صفحه 9--23 بهمن 91
زن رزمی کار، آخرین طعمه دزدان خشن
عرش نیوز: آخرین طعمه دزدان خشن، همسر یکی از مأموران پلیس بود که مهارت زیادی در ورزش رزمی کاراته داشت.
این زن وقتی تیغه چاقوی دزدان را زیر گلویش دید، با حرکتی سریع، مرد سارق را خلع سلاح کرد و او را زیر ضربات مشت و لگد گرفت. اوایل بهمنماه امسال مأموران پلیس آگاهی رشت در جریان زورگیریهای سریالی از مسافران در خیابانهای شهر قرار گرفتند و تحقیقات خود را برای شناسایی و دستگیری دزدان شروع کردند. بررسیها نشان میداد که سرقتها از سوی سرنشینان تعدادی خودروی پراید و پژو صورت میگیرند و به همین دلیل مأموران در ابتدا تصور میکردند که با چند باند متفاوت روبهرو هستند.
آنها در ادامه تحقیقات متوجه شدند که دزدان در تمامی سرقتها، دو نفر بودند که ابتدا پلاک خودرویشان را با استفاده از گل پوشانده و سپس به سراغ طعمههایشان میرفتند. یکی از دزدان پشت فرمان مینشست و دیگری روی صندلی عقب و زمانی که مسافری روی صندلی جلو قرار میگرفت، فردی که در قسمت عقب بود از پشت سر تیغه چاقویش را زیر گلوی مسافر میگذاشت و با تهدید همه اموال باارزش و پولهایش را سرقت میکرد. بعد از سرقت نیز شروع به ضرب و شتم مالباخته کرده و او را از ماشین در حال حرکت به بیرون پرت میکرد.
با توجه به اینکه شگرد دزدان در همه سرقتها یکی بود و تصاویری که از سوی مالباختگان چهرهنگاری شده بود، شباهت زیادی به هم داشتند کارآگاهان به این نتیجه رسیدند تمامی سرقتها از سوی یک باند صورت میگیرند که برای اجرای نقشههایشان از خودروهای مختلف استفاده میکنند تا شناسایی نشوند. بنابراین گروه ویژهای از کارآگاهان مأمور رسیدگی به پرونده شدند و با شناسایی محلها و مسیرهای سرقت، به کمین دزدان خشن نشستند.
درحالیکه تحقیقات برای بهدامانداختن دزدان ادامه داشت و هنوز ردی از آنها بهدست نیامده بود، اواخر هفته گذشته خودروی پرایدی مقابل زن جوانی که کنار یکی از خیابانهای رشت در انتظار تاکسی بود، توقف کرد. راننده وانمود میکرد که مسافرکش است و مرد دیگری نیز بهعنوان مسافر روی صندلی عقب نشسته بود. زن جوان وقتی مقصدش را به راننده گفت، سوار ماشین شد و روی صندلی جلو نشست. بعد از طی مسافت کوتاهی، راننده تغییر مسیر داد و وارد خیابانی خلوت شد.
همزمان مردی که در قسمت عقب ماشین نشسته بود، تیغه چاقویش را زیر گلوی زن جوان گذاشت و با تهدید از او خواست که همه پول و اموال باارزش را به او بدهد. زن جوان همسر یکی از مأموران پلیس آگاهی رشت بود که مدتها در رشته کاراته ورزش میکرد. او که به فنون رزمی آشنایی کاملی داشت با حرکتی سریع، مرد مسلح را
خلع سلاح کرد و با لگدی که به راننده زد، باعث شد اختیار ماشین از دست وی خارج شود. وی سپس به ضرب و شتم مردی پرداخت که روی صندلی عقب نشسته بود اما وقتی ماشین متوقف شد، مرد جوان به سرعت
پیاده شد و پا به فرار گذاشت. راننده پراید اما فرصت پیدا نکرد که از دست زن رزمی کار فرار کند و با فریادهای این زن و تجمع مردم در محل حادثه، مرد راننده دستگیر شد.
راننده جوان به اداره آگاهی منتقل شد اما در بازجوییها گفت که سارق را نمیشناسد و بیگناه است. او گفت: من مسافرکشی میکردم که ابتدا یک مرد سوار ماشین شد و دقایقی بعد هم زن جوانی را سوار کردم. بیآنکه متوجه شوم، ناگهان دیدم که مرد مسافر قصد سرقت از زن جوان را داشت که از سوی وی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و وقتی نتوانست نقشهاش را عملی کند، فرار کرد و من به اشتباه دستگیر شدم.
اظهارات مرد راننده وقتی رنگ باخت که وی مقابل تعدادی از شاکیان قرار گرفت و از سوی آنها شناسایی شد. به این ترتیب چارهای جز بیان حقیقت ندید و به زورگیریهای سریالی اعتراف کرد.
مرد جوان گفت: من و همدستم برای اینکه شناسایی نشویم به سراغ دوستانمان میرفتیم و با این بهانه که کار مهمی برایمان پیش آمده، ماشینشان را امانت میگرفتیم. سپس با مالیدن گل روی پلاک، راهی خیابانها میشدیم و بعد از سوار کردن زنان و مردان بهعنوان مسافر، با تهدید چاقو اموالشان را سرقت میکردیم.
سرهنگ عبادالله کریمی، رئیس پلیس آگاهی استان گیلان با بیان این خبر گفت: بعد از اعترافات مرد جوان، همدست وی نیز در یک عملیات ضربتی دستگیر شد و به زورگیریهای سریالی اعتراف کرد. وی افزود: تاکنون هشت مالباختهها که اموالشان از سوی این باند به سرقت رفته با مراجعه به اداره آگاهی از متهمان شکایت کردهاند و تحقیقات تکمیلی درخصوص این پرونده ادامه دارد.
پدرمقتول: عروسم را قصاص کنيد!
عرش نیوز: پدر مقتول به دادسرا مراجعه کرد و ضمن اعلام گذشت از پسرش گفت: مي خواهم عروسم را قصاص کنيد!
جوان ۲۵ ساله ای که برادر بزرگترش را با همدستي همسر وي به قتل رسانده بود با اعلام گذشت پدرش، از قصاص نفس نجات يافت اما پدر مقتول، صدور حکم قصاص براي عروسش را خواستار شد.
سي ام ارديبهشت ماه گذشته، جسد جواني زير يک پل در کمربندي شمال گذر مشهد کشف شد و بدين ترتيب تحقيقات با حضور قاضي اسماعيل شاکر (قاضي ويژه قتل عمد در زمان حادثه) آغاز شد. پس از گذشت چند روز از ماجرا، کارآگاهان پليس آگاهي خراسان رضوي با نظارت مستقيم مقام قضايي برادر کوچک تر و همسر مقتول را به اتهام ارتکاب جنايت دستگير کردند.
۲ متهم مذکور در شعبه ۸۰۹ مجتمع قضايي شهيدقدوسي مورد بازجويي قرار گرفتند و به صراحت قتل (ج. گ)
را پذيرفتند.
همسر ۲۷ ساله مقتول در اعترافات خود به قاضي شاکر گفت: آن شب برادرشوهرم مهمان ما بود وقتي به منزلشان بازگشت حدود ساعت ۱۱ شب بود که با او تماس گرفتم و خواستم به منزل ما بيايد. دختر
۱۰ و پسر ۵ ساله ام در گوشه اي از پذيرايي خوابيده بودند و همسرم نيز کنار پنجره اتاق به خواب رفته بود. او عصر روز حادثه بعد از اين که تعدادي قرص خورد خوابيد و من نقشه قتل او را طرح کردم. وقتي برادرشوهرم آمد از آزار و اذيت هاي شوهرم براي او تعريف کردم به او گفتم او باز هم مثل هميشه زني را به منزل آورده بود البته شوهرم به موادمخدر صنعتي از نوع شيشه اعتياد داشت و هميشه مردان و زنان غريبه را به منزل مي آورد که آن ها با سر و صداي من از منزل خارج مي شدند!
متهم اين پرونده جنايي ادامه داد: وقتي اين موارد را براي برادرشوهرم شرح دادم به او گفتم که بايد او را بکشيم. او ابتدا قبول نمي کرد ولي بعد از مدتي به کشتن او رضايت داد. ساعت حدود ۳ بامداد بود که من از بيرون يک رشته طناب آوردم و آن را دور گردن شوهرم انداختم سپس يک طرف طناب را برادرشوهرم گرفت و دو نفري کشيديم تا خفه شد!
اين زن ۲۷ ساله افزود: او معتاد بود و از کارهاي او خسته شده بودم، من ۱۱ سال با او زندگي کردم اما همواره از دست او عاصي بودم! برادر ۲۵ساله مقتول که متهم ديگر اين پرونده جنايي بود در حضور مقام قضايي گفت: اظهارات همسر برادرم را قبول دارم. برادرم معتاد بود حدود ۱۵ بار او را ترک داديم اما نشد وقتي به ياد آزار و اذيت هاي او مي افتادم که چگونه پدر و مادرم را اذيت مي کرد تصميم گرفتم در قتل او با
زن برادرم همکاري کنم.
او (مقتول) حتي چند روز قبل گوشي تلفن همراه پيرمردي را هم به زور گرفته بود. زن برادرم کار مي کرد و براي منزل آذوقه مي خريد ولي برادرم حتي گوشت ها را از يخچال سرقت مي کرد و براي تامين هزينه موادمخدر مي فروخت. حرف هاي همسر برادرم مثل خوره به جانم افتاده بود به همين خاطر هم تصميم گرفتم تا او را بکشم.
بعد از قتل هم لباس هايش را از تنش بيرون آورديم و جسد را داخل يک لحاف گذاشتيم سپس يک سر آن را با طناب گره زديم و سر ديگر آن را نيز با طنابي که او را خفه کرده بوديم بستيم. بعد از آن هم دو نفري جسد را به صندلي عقب پرايد که در منزل پارک بود، برديم و به طرف جاده روستاي ... حرکت کرديم. و در مسير جسد را از روي پل پايين انداختيم.
کشف جسد 3 دختر مومیایی در فرودگاه امام خمینی(ره)
شفاف نیوز: مرد مرموز میخواست این
3 جسد مومیایی قلابی را از تهران
به استانبول و از آنجا به لندن برده و میلیاردی بفروشد.
سهشنبه 10 بهمن ماه سال جاری در سالن انتظار فرودگاه امام خمینی (ره) همهمهای بود، پروازهای خارجی
یکی پس از دیگری از باند بلند میشدند. در میان این جمعیت، مردی شیکپوش با یک کارتن بزرگ وارد فرودگاه شد و آن را روی دستگاه چک گذاشت و در حالی که سعی داشت خود را خونسرد نشان دهد در گوشهای منتظر ماند تا کارتن از آن طرف غلتک بیرون بیاید. مسافر مرموز، کارتن بزرگ را تحویل گرفت و پس از گرفتن کارت اجازه سوارشدن به هواپیمای پرواز ترکیه چمدانها را تحویل مسوولان فرودگاه داد تا آنان چمدان ها را به بخش بار هواپیما انتقال دهند. دقایقی نگذشته بود که دستگاه ایکسری فرودگاه با عبور
یک کارتن بزرگ از داخل آن تصاویر عجیبی را پیش روی ماموران قرار داد.
ماموران دیدند که داخل این کارتن 3 اسکلت انسان روی صفحه دستگاه ایکسری به نمایش گذاشته شده است. بلافاصله کارتن بزرگ تحت تجسس گرفته شد و ماموران فرودگاه با حیرت با 3 جسد مومیایی شده کوچک مواجه شدند که داخل فویل و پنبه پیچانده شده بودند و در بررسی مشخصات، مسافر شیکپوش را که پای پرواز ترکیه بود، دستگیر کردند.
این مرد با کارتن مرموز در اختیار پلیس فرودگاه امام خمینی (ره) قرار گرفت و در بازجوییها ابتدا سعی کرد سکوت کند و با داستانهای باورنکردنی خود را بیاطلاع نشان دهد.
مرد شیکپوش که دید نمیتواند از اتهام قاچاق اجساد مومیایی شانه خالی کند در بازجوییهای پلیس فرودگاه ادعا کرد هیچ اطلاعی از سرنوشت مومیاییها ندارد. تنها قرار بود وی این اجساد را ابتدا به ترکیه و سپس به انگلیس ببرد و برای فروش به
یک کلکسیوندار تحویل بدهد.
وقتی ماجرای این 3 جسد مومیایی که گفته میشد آدم کوتوله بودند، پیش روی دادیار تیموری از شعبه سوم دادسرای مستقر در فرودگاه امام (ره) قرار گرفت، وی دستور داد تا کارشناسان میراث فرهنگی به بررسی اجساد مومیایی بپردازند.
بدین ترتیب، 3 جسد مومیایی شده در اختیار متخصصان قرار گرفت تا با اقدامات علمی و باستانشناسی قدمت و تاریخچه آنان را مشخص کنند.
کارشناسان میراث فرهنگی پس از بررسی این اجساد مومیایی متوجه شدند که هیچکدام از آنها قدمت تاریخی نداشته و آدم کوتوله نیز نبودهاند و با فناوری امروزی اجساد که متعلق به 3 بچه هستند مومیایی شدهاند و احتمالاً قاچاقچیان قصد داشتند به کلاهبرداری در انگلیس دست بزنند.
وقتی گزارش متخصصان میراث فرهنگی در اختیار دادیار تیموری گذاشته شد شاخه تازهای پیش روی گروه پلیسی و قضایی قرار گرفت.
باید مشخص میشد 3 کودک که اجسادشان مومیایی شده است چه سرنوشتی داشتهاند و مرد مسافر آنان را چگونه
به دست آورده و آیا جنایتی رخ داده است؟!
مرد قاچاقچی در این خصوص تحت بازجویی گرفته شد و نتوانست گرهگشایی برای حل این معما باشد، وی ادعاهایی کرده است که تحت پیگیری پلیسی و قضایی قرار دارد و ماموران در حال ردیابی همدستان این مرد و عاملان مومیایی کردن اجساد کودکان هستند تا مشخص شود اجساد از کجا به دست آنان رسیده و بچهها
چه کسانی بودند.
دادیار تیموری برای اینکه مشخص شود
3 کودک قربانی چه سرنوشتی داشته اند، اجساد مومیایی را در اختیار پزشکی قانونی قرار داد. متخصصان کالبدشکافی و سالن تشریح اجساد نیز با بهکارگیری دانش و تجهیزات ویژهای به کاوش درخصوص این اجساد پرداختند و قدمت آنها را کمتر از
یک سال دانستند و کودکان یک تا 3 ساله بوده و جنسیت همگی آنان را نیز دختر دانستند. در این بررسیهای پزشک جنایی، متخصصان به هیچ آثار زخم و جراحات ناشی از وقوع یک جنایت برنخوردند و بر این فرضیه پافشاری کردند که این
3 دختربچه کشته نشده و با مرگ طبیعی از پای درآمدهاند.
با توجه به نتایج بررسیهای کارشناسان فرضیههایی پیش روی پلیس و دادیار پرونده قرار دارد که در مهمترین آن به نظر میرسد قاچاقچیان اجساد مومیایی اجساد کودکان مرده را با روشهای خاصی و بدون اطلاع خانوادههای آنان به دست آورده و سپس با توجه به مهارتی که در مومیایی کردن داشتند، آنان را در قالب مومیایی 3 آدم کوتوله
برای ترانزیت به انگلیس آماده کرده و میخواستند از مسیر هوایی تهران به آنکارا و سپس به لندن به این قاچاق میلیاردی دست بزنند. این در حالی است که قاچاقچی مومیاییهای قلابی ادعا کرده که اجساد کودکان را از گورستانی دزدیده و نقشی در مرگ آنها نداشته است.
بنا به این گزارش، تحقیقات از قاچاقچی مومیاییهای کودکان ادامه دارد تا پلیس بتواند زنجیره این ترانزیت را ردیابی کند.
آنها در ادامه تحقیقات متوجه شدند که دزدان در تمامی سرقتها، دو نفر بودند که ابتدا پلاک خودرویشان را با استفاده از گل پوشانده و سپس به سراغ طعمههایشان میرفتند. یکی از دزدان پشت فرمان مینشست و دیگری روی صندلی عقب و زمانی که مسافری روی صندلی جلو قرار میگرفت، فردی که در قسمت عقب بود از پشت سر تیغه چاقویش را زیر گلوی مسافر میگذاشت و با تهدید همه اموال باارزش و پولهایش را سرقت میکرد. بعد از سرقت نیز شروع به ضرب و شتم مالباخته کرده و او را از ماشین در حال حرکت به بیرون پرت میکرد.
با توجه به اینکه شگرد دزدان در همه سرقتها یکی بود و تصاویری که از سوی مالباختگان چهرهنگاری شده بود، شباهت زیادی به هم داشتند کارآگاهان به این نتیجه رسیدند تمامی سرقتها از سوی یک باند صورت میگیرند که برای اجرای نقشههایشان از خودروهای مختلف استفاده میکنند تا شناسایی نشوند. بنابراین گروه ویژهای از کارآگاهان مأمور رسیدگی به پرونده شدند و با شناسایی محلها و مسیرهای سرقت، به کمین دزدان خشن نشستند.
درحالیکه تحقیقات برای بهدامانداختن دزدان ادامه داشت و هنوز ردی از آنها بهدست نیامده بود، اواخر هفته گذشته خودروی پرایدی مقابل زن جوانی که کنار یکی از خیابانهای رشت در انتظار تاکسی بود، توقف کرد. راننده وانمود میکرد که مسافرکش است و مرد دیگری نیز بهعنوان مسافر روی صندلی عقب نشسته بود. زن جوان وقتی مقصدش را به راننده گفت، سوار ماشین شد و روی صندلی جلو نشست. بعد از طی مسافت کوتاهی، راننده تغییر مسیر داد و وارد خیابانی خلوت شد.
همزمان مردی که در قسمت عقب ماشین نشسته بود، تیغه چاقویش را زیر گلوی زن جوان گذاشت و با تهدید از او خواست که همه پول و اموال باارزش را به او بدهد. زن جوان همسر یکی از مأموران پلیس آگاهی رشت بود که مدتها در رشته کاراته ورزش میکرد. او که به فنون رزمی آشنایی کاملی داشت با حرکتی سریع، مرد مسلح را
خلع سلاح کرد و با لگدی که به راننده زد، باعث شد اختیار ماشین از دست وی خارج شود. وی سپس به ضرب و شتم مردی پرداخت که روی صندلی عقب نشسته بود اما وقتی ماشین متوقف شد، مرد جوان به سرعت
پیاده شد و پا به فرار گذاشت. راننده پراید اما فرصت پیدا نکرد که از دست زن رزمی کار فرار کند و با فریادهای این زن و تجمع مردم در محل حادثه، مرد راننده دستگیر شد.
راننده جوان به اداره آگاهی منتقل شد اما در بازجوییها گفت که سارق را نمیشناسد و بیگناه است. او گفت: من مسافرکشی میکردم که ابتدا یک مرد سوار ماشین شد و دقایقی بعد هم زن جوانی را سوار کردم. بیآنکه متوجه شوم، ناگهان دیدم که مرد مسافر قصد سرقت از زن جوان را داشت که از سوی وی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و وقتی نتوانست نقشهاش را عملی کند، فرار کرد و من به اشتباه دستگیر شدم.
اظهارات مرد راننده وقتی رنگ باخت که وی مقابل تعدادی از شاکیان قرار گرفت و از سوی آنها شناسایی شد. به این ترتیب چارهای جز بیان حقیقت ندید و به زورگیریهای سریالی اعتراف کرد.
مرد جوان گفت: من و همدستم برای اینکه شناسایی نشویم به سراغ دوستانمان میرفتیم و با این بهانه که کار مهمی برایمان پیش آمده، ماشینشان را امانت میگرفتیم. سپس با مالیدن گل روی پلاک، راهی خیابانها میشدیم و بعد از سوار کردن زنان و مردان بهعنوان مسافر، با تهدید چاقو اموالشان را سرقت میکردیم.
سرهنگ عبادالله کریمی، رئیس پلیس آگاهی استان گیلان با بیان این خبر گفت: بعد از اعترافات مرد جوان، همدست وی نیز در یک عملیات ضربتی دستگیر شد و به زورگیریهای سریالی اعتراف کرد. وی افزود: تاکنون هشت مالباختهها که اموالشان از سوی این باند به سرقت رفته با مراجعه به اداره آگاهی از متهمان شکایت کردهاند و تحقیقات تکمیلی درخصوص این پرونده ادامه دارد.
پدرمقتول: عروسم را قصاص کنيد!
عرش نیوز: پدر مقتول به دادسرا مراجعه کرد و ضمن اعلام گذشت از پسرش گفت: مي خواهم عروسم را قصاص کنيد!
جوان ۲۵ ساله ای که برادر بزرگترش را با همدستي همسر وي به قتل رسانده بود با اعلام گذشت پدرش، از قصاص نفس نجات يافت اما پدر مقتول، صدور حکم قصاص براي عروسش را خواستار شد.
سي ام ارديبهشت ماه گذشته، جسد جواني زير يک پل در کمربندي شمال گذر مشهد کشف شد و بدين ترتيب تحقيقات با حضور قاضي اسماعيل شاکر (قاضي ويژه قتل عمد در زمان حادثه) آغاز شد. پس از گذشت چند روز از ماجرا، کارآگاهان پليس آگاهي خراسان رضوي با نظارت مستقيم مقام قضايي برادر کوچک تر و همسر مقتول را به اتهام ارتکاب جنايت دستگير کردند.
۲ متهم مذکور در شعبه ۸۰۹ مجتمع قضايي شهيدقدوسي مورد بازجويي قرار گرفتند و به صراحت قتل (ج. گ)
را پذيرفتند.
همسر ۲۷ ساله مقتول در اعترافات خود به قاضي شاکر گفت: آن شب برادرشوهرم مهمان ما بود وقتي به منزلشان بازگشت حدود ساعت ۱۱ شب بود که با او تماس گرفتم و خواستم به منزل ما بيايد. دختر
۱۰ و پسر ۵ ساله ام در گوشه اي از پذيرايي خوابيده بودند و همسرم نيز کنار پنجره اتاق به خواب رفته بود. او عصر روز حادثه بعد از اين که تعدادي قرص خورد خوابيد و من نقشه قتل او را طرح کردم. وقتي برادرشوهرم آمد از آزار و اذيت هاي شوهرم براي او تعريف کردم به او گفتم او باز هم مثل هميشه زني را به منزل آورده بود البته شوهرم به موادمخدر صنعتي از نوع شيشه اعتياد داشت و هميشه مردان و زنان غريبه را به منزل مي آورد که آن ها با سر و صداي من از منزل خارج مي شدند!
متهم اين پرونده جنايي ادامه داد: وقتي اين موارد را براي برادرشوهرم شرح دادم به او گفتم که بايد او را بکشيم. او ابتدا قبول نمي کرد ولي بعد از مدتي به کشتن او رضايت داد. ساعت حدود ۳ بامداد بود که من از بيرون يک رشته طناب آوردم و آن را دور گردن شوهرم انداختم سپس يک طرف طناب را برادرشوهرم گرفت و دو نفري کشيديم تا خفه شد!
اين زن ۲۷ ساله افزود: او معتاد بود و از کارهاي او خسته شده بودم، من ۱۱ سال با او زندگي کردم اما همواره از دست او عاصي بودم! برادر ۲۵ساله مقتول که متهم ديگر اين پرونده جنايي بود در حضور مقام قضايي گفت: اظهارات همسر برادرم را قبول دارم. برادرم معتاد بود حدود ۱۵ بار او را ترک داديم اما نشد وقتي به ياد آزار و اذيت هاي او مي افتادم که چگونه پدر و مادرم را اذيت مي کرد تصميم گرفتم در قتل او با
زن برادرم همکاري کنم.
او (مقتول) حتي چند روز قبل گوشي تلفن همراه پيرمردي را هم به زور گرفته بود. زن برادرم کار مي کرد و براي منزل آذوقه مي خريد ولي برادرم حتي گوشت ها را از يخچال سرقت مي کرد و براي تامين هزينه موادمخدر مي فروخت. حرف هاي همسر برادرم مثل خوره به جانم افتاده بود به همين خاطر هم تصميم گرفتم تا او را بکشم.
بعد از قتل هم لباس هايش را از تنش بيرون آورديم و جسد را داخل يک لحاف گذاشتيم سپس يک سر آن را با طناب گره زديم و سر ديگر آن را نيز با طنابي که او را خفه کرده بوديم بستيم. بعد از آن هم دو نفري جسد را به صندلي عقب پرايد که در منزل پارک بود، برديم و به طرف جاده روستاي ... حرکت کرديم. و در مسير جسد را از روي پل پايين انداختيم.
کشف جسد 3 دختر مومیایی در فرودگاه امام خمینی(ره)
شفاف نیوز: مرد مرموز میخواست این
3 جسد مومیایی قلابی را از تهران
به استانبول و از آنجا به لندن برده و میلیاردی بفروشد.
سهشنبه 10 بهمن ماه سال جاری در سالن انتظار فرودگاه امام خمینی (ره) همهمهای بود، پروازهای خارجی
یکی پس از دیگری از باند بلند میشدند. در میان این جمعیت، مردی شیکپوش با یک کارتن بزرگ وارد فرودگاه شد و آن را روی دستگاه چک گذاشت و در حالی که سعی داشت خود را خونسرد نشان دهد در گوشهای منتظر ماند تا کارتن از آن طرف غلتک بیرون بیاید. مسافر مرموز، کارتن بزرگ را تحویل گرفت و پس از گرفتن کارت اجازه سوارشدن به هواپیمای پرواز ترکیه چمدانها را تحویل مسوولان فرودگاه داد تا آنان چمدان ها را به بخش بار هواپیما انتقال دهند. دقایقی نگذشته بود که دستگاه ایکسری فرودگاه با عبور
یک کارتن بزرگ از داخل آن تصاویر عجیبی را پیش روی ماموران قرار داد.
ماموران دیدند که داخل این کارتن 3 اسکلت انسان روی صفحه دستگاه ایکسری به نمایش گذاشته شده است. بلافاصله کارتن بزرگ تحت تجسس گرفته شد و ماموران فرودگاه با حیرت با 3 جسد مومیایی شده کوچک مواجه شدند که داخل فویل و پنبه پیچانده شده بودند و در بررسی مشخصات، مسافر شیکپوش را که پای پرواز ترکیه بود، دستگیر کردند.
این مرد با کارتن مرموز در اختیار پلیس فرودگاه امام خمینی (ره) قرار گرفت و در بازجوییها ابتدا سعی کرد سکوت کند و با داستانهای باورنکردنی خود را بیاطلاع نشان دهد.
مرد شیکپوش که دید نمیتواند از اتهام قاچاق اجساد مومیایی شانه خالی کند در بازجوییهای پلیس فرودگاه ادعا کرد هیچ اطلاعی از سرنوشت مومیاییها ندارد. تنها قرار بود وی این اجساد را ابتدا به ترکیه و سپس به انگلیس ببرد و برای فروش به
یک کلکسیوندار تحویل بدهد.
وقتی ماجرای این 3 جسد مومیایی که گفته میشد آدم کوتوله بودند، پیش روی دادیار تیموری از شعبه سوم دادسرای مستقر در فرودگاه امام (ره) قرار گرفت، وی دستور داد تا کارشناسان میراث فرهنگی به بررسی اجساد مومیایی بپردازند.
بدین ترتیب، 3 جسد مومیایی شده در اختیار متخصصان قرار گرفت تا با اقدامات علمی و باستانشناسی قدمت و تاریخچه آنان را مشخص کنند.
کارشناسان میراث فرهنگی پس از بررسی این اجساد مومیایی متوجه شدند که هیچکدام از آنها قدمت تاریخی نداشته و آدم کوتوله نیز نبودهاند و با فناوری امروزی اجساد که متعلق به 3 بچه هستند مومیایی شدهاند و احتمالاً قاچاقچیان قصد داشتند به کلاهبرداری در انگلیس دست بزنند.
وقتی گزارش متخصصان میراث فرهنگی در اختیار دادیار تیموری گذاشته شد شاخه تازهای پیش روی گروه پلیسی و قضایی قرار گرفت.
باید مشخص میشد 3 کودک که اجسادشان مومیایی شده است چه سرنوشتی داشتهاند و مرد مسافر آنان را چگونه
به دست آورده و آیا جنایتی رخ داده است؟!
مرد قاچاقچی در این خصوص تحت بازجویی گرفته شد و نتوانست گرهگشایی برای حل این معما باشد، وی ادعاهایی کرده است که تحت پیگیری پلیسی و قضایی قرار دارد و ماموران در حال ردیابی همدستان این مرد و عاملان مومیایی کردن اجساد کودکان هستند تا مشخص شود اجساد از کجا به دست آنان رسیده و بچهها
چه کسانی بودند.
دادیار تیموری برای اینکه مشخص شود
3 کودک قربانی چه سرنوشتی داشته اند، اجساد مومیایی را در اختیار پزشکی قانونی قرار داد. متخصصان کالبدشکافی و سالن تشریح اجساد نیز با بهکارگیری دانش و تجهیزات ویژهای به کاوش درخصوص این اجساد پرداختند و قدمت آنها را کمتر از
یک سال دانستند و کودکان یک تا 3 ساله بوده و جنسیت همگی آنان را نیز دختر دانستند. در این بررسیهای پزشک جنایی، متخصصان به هیچ آثار زخم و جراحات ناشی از وقوع یک جنایت برنخوردند و بر این فرضیه پافشاری کردند که این
3 دختربچه کشته نشده و با مرگ طبیعی از پای درآمدهاند.
با توجه به نتایج بررسیهای کارشناسان فرضیههایی پیش روی پلیس و دادیار پرونده قرار دارد که در مهمترین آن به نظر میرسد قاچاقچیان اجساد مومیایی اجساد کودکان مرده را با روشهای خاصی و بدون اطلاع خانوادههای آنان به دست آورده و سپس با توجه به مهارتی که در مومیایی کردن داشتند، آنان را در قالب مومیایی 3 آدم کوتوله
برای ترانزیت به انگلیس آماده کرده و میخواستند از مسیر هوایی تهران به آنکارا و سپس به لندن به این قاچاق میلیاردی دست بزنند. این در حالی است که قاچاقچی مومیاییهای قلابی ادعا کرده که اجساد کودکان را از گورستانی دزدیده و نقشی در مرگ آنها نداشته است.
بنا به این گزارش، تحقیقات از قاچاقچی مومیاییهای کودکان ادامه دارد تا پلیس بتواند زنجیره این ترانزیت را ردیابی کند.
+ نوشته شده در 2013/2/11 ساعت 5:8 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی