کالای مرغوب
اسماعیل  عسلی
مخاطبان کاندیداهای ریاست جمهوری چه کسانی هستند؟!
اگر چه هنوز تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری حدوداً دو ماهی باقی مانده اما بسیاری از کاندیداها به اقتضای شرایط خاص حاکم بر فضای سیاسی و اقتصادی از هم­اکنون به دنبال جلب توجه افکار عمومی هستند و هر روز در رسانه­ها از تشکل­ها، افراد، جناح­ها، فراکسیون­ها و دسته­جاتی سخن به میان می­آید که در قالب اظهار نظرها، گمانه­زنی­ها، شعارها و ارائه برنامه در صدر اعلام موجودیت هستند. در این میان سخنانی از این قبیل زیاد به گوش می­رسد. «می­آیم»، «شاید بیایم»، «خدا می­داند»، «اهل ائتلاف نیستم»، «هنوز احساس تکلیف نکرده­ام»، «اگر فلانی بیاید من نمی­آیم»، «در حال رایزنی هستم»، «اگر بیایم چه می­کنم» و... سخنانی از این قبیل.
امّا آنچه در این میان نیازی به توضیح ندارد رنگ و لعاب اقتصادی شعارهاست که با توجه به وضعیت گرانی، تورم، بیکاری و مشکلات ارزی طبیعی به نظر می­رسد و کاندیداها حداقل می­دانند که مطالبات اقتصادی در صدر مطالبات عمومی است. امّا به نظر می­رسد که بسیاری از کاندیداها در طرح شعارها و ترسیم دورنمای پیش رو صرفاً مخاطبانی خاص را نشانه گرفته­اند و عمدتاً با طبقات متوسط به پایین سخن می­گویند یعنی در واقع همان کسانی که منتظرند در زندگی آنها گشایشی ایجاد شود. به همین دلیل سطح و محتوای کلام را تقلیل داده و سخنانی بر زبان می­آورند که گویی مخاطبان آنها از طیف­های کم­اطلاع یا بی­اطلاع هستند. در حالی که باید پذیرفت بخش اعظم جمعیت جوان و میانسال کشور را افراد تحصیل­کرده در رشته­های گوناگون تشکیل می­دهند که اگر چه ممکن است بیکار باشند اما حرف حساب را می­فهمند و قادر به ارزیابی صحت و سقم و کم و کیف سخن سخنوران هستند. نباید فراموش کرد که ظرف سه دهه گذشته چه تعداد از جوانان این مرز و بوم از دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی فارغ­التحصیل شده­اند و حتی سطح برخورداری­های علمی دانش­آموزان دبیرستانی نیز در حدی است که پذیرای هر سخنی نیستند!
ناگفته پیداست که افراد بی­سواد و کم­اطلاع نیز اکثراً تحت تأثیر افراد باسواد عضو خانواده خود تصمیم­گیری می­کنند بنابراین چه کاندیداهای ریاست جمهوری و چه کسانی که به حمایت از آنها در اینجا و آنجا سخن می­گویند و مطلب می­نویسند باید به دنبال سخنانی باشند که در ترازوی عقل و منطق وزنی داشته باشد.
پرواضح است که شعار کاندیداهای ریاست جمهوری در هر کشوری متناسب با شرایط آن کشور مطرح می­شود. زیرا فرهنگ و زیرساخت­های اقتصادی و گذشته و آینده کشورها یکی نیست.
ایران کشوری است نفت­خیز و برخوردار از منابع غنی و مواد اولیه­ای که دنیا خریدار آن است و اقتصاد ایران نیز در درجه اول به نفت وابسته است و به این زودی هم نمی­تواند تغییر مسیر بدهد. بنابراین یکی از شعارهای کاندیداهای ریاست جمهوری الزاماً حول محور سیاست­های نفتی دور خواهد زد. لذا ورود در این عرصه و اینکه چگونه می­خواهند از نقش نفت در اقتصاد بکاهند حائز اهمیت شایانی است.
دومین ویژگی ایران موقعیت استراتژیک آن است. کشوری با همسایگانی در شمال و جنوب و شرق و غرب که هر کدام مشکلات خاص خود را دارند و برخی از آنها با ما اشتراکات تاریخی و فرهنگی دارند و با برخی نیز بر سر موضوعاتی توافق نداریم. کاندیداهای ریاست جمهوری باید سیاست منطقه­ای خود را روشن کنند و بگویند که چگونه مناسبات و ارتباطاتی از دید آنها می­تواند تضمین کننده منافع ملی و تمامیت ارضی کشور باشد. مسلماً از آنجایی که موقعیت جهانی ایران تابع موقعیت منطقه­ای آن است، پل زدن از نگاه منطقه­ای به نگاه جهانی کار چندان دشواری نیست.
سوّمین ویژگی ایران برخورداری از آثار ارزنده تاریخی و میراث فرهنگی متعلق به ادوار گوناگون است که با اتخاذ سیاست­های مناسب می­تواند بیش از درآمدهای نفتی برای ایران ارزآوری داشته و ایجاد شغل کند. کاندیداها باید بگویند که در این زمینه چه راهکارهایی در نظر دارند.
چهارمین ویژگی ایران به عنوان کشوری که دوران گذار فرهنگی را طی می­کند این سرزمین را در شرایطی قرار داده که نیروهای جوان و میانسال آن اغلب در حال پوست انداختن و روزآمد شدن هستند و اکثریت قریب به اتفاق آنها تحول­طلب به حساب می­آیند و تلاش می­کنند که با کوتاه کردن دوران گذار زمینه دستیابی به خواسته­های تاریخی و به تأخیر افتاده را فراهم سازند. خواسته­هایی که به دلیل عدم وجود ظرفیت­های فرهنگی و زمینه­های اجتماعی مناسب در کوتاه مدت قابل تحقق نبوده و نیستند و بی­گمان تحقق یکباره آنها چالش برانگیز خواهد بود. کما اینکه تجارب تاریخی دور و نزدیک بر این مدعا صحه می­گذارد. کاندیداهای ریاست جمهوری باید بگویند که با چه نگاهی و با چه سازوکاری مقدمات کوتاه کردن دوران گذار را فراهم می­کنند و چه راهی برای کم هزینه کردن تحقق مطالباتی از این دست در نظر گرفته­اند.
بی­گمان بحث حقوق طیف­های گوناگون اجتماعی، حقوق شهروندی و مسایلی از این قبیل که نزدیک به یک قرن دستمایه زبان و قلم اهل نظر، رسانه­ها و آثار مکتوب و هنری بوده در این چارچوب قابل طرح و بررسی و حل و رفع خواهد بود. اگر چه سیاستمداران ترجیح می­دهند مطالباتی از این دست را در قالب نشاط اجتماعی مطرح ­کنند و از ورود به جزئیات آن پرهیز دارند.
در مجموع اگر بپذیریم که ایران به دنبال آن است تا شرایط اقتصادی خود را بهبود بخشد و خود را به حد کشورهای با شرایط بهتر برساند در واقع پذیرفته­ایم که از این نظر در مسیر هستیم و نمی­توانیم به عنوان الگو مطرح باشیم.
در حوزه­های دیگر نیز بدون تعارف تا سطح مطلوب و استاندارد جهانی فاصله­ی زیادی داریم اگر چه تجارب تاریخی ارزنده، تلاش­های صورت گرفته، جهش­های اتفاق افتاده در عرصه­های علمی و بهبود نسبی چهره شهرها و بعضاً روستاها و بهسازی راه­ها و... همه و همه را ره­توشه مناسبی برای عبور از این مسیر می­دانیم.
قاعدتاً در نظام­های مردم­سالار مردم اهداف و آرمان­ها را نشانه می­روند و مسئولین وظیفه دارند برای رسیدن به آن اهداف برنامه­ریزی ­کنند و هر چه برنامه­ها و ترسیم دورنماها با آرمان­های ملّی همخوانی بیشتری داشته باشد با همراهی روزافزون مردم تحقق آن دور از دسترس نخواهد بود.
به هر تقدیر بحث بر سر مخاطب بود و اینکه کاندیداهای ریاست جمهوری در ذهن خود معدلی از سطح فهم و دریافت عمومی مردم داشته باشند و آنگونه سخن بگویند که مردم می­خواهند و به نظر می­رسد که در این میانه کالایی که بیشترین خریدار را دارد و مرغوب به نظر می­رسد صداقت است و تجربه نشان داده است که مردم در تشخیص راستگویان در درازمدت به خطا نمی­روند اگر چه ممکن است در کوتاه­مدت خلجانی اجتناب­ناپذیر داشته باشند.