آیت­الله حائری در مصاحبه با مدیر مسئول«عصر مردم»

 اگر مردم نتیجه انتخابات را از قبل بدانند کمتر شرکت می­کنند

مقدمه

تعطیلات نوروز فرصتی پیش آمد که با توجه به حضور آیت­الله حائری نماینده مردم فارس در خبرگان رهبری در شیراز نظر ایشان را پیرامون مسایل گوناگون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جویا شویم. ماحصل این دیدار به مصاحبه­ای انجامید که از نظر خوانندگان می­گذرد.
وضعیت کنونی عملکرد مسئولین در استان را چگونه ارزیابی می­کنید؟
بین استانداری و امام جمعه روابط بسیار بهتر از گذشته است.
   عنایت طوری نیست که بخواهد جریان­سازی کند. عموماً در حال ترمیم قلوب هستند و روابط حسنه است. که هر کسی سرش به کار خودش باشد و در جمع­بندی نهایی مردم خیر ببینند.
وضعیت و شرایط مؤسسه فلاحت در فراغت را چگونه می­بینید؟
فلاحت باید در دید وزارت کشاورزی و منابع طبیعی بهتر شود. یعنی زمین مالک داشته باشد نه مالک دولتی. مالک دولتی نه احساس مسئولیت می­تواند بکند، نه زمینه­سازی و امکانات بهره­برداری بهتر دارد و نه با سیستم نظامی می­شود اموال دولتی را محافظت کرد. باید الگوی استهبان کشوری شود. در استهبان هر نقطه از کوه که امکان داشته خاک بیاورند و نهال بکارند انجیر و بادام کاشته­اند؛ کوه را خرد و خمیر نکرده­اند، متلاشی نکرده­اند، از حالت کوه خارج نکرده­اند اما درختان کوهی را تربیت کرده­اند. بادام تلخ را پیوند زده­اند به بادام شیرین، نتیجتاً کوه درآمدزا شده. باران­زایی خودش را هم کوه دارد. آبخیزداری هم دارد، درختان به آبخیزداری کمک می­کنند و جلو سیل را می­گیرند.
صحرا را هم خوب فهمیده­اند چه کنند. درختان انجیر را  آنچنان قشنگ هرس می­کنند مثل دسته گل. صحراهایی که اگر انجیر را در آن نکاشته بودند مثل همه جای استان فارس بود. در همین اطراف شیراز استعداد انجیر خشک فراوان داشت اما از این استعداد استفاده نشد و زمین بلااستفاده ماند. نتیجه کار این شد که جنگل وسیع انجیر به وسیله مردم به وجود آمد بدون هیچ نگهبان دولتی یک شاخه­اش هم قطع نشد. چرا؟ چون مالک داشت.
در نورآباد اینگونه نیست! هر جا که دولت تصمیم گرفته به صورت نظامی جنگل را حفظ کند موارد دیده شده. وسط جنگلی که دولت حضور ندارد، آتش­سوزی می­شود یا آتش­سوزی می­کنند. چرا اینگونه می­شود؟ چون مثل استهبان مدیریت نشده. استهبان کوه را به عنوان منابع طبیعی مدیریت کرد، صحرا را به عنوان منابع طبیعی مدیریت کرد، آب را هم مدیریت کرد. در جاهای دیگر غیر استهبان چشمه­ها و قنات­ها بعد از برداشت گندم جزئی سیفی­کاری می­کنند و بقیه آب هرز می­رود. وقتی هم که وارد پاییز می­شویم و دیگر آبیاری نیست باز هم آبها به خلگاه می­رود. در استهبان آب را بین زعفران و گندم به نوبت مصرف می­کنند، تا گندم است زعفران نیاز به آب ندارد. وقتی گندم از آب افتاد آبیاری زعفران شروع می­شود. اخیراً هم که زیتون وارد کشاورزی شده. ایج و استهبان بهترین نوع زیتون را پرورش می­دهند. نتیجه اینکه آب و هوا و خاک و کوه استهبان نیست که این همه انجیر و زعفران و بادام و زیتون برداشت می­کند. استهبانی است و مردم ما اگر اجازه بگیرند مثل استهبانی­ها می­شوند. کشاورزی دیدش را از دولتی کردن زمین، آب و منابع بردارد و حفظ این سه تا را با مردمی کردن آنها انجام دهد. مثل استهبان، نه اینکه به ملاکان بزرگ بسپارد و هر کس برسد مالک شود. به نام خودش وقف کند یا نیت کند و ثبت بشود وسیله تملک.
با توجه به اینکه در شرایط فعلی احساس می­شود که برخی جریان­ها به دنبال سازوکاری خاص برای زمینه­سازی فضا در انتخابات ریاست جمهوری هستند می­خواستیم نظر شما را در این مورد بدانیم.
اگر مردم احساس کنند که رئیس جمهور قبل از رأی آنها انتخاب شده بدترین است. اگر کاندیدای جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون از قبل مشخص شود و مردم احساس کنند که فقط این افراد رأی می­آورند و بقیه هیچ­اند یک شر است. باید مردم احساس کنند انتخاب مال خودشان هست. علت آنکه آقای خاتمی رأی آورد اتفاق نظری بود که برای آقای ناطق به وجود آمده بود.
شما بین دو شر گرفتارید، از شر بدتر احتراز کنید. اینکه قداست جامعه روحانیت را بشکنید یک شر است و اینکه مردم احساس کنند رأیشان فایده ندارد نیز یک شر است. لیکن شر دوم بدتر است.
اگر مردم احساس کنند برایشان تصمیم بگیرند کم­ حضور پیدا می­کنند.
اگر یک طرف روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و هم ائمه جمعه یک طرف رفتند، طرف دیگر اصلاح­طلب­ها بروند. اگر یک طرف قدرت باشد طرف دیگر ضعف، پیروزی از قبل مشخص­تر است وقتی مردم نتیجه انتخابات را از قبل بدانند کمتر شرکت می­کنند.
چند ماه دیگر به رأی­گیری برای انتخابات ریاست جمهوری نمانده؛ برای حضور حداکثری چگونه باید زمینه­سازی کنیم؟
همین کاری که رهبری گفته­اند. ایشان تکیه کرده­اند اختلافات را کنار بگذارید. هر کس دلش نمی­خواهد مملکت به دست اجانب بیفتد بیاید در انتخابات شرکت کند.
مشروعیت را از رقیب سلب نکنید. شورای نگهبان به هر نتیجه رسید جزء اصول قانونی است.
یکی از اشکالات فوتبال ما داورشکنی است. با داور نباید بحث کرد. داور را ضعیف نکنید. چون هر گروهی که بازنده شده اشکال را به گردن داور می­گذارد.
ما باید به نهایت غرض آمریکا برسیم. آمریکا می­خواهد در عالم از روی قدرتش نان بخورد، مسایل اقتصادش را با قدرت امنیتی - سیاسی حل کند، باید را به ما نمی­تواند دیکته کند. مسأله، مسأله ناتوانی است. اگر هر بلایی سر انسان بیاید اما در توانایی خودش شک نکند از تمام این دردسرها عبور می­کند. لیکن اگر تمام امکانات را داشته باشد ولی در توانایی خودش شک کند بالاخره شکست می­خورد. محل نزاع بین ما و آمریکا این مسأله است.
ما در این مسأله که آمریکا با ما بازی می­کند شک نداریم. آمریکا حافظ منافع خودش است اگر در این مورد شک کنیم سیاسی نیستیم. اوباما می­خواهد بین اسراییل و عربستان صلح ایجاد کند در هر سه مطلب منافع اسراییل مد نظر است. اگر حصر غزه شکسته می­شود بدین معنی است که اوباما می­خواهد به اسراییل بگوید خودت را در جهان خبیث نشان نده.
اگر اسراییل تن به عذرخواهی به ترکیه ندهد هم به نوعی قدرت­نمایی است. شهرک­سازی هم رقابت حزبی است و هم عذرخواهی نکردن از ترکیه از خواسته­های حزبی و سیاسی است.
در شرایط فعلی برای کاهش فشارهای ناشی از تحریم چه کنیم؟
اگر قانون بانکداری بدون ربا را جا بیاندازیم مشکل حل است.
برای آنکه بانک بتواند هزینه­های خود را تأمین کند، از قبل سرمایه­های سپرده چگونه بدون بهره یا ربا بانک­ها می­توانند این کار را انجام دهند؛ یعنی بانکداری بدون ربا چگونه ممکن است در شرایطی که نرخ پول ملی مدام در کاهش است؟
بانک­ها اگر می­خواهند تجارت کنند باید ریسک کنند. ریسک کنند یعنی ضرر کنند؛ مثل هر تاجری بیایند داخل میدان.
   بانکداری بدون ربا زمانی میسر است که ارزش پول ملی ما ثابت باشد.
در شرایط فعلی چگونه امکان دارد؟
برای ثابت شدن ارزش پول ملی باید از چه راهی وارد شد؟
سکه و اسکناس را باید به هم وصل کنیم. سکه طلا مشخص است که باید با اسکناس موازنه شود.
عالم دارد به دنبال یک درصد و نود درصد می­رود. ما نباید این راه را ادامه دهیم. وابستگی ما به علوم تجربی غرب ما را تنبل می­کند، اما وابستگی به علوم انسانی غرب ما را اسیر می­کند. تنبلی با اسیری فرق می­کند. آنها ما را با علوم انسانی زنده دستگیر می­کنند. اما با عقب ماندن در علوم تجربی همیشه مصرف کننده محصولات آنها می­شویم.
  علم باید بومی شود تا از این دو مضیقه خارج شویم. در علوم تجربی ما باید تجربه کنیم و از خودمان تولید علم کنیم. در علوم انسانی باید از فرهنگ خودمان استفاده کنیم. فرهنگمان را بارور و دانشگاهی کنیم.
پهلوی­ها از قاجاریه هم بدتر کردند. هویت ما را نشانه رفتند. طبیب برجسته ما حق داشتن کلاس در دانشگاه را نداشت. دکتر صدری یک طبیب برجسته بود؛ اجازه اینکه در دانشگاه کرسی داشته باشد و طب سنتی خودش را وارد دانشگاه کند به او ندادند.
دانشمندان پزشکی ما را اجازه ورود به دانشگاه ندادند تا منقرض شدند. حال از رمّال و فالگیر سراغ می­گیریم تا جداسازی کنیم حرف­های درست را. هندوستان و چین مقاومت کردند. چین طب سوزنی را با تمامی تمسخرها حفظ کرد تا در دنیا به رسمیت شناخته شد.
هندوستان هم طب گیاهی­اش را حفظ کرد و الان کرسی دارند. ما در مقابل استهزاء تاب مقاومت نداریم. این عیب ماست. در مقابل دست انداختن، در مقابل تبلیغات سوء عقب­نشینی می­کنیم. یهود در دنیا، این اخلاق ما را ندارند. روز شنبه کار نمی­کنند. از شب شنبه چراغشان را هم توسط غیرخودی­هایشان روشن می­کنند. عار ندارند، اما ما عار داریم اگر به روحانی گفته شود این زمین مال این است یا آن است عقب­نشینی می­کند و می­گوید ایهاالناس من در عمرم یک درخت هم ننشاندم و وارد دنیا نشدم. من بیست سال در میان شما بودم یک وجب زمین احیا نکردم. من می­گویم شما اگر به این افتخار می­کنید که یک باغ یا زمین احیاء نکردید اشتباه می­کنید که خود را پیرو امام علی (ع) می­دانید. علی (ع) چاه­های فراوان زده و آب­های زیادی را به کار گرفته. زمین­های زیادی را به کار گرفته و انسان­های زیادی را و از کل درآمد آنها موقوفات زیادی را درست کرده. تو چه حقی داری بگویی پیرو امام علی (ع) هستم؟ شما باید از امام علی (ع) تبری کنید و بعد بگویید.
همین شماها درخت نکاشتید تا هوای تهران را کثیف کردید. شما بودید که ترسیدید تهمت زمین­خواری به شما زده شود؛ تهران را در جامعه عالم به لحاظ کثیفی هوا نمونه کردید.
  یهود باورش هست که شنبه نباید کار کند، کار نمی­کند. شما باورت است که علی (ع) حریص­ترین انسان­ها در تولید و احیای اراضی بوده اما دنبال راه علی (ع) را نمی­گیری. چرا؟ چون می­ترسی به تو نسبت بدهند که زمین­خواری. تو زمین احیاء کن به مردم واگذار کن. زندگی­ات را تحقیق کنند ببینند که یک وجب هم نداری. حرف­ها وقتی بی سند و بی مدرک هست مثل آب شکری است که روی کسی پاشیده شده، با یک در آب رفتن و بیرون آمدن از آن لباس پاک می­شود. اما اگر انسان برای بردن کار کرده باشد مانند گریس و روغن سیاه لکه­اش پاک نمی­شود.
علی (ع) برای دنیا کار نکرد. برای خدمت به مردم کار کرد. برای اینکه انسان­ها را به خودش وابسته کند و سلطه اقتصادی بر مردم داشته باشد کار نکرد. برای آنکه مردم را از فقر آزاد کند کار کرد. برای آنکه مردم را از بیکاری نجات دهد کار کرد.
زمین اساس کار اقتصادی است. اگر کسی عرضه داشته باشد، آب و زمینی هم داشته باشد، می­تواند خودش را اداره کند.
   و خدا به نحوی عالم را قرار داده که هر چه بیشتر درخت بکاری بیشتر باران بر آن ببارد. و هر جا درخت را قطع کنی باران قطع شود. زیرا باران هوشمند است. جایی می­بارد که درخت تعریق داشته باشد. تعریق ابر را به حد اشباع می­آورد، پس می­بارد.
در گیلان ابر هنوز به هم پیوسته نشده شروع به بارندگی می­کند، اما همین ابر در کویر یک هفته متراکم می­ماند ولی یک قطره نمی­بارد.
آن زمانی که ما نود میلیون هکتار جنگل داشتیم، باران یک هفته داشتیم و سیل هم نداشتیم. کتاب وقایع اتفاقیه در همین شیراز اعلام می­کند که یک هفته است شب و روز باران می­بارد. رودخانه­ای که پل علی­ابن حمزه نمودارش است، به سیل نمی­رسیده. زیرا چون درخت بوده و درخت آب را در زمین فرو می­برد.
آن زمان ما سه هزار هکتار مسکونی داشتیم بیشتر از 27 هزار هکتار باغ­های قصردشت داشتیم. امروز باغ­های ما به کمتر از سه هزار هکتار کاهش پیدا کرده و جنگل­های ما نیز به شدت کاهش پیدا کرده است.
آن روز گاو و گوسفندها اکسیژن مصرف می­کردند. اما امروز اتومبیل­ها و کارخانجات اکسیژن مصرف می­کنند. اگر آن روز درخت کاشتن مستحب بود امروز درختکاری اوجب واجبات است. تو افتخار می­کنی که من به عمرم یک درخت هم نکاشتم یا یک متر زمین هم احیاء نکردم.
شما به این وضعیت که ماشین محوری عمل می­کنی، نه سلامت محوری خیابان­ها جای تردد اتومبیل­هایتان نیست و کوچه­ها هم جای پارک دیگر ندارند. حرف ما این است؛ صحراها را به باغ تبدیل کنید تا باران­ها افزایش پیدا کنند و آنچه را تاکنون ننگ می­دانستید به آن افتخار کنید و آنچه را به آن افتخار می­کردید از آن عار داشته باشید. ما چوب عقب­نشینی در مقابل حرف بد، دشنام، غیبت، تهمت و افترا را می­خوریم.
اگر علی (ع) می­خواست در مقابل این مسایل عقب­نشینی کند، 70 سال بعد از مرگ او مردم او را لعن نمی­کردند. مردم آنچنان عادت کرده بودند به لعن علی (ع) که باور کرده بودند برای نذر یکی از راه­های واجب لعن بر علی (ع) است.
    وقتی عمرابن عبدالعزیز گفت: 70 سال کافی است. مردم گفتند امیر اجازه بده نذرهایمان را ادا کنیم بعد از این دیگر نذر نمی­کنیم.
شما اگر برای خوشنامی از خدمت به مردم در تبدیل زمین­های مرده به باغ کوتاه بیایید، این خوشنامی را فقط تا وقت مردن با خود دارید. شما را با علی (ع) محشور نمی­کنند. شما را با خوش­نامان محشور می­کنند. چه زیبا همام همدانی گفته:
در این زمانه کسانی به مردمی بیش­اند
که خیر عالمی از جان و دل بیاندیشند
مرا ارادت جمعی که در جهان امروز
به فکر خود کم و در فکر دیگران بیشند
به زاهدانم از آن نیست رغبتی کایشان
فراغت از همه دارند و در غم خویشند
اگر به ریش و سبیل است فقه و درویشی
به شرق اکثر مردم فقیه و درویشند
چرا فقط انسان باید خوش­نام باشد، خدمت کنید و دفاع از خودتان را به خدا واگذار کنید. ان ­الله یدافع علی الذین آمنوا
   در حماسه اقتصادی که رهبری امسال را به آن اختصاص داده دو چیز مهم است. قانون بانکداری بدون ربای رسمی و نه اسمی و انتقال مالکیت از دولت به مردم در آبها و اراضی.
   شما چرا زمین­ها را دولتی می­کنید تا مرتب مراتع آتش بگیرد. در مسیر قریه سعدی، داریون، یک طرف انگورزارهای مردم سعدی است که به فاصله 3 متر «حدوداً 9 مترمربع» یک نهال و هزار نهال در یک هکتار است. یک خانواده با یک هکتار اداره می­شود.
در طرف چپ به سمت داریون زمین­های پارک بموست که برای یک عده بز و آهو در حد چند صد تا یا هزار تا رها شده. اگر این زمین که 40 هزار هکتار است برای هزار دام و برای هر دام چهل هکتار واگذار شده چیزی که می­تواند 40 خانواده را اداره کند، من به خوانندگان این مطلب توصیه می­کنم که این آمار و ارقام را بدون تحقیق نپذیرند. که یک هکتار برای خانواده و 40 هکتار برای یک دام. تحقیق و بررسی کنند اگر در تحقیق به نتیجه رسیدند قبول کنند.
اگر ما کوه را به هم نریزیم، سازه­های آن را خراب نکنیم، اما در آن درخت بکاریم و بهره­برداری کنیم؛ این حفظ منابع طبیعی است. پوشش گیاهی زمین را از بین نبریم، درخت بکاریم و به این پوشش غناء ببخشیم. ملاک احیاء این باشد که در دامنه کوه روان آب نداشته باشیم. اگر روان آب بود تخریب است باید ملاک احیاء و تخریب وجود یا عدم وجود روان آب باشد. هر جا درخت را قطع کردیم سیل داشتیم و هر جا در سطح شیبدار گندم داشتیم، سیل داشتیم. این کارها تخریب است.
استهبان هم در صحرا و هم در کوه درخت کاشت، بهره­برداری کرد. کارش احیاء بود چون سیل هم نداشت.
اما نسبت به مسأله بانکداری بدون ربای رسمی. اول باید همانگونه که یهود به شنبه اهمیت می­دهد ما هم به قرض­الحسنه اهمیت بدهیم. همانگونه که یهود کار کردن در شنبه را ممنوع کرده، ما از کار کردن پول احتراز کنیم. پول متورم هر انسانی را مجبور می­کند که پولش را به صورت سپرده ثابت یا کوتاه­مدت یا درازمدت به بانک بسپارد تا جبران کاهش ارزش پول را داشته باشد.
پولی که تورم دارد ظرف سوراخ است. آب از ظرف سوراخ در واحد زمان کم می­کند. امروزه ظرف پول سالی 20 درصد از ارزشش می­کاهد. مردم ناچارند برای جبران این 20 درصد بیست درصد سود به دست آورند تا ضرر نکرده باشند. همه مشکلات برمی­گردد به اینکه پول متورم است. خلق پول آن هم نه به اندازه کالا بلکه به اندازه حقوق مشکلات ایجاد می­کند. ما نفتمان را به دلار می­فروشیم. با این دلار در بازار عالم کالا می­خریم کالاها را به مردم می­فروشیم و پول مردم را می­گیریم و با آن حقوق می­دهیم. سیر کار را تماشا کنید. یک فروش هست، 2- تحصیل دلار 3- تبدیل دلار به کالا «واردات» 4- تبدیل کالا به پول رایج داخل و بیرون کشیدن پول از دست مردم.
دولت وقتی حقوق کارمند را افزایش می­دهد و حقوق بازنشسته را افزایش می­دهد؛ چون تورم بالا رفته ناچار است نفت بیشتری بفروشد. دلار را به قیمت بالاتری به مردم بفروشد. یا دلار را به کالا تبدیل کند و میزان واردات خود را دو برابر کند تا بتواند به میزان دو برابر پول از مردم بگیرد و حقوق بپردازد. این روال کار مرتباً ما را به فروش نفت وابسته­تر می­کند و وقتی پول متورم بود، بهره وارد زندگی شده تأمین معاش از راه کار کردن پول قباحت خود را از دست می­دهد. پول وقتی از راه بهره خارج می­شود عیناً زیرآب استخری است که باز شده حالا شیر بالایی با فشار هم آب را وارد استخر کند استخر پر نخواهد شد.
شما چگونه می­توانید با گرفتن 20 درصد بهره از تولیدکننده کالای تولیدی او را به بازار عالم عرضه کنید. چین وام صفر بهره می­دهد. ژاپن با بهره
2 درصد کار می­کند، شما از مولد بهره 20 و 30 درصد
مطالبه می­کنید.