یادداشت 22 اسفند 91
قابل توجه مسئولین مخابرات استان
محمد عسلی
میگویند مردم را ناراضی نکنید، چون مردم ولینعمت ما هستند. میگویند ما خدمتگزار مردم هستیم. هر اداره در سرسرای ورودی خود منشور اخلاقی نصب کرده و وقتی آدم این مطالب را میشنود یا میخواند خیلی خوشحالی میشود که ما چه خدمتگزاران خوب و مسئولیتپذیری داریم.اما متأسفانه در بسیاری مواقع بعضی اعمال و ترک آنها عکس شعارها و نوشتهها را متبادر به ذهن میکند. هر چند بعضی از مدیران بالاتر از وظیفه هم بیشتر کار میکنند و بعضاً مردم هم نسبت به زحمات آنها بیتوجه نیستند.
و اما بعد.
مدتی است قطع مکرر تلفنهای همراه موجب دلخوری و نارضایتی مردم شده و مدام میپرسند چرا؟ کسی هم پاسخگو نیست.
در بعضی مواقع برای تکمیل صحبت با طرف مقابل حتی تا پنج بار هم مجدداً شمارهگیری میشود، اما بعد از لحظاتی قطع شده و بیحاصل!
آیا این همه اتلاف وقت و ضرر و زیان حاصله از شمارهگیریهای غیرضرور را کسی هست پاسخگو باشد؟
اگر به واقع رضایت مردم شرط پذیرش خدمات مسئولین است برای رفع این نقیصه و نقایص دیگری باید کاری کرد. زیرا ما نباید خوشحال باشیم که اگر به این بینظمیها عادت شود به معنای رضایت و یا اگر سکوت میشود و اعتراضات به سمت و سوی مخابرات روانه نمیشود، یعنی عدم رضایت محسوس نیست.
سیم دزدهای کوچه و خیابان که روز به روز تعدادشان زیاد و زیادتر میشود و علاوه بر خاموشی، ضرر و زیانهای مادی هم در اثر افت یا افزایش ولتاژ به وسایل برقی و الکترونیکی مردم وارد میکنند و شرکت توزیع برق هم زیر بار پرداخت خسارت نمیرود.
و عدم پرداخت بموقع حق بیمه به درمانگاهها، پزشکان و بیمارستانها از طرف سازمانهای بیمهگر که سرگردانی بیماران را در پی دارد و اعتماد و اعتبار به بیمهگران را کاهش میدهد، کلاهبرداری و فریب زمینخواران که در بسیاری موارد ماحصل زندگی بسیاری از مردم را به باد فنا داده و وعدههای دروغین به جای ایفای تعهدات به آنها میدهند و بسیاری موارد نقص قوانین و عرف و اعتماد فیمابین، همه و همه موجب نارضایتی مردم از دستاندرکاران میشود که نظارت مستمر و شفاف و بموقعی از روند امور ندارند و گویی هر کس سر در کار خود دارد و اطراف را سعی میکند نبیند.
و اما چند سؤال.
چرا اداره یا شرکت مخابرات یک کتابچه ناقابل راهنمای تلفن چاپ و در قبال دریافت هزینه آن توزیع نمیکند تا مردم مجبور نباشند برای پرسیدن یک شماره تلفن گاه تا مدت چند دقیقه پشت تلفن 118 بمانند؟
آیا برای کلانشهری چون شیراز چنین درخواستهای سادهای تکلیف مالایطاق است؟
متأسفم که بعد از 35 سال روزنامهنگاری و کسب خبر به این نتیجه رسیدهام فقط حرکت مدیران لاکپشتی بقای آنها را تضمین میکند و اگر مدیری به کار خود شتاب دهد و رضایت مردم را بر رضایت افراد خاصی ترجیح دهد باید او را حذف کرد و چوب لای چرخش گذاشت. گویی بعضی از مدیران بالاتری ناکارآمدتر رقیبپذیر نیستند.
و در پایان کشوری چون ایران انقلابی که در سایه تعالیم مکتبی اسلام توانسته در برابر دشمنان پرقدرت و غداری چون آمریکا و اروپا تسلیم نشود و استقلال رأی و خودکفایی خود را در بسیاری زمینهها به رخ بکشد، نمیپذیرد مردمش با نقایص کوچکی چون قطع تلفنهای همراه یا مسایلی از این قبیل ناراضی شوند و این نارضایتیها را به لحاظ مصالح مملکتی در دل عمده کنند.
خوشبختانه مردم فهیم و قهرمان ایران که از نعمت امنیت و استقلال برخوردارند احترام به مدیران را در راستای احترام به نظام پذیرفتهاند. اما این بدان معنی نیست که بعضیها از انجام وظایف خود سر باز زنند.
نظارت بر قیمتها و اصناف هم از این مقوله جدا نیست. دو مغازه مجاور هم یک کالا با یک نام و نشان را به دو قیمت به مشتری عرضه میکنند و اگر اعتراضی بشنوند آنکه گرانتر میفروشد میگوید کالای من بهتر است و یا من گرانتر خریدهام. چه باید کرد؟
آیا جز این است که ما میباید به مردم بیاموزیم که مبارزه با گرانفروشی نخریدن است؟
مدیر ارشد استان و امام جمعه شیراز مدام تذکر میدهند و نسبت به بعضی عملکردهای مسئولین اعتراض میکنند. اما باز هم شاهد بعضی قانونشکنیها هستیم.
تحریم و گرانی و یا تورم چه ربطی به قطع مدام تلفنهای همراه دارد که دچار نقص و یا ضعف سیگنال میشوند؟
آیا وقت آن نرسیده که برای ایجاد اعتماد بیشتر در تعاملات اجتماعی و پیشگیری از عصبیتها و ناراحتیهایی که از این نقایص حاصل میشود، کاری بنیادی کنیم؟ اگر پاسخ به این سؤال بلی است، پس همین امروز کاری کنیم که فردا خیلی دیر است.
والسلام
+ نوشته شده در 2013/3/12 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی