یادداشت 20 فروردین 91
بعد از باران، قدر باران!
محمد عسلی
آفرینش خداوندی در جهان ما چنان بر نظم، قاعده و قانون استوار است که نمیتوان خلافی در آن تصور کرد.باران وقتی بر دوش ابرها از هزاران کیلومتر راه خود را به محل مقصود میرساند بر اساس آخرین تحقیقات پژوهشی انجام شده هوشمند است. این هوشمندی همان تعبیر حکمتی است که بارها در باورهای مذهبی و دینی انسانها نمود پیدا کرده و حتی در ادبیات ما هم از آن نام برده شده.
سعدی در دیباچه کتابش پس از حمد و ثنای پروردگار باران را رحمت بیحساب خوانده و گفته است: «باران رحمت بیحسابش همه را رسیده و خوان نعمت بیدریغش همه جا کشیده...»
این رحمت در واقع با حساب و کتاب است و سعدی حکیمانه الفاظ بیحساب و کتاب را به معنای لطف بیحد و شمار به کار برده است.
اما در این میان آنچه مهم است این است که آیا ما تا چه میزان شکرگزار این رحمت واسعه الهی هستیم و یا در نحوه استفاده از آب باران و طرز مصرف آن تا چه اندازه ارزش و اهمیت آب را درک کردهایم و یا طرز استفاده صحیح از منابع آبی را چگونه فرهنگسازی کردهایم.
مسلماً بخش عظیمی از هر باران سهم کوهستانها، باغات، بامها و خیابانها و نهایتاً رودها و رودخانهها میشود و بدان طراوت و تازگی میبخشد. و نیز روان و جان آدمیان هم از ترنم باران و لطافت آن تازه و لطیف میشود و با تمام حس و درک از این نعمت بزرگ و هدیه آسمانی به وجد میآید.
اما امروز آب در بسیاری از کشورها یک عنصر استراتژیک به حساب میآید. زیرا به تعبیر قدما و فلاسفه بزرگ: آب ماده المواد است و در قرآن کریم هم رویش گیاهان و نباتات را نتیجه نزول باران شمرده و حیات آدمی را به آب وابسته میداند.
با این وصف چه بیقدر میشود گاه این آب عزیز در دستهای ما وقتی بیتوجهی میکنیم در هدر دادن، زیاده و بیجهت مصرف کردن و بیتفاوت بودن در برابر اهمیت آن.
به یاد میآوریم که چگونه قطره قطره آب باران دریا میشود و این دریا و رود و رودخانه و تالابها و حوضچهها اگر نمیبودند و یا در روی کره زمین میخشکیدند چه زیباییها و نعماتی را از دست میدادیم.
حال بیاندیشیم به روز واقعه. وقتی در خشکسالیها برای قطرهای آب گیاهان و درختان تغذیه کننده ما لهله میزنند و یا جانوران و حیات وحش در اثر خشکی و خشکسالی چگونه به مردار تبدیل میشوند و ما با چه هزینه و زحمتی از اعماق زمین آب بیرون میآوریم، آن هم برای مدتی و نه همیشه و باز برگردیم به سعدی که چه خوش سرود:
«تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی...»
و اما بعد.
بعد از باران، شکر نعمت کنیم و بعد از شکر در جهت جمعآوری آبهای سطحی و استفاده بهینه از آب باران علاوه بر ایجاد سدهای مناسب به گونه دیگری آب ذخیره کنیم لازم است برای این مقصود مثالی بیاورم.
در یکی از نشریات چندین سال پیش خبری خواندم که دولت ژاپن از مردم این کشور خواست در هنگام نزول باران به هر اندازه که میتوانند حداقل هر خانواده 20 لیتر از آب باران برای مصارف خانگی ذخیره کنند.
این اقدام دولت ژاپن که با استقبال مردم آن کشور مواجه شد، موجب گردید میلیونها لیتر آب ذخیره شود و در یک برآورد سرانگشتی سیستم پیچیده آبیاری شهر توکیو از زیر بار ترافیک مصرف بیرون آمد و نفسی کشید.
آیا شکرانه نزولات آسمانی و بارش باران قدردانی و قدرشناسی از آب نیست؟
آیا تاکنون اندیشیدهایم که چه میزان آب باران در کوی و برزن و خیابانها به هدر میروند؟
آیا به کشاورزان خود آموختهایم که سیستم آبیاری غرقابی مزارع نوعی به هدر دادن آب است؟
آیا به خانوادهها و مصرف کنندگان آب خانگی تفهیم کردهایم نحوه استفاده صحیح از آب چگونه است؟
و بسیاری اما و اگر و آیاهای دیگری که در این مقال نمیگنجند.
بگذاریم و بگذریم و به یاد آوریم این شعر معروف سعدی را که با استفاده از واژه باران در باب تربیت سروده و بر این باور است:
«باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شورهزار خس...»
کاری نکنیم که باران به شورهزار سرازیر شود و گلستانها از وجود این عزیز محروم گردند. تا خداوند پاسخ قدرشناسی ما را بیش و بیشتر بدهد.
انشاءالله
+ نوشته شده در 2013/4/9 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی