صفحه 4--26 فروردین 91
آیتالله حائری در مصاحبه با مدیر مسئول«عصر مردم»
اگر مردم نتیجه انتخابات را از قبل بدانند کمتر شرکت میکنند
اگر مردم نتیجه انتخابات را از قبل بدانند کمتر شرکت میکنند
مقدمه
تعطیلات نوروز فرصتی پیش آمد که با توجه به حضور آیتالله حائری نماینده مردم فارس در خبرگان رهبری در شیراز نظر ایشان را پیرامون مسایل گوناگون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جویا شویم. ماحصل این دیدار به مصاحبهای انجامید که از نظر خوانندگان میگذرد.
وضعیت کنونی عملکرد مسئولین در استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
بین استانداری و امام جمعه روابط بسیار بهتر از گذشته است.
عنایت طوری نیست که بخواهد جریانسازی کند. عموماً در حال ترمیم قلوب هستند و روابط حسنه است. که هر کسی سرش به کار خودش باشد و در جمعبندی نهایی مردم خیر ببینند.
وضعیت و شرایط مؤسسه فلاحت در فراغت را چگونه میبینید؟
فلاحت باید در دید وزارت کشاورزی و منابع طبیعی بهتر شود. یعنی زمین مالک داشته باشد نه مالک دولتی. مالک دولتی نه احساس مسئولیت میتواند بکند، نه زمینهسازی و امکانات بهرهبرداری بهتر دارد و نه با سیستم نظامی میشود اموال دولتی را محافظت کرد. باید الگوی استهبان کشوری شود. در استهبان هر نقطه از کوه که امکان داشته خاک بیاورند و نهال بکارند انجیر و بادام کاشتهاند؛ کوه را خرد و خمیر نکردهاند، متلاشی نکردهاند، از حالت کوه خارج نکردهاند اما درختان کوهی را تربیت کردهاند. بادام تلخ را پیوند زدهاند به بادام شیرین، نتیجتاً کوه درآمدزا شده. بارانزایی خودش را هم کوه دارد. آبخیزداری هم دارد، درختان به آبخیزداری کمک میکنند و جلو سیل را میگیرند.
صحرا را هم خوب فهمیدهاند چه کنند. درختان انجیر را آنچنان قشنگ هرس میکنند مثل دسته گل. صحراهایی که اگر انجیر را در آن نکاشته بودند مثل همه جای استان فارس بود. در همین اطراف شیراز استعداد انجیر خشک فراوان داشت اما از این استعداد استفاده نشد و زمین بلااستفاده ماند. نتیجه کار این شد که جنگل وسیع انجیر به وسیله مردم به وجود آمد بدون هیچ نگهبان دولتی یک شاخهاش هم قطع نشد. چرا؟ چون مالک داشت.
در نورآباد اینگونه نیست! هر جا که دولت تصمیم گرفته به صورت نظامی جنگل را حفظ کند موارد دیده شده. وسط جنگلی که دولت حضور ندارد، آتشسوزی میشود یا آتشسوزی میکنند. چرا اینگونه میشود؟ چون مثل استهبان مدیریت نشده. استهبان کوه را به عنوان منابع طبیعی مدیریت کرد، صحرا را به عنوان منابع طبیعی مدیریت کرد، آب را هم مدیریت کرد. در جاهای دیگر غیر استهبان چشمهها و قناتها بعد از برداشت گندم جزئی سیفیکاری میکنند و بقیه آب هرز میرود. وقتی هم که وارد پاییز میشویم و دیگر آبیاری نیست باز هم آبها به خلگاه میرود. در استهبان آب را بین زعفران و گندم به نوبت مصرف میکنند، تا گندم است زعفران نیاز به آب ندارد. وقتی گندم از آب افتاد آبیاری زعفران شروع میشود. اخیراً هم که زیتون وارد کشاورزی شده. ایج و استهبان بهترین نوع زیتون را پرورش میدهند. نتیجه اینکه آب و هوا و خاک و کوه استهبان نیست که این همه انجیر و زعفران و بادام و زیتون برداشت میکند. استهبانی است و مردم ما اگر اجازه بگیرند مثل استهبانیها میشوند. کشاورزی دیدش را از دولتی کردن زمین، آب و منابع بردارد و حفظ این سه تا را با مردمی کردن آنها انجام دهد. مثل استهبان، نه اینکه به ملاکان بزرگ بسپارد و هر کس برسد مالک شود. به نام خودش وقف کند یا نیت کند و ثبت بشود وسیله تملک.
با توجه به اینکه در شرایط فعلی احساس میشود که برخی جریانها به دنبال سازوکاری خاص برای زمینهسازی فضا در انتخابات ریاست جمهوری هستند میخواستیم نظر شما را در این مورد بدانیم.
اگر مردم احساس کنند که رئیس جمهور قبل از رأی آنها انتخاب شده بدترین است. اگر کاندیدای جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون از قبل مشخص شود و مردم احساس کنند که فقط این افراد رأی میآورند و بقیه هیچاند یک شر است. باید مردم احساس کنند انتخاب مال خودشان هست. علت آنکه آقای خاتمی رأی آورد اتفاق نظری بود که برای آقای ناطق به وجود آمده بود.
شما بین دو شر گرفتارید، از شر بدتر احتراز کنید. اینکه قداست جامعه روحانیت را بشکنید یک شر است و اینکه مردم احساس کنند رأیشان فایده ندارد نیز یک شر است. لیکن شر دوم بدتر است.
اگر مردم احساس کنند برایشان تصمیم بگیرند کم حضور پیدا میکنند.
اگر یک طرف روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و هم ائمه جمعه یک طرف رفتند، طرف دیگر اصلاحطلبها بروند. اگر یک طرف قدرت باشد طرف دیگر ضعف، پیروزی از قبل مشخصتر است وقتی مردم نتیجه انتخابات را از قبل بدانند کمتر شرکت میکنند.
چند ماه دیگر به رأیگیری برای انتخابات ریاست جمهوری نمانده؛ برای حضور حداکثری چگونه باید زمینهسازی کنیم؟
همین کاری که رهبری گفتهاند. ایشان تکیه کردهاند اختلافات را کنار بگذارید. هر کس دلش نمیخواهد مملکت به دست اجانب بیفتد بیاید در انتخابات شرکت کند.
مشروعیت را از رقیب سلب نکنید. شورای نگهبان به هر نتیجه رسید جزء اصول قانونی است.
یکی از اشکالات فوتبال ما داورشکنی است. با داور نباید بحث کرد. داور را ضعیف نکنید. چون هر گروهی که بازنده شده اشکال را به گردن داور میگذارد.
ما باید به نهایت غرض آمریکا برسیم. آمریکا میخواهد در عالم از روی قدرتش نان بخورد، مسایل اقتصادش را با قدرت امنیتی - سیاسی حل کند، باید را به ما نمیتواند دیکته کند. مسأله، مسأله ناتوانی است. اگر هر بلایی سر انسان بیاید اما در توانایی خودش شک نکند از تمام این دردسرها عبور میکند. لیکن اگر تمام امکانات را داشته باشد ولی در توانایی خودش شک کند بالاخره شکست میخورد. محل نزاع بین ما و آمریکا این مسأله است.
ما در این مسأله که آمریکا با ما بازی میکند شک نداریم. آمریکا حافظ منافع خودش است اگر در این مورد شک کنیم سیاسی نیستیم. اوباما میخواهد بین اسراییل و عربستان صلح ایجاد کند در هر سه مطلب منافع اسراییل مد نظر است. اگر حصر غزه شکسته میشود بدین معنی است که اوباما میخواهد به اسراییل بگوید خودت را در جهان خبیث نشان نده.
اگر اسراییل تن به عذرخواهی به ترکیه ندهد هم به نوعی قدرتنمایی است. شهرکسازی هم رقابت حزبی است و هم عذرخواهی نکردن از ترکیه از خواستههای حزبی و سیاسی است.
در شرایط فعلی برای کاهش فشارهای ناشی از تحریم چه کنیم؟
اگر قانون بانکداری بدون ربا را جا بیاندازیم مشکل حل است.
برای آنکه بانک بتواند هزینههای خود را تأمین کند، از قبل سرمایههای سپرده چگونه بدون بهره یا ربا بانکها میتوانند این کار را انجام دهند؛ یعنی بانکداری بدون ربا چگونه ممکن است در شرایطی که نرخ پول ملی مدام در کاهش است؟
بانکها اگر میخواهند تجارت کنند باید ریسک کنند. ریسک کنند یعنی ضرر کنند؛ مثل هر تاجری بیایند داخل میدان.
بانکداری بدون ربا زمانی میسر است که ارزش پول ملی ما ثابت باشد.
در شرایط فعلی چگونه امکان دارد؟
برای ثابت شدن ارزش پول ملی باید از چه راهی وارد شد؟
سکه و اسکناس را باید به هم وصل کنیم. سکه طلا مشخص است که باید با اسکناس موازنه شود.
عالم دارد به دنبال یک درصد و نود درصد میرود. ما نباید این راه را ادامه دهیم. وابستگی ما به علوم تجربی غرب ما را تنبل میکند، اما وابستگی به علوم انسانی غرب ما را اسیر میکند. تنبلی با اسیری فرق میکند. آنها ما را با علوم انسانی زنده دستگیر میکنند. اما با عقب ماندن در علوم تجربی همیشه مصرف کننده محصولات آنها میشویم.
علم باید بومی شود تا از این دو مضیقه خارج شویم. در علوم تجربی ما باید تجربه کنیم و از خودمان تولید علم کنیم. در علوم انسانی باید از فرهنگ خودمان استفاده کنیم. فرهنگمان را بارور و دانشگاهی کنیم.
پهلویها از قاجاریه هم بدتر کردند. هویت ما را نشانه رفتند. طبیب برجسته ما حق داشتن کلاس در دانشگاه را نداشت. دکتر صدری یک طبیب برجسته بود؛ اجازه اینکه در دانشگاه کرسی داشته باشد و طب سنتی خودش را وارد دانشگاه کند به او ندادند.
دانشمندان پزشکی ما را اجازه ورود به دانشگاه ندادند تا منقرض شدند. حال از رمّال و فالگیر سراغ میگیریم تا جداسازی کنیم حرفهای درست را. هندوستان و چین مقاومت کردند. چین طب سوزنی را با تمامی تمسخرها حفظ کرد تا در دنیا به رسمیت شناخته شد.
هندوستان هم طب گیاهیاش را حفظ کرد و الان کرسی دارند. ما در مقابل استهزاء تاب مقاومت نداریم. این عیب ماست. در مقابل دست انداختن، در مقابل تبلیغات سوء عقبنشینی میکنیم. یهود در دنیا، این اخلاق ما را ندارند. روز شنبه کار نمیکنند. از شب شنبه چراغشان را هم توسط غیرخودیهایشان روشن میکنند. عار ندارند، اما ما عار داریم اگر به روحانی گفته شود این زمین مال این است یا آن است عقبنشینی میکند و میگوید ایهاالناس من در عمرم یک درخت هم ننشاندم و وارد دنیا نشدم. من بیست سال در میان شما بودم یک وجب زمین احیا نکردم. من میگویم شما اگر به این افتخار میکنید که یک باغ یا زمین احیاء نکردید اشتباه میکنید که خود را پیرو امام علی (ع) میدانید. علی (ع) چاههای فراوان زده و آبهای زیادی را به کار گرفته. زمینهای زیادی را به کار گرفته و انسانهای زیادی را و از کل درآمد آنها موقوفات زیادی را درست کرده. تو چه حقی داری بگویی پیرو امام علی (ع) هستم؟ شما باید از امام علی (ع) تبری کنید و بعد بگویید.
همین شماها درخت نکاشتید تا هوای تهران را کثیف کردید. شما بودید که ترسیدید تهمت زمینخواری به شما زده شود؛ تهران را در جامعه عالم به لحاظ کثیفی هوا نمونه کردید.
یهود باورش هست که شنبه نباید کار کند، کار نمیکند. شما باورت است که علی (ع) حریصترین انسانها در تولید و احیای اراضی بوده اما دنبال راه علی (ع) را نمیگیری. چرا؟ چون میترسی به تو نسبت بدهند که زمینخواری. تو زمین احیاء کن به مردم واگذار کن. زندگیات را تحقیق کنند ببینند که یک وجب هم نداری. حرفها وقتی بی سند و بی مدرک هست مثل آب شکری است که روی کسی پاشیده شده، با یک در آب رفتن و بیرون آمدن از آن لباس پاک میشود. اما اگر انسان برای بردن کار کرده باشد مانند گریس و روغن سیاه لکهاش پاک نمیشود.
علی (ع) برای دنیا کار نکرد. برای خدمت به مردم کار کرد. برای اینکه انسانها را به خودش وابسته کند و سلطه اقتصادی بر مردم داشته باشد کار نکرد. برای آنکه مردم را از فقر آزاد کند کار کرد. برای آنکه مردم را از بیکاری نجات دهد کار کرد.
زمین اساس کار اقتصادی است. اگر کسی عرضه داشته باشد، آب و زمینی هم داشته باشد، میتواند خودش را اداره کند.
و خدا به نحوی عالم را قرار داده که هر چه بیشتر درخت بکاری بیشتر باران بر آن ببارد. و هر جا درخت را قطع کنی باران قطع شود. زیرا باران هوشمند است. جایی میبارد که درخت تعریق داشته باشد. تعریق ابر را به حد اشباع میآورد، پس میبارد.
در گیلان ابر هنوز به هم پیوسته نشده شروع به بارندگی میکند، اما همین ابر در کویر یک هفته متراکم میماند ولی یک قطره نمیبارد.
آن زمانی که ما نود میلیون هکتار جنگل داشتیم، باران یک هفته داشتیم و سیل هم نداشتیم. کتاب وقایع اتفاقیه در همین شیراز اعلام میکند که یک هفته است شب و روز باران میبارد. رودخانهای که پل علیابن حمزه نمودارش است، به سیل نمیرسیده. زیرا چون درخت بوده و درخت آب را در زمین فرو میبرد.
آن زمان ما سه هزار هکتار مسکونی داشتیم بیشتر از 27 هزار هکتار باغهای قصردشت داشتیم. امروز باغهای ما به کمتر از سه هزار هکتار کاهش پیدا کرده و جنگلهای ما نیز به شدت کاهش پیدا کرده است.
آن روز گاو و گوسفندها اکسیژن مصرف میکردند. اما امروز اتومبیلها و کارخانجات اکسیژن مصرف میکنند. اگر آن روز درخت کاشتن مستحب بود امروز درختکاری اوجب واجبات است. تو افتخار میکنی که من به عمرم یک درخت هم نکاشتم یا یک متر زمین هم احیاء نکردم.
شما به این وضعیت که ماشین محوری عمل میکنی، نه سلامت محوری خیابانها جای تردد اتومبیلهایتان نیست و کوچهها هم جای پارک دیگر ندارند. حرف ما این است؛ صحراها را به باغ تبدیل کنید تا بارانها افزایش پیدا کنند و آنچه را تاکنون ننگ میدانستید به آن افتخار کنید و آنچه را به آن افتخار میکردید از آن عار داشته باشید. ما چوب عقبنشینی در مقابل حرف بد، دشنام، غیبت، تهمت و افترا را میخوریم.
اگر علی (ع) میخواست در مقابل این مسایل عقبنشینی کند، 70 سال بعد از مرگ او مردم او را لعن نمیکردند. مردم آنچنان عادت کرده بودند به لعن علی (ع) که باور کرده بودند برای نذر یکی از راههای واجب لعن بر علی (ع) است.
وقتی عمرابن عبدالعزیز گفت: 70 سال کافی است. مردم گفتند امیر اجازه بده نذرهایمان را ادا کنیم بعد از این دیگر نذر نمیکنیم.
شما اگر برای خوشنامی از خدمت به مردم در تبدیل زمینهای مرده به باغ کوتاه بیایید، این خوشنامی را فقط تا وقت مردن با خود دارید. شما را با علی (ع) محشور نمیکنند. شما را با خوشنامان محشور میکنند. چه زیبا همام همدانی گفته:
در این زمانه کسانی به مردمی بیشاند
که خیر عالمی از جان و دل بیاندیشند
مرا ارادت جمعی که در جهان امروز
به فکر خود کم و در فکر دیگران بیشند
به زاهدانم از آن نیست رغبتی کایشان
فراغت از همه دارند و در غم خویشند
اگر به ریش و سبیل است فقه و درویشی
به شرق اکثر مردم فقیه و درویشند
چرا فقط انسان باید خوشنام باشد، خدمت کنید و دفاع از خودتان را به خدا واگذار کنید. ان الله یدافع علی الذین آمنوا
در حماسه اقتصادی که رهبری امسال را به آن اختصاص داده دو چیز مهم است. قانون بانکداری بدون ربای رسمی و نه اسمی و انتقال مالکیت از دولت به مردم در آبها و اراضی.
شما چرا زمینها را دولتی میکنید تا مرتب مراتع آتش بگیرد. در مسیر قریه سعدی، داریون، یک طرف انگورزارهای مردم سعدی است که به فاصله 3 متر «حدوداً 9 مترمربع» یک نهال و هزار نهال در یک هکتار است. یک خانواده با یک هکتار اداره میشود.
در طرف چپ به سمت داریون زمینهای پارک بموست که برای یک عده بز و آهو در حد چند صد تا یا هزار تا رها شده. اگر این زمین که 40 هزار هکتار است برای هزار دام و برای هر دام چهل هکتار واگذار شده چیزی که میتواند 40 خانواده را اداره کند، من به خوانندگان این مطلب توصیه میکنم که این آمار و ارقام را بدون تحقیق نپذیرند. که یک هکتار برای خانواده و 40 هکتار برای یک دام. تحقیق و بررسی کنند اگر در تحقیق به نتیجه رسیدند قبول کنند.
اگر ما کوه را به هم نریزیم، سازههای آن را خراب نکنیم، اما در آن درخت بکاریم و بهرهبرداری کنیم؛ این حفظ منابع طبیعی است. پوشش گیاهی زمین را از بین نبریم، درخت بکاریم و به این پوشش غناء ببخشیم. ملاک احیاء این باشد که در دامنه کوه روان آب نداشته باشیم. اگر روان آب بود تخریب است باید ملاک احیاء و تخریب وجود یا عدم وجود روان آب باشد. هر جا درخت را قطع کردیم سیل داشتیم و هر جا در سطح شیبدار گندم داشتیم، سیل داشتیم. این کارها تخریب است.
استهبان هم در صحرا و هم در کوه درخت کاشت، بهرهبرداری کرد. کارش احیاء بود چون سیل هم نداشت.
اما نسبت به مسأله بانکداری بدون ربای رسمی. اول باید همانگونه که یهود به شنبه اهمیت میدهد ما هم به قرضالحسنه اهمیت بدهیم. همانگونه که یهود کار کردن در شنبه را ممنوع کرده، ما از کار کردن پول احتراز کنیم. پول متورم هر انسانی را مجبور میکند که پولش را به صورت سپرده ثابت یا کوتاهمدت یا درازمدت به بانک بسپارد تا جبران کاهش ارزش پول را داشته باشد.
پولی که تورم دارد ظرف سوراخ است. آب از ظرف سوراخ در واحد زمان کم میکند. امروزه ظرف پول سالی 20 درصد از ارزشش میکاهد. مردم ناچارند برای جبران این 20 درصد بیست درصد سود به دست آورند تا ضرر نکرده باشند. همه مشکلات برمیگردد به اینکه پول متورم است. خلق پول آن هم نه به اندازه کالا بلکه به اندازه حقوق مشکلات ایجاد میکند. ما نفتمان را به دلار میفروشیم. با این دلار در بازار عالم کالا میخریم کالاها را به مردم میفروشیم و پول مردم را میگیریم و با آن حقوق میدهیم. سیر کار را تماشا کنید. یک فروش هست، 2- تحصیل دلار 3- تبدیل دلار به کالا «واردات» 4- تبدیل کالا به پول رایج داخل و بیرون کشیدن پول از دست مردم.
دولت وقتی حقوق کارمند را افزایش میدهد و حقوق بازنشسته را افزایش میدهد؛ چون تورم بالا رفته ناچار است نفت بیشتری بفروشد. دلار را به قیمت بالاتری به مردم بفروشد. یا دلار را به کالا تبدیل کند و میزان واردات خود را دو برابر کند تا بتواند به میزان دو برابر پول از مردم بگیرد و حقوق بپردازد. این روال کار مرتباً ما را به فروش نفت وابستهتر میکند و وقتی پول متورم بود، بهره وارد زندگی شده تأمین معاش از راه کار کردن پول قباحت خود را از دست میدهد. پول وقتی از راه بهره خارج میشود عیناً زیرآب استخری است که باز شده حالا شیر بالایی با فشار هم آب را وارد استخر کند استخر پر نخواهد شد.
شما چگونه میتوانید با گرفتن 20 درصد بهره از تولیدکننده کالای تولیدی او را به بازار عالم عرضه کنید. چین وام صفر بهره میدهد. ژاپن با بهره
2 درصد کار میکند، شما از مولد بهره 20 و 30 درصد
مطالبه میکنید.
وضعیت کنونی عملکرد مسئولین در استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
بین استانداری و امام جمعه روابط بسیار بهتر از گذشته است.
عنایت طوری نیست که بخواهد جریانسازی کند. عموماً در حال ترمیم قلوب هستند و روابط حسنه است. که هر کسی سرش به کار خودش باشد و در جمعبندی نهایی مردم خیر ببینند.
وضعیت و شرایط مؤسسه فلاحت در فراغت را چگونه میبینید؟
فلاحت باید در دید وزارت کشاورزی و منابع طبیعی بهتر شود. یعنی زمین مالک داشته باشد نه مالک دولتی. مالک دولتی نه احساس مسئولیت میتواند بکند، نه زمینهسازی و امکانات بهرهبرداری بهتر دارد و نه با سیستم نظامی میشود اموال دولتی را محافظت کرد. باید الگوی استهبان کشوری شود. در استهبان هر نقطه از کوه که امکان داشته خاک بیاورند و نهال بکارند انجیر و بادام کاشتهاند؛ کوه را خرد و خمیر نکردهاند، متلاشی نکردهاند، از حالت کوه خارج نکردهاند اما درختان کوهی را تربیت کردهاند. بادام تلخ را پیوند زدهاند به بادام شیرین، نتیجتاً کوه درآمدزا شده. بارانزایی خودش را هم کوه دارد. آبخیزداری هم دارد، درختان به آبخیزداری کمک میکنند و جلو سیل را میگیرند.
صحرا را هم خوب فهمیدهاند چه کنند. درختان انجیر را آنچنان قشنگ هرس میکنند مثل دسته گل. صحراهایی که اگر انجیر را در آن نکاشته بودند مثل همه جای استان فارس بود. در همین اطراف شیراز استعداد انجیر خشک فراوان داشت اما از این استعداد استفاده نشد و زمین بلااستفاده ماند. نتیجه کار این شد که جنگل وسیع انجیر به وسیله مردم به وجود آمد بدون هیچ نگهبان دولتی یک شاخهاش هم قطع نشد. چرا؟ چون مالک داشت.
در نورآباد اینگونه نیست! هر جا که دولت تصمیم گرفته به صورت نظامی جنگل را حفظ کند موارد دیده شده. وسط جنگلی که دولت حضور ندارد، آتشسوزی میشود یا آتشسوزی میکنند. چرا اینگونه میشود؟ چون مثل استهبان مدیریت نشده. استهبان کوه را به عنوان منابع طبیعی مدیریت کرد، صحرا را به عنوان منابع طبیعی مدیریت کرد، آب را هم مدیریت کرد. در جاهای دیگر غیر استهبان چشمهها و قناتها بعد از برداشت گندم جزئی سیفیکاری میکنند و بقیه آب هرز میرود. وقتی هم که وارد پاییز میشویم و دیگر آبیاری نیست باز هم آبها به خلگاه میرود. در استهبان آب را بین زعفران و گندم به نوبت مصرف میکنند، تا گندم است زعفران نیاز به آب ندارد. وقتی گندم از آب افتاد آبیاری زعفران شروع میشود. اخیراً هم که زیتون وارد کشاورزی شده. ایج و استهبان بهترین نوع زیتون را پرورش میدهند. نتیجه اینکه آب و هوا و خاک و کوه استهبان نیست که این همه انجیر و زعفران و بادام و زیتون برداشت میکند. استهبانی است و مردم ما اگر اجازه بگیرند مثل استهبانیها میشوند. کشاورزی دیدش را از دولتی کردن زمین، آب و منابع بردارد و حفظ این سه تا را با مردمی کردن آنها انجام دهد. مثل استهبان، نه اینکه به ملاکان بزرگ بسپارد و هر کس برسد مالک شود. به نام خودش وقف کند یا نیت کند و ثبت بشود وسیله تملک.
با توجه به اینکه در شرایط فعلی احساس میشود که برخی جریانها به دنبال سازوکاری خاص برای زمینهسازی فضا در انتخابات ریاست جمهوری هستند میخواستیم نظر شما را در این مورد بدانیم.
اگر مردم احساس کنند که رئیس جمهور قبل از رأی آنها انتخاب شده بدترین است. اگر کاندیدای جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون از قبل مشخص شود و مردم احساس کنند که فقط این افراد رأی میآورند و بقیه هیچاند یک شر است. باید مردم احساس کنند انتخاب مال خودشان هست. علت آنکه آقای خاتمی رأی آورد اتفاق نظری بود که برای آقای ناطق به وجود آمده بود.
شما بین دو شر گرفتارید، از شر بدتر احتراز کنید. اینکه قداست جامعه روحانیت را بشکنید یک شر است و اینکه مردم احساس کنند رأیشان فایده ندارد نیز یک شر است. لیکن شر دوم بدتر است.
اگر مردم احساس کنند برایشان تصمیم بگیرند کم حضور پیدا میکنند.
اگر یک طرف روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و هم ائمه جمعه یک طرف رفتند، طرف دیگر اصلاحطلبها بروند. اگر یک طرف قدرت باشد طرف دیگر ضعف، پیروزی از قبل مشخصتر است وقتی مردم نتیجه انتخابات را از قبل بدانند کمتر شرکت میکنند.
چند ماه دیگر به رأیگیری برای انتخابات ریاست جمهوری نمانده؛ برای حضور حداکثری چگونه باید زمینهسازی کنیم؟
همین کاری که رهبری گفتهاند. ایشان تکیه کردهاند اختلافات را کنار بگذارید. هر کس دلش نمیخواهد مملکت به دست اجانب بیفتد بیاید در انتخابات شرکت کند.
مشروعیت را از رقیب سلب نکنید. شورای نگهبان به هر نتیجه رسید جزء اصول قانونی است.
یکی از اشکالات فوتبال ما داورشکنی است. با داور نباید بحث کرد. داور را ضعیف نکنید. چون هر گروهی که بازنده شده اشکال را به گردن داور میگذارد.
ما باید به نهایت غرض آمریکا برسیم. آمریکا میخواهد در عالم از روی قدرتش نان بخورد، مسایل اقتصادش را با قدرت امنیتی - سیاسی حل کند، باید را به ما نمیتواند دیکته کند. مسأله، مسأله ناتوانی است. اگر هر بلایی سر انسان بیاید اما در توانایی خودش شک نکند از تمام این دردسرها عبور میکند. لیکن اگر تمام امکانات را داشته باشد ولی در توانایی خودش شک کند بالاخره شکست میخورد. محل نزاع بین ما و آمریکا این مسأله است.
ما در این مسأله که آمریکا با ما بازی میکند شک نداریم. آمریکا حافظ منافع خودش است اگر در این مورد شک کنیم سیاسی نیستیم. اوباما میخواهد بین اسراییل و عربستان صلح ایجاد کند در هر سه مطلب منافع اسراییل مد نظر است. اگر حصر غزه شکسته میشود بدین معنی است که اوباما میخواهد به اسراییل بگوید خودت را در جهان خبیث نشان نده.
اگر اسراییل تن به عذرخواهی به ترکیه ندهد هم به نوعی قدرتنمایی است. شهرکسازی هم رقابت حزبی است و هم عذرخواهی نکردن از ترکیه از خواستههای حزبی و سیاسی است.
در شرایط فعلی برای کاهش فشارهای ناشی از تحریم چه کنیم؟
اگر قانون بانکداری بدون ربا را جا بیاندازیم مشکل حل است.
برای آنکه بانک بتواند هزینههای خود را تأمین کند، از قبل سرمایههای سپرده چگونه بدون بهره یا ربا بانکها میتوانند این کار را انجام دهند؛ یعنی بانکداری بدون ربا چگونه ممکن است در شرایطی که نرخ پول ملی مدام در کاهش است؟
بانکها اگر میخواهند تجارت کنند باید ریسک کنند. ریسک کنند یعنی ضرر کنند؛ مثل هر تاجری بیایند داخل میدان.
بانکداری بدون ربا زمانی میسر است که ارزش پول ملی ما ثابت باشد.
در شرایط فعلی چگونه امکان دارد؟
برای ثابت شدن ارزش پول ملی باید از چه راهی وارد شد؟
سکه و اسکناس را باید به هم وصل کنیم. سکه طلا مشخص است که باید با اسکناس موازنه شود.
عالم دارد به دنبال یک درصد و نود درصد میرود. ما نباید این راه را ادامه دهیم. وابستگی ما به علوم تجربی غرب ما را تنبل میکند، اما وابستگی به علوم انسانی غرب ما را اسیر میکند. تنبلی با اسیری فرق میکند. آنها ما را با علوم انسانی زنده دستگیر میکنند. اما با عقب ماندن در علوم تجربی همیشه مصرف کننده محصولات آنها میشویم.
علم باید بومی شود تا از این دو مضیقه خارج شویم. در علوم تجربی ما باید تجربه کنیم و از خودمان تولید علم کنیم. در علوم انسانی باید از فرهنگ خودمان استفاده کنیم. فرهنگمان را بارور و دانشگاهی کنیم.
پهلویها از قاجاریه هم بدتر کردند. هویت ما را نشانه رفتند. طبیب برجسته ما حق داشتن کلاس در دانشگاه را نداشت. دکتر صدری یک طبیب برجسته بود؛ اجازه اینکه در دانشگاه کرسی داشته باشد و طب سنتی خودش را وارد دانشگاه کند به او ندادند.
دانشمندان پزشکی ما را اجازه ورود به دانشگاه ندادند تا منقرض شدند. حال از رمّال و فالگیر سراغ میگیریم تا جداسازی کنیم حرفهای درست را. هندوستان و چین مقاومت کردند. چین طب سوزنی را با تمامی تمسخرها حفظ کرد تا در دنیا به رسمیت شناخته شد.
هندوستان هم طب گیاهیاش را حفظ کرد و الان کرسی دارند. ما در مقابل استهزاء تاب مقاومت نداریم. این عیب ماست. در مقابل دست انداختن، در مقابل تبلیغات سوء عقبنشینی میکنیم. یهود در دنیا، این اخلاق ما را ندارند. روز شنبه کار نمیکنند. از شب شنبه چراغشان را هم توسط غیرخودیهایشان روشن میکنند. عار ندارند، اما ما عار داریم اگر به روحانی گفته شود این زمین مال این است یا آن است عقبنشینی میکند و میگوید ایهاالناس من در عمرم یک درخت هم ننشاندم و وارد دنیا نشدم. من بیست سال در میان شما بودم یک وجب زمین احیا نکردم. من میگویم شما اگر به این افتخار میکنید که یک باغ یا زمین احیاء نکردید اشتباه میکنید که خود را پیرو امام علی (ع) میدانید. علی (ع) چاههای فراوان زده و آبهای زیادی را به کار گرفته. زمینهای زیادی را به کار گرفته و انسانهای زیادی را و از کل درآمد آنها موقوفات زیادی را درست کرده. تو چه حقی داری بگویی پیرو امام علی (ع) هستم؟ شما باید از امام علی (ع) تبری کنید و بعد بگویید.
همین شماها درخت نکاشتید تا هوای تهران را کثیف کردید. شما بودید که ترسیدید تهمت زمینخواری به شما زده شود؛ تهران را در جامعه عالم به لحاظ کثیفی هوا نمونه کردید.
یهود باورش هست که شنبه نباید کار کند، کار نمیکند. شما باورت است که علی (ع) حریصترین انسانها در تولید و احیای اراضی بوده اما دنبال راه علی (ع) را نمیگیری. چرا؟ چون میترسی به تو نسبت بدهند که زمینخواری. تو زمین احیاء کن به مردم واگذار کن. زندگیات را تحقیق کنند ببینند که یک وجب هم نداری. حرفها وقتی بی سند و بی مدرک هست مثل آب شکری است که روی کسی پاشیده شده، با یک در آب رفتن و بیرون آمدن از آن لباس پاک میشود. اما اگر انسان برای بردن کار کرده باشد مانند گریس و روغن سیاه لکهاش پاک نمیشود.
علی (ع) برای دنیا کار نکرد. برای خدمت به مردم کار کرد. برای اینکه انسانها را به خودش وابسته کند و سلطه اقتصادی بر مردم داشته باشد کار نکرد. برای آنکه مردم را از فقر آزاد کند کار کرد. برای آنکه مردم را از بیکاری نجات دهد کار کرد.
زمین اساس کار اقتصادی است. اگر کسی عرضه داشته باشد، آب و زمینی هم داشته باشد، میتواند خودش را اداره کند.
و خدا به نحوی عالم را قرار داده که هر چه بیشتر درخت بکاری بیشتر باران بر آن ببارد. و هر جا درخت را قطع کنی باران قطع شود. زیرا باران هوشمند است. جایی میبارد که درخت تعریق داشته باشد. تعریق ابر را به حد اشباع میآورد، پس میبارد.
در گیلان ابر هنوز به هم پیوسته نشده شروع به بارندگی میکند، اما همین ابر در کویر یک هفته متراکم میماند ولی یک قطره نمیبارد.
آن زمانی که ما نود میلیون هکتار جنگل داشتیم، باران یک هفته داشتیم و سیل هم نداشتیم. کتاب وقایع اتفاقیه در همین شیراز اعلام میکند که یک هفته است شب و روز باران میبارد. رودخانهای که پل علیابن حمزه نمودارش است، به سیل نمیرسیده. زیرا چون درخت بوده و درخت آب را در زمین فرو میبرد.
آن زمان ما سه هزار هکتار مسکونی داشتیم بیشتر از 27 هزار هکتار باغهای قصردشت داشتیم. امروز باغهای ما به کمتر از سه هزار هکتار کاهش پیدا کرده و جنگلهای ما نیز به شدت کاهش پیدا کرده است.
آن روز گاو و گوسفندها اکسیژن مصرف میکردند. اما امروز اتومبیلها و کارخانجات اکسیژن مصرف میکنند. اگر آن روز درخت کاشتن مستحب بود امروز درختکاری اوجب واجبات است. تو افتخار میکنی که من به عمرم یک درخت هم نکاشتم یا یک متر زمین هم احیاء نکردم.
شما به این وضعیت که ماشین محوری عمل میکنی، نه سلامت محوری خیابانها جای تردد اتومبیلهایتان نیست و کوچهها هم جای پارک دیگر ندارند. حرف ما این است؛ صحراها را به باغ تبدیل کنید تا بارانها افزایش پیدا کنند و آنچه را تاکنون ننگ میدانستید به آن افتخار کنید و آنچه را به آن افتخار میکردید از آن عار داشته باشید. ما چوب عقبنشینی در مقابل حرف بد، دشنام، غیبت، تهمت و افترا را میخوریم.
اگر علی (ع) میخواست در مقابل این مسایل عقبنشینی کند، 70 سال بعد از مرگ او مردم او را لعن نمیکردند. مردم آنچنان عادت کرده بودند به لعن علی (ع) که باور کرده بودند برای نذر یکی از راههای واجب لعن بر علی (ع) است.
وقتی عمرابن عبدالعزیز گفت: 70 سال کافی است. مردم گفتند امیر اجازه بده نذرهایمان را ادا کنیم بعد از این دیگر نذر نمیکنیم.
شما اگر برای خوشنامی از خدمت به مردم در تبدیل زمینهای مرده به باغ کوتاه بیایید، این خوشنامی را فقط تا وقت مردن با خود دارید. شما را با علی (ع) محشور نمیکنند. شما را با خوشنامان محشور میکنند. چه زیبا همام همدانی گفته:
در این زمانه کسانی به مردمی بیشاند
که خیر عالمی از جان و دل بیاندیشند
مرا ارادت جمعی که در جهان امروز
به فکر خود کم و در فکر دیگران بیشند
به زاهدانم از آن نیست رغبتی کایشان
فراغت از همه دارند و در غم خویشند
اگر به ریش و سبیل است فقه و درویشی
به شرق اکثر مردم فقیه و درویشند
چرا فقط انسان باید خوشنام باشد، خدمت کنید و دفاع از خودتان را به خدا واگذار کنید. ان الله یدافع علی الذین آمنوا
در حماسه اقتصادی که رهبری امسال را به آن اختصاص داده دو چیز مهم است. قانون بانکداری بدون ربای رسمی و نه اسمی و انتقال مالکیت از دولت به مردم در آبها و اراضی.
شما چرا زمینها را دولتی میکنید تا مرتب مراتع آتش بگیرد. در مسیر قریه سعدی، داریون، یک طرف انگورزارهای مردم سعدی است که به فاصله 3 متر «حدوداً 9 مترمربع» یک نهال و هزار نهال در یک هکتار است. یک خانواده با یک هکتار اداره میشود.
در طرف چپ به سمت داریون زمینهای پارک بموست که برای یک عده بز و آهو در حد چند صد تا یا هزار تا رها شده. اگر این زمین که 40 هزار هکتار است برای هزار دام و برای هر دام چهل هکتار واگذار شده چیزی که میتواند 40 خانواده را اداره کند، من به خوانندگان این مطلب توصیه میکنم که این آمار و ارقام را بدون تحقیق نپذیرند. که یک هکتار برای خانواده و 40 هکتار برای یک دام. تحقیق و بررسی کنند اگر در تحقیق به نتیجه رسیدند قبول کنند.
اگر ما کوه را به هم نریزیم، سازههای آن را خراب نکنیم، اما در آن درخت بکاریم و بهرهبرداری کنیم؛ این حفظ منابع طبیعی است. پوشش گیاهی زمین را از بین نبریم، درخت بکاریم و به این پوشش غناء ببخشیم. ملاک احیاء این باشد که در دامنه کوه روان آب نداشته باشیم. اگر روان آب بود تخریب است باید ملاک احیاء و تخریب وجود یا عدم وجود روان آب باشد. هر جا درخت را قطع کردیم سیل داشتیم و هر جا در سطح شیبدار گندم داشتیم، سیل داشتیم. این کارها تخریب است.
استهبان هم در صحرا و هم در کوه درخت کاشت، بهرهبرداری کرد. کارش احیاء بود چون سیل هم نداشت.
اما نسبت به مسأله بانکداری بدون ربای رسمی. اول باید همانگونه که یهود به شنبه اهمیت میدهد ما هم به قرضالحسنه اهمیت بدهیم. همانگونه که یهود کار کردن در شنبه را ممنوع کرده، ما از کار کردن پول احتراز کنیم. پول متورم هر انسانی را مجبور میکند که پولش را به صورت سپرده ثابت یا کوتاهمدت یا درازمدت به بانک بسپارد تا جبران کاهش ارزش پول را داشته باشد.
پولی که تورم دارد ظرف سوراخ است. آب از ظرف سوراخ در واحد زمان کم میکند. امروزه ظرف پول سالی 20 درصد از ارزشش میکاهد. مردم ناچارند برای جبران این 20 درصد بیست درصد سود به دست آورند تا ضرر نکرده باشند. همه مشکلات برمیگردد به اینکه پول متورم است. خلق پول آن هم نه به اندازه کالا بلکه به اندازه حقوق مشکلات ایجاد میکند. ما نفتمان را به دلار میفروشیم. با این دلار در بازار عالم کالا میخریم کالاها را به مردم میفروشیم و پول مردم را میگیریم و با آن حقوق میدهیم. سیر کار را تماشا کنید. یک فروش هست، 2- تحصیل دلار 3- تبدیل دلار به کالا «واردات» 4- تبدیل کالا به پول رایج داخل و بیرون کشیدن پول از دست مردم.
دولت وقتی حقوق کارمند را افزایش میدهد و حقوق بازنشسته را افزایش میدهد؛ چون تورم بالا رفته ناچار است نفت بیشتری بفروشد. دلار را به قیمت بالاتری به مردم بفروشد. یا دلار را به کالا تبدیل کند و میزان واردات خود را دو برابر کند تا بتواند به میزان دو برابر پول از مردم بگیرد و حقوق بپردازد. این روال کار مرتباً ما را به فروش نفت وابستهتر میکند و وقتی پول متورم بود، بهره وارد زندگی شده تأمین معاش از راه کار کردن پول قباحت خود را از دست میدهد. پول وقتی از راه بهره خارج میشود عیناً زیرآب استخری است که باز شده حالا شیر بالایی با فشار هم آب را وارد استخر کند استخر پر نخواهد شد.
شما چگونه میتوانید با گرفتن 20 درصد بهره از تولیدکننده کالای تولیدی او را به بازار عالم عرضه کنید. چین وام صفر بهره میدهد. ژاپن با بهره
2 درصد کار میکند، شما از مولد بهره 20 و 30 درصد
مطالبه میکنید.
+ نوشته شده در 2013/4/15 ساعت 5:13 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی