دستاوردهای انقلاب
محمد عسلی
با گذشت 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، این سؤال در اذهان خواص و افکار عمومی بارها و بارها تکرار شده و بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی به دنبال پاسخی برای آن بوده­اند که دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران برای کشور و جهان خارج تا چه میزان قابل قبول و قابل توجه است.
بی­شک پاسخ به این سؤال و سؤالات مشابه اگر با دید کارشناسی و بی­طرفانه داده شود بیشتر به واقعیت و حقیقت نزدیک­تر است تا خصمانه و یا کاملاً جانبدارانه.
  برای ورود به یک تحلیل واقع­بینانه، لازم است، اوضاع و احوال جهانی و شرایط سیاسی و اقتصادی را که در دو دوره تاریخی قبل و بعد از انقلاب بر مملکت ما و جهان حاکم بوده است را کالبدشکافی و شفاف­سازی کنیم تا آنگاه روشن شود ما در چه موقعیت و شرایطی چه داشته­ و یا داریم، چه کرده و یا  نکرده­ایم و یا نقاط قوت و ضعف ما در کجاست.
نخست و به صورت کوتاه و مختصر بپردازیم به شرایط سیاسی و اقتصادی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی.
و اما بعد.
شاه در یکی از سخنرانی­های پرسر و صدا و معروفش که در حافظه سیاسی تاریخ ماند گفت: مملکت به یک حزب بیشتر نیاز ندارد. همان حزب رستاخیز. هر کس مخالف است راه خارج باز است... [نقل به مضمون]
شاه در شرایطی این سخنان را با قاطعیت بیان کرد که کاملاً نگاهی به حامیان غربی­اش از جمله آمریکا، انگلیس و فرانسه داشت و به خوبی می­دانست که آنها برای حفظ منافعشان نه فقط با وی دشمنی نخواهند کرد، بلکه به ترفندهای مختلف در جهت حمایت از وی و سیاست­های غیرمستقلانه­اش دست خواهند یازید.
به همین منظور او ایران را جزیره آرامش خواند و در بعضی از مصاحبه­هایش با خبرنگاران خارجی سخن­های درشت و گزافه­ای هم خطاب به غربیان در یک جنگ زرگری بیان ­کرد.
آنچه شاه را به چنین اندیشه­ای رسانده بود که اقتدار سلطنت را به رخ جهانیان بکشد. تکیه بر درآمدهای سرشار نفتی، داشتن ارتشی مجهز به تجهیزات پیشرفته نظامی آن زمان که بیشتر این تجهیزات از آمریکا خریداری شده بود، تکیه بر قدرت سازمان اطلاعات و امنیت کشور «ساواک» که هر فریاد مخالفی را در گلو خفه می­کرد و لابی­های صهیونیستی و غربی که با حمایت­های مالی شاه برای او تکیه­گاهی مطمئن به حساب می­آمدند بود.
اما شاه غافل از حمایت­های مردمی و رضامندی خاطر مردمی بود که علی­رغم ثبات پولی کشور که وابستگی شدید به دلار و حمایت غربیان داشت، قدرت خرید ضعیفی داشتند و بازار پولی کشور را طایفه هزار فامیل، کلیمیان و بعضاً افراد شاخص پولداری مانند خرمی­ها و خیامی­ها می­چرخاندند.
اما نکته مهم این بود که از 28 مرداد 32 تا دی ماه 57 که حدوداً 25 سال به طول  انجامید، شاه از شرایط و موقعیت حمایتی بسیاری برای توسعه و عمران کشور برخوردار بود که متأسفانه سیاست­های غلط وی در وابستگی شدید به غرب بیشترین درآمد کشور را برای خرید اسلحه، سفرهای تفریحی بی حد و حساب، حمایت­های مالی از شرکت­های غربی ورشکسته برای جلب حمایت غرب و برگزاری جشن­های 2500 ساله و تشریفاتی صرف کرد و نهایتاً رضامندی خاطر مردم که آنها را رعایا می­نامید برایش چندان مهم نبود. او بر این اندیشه بود که اصلاحات و رفرمی که به نام انقلاب سفید اعلام کرد، کار بزرگی انجام داده و تا مدت­ها مخالفتی از جانب توده­های مردم عملی نخواهد شد.
به لحاظ سیاست داخلی کشور را در خفقان کامل و در اختیار ساواک قرار داده بود تا هیچ صدای  مخالفی شنیده نشود و زندان از فعالین سیاسی اعم از روحانیون مبارز، گروه­های مذهبی، مخالفان چپ و غیره پر شود.
در طول این 25 سال کمتر چماق حمایتی حقوق بشر هم بر سرش فرود می­آمد زیرا  آمریکا و کشورهای اروپایی به اندازه کافی در ایران منافعی داشتند تا صدایشان در نیاید.
در آن زمان همسایگان ایران هم نسبتاً نقاط امنی در خاورمیانه به حساب می­آمدند و فقط تجاوزات عدیده اسراییل به سرزمین فلسطین و کشورهای عربی همسایه از جمله سوریه، مصر، اردن و لبنان برای مسلمانان آزار دهنده بود که شاه با حمایت مالی و نفتی و عدم مخالفت سیاسی با احتیاط از اسراییل پشتیبانی می­کرد.
  و اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که با حرکت انقلابی تمام عیار اکثریت قریب به اتفاق مردم انجام شد، آمریکا و کشورهای اروپایی که از سیاست­های آن پشتیبانی می­کردند، وقتی دیدند منافعشان در ایران به خطر افتاده و ایران به دنبال استقلال و آزادی است و دیگر حاضر به باج دادن و حمایت از سیاست­های استعمارگرانه آنها نیست، با تحریک گروه­های سیاسی مدعی قدرت و حاکمیت که در بین مردم محبوبیت نداشتند وضعیت را چنان آشفته کردند که فراغت و فرصت پاسخگویی به نیازهای مشروع مردم را از دولتمردان نظام جمهوری اسلامی تا حدودی گرفتند و آنها را در مقاطع مختلف زمانی سرگرم جنگ تحمیلی 8 ساله، تهدید نظامی و تحریم همه جانبه کردند و مأمنی مناسب برای مخالفان و دشمنان نظام شدند تا از هر دیدگاه مخالفی اعم از مذهبی، کمونیستی، سلطنت­طلب و غیره با صرف میلیون­ها دلار برای تخریب افکار عمومی مردم ایران حمایت کنند.
و چنین شد که حاکمیت در طول این 33 سال مدام درگیر مسایلی شد که از خارج به کشور تحمیل می­شد.
علی­رغم این همه حرکت­های ایذایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی، حفظ حدود و ثغور مرزهای مملکت بود و عدم وابستگی و «استقلال» در اعمال سیاست­های داخلی و خارجی تأثیرگذاری در افکار مسلمانان در کشورهای آسیایی و آفریقایی برای استقلال و رهایی که نمونه­های بارزی از بیداری اسلامی را امروز شاهدیم.
و نیز دستاوردهای علمی ناشی از باورمندی جوانانی که با بهره­گیری از قدرت خلاقیت، هوش، استعداد تحصیلی و خودباوری توانستند در علوم هسته­ای، پزشکی، نظامی، فضا، نانو و مهندسی معکوس به توفیقات چشمگیری نائل آیند به طوری که امروز جهان از این توفیقات در حیرت است زیرا با این همه فشارهای اقتصادی و تحریم کمتر کشوری را سراغ داریم که توانسته باشد روی پای خود بایستد.
از آن گذشته، امکانات رفاهی که با رشد جمعیت 3 برابری نسبت به 33 سال قبل مردم از آن بهره­مندند و می­توان آنها را از شاخص­های توسعه به حساب آورد قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست.
برای نمونه و مثال تعداد سدها، میزان آب، برق، گاز و بنزین و گازوییل مصرفی، تعداد مشترکین تلفن­های ثابت و سیار، در شهرها و روستاها، حجم وسیع جاده­های برون­شهری، اعم از اتوبان­ها، بزرگراه­ها، جاده­های آسفالته دو بانده، جاده­های آسفالته روستایی، پل­ها، تونل­ها و هزاران کیلومتر خط آهن و یا احداث فرودگاه­ها و افزایش تعداد صندلی­های هواپیماها برای جابه­جایی مسافران، تعداد سفرهای خارجی اعم از سفرهای سیاحتی و زیارتی که عمومیت پیدا کرده است، میزان ساخت و سازها و توسعه و گستردگی شهرها و روستاها و بسیاری فعالیت­ها و ساخت و سازهای عمرانی دیگر که ذکر نمونه­های آنها در این کوتاه نوشتار نمی­گنجد، همه از دستاوردهای انقلابند که با حرکت خودجوش مردمی و حمایت از حاکمیت به ثمر نشسته­اند.
شاید عنوان شود که با گذشت 33 سال بسیاری از کشورهای همسایه و یا کشورهای دیگر هم توسعه و عمران قابل توجهی داشته­اند، نگارنده این سطور منکر این سخن نیست، اما نکته قابل توجه این است که تمامی دستاوردهای این 33 ساله بدون کوچکترین حمایت خارجی و در اوج بحران­های اقتصادی حاصل شده­اند که در جهان امروز برای هیچ کشوری امکان­پذیر نبوده و نیست.
البته ناگفته نماند که علی­رغم این همه دستاوردها، ضعف­ها و نقصان­هایی را هم شاهد بوده­ایم که بیشتر ناشی از عدم مدیریت صحیح و یا مدیریت سلیقه­ای بوده است و می­باید با گذشت این همه سال و آزمون و خطاهایی که داشته­ایم، دیگر تکرار نشود.
مسلماً برای ارزیابی دستاوردهای انقلاب اسلامی می­باید کتاب­هایی تدوین شود که در آنها از اعداد و ارقام و آمار استفاده شود چون فضای کم و محدود روزنامه معذور از بیان جزئیات آن است.