یادداشت سردبیر 1 اردیبهشت 92
کالای مرغوب
اسماعیل عسلی
مخاطبان کاندیداهای ریاست جمهوری چه کسانی هستند؟!اگر چه هنوز تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری حدوداً دو ماهی باقی مانده اما بسیاری از کاندیداها به اقتضای شرایط خاص حاکم بر فضای سیاسی و اقتصادی از هماکنون به دنبال جلب توجه افکار عمومی هستند و هر روز در رسانهها از تشکلها، افراد، جناحها، فراکسیونها و دستهجاتی سخن به میان میآید که در قالب اظهار نظرها، گمانهزنیها، شعارها و ارائه برنامه در صدر اعلام موجودیت هستند. در این میان سخنانی از این قبیل زیاد به گوش میرسد. «میآیم»، «شاید بیایم»، «خدا میداند»، «اهل ائتلاف نیستم»، «هنوز احساس تکلیف نکردهام»، «اگر فلانی بیاید من نمیآیم»، «در حال رایزنی هستم»، «اگر بیایم چه میکنم» و... سخنانی از این قبیل.
امّا آنچه در این میان نیازی به توضیح ندارد رنگ و لعاب اقتصادی شعارهاست که با توجه به وضعیت گرانی، تورم، بیکاری و مشکلات ارزی طبیعی به نظر میرسد و کاندیداها حداقل میدانند که مطالبات اقتصادی در صدر مطالبات عمومی است. امّا به نظر میرسد که بسیاری از کاندیداها در طرح شعارها و ترسیم دورنمای پیش رو صرفاً مخاطبانی خاص را نشانه گرفتهاند و عمدتاً با طبقات متوسط به پایین سخن میگویند یعنی در واقع همان کسانی که منتظرند در زندگی آنها گشایشی ایجاد شود. به همین دلیل سطح و محتوای کلام را تقلیل داده و سخنانی بر زبان میآورند که گویی مخاطبان آنها از طیفهای کماطلاع یا بیاطلاع هستند. در حالی که باید پذیرفت بخش اعظم جمعیت جوان و میانسال کشور را افراد تحصیلکرده در رشتههای گوناگون تشکیل میدهند که اگر چه ممکن است بیکار باشند اما حرف حساب را میفهمند و قادر به ارزیابی صحت و سقم و کم و کیف سخن سخنوران هستند. نباید فراموش کرد که ظرف سه دهه گذشته چه تعداد از جوانان این مرز و بوم از دانشگاهها و مراکز آموزش عالی فارغالتحصیل شدهاند و حتی سطح برخورداریهای علمی دانشآموزان دبیرستانی نیز در حدی است که پذیرای هر سخنی نیستند!
ناگفته پیداست که افراد بیسواد و کماطلاع نیز اکثراً تحت تأثیر افراد باسواد عضو خانواده خود تصمیمگیری میکنند بنابراین چه کاندیداهای ریاست جمهوری و چه کسانی که به حمایت از آنها در اینجا و آنجا سخن میگویند و مطلب مینویسند باید به دنبال سخنانی باشند که در ترازوی عقل و منطق وزنی داشته باشد.
پرواضح است که شعار کاندیداهای ریاست جمهوری در هر کشوری متناسب با شرایط آن کشور مطرح میشود. زیرا فرهنگ و زیرساختهای اقتصادی و گذشته و آینده کشورها یکی نیست.
ایران کشوری است نفتخیز و برخوردار از منابع غنی و مواد اولیهای که دنیا خریدار آن است و اقتصاد ایران نیز در درجه اول به نفت وابسته است و به این زودی هم نمیتواند تغییر مسیر بدهد. بنابراین یکی از شعارهای کاندیداهای ریاست جمهوری الزاماً حول محور سیاستهای نفتی دور خواهد زد. لذا ورود در این عرصه و اینکه چگونه میخواهند از نقش نفت در اقتصاد بکاهند حائز اهمیت شایانی است.
دومین ویژگی ایران موقعیت استراتژیک آن است. کشوری با همسایگانی در شمال و جنوب و شرق و غرب که هر کدام مشکلات خاص خود را دارند و برخی از آنها با ما اشتراکات تاریخی و فرهنگی دارند و با برخی نیز بر سر موضوعاتی توافق نداریم. کاندیداهای ریاست جمهوری باید سیاست منطقهای خود را روشن کنند و بگویند که چگونه مناسبات و ارتباطاتی از دید آنها میتواند تضمین کننده منافع ملی و تمامیت ارضی کشور باشد. مسلماً از آنجایی که موقعیت جهانی ایران تابع موقعیت منطقهای آن است، پل زدن از نگاه منطقهای به نگاه جهانی کار چندان دشواری نیست.
سوّمین ویژگی ایران برخورداری از آثار ارزنده تاریخی و میراث فرهنگی متعلق به ادوار گوناگون است که با اتخاذ سیاستهای مناسب میتواند بیش از درآمدهای نفتی برای ایران ارزآوری داشته و ایجاد شغل کند. کاندیداها باید بگویند که در این زمینه چه راهکارهایی در نظر دارند.
چهارمین ویژگی ایران به عنوان کشوری که دوران گذار فرهنگی را طی میکند این سرزمین را در شرایطی قرار داده که نیروهای جوان و میانسال آن اغلب در حال پوست انداختن و روزآمد شدن هستند و اکثریت قریب به اتفاق آنها تحولطلب به حساب میآیند و تلاش میکنند که با کوتاه کردن دوران گذار زمینه دستیابی به خواستههای تاریخی و به تأخیر افتاده را فراهم سازند. خواستههایی که به دلیل عدم وجود ظرفیتهای فرهنگی و زمینههای اجتماعی مناسب در کوتاه مدت قابل تحقق نبوده و نیستند و بیگمان تحقق یکباره آنها چالش برانگیز خواهد بود. کما اینکه تجارب تاریخی دور و نزدیک بر این مدعا صحه میگذارد. کاندیداهای ریاست جمهوری باید بگویند که با چه نگاهی و با چه سازوکاری مقدمات کوتاه کردن دوران گذار را فراهم میکنند و چه راهی برای کم هزینه کردن تحقق مطالباتی از این دست در نظر گرفتهاند.
بیگمان بحث حقوق طیفهای گوناگون اجتماعی، حقوق شهروندی و مسایلی از این قبیل که نزدیک به یک قرن دستمایه زبان و قلم اهل نظر، رسانهها و آثار مکتوب و هنری بوده در این چارچوب قابل طرح و بررسی و حل و رفع خواهد بود. اگر چه سیاستمداران ترجیح میدهند مطالباتی از این دست را در قالب نشاط اجتماعی مطرح کنند و از ورود به جزئیات آن پرهیز دارند.
در مجموع اگر بپذیریم که ایران به دنبال آن است تا شرایط اقتصادی خود را بهبود بخشد و خود را به حد کشورهای با شرایط بهتر برساند در واقع پذیرفتهایم که از این نظر در مسیر هستیم و نمیتوانیم به عنوان الگو مطرح باشیم.
در حوزههای دیگر نیز بدون تعارف تا سطح مطلوب و استاندارد جهانی فاصلهی زیادی داریم اگر چه تجارب تاریخی ارزنده، تلاشهای صورت گرفته، جهشهای اتفاق افتاده در عرصههای علمی و بهبود نسبی چهره شهرها و بعضاً روستاها و بهسازی راهها و... همه و همه را رهتوشه مناسبی برای عبور از این مسیر میدانیم.
قاعدتاً در نظامهای مردمسالار مردم اهداف و آرمانها را نشانه میروند و مسئولین وظیفه دارند برای رسیدن به آن اهداف برنامهریزی کنند و هر چه برنامهها و ترسیم دورنماها با آرمانهای ملّی همخوانی بیشتری داشته باشد با همراهی روزافزون مردم تحقق آن دور از دسترس نخواهد بود.
به هر تقدیر بحث بر سر مخاطب بود و اینکه کاندیداهای ریاست جمهوری در ذهن خود معدلی از سطح فهم و دریافت عمومی مردم داشته باشند و آنگونه سخن بگویند که مردم میخواهند و به نظر میرسد که در این میانه کالایی که بیشترین خریدار را دارد و مرغوب به نظر میرسد صداقت است و تجربه نشان داده است که مردم در تشخیص راستگویان در درازمدت به خطا نمیروند اگر چه ممکن است در کوتاهمدت خلجانی اجتنابناپذیر داشته باشند.
+ نوشته شده در 2013/4/21 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی