راز ماندگاری انقلاب اسلامی
محمد عسلی
وقتی در هر نقطه از این خاک پهناور پرچم سرخی بالای آرامگاه شهیدی در اهتزاز است و مادری دلمویه­های خود را به هر مناسبت با تمام باورش واگویه می­کند، انقلاب همان قلب تپنده­ای است که در سینه­های ستبر پیر و جوان این مرز و بوم است. هر چند رگ­ها و شریان­های این قلب به هر دلیل مدتی در روزه باشند و آب و نان کمتری به آنها رسد. چرا که آن امام بزرگوار از همان آغاز پیروزی به این نکته مهم اشاره کرد که ما برای شکم انقلاب نکرده­ایم.
و چه راست بود این سخن که ماحصل آن ایثار، مجاهدت، شهادت و شجاعت بود برای حفظ ارزش­هایی که بعضی امروز آن را کمرنگ می­بینند و دشمن باور کرده است که حصر اقتصادی ما را از مسیر اصلی باز داشته است. اما چنین نیست. زیرا زمزمه­ها، دلمویه­ها، فشارهای روحی روانی ناشی از تورم و گرانی، تن را خسته می­کند. اما قلب را از تپش باز نمی­دارد و مردم ما در یک حرکت پلکانی شاهدند که همانند دوره کودکی به نوجوانی زمانه، واکسن­های تلاطم اقتصادی، تهدید، فشارهای نظامی و تحریم را به ما تزریق کرده است و به خوبی می­دانیم ایران امروز اگر عزت و آبرویی دارد و جهانیان مقاومت آن را به دیده حیرت شاهدند به خاطر ایستادگی و مقابله با ابرقدرتی است که تاکنون هیچ کشوری نتوانسته در مدت 33 سال در برابر تمامی فشارها و تهدیدات آن مقاومت کند.
و این ایران اسلامی است که انقلاب خود را در سه ضلع مثلث مشروعیت مردمی، مشروعیت دینی و مشروعیت قانونی محاط کرده و همان­گونه که به فرمایش امام رضا (ع) کلمه لا اله الا الله
حصن حصین هر مسلمانی است، انقلاب اسلامی هم حصن حصین ماست، زیرا از همان کلمه لا اله الا الله
عملاً بهره­مند است و جز خدا قدرتی، مافوق بشر نمی­شناسد.
و اما بعد.
از انقلاب کبیر فرانسه که در سال 1789 به وقوع پیوست و جهان را در شعاع تحولات خود قرار داد گرفته تا انقلاب اکتبر روسیه «در سال 1917» و از انقلاب چین تا انقلاب کوبا، همه در طول سال­ها شاهد تغییرات و تحولات، خواستن­ها و نخواستن­ها بوده و هستند و از دل این انقلاب­ها، «فرقه­گرایان» «تجدید نظر طلبان»، لیبرال­ها «آزادیخواهان» «فرصت طلبان» و... بیرون آمده و گاه کلیت انقلاب­ها را زیر سؤال برده تا جایی که بسیاری از انقلابیون آغازین و حتی رهبران آنها از عزت به ذلت و در اوج مقبولیت به حضیض منفوریت تغییر جایگاه داده­اند.
انقلاب اسلامی ایران هم کم و بیش با چنین تحولات و تغییراتی همراه بوده اما جایگاه رهبری و مشروعیت مردمی و دینی خود را حفظ کرده، همه بر این باورند که اگر ثبات و امنیتی است و ارکان حاکمیت متزلزل نشده و دشمنان نتوانسته­اند به خواست خود در فروپاشی نظام به جایی برسند به علت ستون­های سه­گانه محکمی است که ریشه در باور مردم دارد.
این باورمندی زمانی حفظ می­شود که اعتماد عمومی نسبت به عملکرد مسئولین نه فقط حفظ شود، بلکه قوت گیرد.
حال همه باید به این مهم بیاندیشند که در یک کشتی نشسته و روی امواج متلاطم و طوفانی دریای پهناوری چشم بر تلاش ناخدا دارند. هر کس در این کشتی جنگ منیت و قدرت راه اندازد بالطبع سلامت خود و دیگران را به خطر می­اندازد و دست برنده­ای ندارد.
ناخدا و مردم اگر احساس خطر کنند مزاحمان را از این کشتی به بیرون پرتاب می­کنند و حق هم همین است. حال این مزاحمان آسیب­رسان که دانسته و ندانسته آب به آسیاب دشمن می­ریزند تنها راه نجاتشان اتصال به مردم است. زیرا هر کس در هر مقامی و به هر دلیلی از مردم و خواسته­های آنان فاصله بگیرد محکوم به شکست است.
مثلث مشروعیت مردمی، مشروعیت دینی و مشروعیت قانونی تکیه­گاه امن و همان حصن حصین است که شهرت­طلبی، وابستگی و منیت­ها را از خود می­راند.
تجربه تاریخی و خسارت­بار بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص)
را ما فهم کردیم و نگذاشتیم اختلافات مسیر انقلاب را منحرف کند.
اینکه انقلاب قائم به شخص نشد هم تجربه تاریخی مهمی است که از آن در ثبات نظام و حفظ کشور بعد از ارتحال حضرت امام (ره) سود بردیم.
حالا هم نباید بعضی­ها باورشان شود که اگر فلان و بهمان در هیأت دولت و یا هر جای دیگر نباشند دنیا آخر می­شود و کشور صدمه می­بیند و یا مردم یکدیگر را می­خورند. مردم ما هوشیار، شجاع، مقاوم و با مصونیت­اند، راه­های سخت رسیدن به قله را در آزمون و خطاهای بسیار پیموده و به انحراف نرفته­اند. زمانه هم درس خوبی به ما داده که اگر در جایی به اشتباه رفته و یا قضاوتی کرده­ایم دوباره به سرمنزل مقصود بازگشته ایم.