اهدای جایزه رادیو فرانسه به محمد معتمدی

ایسنا: جایزه موسیقی سال رادیو فرانسه ، روز 2 فروردین در مرکز فرهنگی «بابل مد» واقع در شهر مارسی فرانسه به "محمد معتمدی" اهدا خواهد شد.

   مدیر برنامه‌های معتمدی ضمن اعلام این خبر گفت: در دومین روز از سال 92 مصادف با بیست و دوم مارس 2013 در کنسرتی که رادیو دولتی فرانسه آن را در مرکز فرهنگی «بابل مد» واقع در شهر بندری مارسی برگزار خواهد کرد، محمد معتمدی به طور رسمی و به عنوان موزیسین برگزیده سال 2013 معرفی خواهد شد و جایزه موسیقی سال به وی اهدا می‌شود.
بشارتی اضافه کرد: برخی از اصحاب رسانه، اهالی فرهنگ و موسیقی و مدیران جشنواره های فرهنگی اروپا از سوی رادیو فرانسه به این کنسرت دعوت شده‌اند تا شاهد معرفی چهره برگزیده موسیقی سال 2013 باشند.
جایزه موسیقی سال رادیو فرانسه با عنوان «فرانس موزیک» از سال 2006 تاکنون هر سال به یک نوازنده یا خواننده برگزیده از سراسر جهان اهدا می‌شود.
سینا جهان آبادی(کمانچه)، آزاد میرزاپور(تار)، پاشا هنجنی (نی) و بهنام سامانی(دف و تمبک) در این کنسرت محمد معتمدی را همراهی خواهند کرد.
«سارا زندوکیلی»، نوازنده و آهنگساز:موسیقی کودک تفننی نیست برای آموزش موسیقی کودک، توجه به جنبه­های روانشناسی هم ضروری است
       محسن دانش
«موسیقی کودک، ویژگی­های خاص خود را دارد و برخلاف نگاه عام، کار کردن در این حوزه، قابلیت­ها و توان ویژه­ای را می­طلبد که نیازمند سال­ها ممارست، تجربه و مهارت است.
«سارا زندوکیلی»، مربی موسیقی کودک با بیان این جملات، می­افزاید: کودکان، زبان مخصوص به خود را دارند و برای برقراری ارتباط با آنها، باید علاوه بر موسیقی، بر جنبه­های روانکاوی هم مسلط بود تا بتوان، شرایط و بستر مناسب را برای آموزش فراهم کرد.
او ادامه می­دهد: خوشبختانه، موسیقی کودک، جایگاه خودش را بین خانواده­ها پیدا کرده است و امروزه بیشتر والدین ترجیح می­دهند که فرزندانشان از زمان کودکی، به یادگیری موسیقی روی آورند. آنها می­دانند که موسیقی، کودک را منظم، منطقی و با اعتماد به نفس بار می­آورد، به همین دلیل تلاش می­کنند تا در کنار آموزش­های دیگر، آموزش موسیقی را هم مد نظر قرار دهند و آینده پرباری را برای دلبندانشان بسازند.
زندوکیلی با اشاره به عجول بودن برخی از والدین نسبت به یادگیری
هر چه سریع­تر موسیقی توسط بچه­هایشان می­گوید: موسیقی، هنری است که به تدریج و در اثر تمرین منظم و مستمر شکل می­گیرد و به هیچ عنوان نمی­توان آن را به صورت مثلاً فشرده مانند زبان انگلیسی به کودکان آموزش داد و اگر هم کسی مدعی این کار است، به حتم بدانید که از بسیاری از سرفصل­های آموزشی در حین تدریس می­کاهد. بنابراین پدر و مادران عزیز فراموش نکنند که در راه یادگیری موسیقی، صبوری به خرج دهند و با عجله کردن، کیفیت آموزشی را پایین نیاورند.
وی می­افزاید: معضلی که موسیقی کودک با آن روبه­روست، حمایت نشدن از سوی متولیان فرهنگی است و اینکه تصور می­شود موسیقی کودک، امری تفننی و صرفاً برای سرگرمی است، در حالی که ساختار موسیقایی یک کودک از همان ابتدا در اثر آموزش شکل می­گیرد و در صورت نبود آموزشی صحیح و اصولی، کودک تا مرز بیزاری از موسیقی هم پیش می­رود.
وی ادامه می­دهد: از سوی دیگر، بسیاری از والدین پس از پایان دوره موسیقی کودک، بچه­ها را به حال خود رها می­کنند و به جای فراهم کردن بستر مناسب برای ادامه آموزش موسیقی، به آنها استراحت می­دهند که کار بسیار غلطی است و نتیجه آن هدر رفتن وقت و هزینه­های انجام شده است. موسیقی کودک، آموزش خاصی برای آمادگی بچه­هاست تا بعدتر در میدانی بزرگتر به فراگیری یک ساز تخصصی بپردازند. در این دوره آمادگی، گوش و چشم بچه­ها با خطوط حامل، نت­خوانی، و شناخت انواع صداهای موسیقایی عادت می­کند و اگر پس از آن، به سوی یادگیری یک ساز تخصصی با مشاوره مربی خود، نروند، به تدریج مفاهیم و بنیان­های اصلی را به فراموشی می­سپارند و چه بسا دیگر رغبتی به آموزش نداشته باشند.
این مربی موسیقی با انتقاد از برخی روش­های آموزشی موسیقی کودک می­گوید: این روزها مُد شده که کودکان را با بازی و نمایش به سمت دنیای موسیقی می­کشانند و به نوعی غیرمستقیم آنها را به یادگیری موسیقی، ترغیب می­کنند. این روش شاید در نظر اول جذاب باشد و کمی مدرن جلوه کند، اما تجربه نشان داده که در این روش بچه­ها کار را جدی نمی­گیرند و آمادگی ورود به عرصه­های جدی­تر موسیقی را پیدا نمی­کنند. از سوی دیگر این روش وقت و هزینه زیادتری را از والدین و بچه­ها می­گیرد که اغلب هم سبب اعتراض پدر و مادرها می­شود.
زندوکیلی که چندی پیش با گروه موسیقی «آفاق» در جشنواره گروه­نوازی موسیقی فارس، اجرای حرفه­ای را به  نمایش گذاشت، می­افزاید: در بیشتر کنسرت­های کودکان، مربیان زحمتکش، ساختار کار را بر اساس سازهای متناسب با کودک مثل فلوت، بلز و... می­گذارند و از سازهای دیگر مثل ویولن، کمانچه و... خیلی به ندرت بهره می­گیرند، اما به اعتقاد من، ترکیب ویولن، کمانچه و فلوت که آن را در جشنواره گروه نوازی موسیقی فارس با کمک بچه­ها به نمایش گذاشتیم، می­تواند اشاره­ای باشد به بزرگترها مبنی بر اینکه، بچه­ها هم می­توانند در صورت طی کردن روند صحیح آموزش، سازهای سختی چون کمانچه و ویولن را بنوازند.
او ادامه می­دهد: در صورت فراهم شدن شرایط، قصد داریم یک گروه بزرگتر را در تالار الزهراء شیراز، روی سن ببریم و توانمندی­های کودکان آموزش دیده را به والدین نشان دهیم.
زندوکیلی می­گوید: به زودی تجربه­های چندین سال آموزش موسیقی کودک را به صورت یک کتاب آموزشی در دسترس علاقه­مندان قرار خواهم داد و امیدوارم زمانی فرا برسد که هیچ کودکی با دنیای موسیقی، بیگانه نباشد.
انتشار چاپ دوم کتاب "چشمه خورشید"
مهر: چاپ دوم کتاب "چشمه  خورشید" کاووس حسن لی استاد دانشگاه شیراز که مدتی است در دانشگاه استانبول مشغول تدریس شده است، از سوی انتشارات نوید شیراز به چاپ دوم رسید.
در این کتاب که به زبان های دیگر نیز ترجمه شده، در چند فصل زندگی، اندیشه و سخن حافظ بازخوانی شده و در فصل پایانی نظر گروهی از ادبا و اندیشمندان نامدار جهان در باره حافظ آورده
شده است. 
این کتاب از ابتدا به سفارش سازمان آیسسکو برای ترجمه به زبان های دیگر نگاشته شده و متن فارسی آن به همت انتشارات نوید منتشر شده است.
از عبارات آغازین بخش درآمد کتاب  می  توان چگونگی نگاه مولف را به حافظ دریافت آنجا که می گوید: از جزييات‌ زندگي‌ شمس‌ الدين‌ محمّد حافظ‌ شيرازي‌، آگاهي‌هاي‌ استوار و اخبار مستند در دست‌ نيست‌ و اين ‌سرنوشتي‌ است‌ كه ‌بسياري‌ ديگر از بزرگانِ نامدار جهان‌ نيز دچار آن‌ شده‌اند. همين‌ ناشناختگي‌ زندگي‌ حافظ ‌و دشواريِ بازسازي‌مستند و روشنِ زندگي‌او، باعث‌ شده‌ است ‌بسياري‌ از نويسندگانِ خيال‌پرداز، به ‌ساختنِ داستان‌هايي ‌بي‌پايه ‌و حكايت‌هايي‌غيرواقعي ‌درباره‌ ‌زندگي ‌او روي‌ آورند و بر ساخته‌هاي‌ خود را چنان‌ بي‌ترديد بنمايند و بنويسند كه ‌پنداري‌ خود آن‌ها بيننده‌‌ آن‌ رويدادها بوده‌اند و آنچه‌ را با چشمان ‌خويش‌ديده‌اند مي‌نويسند. از همين ‌رو، بسياري‌از خوانندگان‌در پذيرش‌آن‌برساخته‌ها، هيچ‌ ترديدي‌ را به‌خود راه ‌نمي‌دهند و بي‌هيچ‌گماني‌ آن‌ها را مي‌پذيرند.
براي ‌دريافتن‌ برخي‌ از چند و چون‌هاي‌ زندگي‌ و شخصيت‌ حافظ‌، ناگزيريم‌ از دو راه ‌وارد شويم‌: يكي‌ اينكه ‌در سروده‌هاي‌ او به‌گونه‌اي ‌شايسته ‌درنگ‌كنيم ‌و ديگر آنكه ‌تاريخ ‌اجتماعي‌ زمانِ زندگي‌اش ‌را به ‌درستي ‌واكاوي ‌و بررسي‌كنيم‌. امّا در همين‌دو راه ‌نيز پيچ‌و خم‌ها و گردنه‌ها و گريوه‌هاي‌تاريك‌ و دشوار كم‌نيست‌. بنابراين‌، بهتر آن‌ است ‌كه ‌تنها درباره‌ ‌جريان‌هاي‌ روشن‌زندگي ‌او سخن‌برانيم ‌و داوري ‌كنيم‌.
شعر حافظ‌ يك ‌پديده‌ ‌زيباي‌هنري‌ست‌. مي‌توان‌ آن ‌را بدون‌ توجه ‌به ‌آفريننده‌اش‌ خواند و لذت‌ برد. خواندن‌، دريافتن ‌و لذت‌بردن ‌از شعر حافظ ‌در گرو دانستنِ رويدادهاي ‌زندگيِ حافظ ‌نيست‌. اما شناختِ تاريخ‌ اجتماعي‌ زمانِ حافظ ‌و آگاهي‌ از رخدادهاي‌ زمانه‌‌او، راهنمايي‌كارساز و راه‌گشايي ‌سودمند در فهمِ  بسياري‌از سروده‌هاي‌ او خواهد بود. براي‌ نمونه‌، فهمِ دو بيت‌ زير هيچ‌ وابستگي‌ به‌ شناختِ سراينده‌‌ خود و زمان‌ سرايش‌ ندارد:
 آسايش‌ دو گيتي‌، تفسير اين‌ دو حرف‌ است‌/  با دوستان‌ مروّت‌، با دشمنان ‌مدارا
اما شناختِ چگونگي‌روزگار و آگاهي‌از شيوه‌ ‌نگرش‌حافظ‌ به‌ اجتماع‌ زمان‌خود در فهمِ شايسته‌ ‌بيت‌هايي‌مانند بيت‌هاي‌زير كارساز است‌:
 درِ ميخانه‌ ببستند خدايا مپسند / كه ‌درِ خانه‌ي‌ تزوير و ريا بگشايند
مي‌خور كه‌شيخ‌و حافظ‌ و مفتي‌ و محتسب‌ /
چون‌ نيك‌ بنگري‌ همه‌ تزوير مي‌كنند
راستي‌خاتم‌فيروزه‌ي‌بواسحاقي‌/ خوش‌ درخشيد ولي‌ دولت‌ مستعجل‌ بود
درياي‌اخضر فلك‌ و كشتي‌ هلال‌ / هستند غرق‌نعمت‌حاجي‌قوام‌ما
سروده‌هاي‌ حافظ‌، تأويل‌پذيرترين‌ سروده‌هاي ‌زبان ‌فارسي ا‌ست‌. به ‌منشوري‌ چندضلعي ‌مي‌ماند كه ‌از هر سوي‌آن‌نگاه‌كني‌، نوري‌ ديگر و فروغي‌ديگر باز مي‌تابد. شعري‌ست‌ كه ‌تن‌ به ‌معناهاي‌ گوناگون‌ مي‌دهد. از همين‌رو، درباره‌ ‌حافظ‌ همواره ‌ديدگاه‌هاي‌ گوناگون‌، متناقض‌ و متعارض‌ وجود داشته ‌و دارد و خودِ حافظ‌، البته ‌بيش‌ از همه‌، در پديد آمدن‌
اين‌ اختلاف‌ها نقش‌ داشته ‌است‌.
حافظ‌، خود، شخصيتي‌ غريب‌ و پيچيده‌ است‌. او با شگردي‌شگفت‌ و ترفندي‌ هنري‌، چنان‌پديده‌هاي‌ متناقض‌ و متعارض‌ را كنار هم‌ نشانده‌ و آن‌ها را با هم‌آشتي‌ داده‌ است‌ كه ‌زيباتر از آن‌ از دست‌ هيچ‌ كدام‌ از شاعران‌ديگر ايراني‌ برنيامده ‌است‌. ترفندهاي‌ هنرمندانه‌ي‌حافظ‌در گردآوري‌ و تمركز معانيِ ناساز و گونه‌گون‌در سخني‌ واحد، موجب‌ دريافت‌ها و برداشت‌هاي‌ مختلف‌ شده‌ است‌.
همين‌ هم‌نشيني‌ پديده‌هاي‌ متعارض‌ و متناقض‌ موجب‌ شده‌ است‌ سليقه‌هاي‌ گوناگون‌ و طبايع‌ مختلف‌، چهره‌‌ خود را
- هر كس‌ به‌گونه‌اي‌- در آينه‌‌ سروده‌هاي‌
حافظ‌ ببيند.