صفحه 8--26 اذر 87
خوردن هندوانه در شب چله
نوشته: ابوالقاسم فقیری
میوه های شب یلدای تو بس خوشمزه بود
از همه خوشمزه تر، هندونه و خربزه بود
«حکیم سوری»
خوردن هندوانه در شب یلدا در بیشتر نقاط ایران رواج دارد. شیرازی ها به شب یلدا شب چله می گویند و این شب را بلندترین شب سال می نامند. در شیراز هم مردم در شب چله هندوانه می خورند.
نکاتی درباره هندوانه
سابق بر این هندوانه را که می شکستی با این رنگها روبرو می شدی:
1 -زرد
2 -نباتی
3 -پوست پیازی
4 -قرمز
5 -سفیدرنگ که بدان کَلَم (KALAM) می گفتند. کلم همان هندوانه نارس است. هندوانه ای که زردرنگ بود مورد توجه نبود. اگر کسی در دوستی، دست به خیانتی
می زد، می گفتند: طرف تو زرد درآمده! یعنی این شخص
قابل اعتماد نیست.
این ضرب المثل ها در ارتباط با هندوانه سر زبانهاست:
1 -با یک دست دو تا هندوانه را نمی توان برداشت یعنی دو کار را با هم نمی توان انجام داد.
2 -مثل اینکه هندوانه گذاشته زیر بغلش!
درباره مردانی گفته می شود که دست ها را از بدن جدا کرده داش مشتی وار راه می روند.
3 -بپا هندونه نگذارند زیر بغلت!
یعنی تو را تشویق به انجام کاری نکنند، تحریکت نکنند و فریبت ندهند.
4 -مثل هندوانه سر بسته میمونه!
درباره کاری گفته می شود که آخر و عاقبت آن معلوم نیست. این مثل را بیشتر درباره «ازدواج» به کار می برند.
5 -مثل خون، مثل لاله فرنگ
درباره قرمزی رنگ هندوانه می گویند.
6 -هندونه خوب نصیب کفتار میشه!
چون شیء پرقیمتی یا منصب بالا نصیب کسی شود که شایستگی آن را نداشته باشد چنین می گویند.
* * *
آدمی را در شیراز دارای دو طبع می دانند: 1-حرارتی
2 -رطوبتی که بدان گرم مزاج و سرد مزاج هم می گویند.
در شب چله گرم مزاجها اگر بخواهند طبعشان برگردد هندوانه می خورند.
* * *
برای اینکه بفهمند هندوانه ای رسیده یا نه به دو شکل عمل می کنند:
1 -هندوانه را مابین دو دست گرفته فشار می دهند، در این حالت هندوانه رسیده صدایی می دهد که در اصطلاح
می گویند: خوبه، چل (CEL) میاد.
2 -با انگشتان روی هندوانه می زنند. از صدای هندوانه متوجه می شوند که هندوانه رسیده یا نه. در اصطلاح می گویند هندوانه پلنگ آمده یعنی رسیده.
این پلنگ آمده کاربرد دیگری هم دارد.
* * *
درباره خوردن هندوانه در شب یلدا مشهدی ها
مراسمی دارند که آن را به روایت زنده یاد استاد ابراهیم شکورزاده می خوانید:
خراسانیها عقیده دارند که هندوانه «گرمیت مغز» و «سوزندگی جگر» را دفع می کند. به عبارت دیگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، جگرش لک( LAK)
برنمی دارد یعنی در تابستان سال بعد گرما در او تأثیر نخواهد کرد. علاوه بر آن اگر روده او کرم داشته باشد، کرم روده اش دفع
می شود.
بنا به همین ملاحظات و تصورات می گویند در شب چله باید هندوانه خورد و پوست آن را به بام همسایه انداخت تا اگر او استطاعت خرید هندوانه را نداشته باشد، پوست هندوانه را بتراشد و بخورد و از خواص آن بهره مند گردد و او نیز به نوبه خود پوست تراشیده را روی بام همسایه می اندازد. همین طور تا بام هفتم، تا اینکه هفت همسایه از آن استفاده کند.
شرط بندی بر سر هندوانه
سابق بر این جوانان در بازارچه ها دور بساط هندوانه فروش ها
جمع می شدند. گاهی با هم شرط می بستند که کدام هندوانه از دیگری رنگین تر است.
معمولاً دو نفر جلو آمده هر یک هندوانه ای را انتخاب
می کند. هندوانه ها را می بریدند هندوانه هرکدام رنگین تر بود برنده می شد. بازنده موظف بود پول هندوانه ها را بپردازد.
شب چله در همدان
در همدان چند ماه قبل از فرا رسیدن زمستان، کدبانوی خانه در فکر شب چله است و دست اندرکار تهیه خوراکی ها و شبچره شب چله می شود قبلاً دم مویز و شانی(1) را می گیرد و تخمه های
هندوانه را خندان و برشته می کند. در شب اول چله، وقتی که تمام اهل خانه دور هم جمع شدند کدبانوی خانه کشمش، مویز، شانی، هندوانه و تخمه خربزه و هندوانه که به اینها آجیل شب چله می گویند می آورد و روی کرسی می گذارد.
فال سوزن
وقتی که خوردنی ها و بگو و بخندها تمام شد یک تکه پارچه آب ندیده می آورند یک نفر از زنان مسن و با کمال که شعر از حفظ دارد شعر می خواند و دختر بچۀ کوچک و معصومی روی همان پارچه آب ندیده سوزن می زند و حاضران مجلس در دل نیت می کنند. خواندن هر شعر که تمام شد کسی که نیت کرده، شعر را جواب نیت خود می داند این شعرها را که
می آوریم نمونه ای از اشعاری است که برای فال سوزن می خوانند:
بالای کوچه پسندت کردم ای گل
کوتاه بودی بلندت کردم ای گل
ترش بودی مثال آب لیمو
به مثل خرده قندت کردم ای گل
* * *
سفیدمرغی بودم بر شاخ پسته
فلک سنگی زده بالم شکسته
فلک بالی بده پرواز گیرم
در دروازه شیراز گیرم(2)
* * *
بلند بالا به بالات اومدم من
برای حال لبهات اومدم من
شنیدم خال لبهات می فروشی
خریدارش منم چند می فروشی؟
خریدارش منم یک دم بیا پیش
میون عاشقان شرم و حیا نیست(3)
* * *
سحر صبحی برفتم دیدن گل
بدیدم جفت بلبل شاخه گل
زبان زرگری می خواند و می گفت
خدا تا کی کنم صبر و تحمل؟
در بعضی خانواده ها رسم است که شب چله بیشتر در خانه بزرگ خانواده جمع می شوند و تمام میوه ها و خوراکی های زمستانی به علاوه هندوانه و قوت
خدر نبی qUVT-E-XEDER-NABI می خورند.
شب چله شام مخصوص ندارد خربزه هم جزء واجبات نیست انار و به را برای شب چله می گذارند که از قدیم گفته اند: سیب سردی، نار نامردی، به به دستم بده اگر مردی.
انار را یا دان می کنند و یا بیشتر خروس کرده و در ظرف می چینند.(4)
خلاصه همه میوه های زمستانی را روی کرسی یا وسط اتاق چیده دست نمی زنند، تا مرد خانه یا بزرگتر خانواده بیاید و قسمت کند. البته در همه خانه ها همه گونه میوه یافت
نمی شود، یعنی نمی توانند تهیه کنند. فقط در خانواده های متمکن است که ممکن است همه چیز باشد. بچه ها که
می دانند شب چله مهمان به خانه شان می آید با هم دم
می گیرند:
امشب شب چله است
خاله جان سرپله است
و نام هر کس را که دوست دارند بیاید به زبان می آورند:
امشب شب چله
حسن چل سر پله
حسن چل نرو بالا
مامات کرده لالا(5)
شب چله فال گرفتن و مهره انداختن(6) رواج دارد. یکی دیگر از رسوم شب چله فرستادن شب چله ایست که برای عروس عقد کرده می فرستند. به این ترتیب که دختری را که عقد کرده اند و هنوز به خانه بخت نبرده اند خانواده شوهر وظیفه دارند برایش شب چله ای
بفرستند.از میوه هر چه که از قوه مالیشان برآید ولی هندوانه و انار و قوت خدر نبی واجب است. اما برای عروس چنجه(7) هندوانه و خربزه که خودشان درست کرده اند
نمی فرستند بلکه آجیل شور می فرستند به اضافه مرغ و ماهی و
یک قواره پارچه.
این ها را توی سینی و اگر زیاد باشد توی خوانچه
می گذارند و با شیرینی به خانه عروس می فرستند. خانواده عروس هم در عوض چیزی مانند پارچه پیراهنی یا پارچه لباسی یا جوراب برای داماد می فرستند همراه با یک جعبه شیرینی.
شب چله می گویند و می خندند و شبچره می خورند و تفریح می کنند و تا نصف شب می نشینند و شادی می کنند که از فردا دیگر روزها بلند خواهد شد.
پی نویس:
1 - شانی SANI همان شاهانی و طریقه درست کردن آن مانند مویز است فقط فرق آن این است که مویز را از انگور فخری می گیرند و شانی را از انگور شاهانی درست می کنند. «در فارس خرمای شاهانی هم داریم که نوعی است از خرمای مرغوب»
2 - روایت فارسی این ترانه به این شکل است:
سفید مرغی بودم بر شاخ پسته
فلک سنگی زده بالم شکسته
فلک سنگم نزن بالم تو نشکن
غبار بی کسی بر مو نشسته
3 - روایت فارسی این ترانه به این شکل است:
بلند بالا به بالات اومدم من
هوای خال لبهات اومدم من
شنیدم خال لبهات می فروشی
خریدارم به سودات اومدم من
4 -انار تکه، تکه لای ورقه پیه مانند است و چون پوست انار را می گیرند آن تکه ها را درسته جدا می کنند و به هر تکه «خروس» و در تهران قوقوسی qUqUSI گویند.
5 -مامات = مادرت
6 -یک نفر یک کوزه کوچک به نام قوزوله qUZULE می آورد و به همه می گوید می خواهم مهره بریزم هر کس هر چه دارد مثل دکمه، مهره و سنجاق که خودش آن را بشناسد در کوزه می ریزد. بعد در کوزه را آهسته می بندد و زیر ناودان روبروی قبله آویزان می کند. این کوزه یک شبانه روز می ماند. شب چله که همه جمع شدند کوزه را آورده به دست دختر نابالغی می دهند و او را عروس می کنند. دویاق که یک پارچه گلی رنگ است به سر او می اندازند.
او هم کوزه را در بغل گرفته دانه، دانه مهره ها و اشیائی را که در کوزه هست بیرون می آورد، ولی نشان نمی دهد تا شعر خوانده شود. گاه شعری از حافظ و گاه شعر محلی می خوانند. آن وقت عروس مهره را نشان می دهد. مهره مال هر کس بود، شعر هم مربوط به او می شود. گاهی هر یک از حاضران یک شعر می خوانند تا مهره ها تمام شود. این فال خیلی طرفدار دارد.
7 -چنجه CENJE = تخم هندوانه و خربزه
منبع: کتاب جشن ها و آداب و معتقدات زمستان، جلد دو، گردآوری و تألیف سیدابوالقاسم انجوی شیرازی
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی