صفحه 9--17 فروردین 91
کشف آدم ربایی اولین موفقیت پلیس فارس در سال جدید
ایسنا: فرمانده انتظامی فارس گفت: موضوع آدم ربایی بعد از گذشت بیست روز، بدون هیچگونه درگیری و با شناسایی و دستگیری آدم ربایان و آزادی گروگان، به پایان رسید.
سردار سرتیپ سیروس سجادیان دیروز در جمع خبرنگاران و در تشریح چگونگی وقوع و کشف آدم ربایی در شیراز، گفت: آدم ربایان روز 17 اسفندماه نوجوان 15 ساله ای را از شهرک گلدشت حافظ در شمال غرب شیراز با انگیزه دریافت پول از والدین گروگان، می ربایند.
سجادیان با بیان اینکه آدم ربایان از خانواده گروگان درخواست یک میلیارد تومان وجه نقد کرده بودند، افزود: بعد از گزارش موضوع به پلیس، انجام اقدامات اطلاعاتی در دستور کار قرار گرفت و با طرح و برنامه ریزی دقیق و بررسی ابعاد مختلف گروگانگیری، یکی از آدم ربایان شناسایی و محل اختفای گروگان کشف شد.
سجادیان خاطرنشان کرد: با هدف جلوگیری از بروز هرگونه درگیری و کاهش حداکثری احتمال بروز خشونت، روز هفتم فروردین ماه، سردسته آدم ربایان شناسایی و در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر شد.
فرمانده پلیس فارس تصریح کرد: دیگر آدم ربایان نیز که شامل سه مرد و یک زن بودند،
5 دقیقه بعداز دستگیری سردسته گروه، در محل اختفا، در غافلگیری کامل دستگیر شدند حال آنکه اسلحه مورد استفاده گروگانگیران، آماده شلیک بود و حتی گلوله در جان لوله قرار داشت و اگر کوچکترین غفلتی از سوی پلیس حادث می شد، چه بسا افرادی کشته یا
مجروح می شدند.
سجادیان با یادآوری اینکه این آدم ربایی در نوع خود بسیار پیچیده بود، هدف آدم ربایان از این اقدام را، کسب مال، اعلام و تاکید کرد: تمام مخلان نظم و امنیت بدانند، دیر یا زود توسط پلیس دستگیر شده و براساس قانون به مجازات اعمال خود خواهند رسید.
سرباند گروه آدم ربا نیز در گفت و گو با خبرنگاران
گفت: انگیزه ام دریافت پول و زمینه سازی برای یک زندگی راحت بود.
وی که خود را لیسانس عمران معرفی می کرد، افزود: بعد از اخذ مدرک، موفق به یافتن کار مناسب نشده و به دلیل مشکلات مالی، سه بار همسر خود را طلاق داده است!
این فرد با یادآوری اینکه 28 سال سن داشته، تصریح کرد: کاملا از عاقبت کاری که کرده ام آگاه هستم، می دانم اعدامم می کنند، اما تمایلی به ادامه زندگی بدون داشتن پول و در شرایط بد اقتصادی ندارم، زیرا به دلیل بی پولی زندگی خانوادگی ام از هم پاشید.
وی با تاکید براینکه نداشتن والدین دلسوز و راهنمایی عاقل در زندگی، یکی از مشکلات بزرگ او در زندگی محسوب می شود، خاطرنشان کرد: نمی دانم دیگر کسانی که با من همکاری کردند چگونه فکر می کنند اما اکنون دیگر گفتن اینکه پشیمان هستم، اهمیتی ندارد چون علاقه ای
به زنده ماندن ندارم!.
این آدم ربا گفت: می دانستم به احتمال زیاد پلیس ما را دستگیر می کند اما برایم اهمیتی نداشت، به این فکر می کردم که با دست یافتن به این پول، می توانم در هرکجا، زندگی خوبی حتی برای مدتی کوتاه، داشته باشم، حالا هم چندان تمایلی به ادامه زندگی ندارم.
زن همکار گروه آدم ربایان نیز گفت: من اطلاعی از اینکه قرار است فردی ربوده شود نداشتم!
وی که زمانی همسر سرباند گروه آدم ربایان بوده و سه بار از وی طلاق گرفته است، گفت: من در تهران زندگی می کنم و به دلایلی
3 میلیون تومان مقروض بودم و همسر سابقم از این موضوع اطلاع داشت بنابراین پیشنهاد داد که با انجام یک سرقت، هم مشکل من و هم مشکل مالی او رفع شود.
این آدم ربا ادامه داد: به من گفته بودند که طرح دوستی با خانواده مورد نظر بریزم تا در زمان مناسب، امکان سرقت فراهم و اینکار انجام شود اما کار به آدم ربایی کشید.
او اضافه کرد: اگر من نبودم این افراد می خواستند فرد ربوده شده را بکشند، او را سوزاندند و اذیت کردند، اما من مانع کشتن او شدم.
سرگروه آدم ربایان سابقه شرارت و زن همدست وی نیز سابقه کلاهبرداری و جعل را در پرونده خود دارند.
براساس این گزارش، پدر و مادر فرد ربوده شده خواستار اشد مجازات برای
آدم ربایان شدند.
جنایت دختر جوان علیه والدینش با اجیرکردن 3 آدمکش
ایسنا: ماموران پلیس آگاهی دختری را که با اجیرکردن سه آدمکش نقشه قتل پدر و مادرش را کشیده بود، دستگیر کردند.
وقوع یک فقره قتل در میدان پونک، سیمون بولیوار منطقه شهرک نفت در ساعت
18:30، از طریق مرکز فوریتهای پلیس 110 به کلانتری140 باغفیض اعلام شد و پس از حضور عوامل کلانتری در محل و تأیید خبر، موضوع به پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام و گروه بررسی صحنه اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند.
در ادامه در بررسیهای اولیه مشخص شد؛ افراد ناشناس ضمن ورود به این منزل، اقدام به بستن دست و پای افراد داخل خانه کرده و زنی به هویت «صغری - پ» 35 ساله را با خفهکردن به قتل رسانده و پس از حضور همسر مقتوله به هویت «اسماعیل - ش» 45 ساله در خانه نیز، وی را مورد اصابت ضربات متعدد چاقو قرار داده و از محل متواری شدهاند.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهرانبزرگ قرار گرفت و با حضور کارآگاهان اداره دهم در محل جنایت و آغاز تحقیقات، همسایه طبقه پائین واحد مسکونی محل جنایت که موضوع را به پلیس و اورژانس اطلاع داده بود، در اظهارات خود به کارآگاهان گفت که در حدود ساعت 18، در حالی که به همراه دیگر اعضای خانواده در خانه حضور داشته، ناگهان متوجه ضربات شدیدی شده که به در خانه زده شده و بلافاصله به در خانه مراجعه کرده و زمانی که در را باز کرده، ناگهان همسر همسایهشان به هویت
«اسماعیل - ش» را در حالی که خون زیادی از وی رفته بود روی زمین مشاهده کرده و اسماعیل تنها توانسته از وی درخواست کند تا با اورژانس تماس بگیرد و پس از آن بیهوش شده
که وی نیز موضوع را به پلیس و اورژانس اطلاع داد.
با توجه به شدت جراحات وارده ناشی از اصابت 17 ضربه چاقو به ناحیه سینه و گردن «اسماعیل - ش» و انجام اقدامات درمانی برای نجات وی، امکان تحقیق از وی وجود نداشت؛ بنابراین با وجود آن که دختر وی به هویت «مینا»، 18 ساله نیز مورد اصابت ضربه چاقو از ناحیه دست راست قرار گرفته بود، پس از انجام اقدامات درمانی و انجام عمل جراحی روی دست وی تحقیقات از او و دو برادر کوچکتر 12 ساله
و 7 سالهاش که در زمان جنایت، با دست و پای بسته شده در یکی از اتاقهای خواب محبوس شده بودند، در دستور کار کارآگاهان اداره دهم قرار گرفت.
مینا، دختر مقتوله در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت: سه جوان در حالی که صورتهای خود را با ماسک پوشانده بودند، وارد خانه شده و ابتدا با تهدید چاقو اقدام به بستن دست و پای مادرم کردند و زمانی که دو برادر کوچکترم در ساعت 13:30 از مدرسه به خانه آمدند، آنان را نیز جدای از مادرم و در یکی از اتاقها حبس کردند و پس از خفهکردن مادرم، در ساعت 16 یکی از برادرانم را مجبور کردند تا به بهانه خرید دفتر نقاشی، با پدرم تماس بگیرد و زمانی که پدرم وارد خانه شد او را نیز مورد اصابت ضربات چاقو قرار داده و در حالی که مرا نیز از ناحیه دست راست مجروح کرده بودند،
به سرعت از خانه خارج شدند.
مینا در ادامه اظهارات خود و در خصوص ارائه مشخصات ظاهری سه جوان متواری شده
از محل جنایت، به کارآگاهان گفت: هر سه جوان
صورتهای خود را پوشانده بودند، اما با این وجود فکر کنم یکی از آنان جوانی به نام "ناصر" است که چند وقت پیش، از طریق دو تن از
همکلاسیهایم که دو خواهر هستند با وی آشنا شدم. با توجه به اظهارات مینا، کارآگاهان با شناسایی هویت دقیق «ناصر - س»
26 ساله، وی را در روز چهارم بهمنماه در منطقه تهرانپارس شناسایی و برای انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل کردند.
با انتقال ناصر به اداره دهم و آغاز تحقیقات، وی در اظهارات خود ضمن بیان آشنایی کوتاه خود با مینا از وقوع هرگونه جنایت در محل زندگی مینا اظهار بیاطلاعی کرد و در خصوص نحوه آشنایی خود با مینا نیز به کارآگاهان گفت: چندی پیش از ارتباطات نامناسب اجتماعی
دو تن از بستگان نزدیکم که بعدا متوجه شدم که همکلاسیهای مینا هستند با چند پسر جوان مطلع شدم و به همین علت آنان را تحت فشار قرار دادم تا از کار خود، دست بکشند و مدتی از اختلافم با این دو خواهر گذشت اما آنها حاضر به گوش کردن به نصیحتها و قبول حرفهایم نبودند و به همین علت تصمیم گرفتم تا موضوع را به پدر و مادرشان اطلاع دهم. وی ادامه داد: در همین زمان دختر غریبهای به نام مینا با تلفن من تماس گرفت و مدعی شد که از مدتها پیش مرا شناخته و به من علاقه مند شده، اما پس از گذشت چند جلسه ملاقات با وی، متوجه شدم که بستگانم سعی داشتند تا از طریق آشناکردن این دختر، مرا تحت فشار گذاشته و مانع از آن شوند تا موضوع ارتباطات آنان در خارج از خانه را به پدر و مادرشان اطلاع دهم که به همین علت بلافاصله ارتباط خود را با مینا قطع کرده و ضمن آن که، موضوع سوء رفتارهای بستگان نزدیک خود را به پدر و مادرشان اطلاع دادم، با خانواده مینا نیز تماس گرفته و از آنان درخواست کردم تا مراقبت بیشتری از دخترشان داشته باشند و از آن پس هیچ اطلاعی از مینا و اتفاقی که برای خانوادهاش افتاده ندارم. با توجه به اظهارات ناصر و دیگر اقدامات پلیس، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که ناصر هیچ نقشی در جنایت ندارد؛ بنابراین ضمن انجام هماهنگیهای قضایی و با توجه به اظهارات ضد و نقیض بهدست آمده از مینا، وی را دستگیر و برای انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل کردند.
مینا در اظهارات خود ضمن تأیید صحبتهای ناصر، در خصوص انگیزه خود برای معرفی ناصر به کارآگاهان گفت: زمانی که ناصر با پدر و مادرم تماس گرفت، باعث شد تا آنان متوجه برخی ارتباطات، دوستان و رفتارهای نامتعارفم در خارج از خانه شده و به همین علت رابطه من با آنان خراب شد؛ به همین علت تصمیم گرفتم تا از طریق جوانی به نام «مرتضی» که پیش از آن با وی دوست بودم، اقدام به سرقت از خانه پدرم کنم و ضمن معرفی ناصر به عنوان سارق، از وی انتقام بگیرم و به همین علت با مرتضی تماس گرفته و به او پیشنهاد دادم تا در ازای گرفتن مبلغ 100 هزار تومان، به صورت ناشناس وارد خانه ما شده و پس از تهدید من و مادرم متواری شود.
مینا در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان گفت: در ساعت 9 صبح روز حادثه ابتدا با توجه به هماهنگی قبلی، در مجتمع را برای مرتضی باز کرده و زمانی که مرتضی داخل خانه شد، متوجه شدم که او دو تن از دوستانش به اسامی" پوریا" و "ایمان" را نیز به همراه خود آورده است که آنان پس از ورود به خانه، ابتدا من و مادرم را به صورت گروگان گرفته و هر کدام از ما را در اتاقهای جداگانه حبس کرده و زمانی که چشمها و دست و پای مادرم را بستند، مرا به داخل اتاق محل حبس وی بردند و آنان ابتدا قصد داشتند تا مادرم را بیهوش کنند که در همین زمان، دو برادرم از مدرسه به خانه آمدند که بلافاصله مرا داخل اتاق برده و پس از
بستن دست و پای برادرانم و حبس کردنشان داخل یکی از اتاقها، بار دیگر مرا از اتاق بیرون آوردند و در حدود ساعت 15، مرتضی مدعی شد که مادرم را خفه کرده و به خاطر آن که کسی متوجه موضوع نشود باید پدرم را نیز به قتل برساند که به همین علت یکی از برادرانم را با تهدید چاقو مجبور کردند با پدرم تماس گرفته و از وی بخواهد یک دفتر نقاشی خریده و به خانه مراجعه کند. مینا ادامه داد: پدرم حدود ساعت 17:30، در حالی که دفتر نقاشی را خریده بود به خانه مراجعه کرد که در همین زمان مرتضی به همراه دوستانش به وی حملهور شده و پوریا ضربات متعدد چاقو را به وی وارد کرد و پدرم روی زمین افتاد و آنان با تصور این که پدرم به قتل رسیده و برای گمراهکردن مأموران، ضربه چاقویی به دست من زده و سپس از خانه خارج شدند؛ پس از
گذشت ساعتی از خروج مرتضی و دوستانش از خانه، در حالی که قصد داشتم تا با 110 تماس بگیرم، بدون آن که متوجه شوم پدرم به هوش آمده و از خانه خارج شده بود و زمانی من متوجه زنده بودن پدرم شدم که او خودش را به در منزل همسایه طبقه پایین رسانده بود.
با توجه به اعترافات مینا، کارآگاهان بلافاصله اقدام به شناسایی مرتضی با هویت واقعی «ابوالفضل - ت» متولد 1370 کرده و ضمن شناسایی محل سکونتش در منطقه سردارجنگل، وی را تحت مراقبتهای نامحسوس پلیسی قرار دادند تا سرانجام «پوریا» با هویت واقعی
«رضا - ت» متولد 1372 و «ایمان - خ» متولد 1371 نیز توسط کارآگاهان شناسایی شدند.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که رضا (پوریا) و ایمان هر دو از مجرمان سابقهدار در زمینه زورگیری بوده و رضا، پسرخاله مرتضی بوده و ایمان نیز دوست صمیمی رضا است که مخفیگاه هر دوی آنان در غرب کشور مورد شناسایی قرار گرفت.
با شناسایی مخفیگاه متهمان در تهران و غرب کشور، گروهی از کارآگاهان اداره دهم به غرب کشور اعزام شدند و طی دو مرحله عملیات همزمان در تهران و غرب کشور، هر سه متهم را در 28 اسفندماه 1391 دستگیر و به پلیس آگاهی تهرانبزرگ منتقل کردند. با دستگیری متهمان و آغاز تحقیقات، مرتضی در اعترافات اولیه خود به کارآگاهان گفت: حدود 5/1 سال پیش و در خیابان با مینا آشنا شده اما پس از گذشت مدتی ارتباط ما با یکدیگر قطع شد تا این که یک روز قبل از حادثه، مینا با من تماس گرفت و به من پیشنهاد داد که در صورت تهدید پدر و مادرش مبلغی را به من پرداخت خواهد کرد و زمانی که وارد خانه شده و دست و پای مادر مینا را بسته و او را داخل اتاقی حبس کردیم، مینا پیشنهاد داد که اگر پدر و مادرش را به قتل برسانیم، پس از رسیدن اموال پدر و مادرش به وی مبلغی در حدود
700 میلیون تومان به ما پرداخت خواهد کرد و من نیز در حالی که، مادر مینا داخل یکی از اتاقهای خواب حبس بود، وی را با سیم برق خفه کرده و قرار شد تا پوریا نیز در زمان حضور پدر مینا، او را با چاقو به قتل برساند که به محض ورود پدر مینا به خانه، هر سه به وی حملهور شده و پوریا ضربات متعدد چاقو را به بدن وی وارد کرد تا این که پدر مینا روی زمین افتاد و به تصور این که وی نیز به قتل رسیده و در حالی که دو برادر مینا نیز با دست و پای بسته داخل یکی از اتاقها حبس شده بودند، ابتدا با چاقو ضربهای به دست مینا زده و از خانه خارج شدیم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهرانبزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات بهدست آمده از متهمان و برای انجام تحقیقات تکمیلی، قرار بازداشت موقت برای هر چهار متهم صادر شد و در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.
سجادیان با بیان اینکه آدم ربایان از خانواده گروگان درخواست یک میلیارد تومان وجه نقد کرده بودند، افزود: بعد از گزارش موضوع به پلیس، انجام اقدامات اطلاعاتی در دستور کار قرار گرفت و با طرح و برنامه ریزی دقیق و بررسی ابعاد مختلف گروگانگیری، یکی از آدم ربایان شناسایی و محل اختفای گروگان کشف شد.
سجادیان خاطرنشان کرد: با هدف جلوگیری از بروز هرگونه درگیری و کاهش حداکثری احتمال بروز خشونت، روز هفتم فروردین ماه، سردسته آدم ربایان شناسایی و در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر شد.
فرمانده پلیس فارس تصریح کرد: دیگر آدم ربایان نیز که شامل سه مرد و یک زن بودند،
5 دقیقه بعداز دستگیری سردسته گروه، در محل اختفا، در غافلگیری کامل دستگیر شدند حال آنکه اسلحه مورد استفاده گروگانگیران، آماده شلیک بود و حتی گلوله در جان لوله قرار داشت و اگر کوچکترین غفلتی از سوی پلیس حادث می شد، چه بسا افرادی کشته یا
مجروح می شدند.
سجادیان با یادآوری اینکه این آدم ربایی در نوع خود بسیار پیچیده بود، هدف آدم ربایان از این اقدام را، کسب مال، اعلام و تاکید کرد: تمام مخلان نظم و امنیت بدانند، دیر یا زود توسط پلیس دستگیر شده و براساس قانون به مجازات اعمال خود خواهند رسید.
سرباند گروه آدم ربا نیز در گفت و گو با خبرنگاران
گفت: انگیزه ام دریافت پول و زمینه سازی برای یک زندگی راحت بود.
وی که خود را لیسانس عمران معرفی می کرد، افزود: بعد از اخذ مدرک، موفق به یافتن کار مناسب نشده و به دلیل مشکلات مالی، سه بار همسر خود را طلاق داده است!
این فرد با یادآوری اینکه 28 سال سن داشته، تصریح کرد: کاملا از عاقبت کاری که کرده ام آگاه هستم، می دانم اعدامم می کنند، اما تمایلی به ادامه زندگی بدون داشتن پول و در شرایط بد اقتصادی ندارم، زیرا به دلیل بی پولی زندگی خانوادگی ام از هم پاشید.
وی با تاکید براینکه نداشتن والدین دلسوز و راهنمایی عاقل در زندگی، یکی از مشکلات بزرگ او در زندگی محسوب می شود، خاطرنشان کرد: نمی دانم دیگر کسانی که با من همکاری کردند چگونه فکر می کنند اما اکنون دیگر گفتن اینکه پشیمان هستم، اهمیتی ندارد چون علاقه ای
به زنده ماندن ندارم!.
این آدم ربا گفت: می دانستم به احتمال زیاد پلیس ما را دستگیر می کند اما برایم اهمیتی نداشت، به این فکر می کردم که با دست یافتن به این پول، می توانم در هرکجا، زندگی خوبی حتی برای مدتی کوتاه، داشته باشم، حالا هم چندان تمایلی به ادامه زندگی ندارم.
زن همکار گروه آدم ربایان نیز گفت: من اطلاعی از اینکه قرار است فردی ربوده شود نداشتم!
وی که زمانی همسر سرباند گروه آدم ربایان بوده و سه بار از وی طلاق گرفته است، گفت: من در تهران زندگی می کنم و به دلایلی
3 میلیون تومان مقروض بودم و همسر سابقم از این موضوع اطلاع داشت بنابراین پیشنهاد داد که با انجام یک سرقت، هم مشکل من و هم مشکل مالی او رفع شود.
این آدم ربا ادامه داد: به من گفته بودند که طرح دوستی با خانواده مورد نظر بریزم تا در زمان مناسب، امکان سرقت فراهم و اینکار انجام شود اما کار به آدم ربایی کشید.
او اضافه کرد: اگر من نبودم این افراد می خواستند فرد ربوده شده را بکشند، او را سوزاندند و اذیت کردند، اما من مانع کشتن او شدم.
سرگروه آدم ربایان سابقه شرارت و زن همدست وی نیز سابقه کلاهبرداری و جعل را در پرونده خود دارند.
براساس این گزارش، پدر و مادر فرد ربوده شده خواستار اشد مجازات برای
آدم ربایان شدند.
جنایت دختر جوان علیه والدینش با اجیرکردن 3 آدمکش
ایسنا: ماموران پلیس آگاهی دختری را که با اجیرکردن سه آدمکش نقشه قتل پدر و مادرش را کشیده بود، دستگیر کردند.
وقوع یک فقره قتل در میدان پونک، سیمون بولیوار منطقه شهرک نفت در ساعت
18:30، از طریق مرکز فوریتهای پلیس 110 به کلانتری140 باغفیض اعلام شد و پس از حضور عوامل کلانتری در محل و تأیید خبر، موضوع به پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام و گروه بررسی صحنه اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند.
در ادامه در بررسیهای اولیه مشخص شد؛ افراد ناشناس ضمن ورود به این منزل، اقدام به بستن دست و پای افراد داخل خانه کرده و زنی به هویت «صغری - پ» 35 ساله را با خفهکردن به قتل رسانده و پس از حضور همسر مقتوله به هویت «اسماعیل - ش» 45 ساله در خانه نیز، وی را مورد اصابت ضربات متعدد چاقو قرار داده و از محل متواری شدهاند.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهرانبزرگ قرار گرفت و با حضور کارآگاهان اداره دهم در محل جنایت و آغاز تحقیقات، همسایه طبقه پائین واحد مسکونی محل جنایت که موضوع را به پلیس و اورژانس اطلاع داده بود، در اظهارات خود به کارآگاهان گفت که در حدود ساعت 18، در حالی که به همراه دیگر اعضای خانواده در خانه حضور داشته، ناگهان متوجه ضربات شدیدی شده که به در خانه زده شده و بلافاصله به در خانه مراجعه کرده و زمانی که در را باز کرده، ناگهان همسر همسایهشان به هویت
«اسماعیل - ش» را در حالی که خون زیادی از وی رفته بود روی زمین مشاهده کرده و اسماعیل تنها توانسته از وی درخواست کند تا با اورژانس تماس بگیرد و پس از آن بیهوش شده
که وی نیز موضوع را به پلیس و اورژانس اطلاع داد.
با توجه به شدت جراحات وارده ناشی از اصابت 17 ضربه چاقو به ناحیه سینه و گردن «اسماعیل - ش» و انجام اقدامات درمانی برای نجات وی، امکان تحقیق از وی وجود نداشت؛ بنابراین با وجود آن که دختر وی به هویت «مینا»، 18 ساله نیز مورد اصابت ضربه چاقو از ناحیه دست راست قرار گرفته بود، پس از انجام اقدامات درمانی و انجام عمل جراحی روی دست وی تحقیقات از او و دو برادر کوچکتر 12 ساله
و 7 سالهاش که در زمان جنایت، با دست و پای بسته شده در یکی از اتاقهای خواب محبوس شده بودند، در دستور کار کارآگاهان اداره دهم قرار گرفت.
مینا، دختر مقتوله در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت: سه جوان در حالی که صورتهای خود را با ماسک پوشانده بودند، وارد خانه شده و ابتدا با تهدید چاقو اقدام به بستن دست و پای مادرم کردند و زمانی که دو برادر کوچکترم در ساعت 13:30 از مدرسه به خانه آمدند، آنان را نیز جدای از مادرم و در یکی از اتاقها حبس کردند و پس از خفهکردن مادرم، در ساعت 16 یکی از برادرانم را مجبور کردند تا به بهانه خرید دفتر نقاشی، با پدرم تماس بگیرد و زمانی که پدرم وارد خانه شد او را نیز مورد اصابت ضربات چاقو قرار داده و در حالی که مرا نیز از ناحیه دست راست مجروح کرده بودند،
به سرعت از خانه خارج شدند.
مینا در ادامه اظهارات خود و در خصوص ارائه مشخصات ظاهری سه جوان متواری شده
از محل جنایت، به کارآگاهان گفت: هر سه جوان
صورتهای خود را پوشانده بودند، اما با این وجود فکر کنم یکی از آنان جوانی به نام "ناصر" است که چند وقت پیش، از طریق دو تن از
همکلاسیهایم که دو خواهر هستند با وی آشنا شدم. با توجه به اظهارات مینا، کارآگاهان با شناسایی هویت دقیق «ناصر - س»
26 ساله، وی را در روز چهارم بهمنماه در منطقه تهرانپارس شناسایی و برای انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل کردند.
با انتقال ناصر به اداره دهم و آغاز تحقیقات، وی در اظهارات خود ضمن بیان آشنایی کوتاه خود با مینا از وقوع هرگونه جنایت در محل زندگی مینا اظهار بیاطلاعی کرد و در خصوص نحوه آشنایی خود با مینا نیز به کارآگاهان گفت: چندی پیش از ارتباطات نامناسب اجتماعی
دو تن از بستگان نزدیکم که بعدا متوجه شدم که همکلاسیهای مینا هستند با چند پسر جوان مطلع شدم و به همین علت آنان را تحت فشار قرار دادم تا از کار خود، دست بکشند و مدتی از اختلافم با این دو خواهر گذشت اما آنها حاضر به گوش کردن به نصیحتها و قبول حرفهایم نبودند و به همین علت تصمیم گرفتم تا موضوع را به پدر و مادرشان اطلاع دهم. وی ادامه داد: در همین زمان دختر غریبهای به نام مینا با تلفن من تماس گرفت و مدعی شد که از مدتها پیش مرا شناخته و به من علاقه مند شده، اما پس از گذشت چند جلسه ملاقات با وی، متوجه شدم که بستگانم سعی داشتند تا از طریق آشناکردن این دختر، مرا تحت فشار گذاشته و مانع از آن شوند تا موضوع ارتباطات آنان در خارج از خانه را به پدر و مادرشان اطلاع دهم که به همین علت بلافاصله ارتباط خود را با مینا قطع کرده و ضمن آن که، موضوع سوء رفتارهای بستگان نزدیک خود را به پدر و مادرشان اطلاع دادم، با خانواده مینا نیز تماس گرفته و از آنان درخواست کردم تا مراقبت بیشتری از دخترشان داشته باشند و از آن پس هیچ اطلاعی از مینا و اتفاقی که برای خانوادهاش افتاده ندارم. با توجه به اظهارات ناصر و دیگر اقدامات پلیس، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که ناصر هیچ نقشی در جنایت ندارد؛ بنابراین ضمن انجام هماهنگیهای قضایی و با توجه به اظهارات ضد و نقیض بهدست آمده از مینا، وی را دستگیر و برای انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل کردند.
مینا در اظهارات خود ضمن تأیید صحبتهای ناصر، در خصوص انگیزه خود برای معرفی ناصر به کارآگاهان گفت: زمانی که ناصر با پدر و مادرم تماس گرفت، باعث شد تا آنان متوجه برخی ارتباطات، دوستان و رفتارهای نامتعارفم در خارج از خانه شده و به همین علت رابطه من با آنان خراب شد؛ به همین علت تصمیم گرفتم تا از طریق جوانی به نام «مرتضی» که پیش از آن با وی دوست بودم، اقدام به سرقت از خانه پدرم کنم و ضمن معرفی ناصر به عنوان سارق، از وی انتقام بگیرم و به همین علت با مرتضی تماس گرفته و به او پیشنهاد دادم تا در ازای گرفتن مبلغ 100 هزار تومان، به صورت ناشناس وارد خانه ما شده و پس از تهدید من و مادرم متواری شود.
مینا در ادامه اعترافات خود به کارآگاهان گفت: در ساعت 9 صبح روز حادثه ابتدا با توجه به هماهنگی قبلی، در مجتمع را برای مرتضی باز کرده و زمانی که مرتضی داخل خانه شد، متوجه شدم که او دو تن از دوستانش به اسامی" پوریا" و "ایمان" را نیز به همراه خود آورده است که آنان پس از ورود به خانه، ابتدا من و مادرم را به صورت گروگان گرفته و هر کدام از ما را در اتاقهای جداگانه حبس کرده و زمانی که چشمها و دست و پای مادرم را بستند، مرا به داخل اتاق محل حبس وی بردند و آنان ابتدا قصد داشتند تا مادرم را بیهوش کنند که در همین زمان، دو برادرم از مدرسه به خانه آمدند که بلافاصله مرا داخل اتاق برده و پس از
بستن دست و پای برادرانم و حبس کردنشان داخل یکی از اتاقها، بار دیگر مرا از اتاق بیرون آوردند و در حدود ساعت 15، مرتضی مدعی شد که مادرم را خفه کرده و به خاطر آن که کسی متوجه موضوع نشود باید پدرم را نیز به قتل برساند که به همین علت یکی از برادرانم را با تهدید چاقو مجبور کردند با پدرم تماس گرفته و از وی بخواهد یک دفتر نقاشی خریده و به خانه مراجعه کند. مینا ادامه داد: پدرم حدود ساعت 17:30، در حالی که دفتر نقاشی را خریده بود به خانه مراجعه کرد که در همین زمان مرتضی به همراه دوستانش به وی حملهور شده و پوریا ضربات متعدد چاقو را به وی وارد کرد و پدرم روی زمین افتاد و آنان با تصور این که پدرم به قتل رسیده و برای گمراهکردن مأموران، ضربه چاقویی به دست من زده و سپس از خانه خارج شدند؛ پس از
گذشت ساعتی از خروج مرتضی و دوستانش از خانه، در حالی که قصد داشتم تا با 110 تماس بگیرم، بدون آن که متوجه شوم پدرم به هوش آمده و از خانه خارج شده بود و زمانی من متوجه زنده بودن پدرم شدم که او خودش را به در منزل همسایه طبقه پایین رسانده بود.
با توجه به اعترافات مینا، کارآگاهان بلافاصله اقدام به شناسایی مرتضی با هویت واقعی «ابوالفضل - ت» متولد 1370 کرده و ضمن شناسایی محل سکونتش در منطقه سردارجنگل، وی را تحت مراقبتهای نامحسوس پلیسی قرار دادند تا سرانجام «پوریا» با هویت واقعی
«رضا - ت» متولد 1372 و «ایمان - خ» متولد 1371 نیز توسط کارآگاهان شناسایی شدند.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که رضا (پوریا) و ایمان هر دو از مجرمان سابقهدار در زمینه زورگیری بوده و رضا، پسرخاله مرتضی بوده و ایمان نیز دوست صمیمی رضا است که مخفیگاه هر دوی آنان در غرب کشور مورد شناسایی قرار گرفت.
با شناسایی مخفیگاه متهمان در تهران و غرب کشور، گروهی از کارآگاهان اداره دهم به غرب کشور اعزام شدند و طی دو مرحله عملیات همزمان در تهران و غرب کشور، هر سه متهم را در 28 اسفندماه 1391 دستگیر و به پلیس آگاهی تهرانبزرگ منتقل کردند. با دستگیری متهمان و آغاز تحقیقات، مرتضی در اعترافات اولیه خود به کارآگاهان گفت: حدود 5/1 سال پیش و در خیابان با مینا آشنا شده اما پس از گذشت مدتی ارتباط ما با یکدیگر قطع شد تا این که یک روز قبل از حادثه، مینا با من تماس گرفت و به من پیشنهاد داد که در صورت تهدید پدر و مادرش مبلغی را به من پرداخت خواهد کرد و زمانی که وارد خانه شده و دست و پای مادر مینا را بسته و او را داخل اتاقی حبس کردیم، مینا پیشنهاد داد که اگر پدر و مادرش را به قتل برسانیم، پس از رسیدن اموال پدر و مادرش به وی مبلغی در حدود
700 میلیون تومان به ما پرداخت خواهد کرد و من نیز در حالی که، مادر مینا داخل یکی از اتاقهای خواب حبس بود، وی را با سیم برق خفه کرده و قرار شد تا پوریا نیز در زمان حضور پدر مینا، او را با چاقو به قتل برساند که به محض ورود پدر مینا به خانه، هر سه به وی حملهور شده و پوریا ضربات متعدد چاقو را به بدن وی وارد کرد تا این که پدر مینا روی زمین افتاد و به تصور این که وی نیز به قتل رسیده و در حالی که دو برادر مینا نیز با دست و پای بسته داخل یکی از اتاقها حبس شده بودند، ابتدا با چاقو ضربهای به دست مینا زده و از خانه خارج شدیم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهرانبزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات بهدست آمده از متهمان و برای انجام تحقیقات تکمیلی، قرار بازداشت موقت برای هر چهار متهم صادر شد و در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.
+ نوشته شده در 2013/4/6 ساعت 5:8 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی