قابل توجه مسئولین مخابرات استان
محمد عسلی
می­گویند مردم را ناراضی نکنید، چون مردم ولی­نعمت ما هستند. می­گویند ما خدمتگزار مردم هستیم. هر اداره در سرسرای ورودی خود منشور اخلاقی نصب کرده و وقتی آدم این مطالب را می­شنود یا می­خواند خیلی خوشحالی می­شود که ما چه خدمتگزاران خوب و مسئولیت­پذیری داریم.
اما متأسفانه در بسیاری مواقع بعضی اعمال و ترک آنها عکس شعارها و نوشته­ها را متبادر به ذهن می­کند. هر چند بعضی از مدیران بالاتر از وظیفه هم بیشتر کار می­کنند و بعضاً مردم هم نسبت به زحمات آنها بی­توجه نیستند.
و اما بعد.
مدتی است قطع مکرر تلفن­های همراه موجب دلخوری و نارضایتی مردم شده و مدام می­پرسند چرا؟ کسی هم پاسخگو نیست.
در بعضی مواقع برای تکمیل صحبت با طرف مقابل حتی تا پنج بار هم مجدداً شماره­گیری می­شود، اما بعد از لحظاتی قطع شده و بی­حاصل!
آیا این همه اتلاف وقت و ضرر و زیان حاصله از شماره­گیری­های غیرضرور را کسی هست پاسخگو باشد؟
اگر به واقع رضایت مردم شرط پذیرش خدمات مسئولین است برای رفع این نقیصه و نقایص دیگری باید کاری کرد. زیرا ما نباید خوشحال باشیم که اگر به این بی­نظمی­ها عادت شود به معنای رضایت و یا اگر سکوت می­شود و اعتراضات به سمت و سوی مخابرات روانه نمی­شود، یعنی عدم رضایت محسوس نیست.
سیم دزدهای کوچه و خیابان که روز به روز تعدادشان زیاد و زیادتر می­شود و علاوه بر خاموشی، ضرر و زیان­های مادی هم در اثر افت یا افزایش ولتاژ به وسایل برقی و الکترونیکی مردم وارد می­کنند و شرکت توزیع برق هم زیر بار پرداخت خسارت نمی­رود.
و عدم پرداخت بموقع حق بیمه به درمانگاه­ها، پزشکان و بیمارستان­ها از طرف سازمان­های بیمه­گر که سرگردانی بیماران را در پی دارد و اعتماد و اعتبار به بیمه­گران را کاهش می­دهد، کلاهبرداری و فریب زمین­خواران که در بسیاری موارد ماحصل زندگی بسیاری از مردم را به باد فنا داده و وعده­های دروغین به جای ایفای تعهدات به آنها می­دهند و بسیاری موارد نقص قوانین و عرف و اعتماد فی­مابین، همه و همه موجب نارضایتی مردم از دست­اندرکاران می­شود که نظارت مستمر و شفاف و بموقعی از روند امور ندارند و گویی هر کس سر در کار خود دارد و اطراف را سعی می­کند نبیند.
و اما چند سؤال.
چرا اداره یا شرکت مخابرات یک کتابچه ناقابل راهنمای تلفن چاپ و در قبال دریافت هزینه آن توزیع نمی­کند تا مردم مجبور نباشند برای پرسیدن یک شماره تلفن گاه تا مدت چند دقیقه پشت تلفن 118 بمانند؟
آیا برای کلانشهری چون شیراز چنین درخواست­های ساده­ای تکلیف مالایطاق است؟
متأسفم که بعد از 35 سال روزنامه­نگاری و کسب خبر به این نتیجه رسیده­ام فقط حرکت مدیران لاک­پشتی بقای آنها را تضمین می­کند و اگر مدیری به کار خود شتاب دهد و رضایت مردم را بر رضایت افراد خاصی ترجیح دهد باید او را حذف کرد و چوب لای چرخش گذاشت. گویی بعضی از مدیران بالاتری ناکارآمدتر رقیب­پذیر نیستند.
و در پایان کشوری چون ایران انقلابی که در سایه تعالیم مکتبی اسلام توانسته در برابر دشمنان پرقدرت و غداری چون آمریکا و اروپا تسلیم نشود و استقلال رأی و خودکفایی خود را در بسیاری زمینه­ها به رخ بکشد، نمی­پذیرد مردمش با نقایص کوچکی چون قطع تلفن­های همراه یا مسایلی از این قبیل ناراضی شوند و این نارضایتی­ها را به لحاظ مصالح مملکتی در دل عمده کنند.
خوشبختانه مردم فهیم و قهرمان ایران که از نعمت امنیت و استقلال برخوردارند احترام به مدیران را در راستای احترام به نظام پذیرفته­اند. اما این بدان معنی نیست که بعضی­ها از انجام وظایف خود سر باز زنند.
نظارت بر قیمت­ها و اصناف هم از این مقوله جدا نیست. دو مغازه مجاور هم یک کالا با یک نام و نشان را به دو قیمت به مشتری عرضه می­کنند و اگر اعتراضی بشنوند آنکه گرانتر می­فروشد می­گوید کالای من بهتر است و یا من گرانتر خریده­ام. چه باید کرد؟
آیا جز این است که ما می­باید به مردم بیاموزیم که مبارزه با گرانفروشی نخریدن است؟
مدیر ارشد استان و امام جمعه شیراز مدام تذکر می­دهند و نسبت به بعضی عملکردهای مسئولین اعتراض می­کنند. اما باز هم شاهد بعضی قانون­شکنی­ها هستیم.
تحریم و گرانی و یا تورم چه ربطی به قطع مدام تلفن­های همراه دارد که دچار نقص و یا ضعف سیگنال می­شوند؟
آیا وقت آن نرسیده که برای ایجاد اعتماد بیشتر در تعاملات اجتماعی و پیشگیری از عصبیت­ها و ناراحتی­هایی که از این نقایص حاصل می­شود، کاری بنیادی کنیم؟ اگر پاسخ به این سؤال بلی است، پس همین امروز کاری کنیم که فردا خیلی دیر است.
والسلام