بعد از باران، قدر باران!
محمد عسلی
آفرینش خداوندی در جهان ما چنان بر نظم، قاعده و قانون استوار است که نمی­توان خلافی در آن تصور کرد.
  باران وقتی بر دوش ابرها از هزاران کیلومتر راه خود را به محل مقصود می­رساند بر اساس آخرین تحقیقات پژوهشی انجام شده هوشمند است. این هوشمندی همان تعبیر حکمتی است که بارها در باورهای مذهبی و دینی انسان­ها نمود پیدا کرده و حتی در ادبیات ما هم از آن نام برده شده.
سعدی در دیباچه کتابش پس از حمد و ثنای پروردگار باران را رحمت بی­حساب خوانده و گفته است: «باران رحمت بی­حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی­دریغش همه جا کشیده...»
این رحمت در واقع با حساب و کتاب است و سعدی حکیمانه الفاظ بی­حساب و کتاب را به معنای لطف بی­حد و شمار به کار برده است.
اما در این میان آنچه مهم است این است که آیا ما تا چه میزان شکرگزار این رحمت واسعه الهی هستیم و یا در نحوه استفاده از آب باران و طرز مصرف آن تا چه اندازه ارزش و اهمیت آب را درک کرده­ایم و یا طرز استفاده صحیح از منابع آبی را چگونه فرهنگ­سازی کرده­ایم.
  مسلماً بخش عظیمی از هر باران سهم کوهستان­ها، باغات، بام­ها و خیابان­ها و نهایتاً رودها و رودخانه­ها می­شود و بدان طراوت و تازگی می­بخشد. و نیز روان و جان آدمیان هم از ترنم باران و لطافت آن تازه و لطیف می­شود و با تمام حس و درک از این نعمت بزرگ و هدیه آسمانی به وجد می­آید.
اما امروز آب در بسیاری از کشورها یک عنصر استراتژیک به حساب می­آید. زیرا به تعبیر قدما و فلاسفه بزرگ: آب ماده المواد است و در قرآن کریم هم رویش گیاهان و نباتات را نتیجه نزول باران شمرده و حیات آدمی را به آب وابسته می­داند.
با این وصف چه بی­قدر می­شود گاه این آب عزیز در دست­های ما وقتی بی­توجهی می­کنیم در هدر دادن، زیاده و بی­جهت مصرف کردن و بی­تفاوت بودن در برابر اهمیت آن.
به یاد می­آوریم که چگونه قطره قطره آب باران دریا می­شود و این دریا و رود و رودخانه و تالاب­ها و حوضچه­ها اگر نمی­بودند و یا در روی کره زمین می­خشکیدند چه زیبایی­ها و نعماتی را از دست می­دادیم.
حال بیاندیشیم به روز واقعه. وقتی در خشکسالی­ها برای قطره­ای آب گیاهان و درختان تغذیه کننده ما له­له می­زنند و یا جانوران و حیات وحش در اثر خشکی و خشکسالی چگونه به مردار تبدیل می­شوند و ما با چه هزینه و زحمتی از اعماق زمین آب بیرون می­آوریم، آن هم برای مدتی و نه همیشه و باز برگردیم به سعدی که چه خوش سرود:
«تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی...»
و اما بعد.
بعد از باران، شکر نعمت کنیم و بعد از شکر در جهت جمع­آوری آب­های سطحی و استفاده بهینه از آب باران علاوه بر ایجاد سدهای مناسب به گونه دیگری آب ذخیره کنیم لازم است برای این مقصود مثالی بیاورم.
در یکی از نشریات چندین سال پیش خبری خواندم که دولت ژاپن از مردم این کشور خواست در هنگام نزول باران به هر اندازه که می­توانند حداقل هر خانواده 20 لیتر از آب باران برای مصارف خانگی ذخیره کنند.
این اقدام دولت ژاپن که با استقبال مردم آن کشور مواجه شد، موجب گردید میلیون­ها لیتر آب ذخیره شود و در یک برآورد سرانگشتی سیستم پیچیده آبیاری شهر توکیو از زیر بار ترافیک مصرف بیرون آمد و نفسی کشید.
آیا شکرانه نزولات آسمانی و بارش باران قدردانی و قدرشناسی از آب نیست؟
آیا تاکنون اندیشیده­ایم که چه میزان آب باران در کوی و برزن و خیابان­ها به هدر می­روند؟
آیا به کشاورزان خود آموخته­ایم که سیستم آبیاری غرقابی مزارع نوعی به هدر دادن آب است؟
آیا به خانواده­ها و مصرف کنندگان آب خانگی تفهیم کرده­ایم نحوه استفاده صحیح از آب چگونه است؟
و بسیاری اما و اگر و آیاهای دیگری که در این مقال نمی­گنجند.
بگذاریم و بگذریم و به یاد آوریم این شعر معروف سعدی را که با استفاده از واژه باران در باب تربیت سروده و بر این باور است:
«باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره­زار خس...»
کاری نکنیم که باران به شوره­زار سرازیر شود و گلستان­ها از وجود این عزیز محروم گردند. تا خداوند پاسخ قدرشناسی ما را بیش و بیشتر بدهد.
 ان­شاءالله