صفحه 11--30 اردیبهشت 92
برق شیراز.تیمي که از 25 اردیبهشت پا به 68سالگی نهاده و ریشه در دل طرفداران بیشمارش دارد. طرفدارانی که مدتهاست خیلی از آنها حتی دیگر به ورزشگاه هم نمي روند تا با دیدن این روزهای کبود تیم شان، خاطرات شیرین گذشته شان از آلبوم ذهن شان پاک نشود. برق در سالی که گذشت تجربه ای جدید داشت. خصوصی سازی این باشگاه و مالکی که مي خواست نارنجی ها را به جایگاه واقعی شان برساند هم ماحصلی جز سقوط به دسته دوم به همراه نداشت. بر سر این تیم چه آمده است؟ به بهانه 68 ساله شدن برق و برای یافتن پاسخ این سئوال سراغ خلیل صالحی رفتیم. کسی که هم بازیکن، هم کاپیتان، هم مربی، هم سرمربی، هم مدیر فنی، هم عضو هيأت مدیره و هم مدیرعامل این باشگاه
بوده است.
برق شیراز این روزها اوضاع خوبی ندارد. به بهانه 68ساله شدن این تیم مي خواهیم به دلایل این افت فاحش بپردازیم. ابتدا به دورانی برگردیم که با محمد احمد زاده برنامه ای سه ساله برای برق طراحی شد.
بله. این مربی را آوردیم و او هم خدمت زیادی به برق کرد. تعداد زیادی جوان به تیم آورد که هنوز هم فوتبال فارس ثمره آن را مي بیند. هر چند در میانه راه مسائلی به وجود آمد که او رفت و ما هم یاوری را آوردیم.من همین ابتدای عرایضم اعلام کنم که هر آنچه مي گویم فوتبالی است و لطفا" صرفا" در جهت مسائل فوتبالی به آن نگاه شود.اگر حرف از کسی زده مي شود که خارج از محیط فوتبال هم سمت های دیگری دارد من به آن جایگاهش کاری ندارم. در سالی که رهبر معظم انقلاب خواستار حماسه سیاسی و اقتصادی گردیده اند باید دانست فوتبال هم بخشی اقتصادی دارد و هدر دادن بیت المال چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت. به هر حال احمدزاده به جوانانی مانند ایرانپوریان، شهرام گودرزی، آفند و ...بها داد و کار بزرگی را کلید زد هرچند با آمدن آقای یاوری چون او خیلی به جوان ها اعتقاد نداشت این نفرات را به تیم های پایه فرستاد!
*با یاوری در لیگ پنجم ماندید و لیگ ششم را ذوالفقارنسب آغاز کردید.چرا؟
-هيأت مدیره آن فصل برق، یک هيأت مدیره قدرتمند بود. مهندس یوسف پور معاون وزیر نیرو، مهندس گزین مدیر شرکت نیرو ترانس، مهندس رجبی شهردار سابق شیراز، دکتر رحیمي مدیرکل وقت تربیت بدنی فارس و خود من 5 نفر بودیم که در هيأت مدیره فعالیت داشتیم.اواسط لیگ برتر دوره پنجم
( همان فصلی که آخرین بازی ما با استقلال در تهران بود و آبی ها قهرمان شدند) هيأت مدیره دستخوش تغییراتی شد. باید اساس بر هم خوردن شالوده برق را از همان زمان دید. مهندس مشفقیان رییس برق منطقه ای فارس به خاطر دیدگاههای سیاسی ، دکتر رحیمي و مهندس رجبی را از هيأت مدیره خارج و آقایان آبهشت و شایسته نیا را وارد کار کرد.
قبل از بازی های لیگ ششم تیم به اردوی ترکیه رفت.آنجا انگار استارت عزل شما را زدند.
-بله، دقیقا". تیم رفت ترکیه و من ماندم که یارگیری ها را تمام کنم. دو عضو جدید هيأت مدیره با توجه به قولی که به آنها داده شده بود از همان ابتدا برای مدیر عاملی دورخیز کرده بودند. همانجا این بحث آغاز شده بود و از ترکیه برخی دوستانی که همراه تیم بودند برای عزل من تلاش مي کردند.آقای
آیت اللهی دوست من است و برایش احترام زیادی قائلم اما او هم که همراه تیم بود متاسفانه خواسته یا ناخواسته وارد این بازی شده بود.
لیگ ششم را آغاز کردید. 6 هفته و 11امتیاز و رده چهارم حاصل کار شما بود که 24مهر 86 خبر استعفای شما منتشر شد.واقعا استعفا دادید؟
-با آمدن دو عضو جدید به هيأت مدیره کارشکنی ها آغاز شده بود. بودجه تیم را نمي دادند و فشار روی ما زیاد بود.به خصوص آقای شایسته نیا که قول مدیرعاملی به او داده بودند تلاش زیادی مي کرد به این خواسته برسد.ما دو بازی با پیکان در تهران و استقلال اهواز در شیراز را برده بودیم. صبح مهندس یوسف پور تقدیرنامه بلند بالایی برایم فرستاد و از من تقدیر کرد که شما نمونه هستید و ...البته اینجا «نمونه » ها «نه مون» هستند (ماندنی نیستند)مهندس مشفقیان مرا به دفترش دعوت کرد و در حضور خود اعضای هيأت مدیره گفت: من از کار صالحی راضی هستم ولی به دلیل فشارهایی که روی من است باید او را کنار بگذارم.حتی همانجا گفت که این اعضای هيأت مدیره را چه افراد سیاسی قدرتمندی حمایت مي کنند و او ناچار است به خاطر آنها این تصمیم را بگیرد. چند روز قبل از ان آقای کمانه رییس وقت تربیت بدنی فارس به من گفته بود اگر از تو خواستند استعفا بدهی قبول نکن، بگذار برکنارت کنند.خلاصه در آن جلسه خیلی بحث ها شد و با سه شرط مقرر شد من استعفا بدهم. اول اینکه آقای مشفقیان در رسانه ها به صراحت بگوید عملکرد من مقبول بوده و تقدیر کند و دوم مطالباتم را بپردازد و سوم هم اینکه آقای شایسته نیا مدیرعامل نشود. از این سه شرط فقط آخری محقق شد که آن هم به دلیل پشتوانه قویتر آقای آبهشت بود و او از هفته ششم مدیر باشگاه شد. من از هيأت مدیره هم کنار رفتم و آقای فلاح وارد هيأت مدیره گردید.
تنش ها همچنان ادامه داشت؟
-بله، آقای فلاح هم به هرحال حامیانی داشت و حالا جنگ بر سر مدیرعاملی سه مدعی داشت. اختلافات آبهشت و شایسته نیا کار را به جایی رسانده بود که چک ها که باید با امضای آبهشت و شایسته نیا صادر مي شد، صادر نمي گردید و شایسته نیا حاضر به همکاری با مدیرعامل نبود.حتی ذوالفقارنسب یک بار اعلام کرد من شیطان را کنار خودم داشتم! او مي گفت برخی دوستان وقتی برنده مي شویم ناراحتند و تا مي بازیم شاد مي شوند.
همان فصل در نیم فصل دوم تیم باخت های سنگینی داد.دلیلش چه بود؟
-جنگ های داخلی از نیم فصل اوج گرفت و آن نتایج هم متاثر از همین موضوع بود. نگاه سیاسی آقای مشفقیان از همان تغییرات هيأت مدیره آغاز شد و با عزل من ، همه چیز را به سیاست گره زد.شما ببینید از آن زمان هيأت مدیره چگونه شکل مي گرفت؟ چقدر به بعد ورزشی توجه مي شد؟به هر حال آن فصل فصل موفقی نبود و البته حدود 3میلیارد و 600 میلیون هم هزینه شد.
قدرت نمایی ها در هيأت مدیره بدجوری کلید خورده بود انگار. چون آبهشت هم بلافاصله فصل بعد رفت.
-آبهشت به هرحال فوتبالیست بوده و تجارب مدیریت ورزشی داشت.او برای لیگ هفتم یاوری را آورد و تیم را هم خوب بست اما برکنار شد و آقای فلاح آمد.من سالها با آقای یاوری کار کرده ام و مي دانم سبک کارش چگونه است. مدیری را که قبول نداشته باشد به او اجازه کار نمي دهد و خودش همه مسائل مدیریتی را بر عهده مي گیرد. آن فصل هم او اینگونه بود و همه کاره خودش بود و خوب هم کار کرد هر چند در اواسط فصل یک عادت قدیمي اش عود کرد و تیم را به بهانه مدیریت فنی در تیم های ملی رها کرد و رفت و وقتی تاج اعلام کرد که آمدن کلمنته منتفی شده و یاوری هم دیگر سمتی ندارد بلافاصله به برق برگشت!
گفتید عادت قدیمی؟
-بله. او قبلا هم دو بار در دو مقطع با برق همین کار را کرد. یک بار در اواسط فصل رفت ذوب آهن.من احترام زیادی برای او قائلم اما نمي شود تاریخ را تغییر داد. این ها اتفاقاتی است که رخ داده. یک بار هم رفت سپاهان و محمدرضا مهربان کاپیتان برق را هم با خود برد. هر چه خواهش و تمنا کردیم که او را با خود نبرد گفت من تور انداخته ام شاه ماهی صید کرده ام و آن را آزاد نمي کنم! ناگفته نماند در تمام این سالها یاوری برای شیرازی ها خوب کار کرده و البته شیراز هم برای او خوب بوده و هربار مي رفت فراموش شود در شیراز احیا شد.
و فصل ناکامی های برق. لیگ هشتم. تغییرات مربی و سقوط.
-آن فصل برق تیم خوبی نبست. فاصله نفرات نیمکت و یاران اصلی زیاد بود.یزدانی را بی دلیل از دست دادند و شیری هم با قراردادی که مشروط بود رفت به عربستان و البته دیر برگشت.چند مصدوم دادند و تیم به هم ریخت. کم تجربه بودن فلاح هم مشکل ساز شد. همان فصل چند بازیکن خارجی ناکارآمد هم جذب کردند و همه چیز دست به دست هم داد تا برق سقوط کند.تغییرات در کادر فنی هم به فلاح دیکته شد و خودش هم گفته بود که پیوس را تحمیل کردند و عاقبت هم تیم سقوط کرد.در تمام همان دوران و حتی فصل بعد هم اختلافات در هيأت مدیره ادامه داشت و شاهد آن، مصاحبه های تند فلاح بود که علیه هيأت مدیره حرف های زیادی مطرح کرد و جواب هایی هم شنید.
کم تجربگی فلاح را در کجاها موثر دیدید؟
-تیم صدرنشین بود که فلاح آن مصاحبه معروف را کرد که ما تا حالا جرقه بودیم حالا انفجار هستیم. انفجاری که بمبش در بغل خودشان ترکید و برق را نابود کرد. گفت: دیگران بیایند از ما مدیریت یاد بگیرند.هواداران رقیب به ورزشگاه نیایند که ناراحت برمي گردند یا ما دیگر به آسیا فکر مي کنیم.حرفهایی که در کری خوانی هواداری هم جایی نداشت.البته بعدها که برکنار شد در مصاحبه ای گفته بود که نباید آن حرفها را مي زد.آن فصل برق بد هزینه کرد. نه اینکه خدای ناخواسته بگویم سوءاستفاده مالی شد، نه، تجربه نداشتند و لطمه دیدند.
و برق در دسته اول تیمي بست که به دلیل تفاضل گل صعود نکرد.
-آن تیم تیم خوبی بود. قبل از آن و ابتدای فصل داشتند تیم را مي فروختند اما موضوع منتفی شد. آن فصل باید منصفانه گفت فلاح با تجربه تر شده بود. برقی های اصیل را درتیم گرد آورد. غلام پیروانی و کلانتری و عباس زارع و سعید تبری و ....حیف شد آن تیم صعود نکرد و البته فلاح پا به بازی خطرناکی گذاشت.
چه بازی خطرناکی؟
-اولا نقش وزارت نیرو و معاون وزیر در باشگاه به صفر رسید و تنها از وزارت نیرو پول مي خواستد تا خودشان هزینه و مدیریت کنند.همان زمان که برق منطقه ای دنبال فروش باشگاه بود، تقابل هایی در این زمینه صورت گرفت که باعث رویارویی باشگاه و برق منطقه ای شد و در ادامه هم آقای فلاح سراغ استاندار وقت رفت . استانداری که با برق منطقه ای به هر دلیلی زاویه سیاسی داشت. اینها کارهایی بود که مي شد آنها را با تدبیر بیشتر انجام داد.من یک بار همان زمان رفتم دفتر آقای مشفقیان از او خواستم به برق بیشتر توجه کند اما گفت به من چه ربطی دارد؟ برو این حرفها را به استاندار بگو.
پس برکناری فلاح را هم سیاسی مي دانید؟
-دقیقا". او جوری که آمده بود رفت.شما ببینید آبهشت چگونه آمد و چگونه رفت. فلاح چگونه آمد و چگونه رفت.آن زمان یک قربانی مي خواستند و امامي فر که جوانی خوشفکر بود و مي توانست موفق باشد را قربانی کردند.به مصاحبه های آن زمان فلاح نگاه کنید. تندترین حملات را به هيأت مدیره و امامي فر داشت و از مار در آستین پروراندن حرف مي زد.در حالی که یک روز با حکم همین آقای مشفقیان آمده و حالا با همان حکم رفته بود.مگر چه پیشینه ای در برق داشت که نمي خواست از آنجا جدا شود؟شما به من بگویید امروز از شایسته نیا در فوتبال خبری هست؟ این آدم ها با اهرم های غیر ورزشی مي آیند و همانگونه هم مي روند.
بازگشت آبهشت هم در نوع خود جالب بود.
-بله، کسی که معلوم نبود چرا دفعه قبل برکنار شده بود این بار برگشت. هيأت مدیره ای که آن فصل تشکیل شد را ببینید تا دلیل ناکامی های برق را متوجه شوید.کسانی مثل منصوری، حیاتی و محسن پور را چه کسی مي شناخت؟ کجای برق بوده اند؟ کامیاب که داعیه مدیریت ورزش استان را داشت چگونه حاضر شد زیر نظر کسی کار کند که کارش سر دفتری دفترخانه اسناد رسمي بوده و ارتباطی به ورزش نداشت؟آن فصل برق با هزار دردسر در دسته اول ماند و در همین هيأت مدیره هم تفرقه افتاد.برق شده بود خانه احزاب سیاسی و متاسفانه هر روز لاغرتر و نحیف تر مي شد.
بحث مزایده باشگاه مطرح بود.آن هم به سرانجام نرسید.
-بله، آقای کامیاب هر روز با یکی از نماینده های مجلس تماس مي گرفت تا مزایده را منتفی کند.من سئوالم اینجاست که اگر مزایده بد بود چرا خود او سال بعد همه تلاشش را کرد تا برق را بدون مزایده به آقای فارسی بدهند؟اصلا تیم دولتی را مگر اینگونه واگذار مي کنند؟ حالا من نمي خواهم حرف مخالفان او را تایید کنم که مي گفتند تیم را بردند دسته دوم تا خودشان آن را رایگان بخرند.اما مي پرسم حسین فارسی که کارنامه اش در صنعت ساری مشخص بود چرا بدون هیچ تضمینی و به صورت رایگان مالک تیمي شد که شناسنامه ورزش ماست؟
برق یک فصل سخت را گذراند و سقوط کرد.
-مشخص بود اینگونه مي شود. سه نفر از هيأت مدیره استعفا داده بودند.مزایده برگزار شد و مهرداد شکاری برنده شد اما مزایده را باطل کردند. شکاری به من زنگ زد و مشورت خواست گفتم یا همه اختیارات را بگیر یا کنار برو.توجه نکرد و رفت با آبهشت ائتلاف کرد. نتیجه اش سقوط بود و درگیری با تماشاگران.هواداران در برنامه 90 مي گفتند فلان تماشاگر حلب روغن گرفته و ما نگرفته ایم.برق داشت روز به روز کوچک تر مي شد.تیم که سقوط کرد نوبت رفتن آبهشت بود. کامیاب آمد و بحث مالکیت فارسی مطرح شد.
کامیاب قبل از آغاز فصل با شما هم جلسه داشت. در آن جلسه چه گذشت؟
-به من گفت بیا به عنوان عضوی از هيأت مدیره کار کن تا برق احیا شود. گفتم نقش خود تو چیست؟ گفت من مي خواهم رییس هيأت فوتبال استان شوم و از آنجا به شما کمک مي کنم.گفتم اگر تفکرات سیاسی نباشد مي آیم که بعد مشخص شد او همه کارها را به خاطر خودش کرده. بدترین اتفاقات در برق افتادو 7بازی آنها سه بر صفر شد اما او مي آید مي گوید من فضای فوتبال را نمي شناختم. اگر نمي شناختی چرا آمدی؟ پس خدا رحم کرد فوتبال استان دست تو نیافتاد.اینکه عذر بدتر از گناه است.وقتی افرادی هستند که برای شهرت خود روزنامه اجاره مي کنند تکلیف معلوم است.
اتفاقات انتخابات هيأت فوتبال هم در برق تاثیر داشت؟
-صد در صد. آقای کامیاب رفته بود در جناح اداره ورزش و علیه آیت اللهی بود. تقابل داشتند. الان هم طبیعی است وقتی نام کامیاب در پرونده تبانی مي آید آیت اللهی دفاعی از او نمي کند.آن دعواها ربطی به برق نداشت اما برق را هم وارد دعوا کردند و نتیجه اش شد سقوط به دسته دوم.قرار بود درآمدزایی کنند . هر روز خطابه و مقاله داشتند اما وقتی آمدند گفتند درآمدزایی ممکن نیست.درآمدزایی شد جذب بازیکن پولی؟شد فروش نارنج های باشگاه و آهن آلات سکوها؟متاسفانه چند پیشکسوت خوشنام را هم آوردند و مقابل دیگر پیشکسوتان قرار دادند تا برای خودشان کارنامه درست کنند. آنها را هم سوزاندند.آقایان علیه آبهشت موضع مي گرفتند بعد خودشان او را به باشگاه آوردند.ادعای مدیریت ورزش استان و فوتبال استان را داشتند اما از پس یک باشگاه برنیامدند و کاری کردند که در تاریخ ثبت مي شود.
اگر بخواهیم جمع بندی کنیم باید گفت از نظر شما ، تصمیمات سیاسی مشفقیان و تغییرات مدیران و آمدن آدم های بی تجربه ریشه اصلی ناکامی ها بود. حالا برای احیای برق چه باید کرد؟
-باید ابتدا دولت تکلیف را معلوم کند. اگر تیمداری دولتی ممنوع است برای همه باشد. اگر ممنوع نیست برای برق هم بودجه تعریف کنند.کار را دست خود برقی ها بدهند. دایه های مهربان تر از مادر به اندازه کافی با برق
پز داده اند و کارنامه برای خودشان ساخته اند. بگذارند دلسوزان برق وارد گود شوند. منظورم خودم نیست. خیلی ها هستند که مي توانند کمک کنند و برق را به جایگاه واقعی خود برگردانند.این تنها راه موجود است.
حرف پایانی؟
-خطاب به دوستانی که هنوز دنبال مدیریت برق هستند مي گویم در خلوت خود به این فکر کرده اید که چه بلایی بر سر برق آوردید ؟ تماشاگران آن کجا رفتند؟آیا آنها شما را مي بخشند؟ برق هر چه مي کشد از دست کسانی است که نگاهشان صرفا" سیاسی بوده و هست.انگار برخی ها ماموریت داشتند برق را نابود کنند.عملکرد و کارنامه شما مورد ارزیابی قرار مي گیرد و تاریخ را نمي شود عوض کرد.مطمئن باشید برق با توجه به ریشه ای که در عمق فوتبال کشور دارد خشکیده نمي شود، جوانه ها بار دیگر به دست خود برقی ها تبدیل به درخت تناور مي شود .اما کاش آن روز دیر نباشد.در فضای سیاسی چیزی جز دعوا نصیب هواداران نمي شود. برق را دست برقی ها بدهند. خودم را نمي گویم. بگذارند برای برق فوتبالی تصمیم بگیرند. هر کس جوابی برای این حرفها دارد حاضرم با او رو در رو مناظره کنم.بیایند فوتبالی حرف بزنند و جواب بشنود.نه به کسی توهین کرده ام نه بی احترامی. عملکرد آنها را نقد کرده ام و مي توانند دلیل بیاورند که مقصر نبوده اند.هر چند معتقدم قصه پر غصه برق را مهندس شرقی که مدتهای زیادی را متن کار بود بهتر از هرکسی مي تواند روایت کند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی