بازدید مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس از موسسه خیریه نرجس شیراز

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس: انسان هایی که با علاقه و ایمان مشغول
خدمت رسانی به کودکان معلول اند، الگویی برای
سایرین هستند.
احمدهمتی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، در بازدید از موسسه خیریه مردمی نگهداری و توان بخشی معلولین ذهنی جسمی نرجس شیراز با بیان اینکه بیایید باور کنیم هستند، زنده‌اند و نفس می‌کشند، گفت: شاید اینگونه معلولان پایی برای دویدن، دستی برای نوشتن، چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن نداشته باشند، اما باید باور کنیم که آنها قبل از آنکه معلول باشند، انسانند. حق زندگی کردن دارند و ما هم باید این حق را به رسمیت بشناسیم. احمدهمتی با تاکید بر اهمیت و تاثیر اطلاع رسانی روزنامه‌ها و تلویزیون در پخش و انتشار گزارش‌ های نحوه زندگی معلولان در فارس، افزود: باید به مطالبات آنها توجه کرد و برایشان برنامه‌ای شایسته و در خور تدوین کرد تا از این طریق بتوانند همانند انسانهای عادی ازخلاقیت ها و نوآوری و استعدادهایشان استفاده شود.
وی اظهار داشت: باید قبول کرد و واقعیت را ببینیم و چشم‌های خود را روی آنهایی که از کنارمان عبور می‌کنند ‌نبندیم و یادمان نرود که حادثه هیچ گاه خبر نمی‌کند و هر کدام از ما ممکن است روزی در دامان حادثه بیفتیم.
هیچ کس فکرش را هم نمی‌کند که شاید روزی خود ما بر اثر اتفاقی یکی از اعضای بدن خود را از دست بدهیم و یا خدای ناکرده ازنظرذهنی و جسمی دچار آسیب شویم و آن روز است که انتظار داریم، همه مردم شرایط ما و قوانینی که برای ما وضع شده است را رعایت کنند در حالی که خود ما آنها را رعایت نمی‌کردیم.  
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس،  اعلام داشت: انجمن، تشکل، نهاد،سازمان و یا موسسه ای مانند "نرجس شیراز" که می‌کوشد تا معلولان را از توانایی و استعدادشان باخبر کند و در مردم این باور را ایجاد کند که معلول در قدم اول یک انسان است با توانمندی خاص؛ دارای ارزشی خداپسندانه است زیرانخستین نیازی که در معلول وجود دارد و حتی بر تغذیه و محل زندگی وی نیز ارجح است نگرش مردم نسبت به انسانیت افراد معلول است.
«عیدی محمد معصومی»، فیلمساز:سینمای کوتاه، قالبی برای بیان اندیشه­های بلند انسانی است
       محسن دانش
فیلم کوتاه، نمایش اسلایدی از زندگی است. برش­هایی پی­درپی که مخاطب را با توجه به شتاب کنونی زندگی و روزمرگی­های آن، به خود می­آورد و مفاهیم والای انسانی را به یادمان می­آورد. برخی از کارشناسان سینما، حوزه فیلم کوتاه را حوزه­ای کاملاً تخصصی و مجزا از سینمای بلند می­دانند و معتقدند که ویژگی­های این دو عرصه، کاملاً با هم متفاوتند و به نظر آنها، سینمای کوتاه مقدمه سینمای بلند نیست و چه بسیارند فیلمسازانی که تا آخر عمرشان فقط فیلم کوتاه ساخته­اند و یا تمایلی به ساخت فیلم بلند نداشته­اند.
«عیدی محمد معصومی»، فیلمساز کوتاه که این روزها فیلم­های کوتاه «زمزمه عشق» و «حسرت» را در دست تدوین دارد، فیلم کوتاه را چنین می­داند: فیلم کوتاه یعنی، صداقت هویت و بیان مستقیم اندیشه­های واقعی. فیلم کوتاه قالبی است برای بیان اندیشه­های بلند و انسانی که به شکلی موجز ارائه می­شوند.
به باور او فیلم کوتاه، زبان خاص خودش را دارد و در این نوع فیلمسازی، تصاویر حرف اول و آخر را می­زند و هنر فیلمساز، بیان هنرمندانه این مفاهیم در زمانی فشرده است.
او می­افزاید: اغلب پژوهشگران، برای بیان مقصود خود از فیلم کوتاه بهره می­گیرند و این نوع سینما را، مینیاتوری از سینمای بلند می­دانند.
او ادامه می­دهد: فیلم کوتاه با همه قابلیت­ها و ارزش­های ذاتی خود، زمانی می­تواند به جایگاه واقعی خویش دست یابد که به عنوان گونه­ای مستقل از سینمای بلند نگریسته شود و آن را با سینمای بلند مقایسه نکنند.
معصومی می­گوید: در این نوع سینما، فکر نو و اندیشه و نگاه جدید، به خوبی عرصه نمایش پیدا می­کند و خلاقیت فیلمساز در بیان تصویری قدرتمند از سوژه مورد نظر به شکلی موجز و رسا، حرف اول را می­زند. سطحی­نگری، لطیفه­گویی و درازه­گویی از آفت­های سینمای کوتاه است و کارگردان باید در درجه اول نسبت به موضوع مورد نظرش، تحقیقات جامع و مفصلی را انجام داده باشد.
او می­افزاید: کارگردانی فیلم کوتاه، ترجمه تصویری از یک متن ادبی است که اگر این ترجمه درست انجام نشود، حاصل کار خوب از آب درنمی­آید و مخاطب را سردرگم
خواهد کرد.
وی تفکیک فرم و محتوا را از یکدیگر در سینمای کوتاه، کاری غلط می­پندارد و معتقد است: فرم و محتوا در یک قالب کلی به یک اثر سینمایی شکل می­دهند و مثل دو بال برای پرواز فیلمساز هستند که بدون یکی، دیگری قادر به عمل نیست.
او ویژگی­های فیلم کوتاه قوی را چنین برشمرد: شروع خوب، پایان تکان دهنده و لحنی شاعرانه که ذهن مخاطب را تا مدت­ها با خودش درگیر کند.
در کارنامه هنری عیدی محمد معصومی، آثاری چون: «ستارگان حریم، شیراز قدیم، گل سرخی می­میرد، دیروز، امروز، فردا، راز، زنجیر پدربزرگ، و...» به چشم می­خورند.