دیگران نپردازیم و طعنه نزنیم.و....خدایا مرا از شر دوستانم نجات بده، با دشمنانم مي دانم چه کنم!
در لیگ برتر چه تیم هایی سقوط مي کنند؟
دوازدهمین دوره لیگ برتر با یازده دوره قبلی یک تفاوت عمده دارد بر این اساس که به جای دو تیم، این بار 4 تیم به دسته پائین تر سقوط مي کنند و تیم چهاردهم نیز با تیم سوم دسته اول یک بازی پلی آف برگزار مي کند چون قرار است دوره سیزدهم این رقابتها با کاهش کمیت یعنی با 16 تیم برگزار شود.
هرچند با توجه به 10 هفته ای که از لیگ برتر باقی مانده، شاید تا حدودی زود باشد که در مورد تیم های سقوط کننده صحبت کنیم ولی به هر حال با توجه به نمایشی که در 24 هفته سپری شده از لیگ توسط تیم ها ارائه شده مي توان پیش بینی هایی در این مورد انجام داد.
ابتدای امر این نکته را یادآوری کنیم که از لحاظ ریاضی از تیم چهارم به بعد همه امکان سقوط دارند و این مورد برای سایپا و پرسپولیس مي تواند پررنگ تر باشد ولی با توجه به فاصله آنها با بقیه تیم های پائین تر
و همچنین به نگاهی به بازیهای پیش رو بعید است که این دو تیم در پایان لیگ دوازدهم رفتنی شوند، چون سایپا از شروع دور برگشت تا به حال با تیم های بالانشین استقلال، تراکتورسازی، فولاد و سپاهان بازی کرده و در دیدارهای پیش روی خود حریفان ساده تری
حداقل روی کاغذ دارد. پرسپولیس هم که در دور برگشت روی ریل شکست ناپذیری
قرار گرفته، با توجه به یک بازی معوقه اش با گهر دورود در مجموع 11 بازی پیش رو دارد که از این تعداد 8 دیدار خود را در ورزشگاه آزادی برگزار مي کند ضمن اینکه پرسپولیس هم در 6 بازی برگزار شده اش
در نیم فصل دوم، با حریفان بالانشینی چون استقلال، صبای قم و فولاد بازی کرده و مي تواند کفه رقیبان آتی اش از لحاظ کاغذی کمي سبک تر تلقی شود.
*با عرض پوزش از مردم آبادان و دورود و همچنین دست اندرکاران دو تیم صنعت نفت آبادان و گهردورود پیش بینی مي کنیم که این دو تیم سقوط کننده قطعی باشند چون از یک طرف از نظر امتیازی نسبت به بقیه مدعیان سقوط وضعیت بدتری دارند و در بازی های باقیمانده هم قرعه نامناسبی دارند. آبادانی ها باید طی 5 بازی آینده میهمان سپاهان، استقلال و داماش باشند و در خانه هم از تیم درخطر سقوط و پرانگیزه آلومینیوم و همچنین فولاد پذیرایی کنند، گهر هم طی 6 بازی متوالی باید با صبا، پرسپولیس (معوقه) تراکتورسازی، نفت تهران، سپاهان و فولاد بازی کند که با توجه به شانس کم امتیاز گیری در این بازیها به نظر مي رسد تا هفته سی ام این دو تیم محبوب شهرستانی سقوط خود را قطعی کنند.
*در مورد پیکان هم که به تازگی راننده خود را عوض کرده و فیروز کریمي را به عنوان سرمربی جدید روی نیمکت مي بیند، احساس خوبی نداریم چون بضاعت فنی مورد نیاز
برای یک جهش کامل و تحول عظیم برای فرار از سقوط را در این تیم و مخصوصا خط دفاعش نمي توان دید. *داماش هم که از شروع دور برگشت در حسرت پیروزی مانده و از 6 بازی تنها 2 امتیاز کسب کرده، این روزها با یک وضعیت بحرانی دست و پنجه نرم مي کند، از یک طرف به نظر مي رسد حمید درخشان نمي تواند نوار گل نزنی تیمش را قیچی کند و امیر عابدینی هم به عنوان مدیر عامل دلسرد شده و استعفا داده تا آسمان این باشگاه کاملا ابری باشد . داماش اگر نتواند تا هفته سی ام به وضعیت امتیازی خود سروسامان دهد به احتمال فراوان رفتنی مي شود چون در 4 بازی آخر با تراکتور سازی، نفت تهران، سپاهان و استقلال بازی دارد و امتیاز گیری مطلوب در این بازی ها کمي تا قسمتی بعید به نظر مي رسد.
*اما در مورد آلومینیوم و ذوب آهن هنوز وضعیت برزخی از لحاظ پیش بینی داریم چون با توجه به بضاعت موجودشان و همچنین تفکرات سرمربیان دو تیم یعنی اکبر میثاقیان و فرهاد کاظمي و بازی های پیش رویشان این امیدواری برای علاقمندانشان وجود دارد که بتوانند امتیازات خوبی گرفته و خود را از وضعیت خطرناک رها کنند .
به هرحال باز هم تکرار مي کنیم که این یک پیش بینی بر اساس شرایط فعلی است و ممکن است که در فاصله پیش رو تغییرات غیرقابل حدسی در این تیم ها ایجاد شود و این پیش بینی جنبه واقعیت به خود نگیرد، به هر حال جذابیت فوتبال هم به همین غیرقابل پیش بینی بودن آن است .
پروین: برای پرسپولیس مساوی و باخت هیچ فایدهای ندارد
دوازدهمین دوره لیگ برتر با یازده دوره قبلی یک تفاوت عمده دارد بر این اساس که به جای دو تیم، این بار 4 تیم به دسته پائین تر سقوط مي کنند و تیم چهاردهم نیز با تیم سوم دسته اول یک بازی پلی آف برگزار مي کند چون قرار است دوره سیزدهم این رقابتها با کاهش کمیت یعنی با 16 تیم برگزار شود.
هرچند با توجه به 10 هفته ای که از لیگ برتر باقی مانده، شاید تا حدودی زود باشد که در مورد تیم های سقوط کننده صحبت کنیم ولی به هر حال با توجه به نمایشی که در 24 هفته سپری شده از لیگ توسط تیم ها ارائه شده مي توان پیش بینی هایی در این مورد انجام داد.
ابتدای امر این نکته را یادآوری کنیم که از لحاظ ریاضی از تیم چهارم به بعد همه امکان سقوط دارند و این مورد برای سایپا و پرسپولیس مي تواند پررنگ تر باشد ولی با توجه به فاصله آنها با بقیه تیم های پائین تر
و همچنین به نگاهی به بازیهای پیش رو بعید است که این دو تیم در پایان لیگ دوازدهم رفتنی شوند، چون سایپا از شروع دور برگشت تا به حال با تیم های بالانشین استقلال، تراکتورسازی، فولاد و سپاهان بازی کرده و در دیدارهای پیش روی خود حریفان ساده تری
حداقل روی کاغذ دارد. پرسپولیس هم که در دور برگشت روی ریل شکست ناپذیری
قرار گرفته، با توجه به یک بازی معوقه اش با گهر دورود در مجموع 11 بازی پیش رو دارد که از این تعداد 8 دیدار خود را در ورزشگاه آزادی برگزار مي کند ضمن اینکه پرسپولیس هم در 6 بازی برگزار شده اش
در نیم فصل دوم، با حریفان بالانشینی چون استقلال، صبای قم و فولاد بازی کرده و مي تواند کفه رقیبان آتی اش از لحاظ کاغذی کمي سبک تر تلقی شود.
*با عرض پوزش از مردم آبادان و دورود و همچنین دست اندرکاران دو تیم صنعت نفت آبادان و گهردورود پیش بینی مي کنیم که این دو تیم سقوط کننده قطعی باشند چون از یک طرف از نظر امتیازی نسبت به بقیه مدعیان سقوط وضعیت بدتری دارند و در بازی های باقیمانده هم قرعه نامناسبی دارند. آبادانی ها باید طی 5 بازی آینده میهمان سپاهان، استقلال و داماش باشند و در خانه هم از تیم درخطر سقوط و پرانگیزه آلومینیوم و همچنین فولاد پذیرایی کنند، گهر هم طی 6 بازی متوالی باید با صبا، پرسپولیس (معوقه) تراکتورسازی، نفت تهران، سپاهان و فولاد بازی کند که با توجه به شانس کم امتیاز گیری در این بازیها به نظر مي رسد تا هفته سی ام این دو تیم محبوب شهرستانی سقوط خود را قطعی کنند.
*در مورد پیکان هم که به تازگی راننده خود را عوض کرده و فیروز کریمي را به عنوان سرمربی جدید روی نیمکت مي بیند، احساس خوبی نداریم چون بضاعت فنی مورد نیاز
برای یک جهش کامل و تحول عظیم برای فرار از سقوط را در این تیم و مخصوصا خط دفاعش نمي توان دید. *داماش هم که از شروع دور برگشت در حسرت پیروزی مانده و از 6 بازی تنها 2 امتیاز کسب کرده، این روزها با یک وضعیت بحرانی دست و پنجه نرم مي کند، از یک طرف به نظر مي رسد حمید درخشان نمي تواند نوار گل نزنی تیمش را قیچی کند و امیر عابدینی هم به عنوان مدیر عامل دلسرد شده و استعفا داده تا آسمان این باشگاه کاملا ابری باشد . داماش اگر نتواند تا هفته سی ام به وضعیت امتیازی خود سروسامان دهد به احتمال فراوان رفتنی مي شود چون در 4 بازی آخر با تراکتور سازی، نفت تهران، سپاهان و استقلال بازی دارد و امتیاز گیری مطلوب در این بازی ها کمي تا قسمتی بعید به نظر مي رسد.
*اما در مورد آلومینیوم و ذوب آهن هنوز وضعیت برزخی از لحاظ پیش بینی داریم چون با توجه به بضاعت موجودشان و همچنین تفکرات سرمربیان دو تیم یعنی اکبر میثاقیان و فرهاد کاظمي و بازی های پیش رویشان این امیدواری برای علاقمندانشان وجود دارد که بتوانند امتیازات خوبی گرفته و خود را از وضعیت خطرناک رها کنند .
به هرحال باز هم تکرار مي کنیم که این یک پیش بینی بر اساس شرایط فعلی است و ممکن است که در فاصله پیش رو تغییرات غیرقابل حدسی در این تیم ها ایجاد شود و این پیش بینی جنبه واقعیت به خود نگیرد، به هر حال جذابیت فوتبال هم به همین غیرقابل پیش بینی بودن آن است .
+ نوشته شده در 2013/2/2 ساعت 5:6 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی