یادداشت روز 10 اردیبهشت 92
صدا و سیمای مرکز فارس همچنان در مسیر استقلال
برای ارزیابی عملکرد رسانهها باید به تعریفی که در قانون از آنها به عمل آمده رجوع کرد، اگر چه در یک نگاه کلی وظیفه رسانه اطلاعرسانی و تنویر افکار عمومی است اما گستره و ژرفای موضوعاتی که هر کدام از رسانهها به آن ورود میکنند به جایگاه آن رسانه از لحاظ نوع و فراوانی مخاطب از یک سو و امکانات و تنوع کارکردهای آن بستگی پیدا میکند.
صدا و سیما به عنوان پرمخاطبترین رسانه فعال در کشور ویژگیهای خاص خود را دارد و زمانی که از رسانههای استانی و محلی سخن میگوییم باید در نظر داشته باشیم که دورنمای ترسیم شده و افقهای پیش روی رسانههای استانی با توجه به بافت جمعیّتی، تنوع قومی، لهجههای رایج، سنتها و آداب و رسوم غالب، شاخصههای جغرافیایی، موقعیت صنعتی و کشاورزی و همچنین ظرفیتهای فرهنگی، سمت و سوی خاصی پیدا میکند که آن را از سایر مراکز خصوصاً شبکههای ملی متمایز میسازد.
ناگفته پیداست تحقق چشمداشتهای آرمانگرایانه از رسانهای که مخاطبان آن دوران گذار فرهنگی را سپری میکنند دفعتاً و در یک پروسه زمانی کوتاه امکانپذیر نیست. چرا که پرشماری مخاطبها به معنای همسطحی آنها از لحاظ برخورداریهای علمی و ظرفیتهای فرهنگی نیست. به همین دلیل همواره شاهد سمتگیری برنامهها در راستای پاسخگویی به ذائقههای غالب هستیم با این فرض که یکی از وظایف رسانههایی نظیر صدا و سیما که از لحاظ مالی مستقل می باشد، ظرفیتسازی و بالا بردن میانگین ذائقه مخاطبان است.
نباید از نظر دور داشت که در جوامع در حال گذار، چالشها و اختلاف نظرها پیرامون موضوعات گوناگون به اندازهای است که اگر مراکز استانی بخواهند برنامههای متنوع خود را به کشکولی که در برگیرنده دیدگاههای گوناگون و تأمینکننده انتظارات همگان باشد تبدیل کنند نه تنها نمیتوانند خود را با افق ترسیم شده برای رسانه هماهنگ سازند بلکه به عاملی برای دامن زدن به چالشهای موجود در جامعه تبدیل میشوند.
فارس، استانی چهارفصل است چه از جهت تنوع جغرافیایی و اقلیمی و چه از جهت کشاورزی و صنعتی و چه از لحاظ تنوع قومی و نژادی و همچنین رویکردهای درونی و فرهنگی که مجموعاً دست به دست هم میدهند و به پیچیدگیهای موجود در ادارهی رسانهای فراگیر که میخواهد در جذب مخاطب و ایجاد رضایت خاطر در آنها توفیقی رو به رشد داشته باشد میافزایند.
این در حالی است که مراکز استانی با شبکههای ملی که از لحاظ توان مالی و امتیازات حاشیهای دیگر که برای هنرمندان شهرت و موقعیت اجتماعی به ارمغان میآورد جذابیت بیشتری دارند، قابل مقایسه نیستند و به همین دلیل همواره با ریزش نیروهای کارآمد که اغلب به مرکز کوچ میکنند مواجه هستند.
از طرفی فراهم آمدن امکان تماشای برنامههای استانی از طریق شبکههای ماهوارهای در سراسر جهان به انتظارات متنوع از مراکز استانی دامن میزند و معمولاً کسانی که به سراغ شبکههای استانی میروند انتظار دارند که رنگ و بوی فارس را در تمامی برنامههای آن احساس کنند. از لهجهها و سنتهای بومی گرفته تا سهم متناسب شهرستانها از این شبکه؛ هر چند به نظر میرسد که به دنبال بیست و چهار ساعته شدن صدا و سیمای فارس زمینه مناسبی برای پاسخگویی به ذائقههای گوناگون فراهم شده باشد امّا باید در نظر داشت که توازی کم و کیف برنامههای یک رسانهی استانی با هزینههای فراوانی همراه است که بعید به نظر میرسد در شرایط حصر اقتصادی و محدودیتهایی که در بحث بودجه از بالا اعمال میشود محقق گردد لذا طبیعی است که متولیان برنامهها به صورت اجتنابناپذیری از تولیدات مرکز نیز برای پر کردن ظرفیت زمانی 24 ساعته خود استفاده کنند.
شایان توجه است که تنوع سلیقهها که سرچشمه ایجاد توقعات گوناگون از صدا و سیمای فارس به حساب میآید صرفاً به نشاطانگیزی، ذوق هنری و پخش فیلم و سریال و برنامههای مستند محدود نمیشود بلکه سلایق متنوع سیاسی نیز بیمیل نیستند که در کورس رقابت حضور در برنامههای صدا و سیمای فارس گوی سبقت از یکدیگر بربایند و تا آنجا که میتوانند سهم بیشتری برای تأثیرگذاری بر مخاطبهای پرشمار این رسانه فراگیر داشته باشند که لزوم استقلال صدا و سیما و مالکیت مردمی آن با چنین خواستهای در تناقض است و بهتر است که صاحبان گرایشهای سیاسی گوناگون به جای تلاش برای بهرهگیری از رسانهای که با مالیات مردمی و ثروت ملی اداره میشود، به دنبال ایجاد وجاهت روزافزون اجتماعی از طریق خدمات اجرایی و اقدامات عامالمنفعه و بهرهگیری از تریبونهایی باشند که قانون برای آنها پیشبینی کرده است.
بر هیچ کس پوشیده نیست که برنامهریزی برای رسانههای فراگیر و پرمخاطب در یک جامعه سیاست زده با حساسیتها و ملاحظات زیادی همراه است و میدان دادن به هر طیف سیاسی به گونهای که محرک سایر طیفها برای سهمخواهی باشد، رسانهی ملی را به سمت و سوهایی میکشاند که فلسفهی وجودی آن را زیر سؤال میبرد خصوصاً به حکم اینکه گفتهاند «آزموده را آزمودن خطاست»، رسانهی ملی نمیتواند وجهالمصالحه قرار گیرد.
از مدیریت و سایر دستاندرکاران مرکز فارس نیز انتظار میرود که کماکان مسیر در پیش گرفته را دنبال کنند و همچنان که تاکنون چارچوب منافع ملی، مصالح مردمی را نصبالعین خود در ارائه طریق و سیاستگذاریهای کلان قرار دادهاند، بیش از هر طیف و جناحی هوای مردم را داشته باشند تا انشاءالله در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی مثل همیشه صدا و سیما سهم درخور اعتنایی در روشنگری و ترسیم افقهای پیش روی مردم با اتکا به خود مردم داشته باشد.
تفاوت حماسه ملی با حماسههای فردی در این است که در حماسههای ملی تمامی عوامل تأثیرگذار باید با تمام توان به میدان بیایند و هیچ فرد و هیچ گروهی حضور خود در این حرکت ملی را منوط به شرایطی که تداعی کننده نغمههای سهمخواهانه باشد نکند.
خوشبختانه صدا و سیمای مرکز فارس در چند سال اخیر گامهای بلندی فراخور نام و جایگاه فارس و شیراز برداشته و انتظار میرود به مرتبهای از تأثیرگذاری برسد که شاهد در قله بودن فارس از این منظر نیز باشیم. انشاءالله
+ نوشته شده در 2013/4/30 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی