صفحه 9--26 اذر 87
هزار سال عاشقی
318 عاشقانه کوتاه از: سیروس نوذری
انتشارات نوید شیراز- 336 صفحه – 3700 تومان
نقد از: امین فقیری
این چهارمین کتابی است که از سیروس نوذری منتشر می شود؛
« بالای بام و کوچه تاریک»، « آه، تا، ماه» و دیگری «برف بر داوودی های سفید» و اکنون منتخب عاشقانه های او البته با شعرهایی جدید. نوذری در کار شعری خویش به شناخت لازم رسیده است. ابزار کار او اندیشه زیبا نسبت به عناصری است که بدان علاقه دارد. او با ماه پیوندی ابدی و ناگسستنی بسته است. ماه شاهدیست بی آزار، زیبا و گاه غمگین برای او و تنهاییش: کجا می رود ابر/ کجا ماه/ کجا او یا این شاهکار پر ایهام و شعر ناب: ماه/ پرده را کنار زد / به تماشای عابران
و یا: ندید نگاهش می کنم/ به شامگاه/ که می تابید
یا اندیشه ای به وسعت آسمان: گوشه های ابر، روشن است/ یعنی/ تو باز می آیی
شعرهایی از این دست زینت بخش صفحاتی است که گاه قرص کامل ماه و گاه هلال ماه آن را روشن می کند. دیگر کلماتی که به وفور در شعر نوذری خود را به چشم خواننده
می کشند عبارتند از: باد، کوه، شبنم، خزان، ابر، آسمان، سرو، نسیم، برگ، یاس، غیاب، شکوفه، بهار.
*برگ: تو بودی و باد / و برگها که نبودند
*یاس: سحرگاه شکفت/ از شاخه، یاس/ از تو لبخند
*کوه: بتاب آن سوی کوه/ مرا بگذار/ با همین فانوس
*باد: -از گلبرگ ها چه می دانی/- گلی که در باد/ چیدم
*خزان: تو می خواندی/ و رودخانه/ در خزان می رفت
*آسمان: عشق چنان به ناگهان / که سنگی/ از/ آسمان
*نسیم: نازک تر از هلال/ نسیمی که از تو/ می گذرد
*ابر: به یادگار/ از او ابری ببر/ به آسمان دیگر
*شبنم: از جهان تو مانده ای/ و شبنمی/ به سحرگاهان
*سرو: ترا سرو نامید/ تو هم نام بر او/ بگذار
*بهار: بهارا/ شکوفه کن/ تا به سوی تو باز آید
*غیاب: ندانستم/ صدای باران بیدارم کرد/ یا غیاب تو
*شکوفه: مرو!/ پیش از آه من/ شکوفه/ نمی ریزد
از ماه که بگذریم هزاران واژه به اوج رساننده شعرهای او هستند. شعرهایی که گاه همانند نسیمی نوازشت می دهد. گاه ترا به اندوهی گران دچار می سازد و گاه با اشیاء پیرامونت آشتی می دهد.
این شعرها روان آدمی را آزار نمی دهند. آماده ات می کنند که بگویی جهان زیباست. حتی غم و اندوهش، بادهای توفنده اش
و خزان برگ ریز و پنهانش.
گاه آدمی فکر می کند نوذری برای آسمان شعر می گوید. برای ماه که هیچگاه در دسترسش نیست و اگر معبودی زمینی را به ماه مانند می کند موقت است. از همان زمان که ماه به صورت هلال نازکی رخ می نماید شاعر دلواپس اوست تا زمانی که قرص کامل سایه ها را می جود و روشنی به ارمغان می آورد. در این شعرها توجه ما به مفاهیم والایی از جمله عشق و مرگ، طبیعت و حرمان، اشیاء و به گونه ای طبیعت بی جان و امید جلب می شود. با کمی دقت در ساختارهای شعری او به عمق نگاه هنرمندانهاش در مورد پیرامونش پی می بریم.
شعرهایی از او بیانگر دو مفهوم والا در زندگانی بشری است؛ عشق و امید. امید به فردا و جهانی که عشق و محبت آن را بسازد نه دشمنی و کینه توزی. در مقابل این شعر تمام سلولهای خواهنده هنر و شعر زندگی نوینی را از سر می گیرند. در لطافت و نازکی خیال، شاعران سبک هندی را به عبرت وامی دارد.
اگر پرده ای لرزید
مرا دیده ای
به هیات آهی
شاعر در اینجا خود را مستحیل در عشق در طبیعت اشیاء
می بیند. روحی مستتر در تمامی چیزها و شعرهای زیبایی که عشق و امید را فریاد می زنند.
*آن که ترا می جوید به صبح/ در شبنمی غرق می شود/ اکنون
*رنگین کمان/ یک سوش، پشت کوه/ یک سرش، بام تو
*نوازش موهاش/ چه از نسیم/ چه از دست هام
*عشق/ هراس گنجشک/ کنار پرتگاه
*آن که صبوریم آموخت/ بید را عاشق است و/ افق های جاده را
*بر ماه ایستاد/ باز آمد/ و باز عاشق شد
*در، نیمه باز/ از تو/ از بهار
*زیباترین شب/ نه ماه پنهان/ نه تو
*صبح است و ماه/ چسبیده بر تاق آسمان / دل از تو برنمی کند
*پشت نخل ها می تابم/ و ترا/ عاشق تر می کنم
*صخره ای مانده/ آن جا/ نشان عاشقی دیگر
*عاشقی اگر/ انحنای تپه را نگاه کن/ انحنای ماه را
*گل هاش از آن تو/ نیلوفری که پیچید/ بر جان من
نوذری شاعریست که در همسایگی مرگ می زید و مرگ و حرمان را در رویارویی با طبیعت بیشتر می پسندد و گویی که حرمان عنصری جدانشدنی از روح اوست. هرگاه به عشق و امید میدان می دهد، دلش از اندیشه مرگ می هراسد و گاه نیز عاشقانه به سوی نیستی می رود و آن را تنگ تنگ در آغوش می سپارد.
*به سرما پناه می برد/ به ماه/ به آنکه نیست
*در آمیخت با شکوفه هام/ و بر باد/ رفت
*تو آسمان دیگری داری/ بدر ماه/ می گوید
*برگی/ فرو افتاد/ به ناگاه نگاهم کرد
*باد می وزد/ اکنون نمی دانم/ تو رفته ای یا من
*بر جا نماند/ نه تو/ نه او/ نه آن نیمکت
*تو می ماندی/ اگر ماه، میان شاخه ها/ قرار/ می گرفت
*من عاشقم/ و گل های سرخ/ هیچ نمی دانند
*بادام سبز چیدم/ بوسه ها/ به تابستان نپیوست
*چرا شکوفه/ می ریزد/ اگر تو آمده ای
*هم امروز نیلوفران/ هم امروز/ که در خانه نیست
نوذری با اشیاء پیرامونش الفتی دیرسال دارد. معلوم است که ساعتها به یک گلدان، پنجره، پرده اتاق، بوته گل یاس، گلدان های
پیاپی، نقشی که بر دیوار است و صخره خیره می شود. آنچه از درون آنها می جوید نوعی زندگی است که در اعماق اشیاء جریان دارد.
*دو صندلی کنار هم/ با دانه ها/ پرنده ها
*اگر از یاد برده ای/ خطی بکش/ مورب و کوتاه/ تا
نیمه های راه
*گرم ترین اجاق/ همان که بر جا نهاد و/ رفت
*تو شادی این خانه ای/ غبار/ اما به کار خویش
*نوشت: تو باز می آیی/ و زیر شیشه میزش/ گذاشت
*تو رفتی/ او رفت/ تا بر آن اتاق چه بگذرد
*از یاد رفت/ نشانش غیاب تو/ حضور این همه اشیا
*بی خبر/ دریچه را بست/ در هجوم هزاران قاصدک
*همان جا/ نشسته روی مبل/ و پیدایش نیست
*پیام ترا بردم/ دری بود و/ باد، بی نشان
*کنار رفت/ و آینه سرو را/ قاب گرفت
در کنار همه اینها اشعاری هستند که از ذات یأس فلسفی که در پس و پشت اندیشه شاعر جولان دارد خبر می دهند. این اشعار در کمال بی خویشی، حیرانی، شیفتگی، یاس، عشق، حرمان و بیهودگی سروده شده است و مقام بالایی در این دفتر پیدا می کنند.
*نگاه کن/ تمام شقایق ها/ در ماجرای ما
*چه سوز مهربانی/ ما در خزان/ پیش می رویم
*دوستش بدار/ تا فراموشت کند
*به حسرت/ تکه ای برف به دست گرفت/ غروب زمستان
*چه نزدیک/ ماهی که از من/ دور است
*برای تو باز آمد/ برف گرفت و/ پایان نیافت
*رفت و باز/ میان هوا/ بر جا ماند
*که می داند/ نسیم نشان توست/ یا همین بنفشه های خاموش
*جادوی ماه به کار/ پیش از آنکه/ عاشق شوی
*گفتی: به راه دور می روم/ پرنده/ سوی نمی دانم
*چیزی از تو این جاست/ و او به هیچ/ دست می کشد
*هر شامگاه/ اندهان اشیا/ بر سکوت ما
*به شادی، ترا دارم/ به اندوه/ جهان را
از میان این همه شعر ناب، طبیعی است که چند شعر هم به سلیقه نگارنده خوش نیاید. شاید توضیح واضحات باشد تا شعر، تا متخصصین شعرهای کوتاه چه عقیده ای داشته باشند!
*بر اشیاء از تو یادگار/ غبار/ غبار
*هیچ بر میز نمی نهم/ نشان آن که / نیستی
*جدا می کند سفر/ یا کنار هم/ می نشاند
*موج تا کنار توأم می آرد/ از کنار توام/ خواهد برد
*از قفا/ بی خبر/ با چراغ که می رفتی
*اگر ستاره ای دیده ای/ پس ستاره ای/ ترا می بیند
*گذاشت سرد شود/ تا بگوید/ نمی نوشم
*زیباست ندانستن/ من از تو هیچ/ نمی دانم
*خزان/ خروش رود/ تو فریاد می زنی
*زنجره/ خاموش شعر/ در آنچه نمی گفتی
شاید هم اندیشه نگارنده در مقابل شعرهای خوب کتاب تسلیم شده است که این کم و کمتر را هم برنمی تابد، قطره ای
در دریا.
بی گمان سیروس نوذری در شعرهایی کوتاه که اکثر اوقات مستقل از هایکو می باشد بی نظیر است و نامی تازه هر چند که شاعریش قدمت دارد. سر در کار خویش به آفریدن شعرهای کوتاهش مشغول است. او می داند که اگر در همین شعرهای کوتاه صاحبنظر شود، که هست بهتر از این شاخه به آن شاخه پریدن است. در مقدمه کتاب شعری نیمایی دارد که نشان دهنده تبحر او در شعر و شاعریست. این شعر را به خوانندگان عزیز تقدیم می کنیم:
«مقدمه»
ترا به شبانگاه
-ای طلیعه راه-
شکوه سینی سیمین ماه نامیدم
مرا به سحرگاه
-در بن چاه-
حباب سرد نفس های آه... نامیدی
آداب و رسوم و باورها در شعر حافظ
نوشته: جمال زیّانی
انتشارات نوید شیراز – 112 صفحه – 1700 تومان
نقد از: الف – تیرداد
آداب و رسوم و باورها نشان دهنده بار فرهنگی یک جامعه است. اصیل بودن یک قوم برمی گردد به باورهای مثبتی که در زیربنای اجتماعی آن قوم جریان دارد. بدین معنی که هر چه بار ضرب المثل ها، متل ها و آداب و عادات یک جامعه تا حد امکان از خرافه به دور باشد، نشانه بلوغ فکری آن جامعه است. در این راه هر چه که درباره فرهنگ شفاهی مردم پژوهش و تحقیق گردد باز هم کافی نیست؛ چرا که جامعه ایران مثل بعضی جوامع دیگر نوپا نیست. قدمت و ریشه تاریخی، باورهایی برای مردم ساخته و پرداخته است که گاه به لطافت شبنم صبحگاهی است و گاه ریشه در مبارزات ضد استعماری مردم دارد.
و اما جمال زیانی که قبلاً تبحر و عشق و علاقه خود را نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم و باورهای این مردم نشان داده، دست به کار نو ظهور و زیبایی زده است که می تواند راهگشای اقوام مختلف ایرانی برای تحقیق در آثار شاعران مشهور دیار خویش باشند. ببینند که آنان یعنی مفاخری که همگی فکر می کنیم در آسمانها سیر می کنند هنگام زندگی زمینی و مادی چگونه
می اندیشیده اند و جایگاه اجتماعی آنها در بین مردم به چه شکل و با چه انگیزه ای بوده است.
حافظ یکی از شاعرانی است که بیشترین کتابها درباره او نوشته شده است. بسیار کسان به خود حق می دهند به ساحت او دست درازی کنند که اگر خود در قید حیات می بود فریاد واسفاهایش به آسمان می رفت؛ چرا که به خوبی می دید اندیشه متعالی اش را قلب می کنند و آن را آنقدر پایین می آورند که در حد بضاعت خودشان گردد. صفحات بسیاری سیاه شده است که همه توضیح واضحات است. انسان کمتر کتابی در مورد حافظ می خواند که ندانسته ها و معضلات شعر حافظ را پاسخی در خور باشند. البته به تعداد انگشتان دست کسانی با حافظ همنشینی کرده اند که او را به خوبی فهمیده و اندیشه های این ابر مرد شعر را به مردم فهمانده اند. خوشبختانه مؤلف کتاب دست به کار نو و جدیدی زده و آن پیدا کردن اصطلاحات و باورها در شعر حافظ است. در این راه مؤلف کوشیده است زمانه حافظ را به خوبی درک کند، تاریخ سیاسی و اجتماعی آن دوران را از دیدگاه های
مختلف مورد بررسی قرار دهد و بعد آگاهانه دست به این کار بزند. اما به نظر می رسد حجم کتاب باید بیشتر از اینها باشد. کاش پژوهشگر ارجمند معانی اشعار را خود تقدیم خوانندگان
می کرد و گاه به گاه از کسان دیگر مدد نمی گرفت و بعضی مواقع این گونه مختصر با قضایا برخورد نمی کرد، چون موضوع وقتی جالب باشد خواننده را مشتاق بیشتر فهمیدن ماجرا می کند.
مقدمه کتاب از یار قدیم فرهنگ مردم شیراز است؛ ابوالقاسم فقیری که در این راه مرارتهای زیادی متحمل شده است. او به درستی به گزیده و مختصرنویسی مؤلف کتاب اشاره دارد و بدین خاطر بعضی از اصطلاحات را با شرح بیشتری در مقدمه آورده است.
در بخش اول یعنی آداب و رسوم و باورهای مردم زمانه در شعر حافظ، مؤلف طریقه پژوهش خود را برای خوانندگان توضیح می دهد و توجه آنها را به این نکات جلب می کند:
1 -حافظ که یکی از شاهکارهایش به کار بردن واژه هایی است که با آنها آرایه ای ایجاد می کند، در بیان آداب و رسوم و باورهای مردم هم این آرایه را با ظرافتی بسیار به کار برده است.
2 -اشعار ذکر شده براساس نسخه حافظ تصحیح قزوینی، غنی است.
3 -در شرح مختصر هر بیت شرح غزل های حافظ اثر دکتر حسینعلی هروی اساس کار قرار گرفته است و هدف از این کار آشنایی جوانان و دانش پژوهانی است که وقت و حوصله مطالعه شرح کامل غزلیات خواجه را ندارند.
4 -ارجاع به مأخذ زیر هر صفحه آمده است تا به صفحات اضافی نیاز نباشد.
بعضی از آداب و رسومها تاکنون هم جاری و ساری است مثل آینه داری، آینه در جیب داشتن (اکنون بانوان آینه را در کیف خود می گذارند)، اسپند در آتش ریختن، برای مسافر دعا خواندن و پشت سر او دمیدن، جان من و جان شما، جرعه افشانی بر خاک، حراج کردن و مزایده، حق نمک یا نمک گیر شدن، خط امان دادن (امان نامه)، خوشه چینی، داغ کردن، درسفتن، دستار در پای حریف انداختن (امروز در ورزش بوکس حوله انداختن
مربی به سبب ناتوانی بوکسور خود شایع است)، دست گزیدن، دعوت کردن، دور کسی گردیدن، دیدن ماه نو، راه زدن، رقیب و نگهبان داشتن، روی زبان بیمار را دیدن، زنهار دادن، سرمه کشیدن، سوگند خوردن، شکار تذرو، شمع روشن کردن در مکان های مقدس، طالع بینی وقت خوب کردن یا طالع وقت، غارت کردن خوان و سفره میهمانی، غرامت پرداختن، فاتحه خواندن، فسون دمیدن، کاسه گردانی، کسمه شکستن (اکنون بیشتر در روستاها معمول است)، کلاه از سر برداشتن و به هوا پرتاب کردن، کوس بر پشت بام زدن (در روستاها معمول است)،گریبان چاک زدن، گل بر سر مالیدن، محک زدن و میر نوروزی (در روستاها معمول است).
با این تفاصیل بیش از 80 درصد این آداب و رسوم تاکنون نیز رواج دارد. منتها بعضی از آنها در جوامع شهری نمود چندانی ندارند و بعضی از آنها در روستاها هنوز از مراسم پابرجا و اصلی به شمار می روند. به یکی از این آداب و رسوم که امروزه معمول نیست، توجه کنید:
*مشعل افروختن
راهزنانی که در شب می خواستند به کاروانی حمله کنند یا سپاهی که می خواست به دشمن شبیخون بزند، ابتدا یک نفر از پیشاپیش ایشان با مشعلی در دست به سوی قافله یا سپاه دشمن حرکت می کرد و راه را روشن می ساخت تا بقیه از پشت سر او بیایند و حمله را شروع کنند.
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل
در رهش مشعلی از چهره برافروخته بود
زیبایی و سیاهی زلفش مانند راهزنی به کاروان دین و ایمان عشاق حمله می کرد و او با چهره درخشان خود راه را برای غارتگران آن روشن می ساخت.
بخش دوم که تقریباً 17صفحه از حجم کتاب را دربرمی گیرد
راجع به «باورهای مردم زمانه در شعر حافظ» است. می دانیم آنچه را که مقبولیت همگانی پیدا می کند باور می گویند. البته این بستگی دارد به میزان خرافه ای که در آن مستتر است. مؤلف کتاب نیکو نوشته است که: باورهای هر جامعه که زمانی مورد تصدیق و قبول اکثریت مردم است در طول زمان و با گسترش علم از اعتبار ساقط می شود و باورهای جدید جایگزین آنها می گردد.
حافظ باور مردم زمان خویش را در ضمن سرودن اشعار ناب خود به خوبی به خدمت می گیرد و بیشتر با ارائه آرایه ایهام که شگرد اوست مطلب را به زیبایی بیان می نماید فهرست عناوین بخش دوم کتاب عبارتند از:
تبدیل سنگ به لعل، تقسیم عالم به ماده و معنی، تولید مروارید، ثابت بودن زمین- جای گنج در خرابه، ذره به خورشید رسیدن، صاحبقران بودن، طاووس مرغ بهشتی، عاشقی امری فطری است، عروس هزار داماد، ماه غلام آفتاب است، مفرح یاقوت، مهتابی شدن و ماه زدگی، مهر گیاه و اثر آن، نعل در آتش نهادن، هفت خانه چشم، هفت بحر یا هفت دریا، هما، هم وثاق شدن با خورشید، هفتاد و دو ملت خواندن این کتاب لذتی آمیخته با شادی همراه دارد؛ چرا که انسان به این باورمی رسد که عمر خود را بیهوده به هدر نداده است. به این باور توجه فرمایید:
مهتابی شدن و ماه زدگی
از باورهای گذشته این بوده که در شبهای مهتابی، بعضی از بیماران روانی، بیماریشان شدت می یابد و دچار حالت صرعی می شوند و یا بعضی از این بیماران در خواب راه می روند و کارهایی انجام می دهند که پس از بیداری از آن کارها اظهار بی اطلاعی می کنند.
روی نگار در نظرم جلوه می نمود
از دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم
* * *
به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند
که بوسه تو رخ ماه را بیالاید
* * *
مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز
سخن با ماه می گویم، پری در خواب می بینم
نگرش
نشریه داخلی کانون کاردان های فنی ساختمان استان فارس
شماره 11 – تابستان 87
یازدهمین شماره نشریه کانون کاردانهای فنی ساختمان استان فارس به همت پیگیر دست اندرکاران آن منتشر شد. لزوم چنین نشریه هایی برای هر صنف انکارناپذیر است. در چنین صورتی است که می توان مطالب آموزشی و فنی که امروزه در سطح جهان به گونه ای
تخصصی ارایه می شود به راحتی چاپ کرد تا اعضا بتوانند سطح علمی خود را ارتقا دهند. همیشه دانستن امور مربوط به شغل به انسان اتکا به نفس و شادابی
می دهد. همین اطمینان خاطری که در شخص به وجود می آید باعث تسهیل کارها و بهتر انجام شدن آن می گردد. مسئله مهم این است که هر شماره اختصاص به موضوع مهمی در راستای مسایل فنی ساختمان دارد. در این شماره پیرامون «نقش مدیریت شهری در کیفیت ساخت و ساز» بحث شده است. محمدحسین ساختمانی در مقاله «شهرسازی؛ خودرو محوری یا انسان محوری؟!» می نویسد:
«اگر نگرشی کوتاه به تعاریف شهروندی و شهرنشینی داشته باشیم، خواهید دید که این دو با یکدیگر تفاوت هایی دارند. در تعریفی ساده، شهرنشین کسی است که در شهر زندگی می کند که پس از پذیرش قواعد مدنیت و آموزش به مرحله شهروندی ارتقا پیدا کرده و شهروند در واقع بسیاری از سبک ها و روشهای زندگی را در محیط شهری که در آن زندگی می کند فرا گرفته و پذیرفته است.
لازم است پژوهشگران با تحقیق در این خصوص بررسی نمایند که هم اکنون در تعریف شهروندی، کشور ایران در چه مرحله ای قرار دارد و نقاط ضعف برای تقویت شهروندی کجاست و چیست؟»
میزگرد آموزنده ای که درباره «نقش مدیریت شهری در کیفیت ساخت و ساز» با شرکت صاحب نظران در محل کانون تشکیل شد و گزارش آن در نشریه چاپ شده، یکی از مطالب بسیار مهم و آموزنده ای است که می توان در نشریه سراغ گرفت. شرکت کنندگان در این میزگرد عبارتند از: آقایان محمدحسین ساختمانی، سیامک قنبری، محمدرضا راهنما، علی اصغر عزیزخانی، محسن برنائی، کیوان نریمانی و اسماعیل صالحی.
این میزگرد 20 صفحه از نشریه را پوشش داده است. دیگر مطالب نشریه عبارتند از: مراسم تودیع و معارفه هیأت مدیره کانون فارس، بررسی نگرش شهروندان از مشارکت در مدیریت شهری، مطالعه ای در منطقه 7 تهران نوشته دکتر علیرضا کلدی، ضوابط طراحی قاب های فولادی و بتنی با جداگرهای میانقابی در آیین نامه های طراحی لرزه ای نوشته طارق مهدی- مریم خرمی آذر، مصاحبه با دکتر باطنی درباره خط و زبان فارسی از سیروس علی نژاد- سیمین روشن، مبحث 4 مقررات ملی ساختمان «الزامات عمومی ساختمان» نگارش از اسماعیل صالحی، به کارگیری سنگ های آذرین در نماهای ساختمان ها برای انسان مضر است، بازشناسی بافت قدیم شیراز نوشته غلامرضا مالک زاده، جهانی شدن و مشکلات کلان شهرها، CDS استراتژی توسعه شهری، آرامگاه روزبهان، اهمیت مرکز شهر و ضرورت توجه به آن نوشته مریم حق پناه - مرجان دهقانی، نقش مدیریت شهری در ساخت و ساز نوشته اسماعیل صالحی،گزارشی از عملکرد سازمان تنظیف و بازیافت مواد شهرداری شیراز نوشته جعفر اسکندری، داستان عزیز دلم از امین فقیری، روند تکامل خدمات شهری نوشته محمدجواد میرزا امینی، عوامل مؤثر در شکل گیری سبک معماری نوشته مهتا میر مقتدایی، با پیش کسوتان معرفی آقای محمدعلی قامتی، معرفی فصل نامه گزارش، چالش ها و ضرورت های مدیریت جامع شهری، جدول تخصصی از مهندس ابوالقاسم صلح جو، مهندسان ما با میراث فرهنگی بیگانه اند
نوشته سینا قنبرپور، در صفحه شعر غزلی ناب از استاد شهریار و دو غزل از سیدعباس ذاکری چاپ شده است باز هم جدولی غیرتخصصی از مهندس ابوالقاسم صلح جو.
بی گمان مهندس یوسف قنبری مدیر اجرایی و ویراستار زحمات بی شماری برای زیبایی و صفحه آرایی و سالم و پاک بودن مطالب مجله متحمل می شوند.
اعضاء هیأت تحریریه عبارتند از: امین فقیری، محمدحسین ساختمانی، علی رمضان پور، سیامک یوسف قنبری، ابوالقاسم صلح جو.
در این شماره کیوان نریمانی و اسماعیل صالحی نیز همکاری داشته اند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی