جایگاه علمدار کربلا
 در باور مسلمانان

پیش درآمد:
روز جانباز مصادف شده است با ولادت حضرت عباس­بن علی (ع) که ما شیعیان بیشتر ایشان را به نام ابوالفضل می­شناسیم.
نگارنده در نظر ندارد در این کوتاه نوشتار از دلاوری­ها، شجاعت­ها، جوانمردی­ها و نهایتاً جانبازی­های این بزرگمرد تاریخ اسلام در کربلا سخنی به میان آورد چرا که هر آنچه بنویسند و بنویسیم به اندازه قطره­ای از باور مسلمانان به ویژه شیعیان نمی­تواند آثار ایمانی ایجاد نماید لذا بهتر آن دیدیم مختصراً به جایگاه و آثار روانی و ایمانی اشاره داشته باشیم که ناشی از بیان تاریخ در جانفشانی و جوانمردی ایشان است...!
و اما بعد:
از خردسالی به یاد دارم که باغات بی­حصار و دیوار را نشانه­ای بود بدین صورت که چند سنگ کوچک و بزرگ در ارتفاع 40 الی 50 سانتیمتر روی هم می­چیدند به جای حصار! این سنگ­چین­ها که معمولاً عرضی بیش از 20 سانت نداشتند گاه با توفانی شدید و یا عبور چارپایان فرو می­ریخت اما عابرینی که از کنار آنها می­گذشتند فوراً سنگ­ها را دوباره روی هم گذاشته و می­گذشتند چرا که در باور گذشتگان این سنگ­چین­ها دلالت داشت بر این که مکان بیمه ابوالفضل (ع) است. هر کس به محصول یا شاخ و برگ درختان و گیاهان اینجا دست درازی کند سر و کارش با ابوالفضل (ع)
است!
در اصطلاح عوام نام این سنگ­چین­ها کِلِه حضرت عباس بود!
از این که بگذریم از دیرباز تاکنون در روابط عمومی و ارتباطات مردمی و حتی در معاملات قسم حضرت عباس از هر کس و هر جا به معنای پذیرش صداقت و حقیقت بود و تخطی از آن گناه بزرگی محسوب می­شد و می­شود که کمتر کسی حاضر است زیر بار آن رود!
سفره حضرت عباس و زیارت این باوفای تاریخ هم جایگاه ویژه خود را دارد و حتی شیعیان و ایرانیان خارج از کشور هم که با فرهنگ غربی خو گرفته­اند بعضاً هنوزا هنوز به این نام و سفره ابوالفضل برای گشایش کارهایشان باور دارند که جسته گریخته خوانده، دیده و یا شنیده­ایم!
در فرهنگ بنی­هندل «راننده­ها» نیز جایگاه ابوالفضل برای یاری گرفتن و تأسی جستن، جایگاهی درخور تأمل است و شعارهایی که جلو یا پشت و بدنه اتومبیل و روی برچسب­ها با نام ابوالفضل (ع) مزین شده حکایت از یک باور بزرگ دارد!
فراتر از همه این اعتقادات و باورها کار کارستانی است که این عزیز باوفا در سخت­ترین شرایط برای دلجویی و تسلی تشنگان کربلا به ویژه کودکان انجام داد و با شجاعتی بی­نظیر از میان لشکریان تا دندان مسلح یزید عبور کرد و خود را به آب رساند و علی­رغم تشنگی شدید جرعه­ای ننوشید تا آنکه خود را به دیگر تشنگان برساند که دنباله داستان را همه می­دانیم و ذکر آن اطاله کلام است...!
امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یاران باوفایش هر کدام در مقام و جایگاه خود بین خدا و شیعیان جهان به ویژه ایرانیان از محبت و باور شایانی برخوردارند و گاندی نیز در شمه­ای از بیان زندگی­اش امام حسین (ع) را الگوی مقاومت و حق­طلبی تلقی کرده و اعتراف کرده است که از ایشان درس گرفته است.
بی­مناسبت نیست که دلاوران عرصه پیکار در جنگ تحمیلی ایران و عراق و در مقابل تهاجم دشمن بعثی با نام این بزرگوار و باور قلبی به ایشان به خیل دشمن می­زدند و با نام عباس و ابوالفضل (ع) علمداری می­کردند و پرچم ایران را بر فراز قله­های بلند به اهتزاز در می­آوردند!
او هر دو دستش را برای هدفی بزرگ در راه جهاد و هدف غایی
 داد هر چند شربت شهادت نوشید و به جاودانه­ها پیوست اما به جانباز شهرت یافت تا جانبازان جنگ تحمیلی در سایه­سار آن سرو بلند و آزاد، خاطره­ها و دلاوری­های خود را در باور خود مرور کنند و بدانند که ان الله لا یضیع اجر المحسنین...
«خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی­کند!»
آثار مثبت روانی، دینی، اجتماعی و حتی بعضاً سیاسی اعتقاد به جنگاوری و جوانمردی این یگانه تاریخ امروز بیش از هر زمان
دیگری می­تواند در تربیت جوانان ما مفید و مؤثر باشد.
این چشمه جوشان و ذخیره امامت و رهبری را در هیچ یک از مکاتب ادبی و سیاسی نمی­توان یافت. باوری که آثار آن در هنگام دفاع می­تواند از بمب­های اتمی که دشمن خودساخته از آن بیم دارد هم اثرگذارتر باشد!
بکوشیم در اخلاق فردی و اجتماعی این سنت­ها و باورهای مثبت را حفظ کنیم و با نام این بزرگان بازی نکنیم و آنها را وجه­المصالحه مطامع خود قرار ندهیم چرا که گوهر پاک قابل فیض است و این فیض سرمایه زایایی است که تمامی ندارد و آثار و برکات آن می­تواند از بسیاری خلافکاری­ها و جرایم پیشگیری نماید.
یادم هست یکی از زندانیان سیاسی که در سال 50 توسط ساواک دستگیر شده بود در زیر شکنجه­های قرون وسطایی لب به سخن نگشود، اما وقتی رگ پنهانی او را پیدا کردند و قسم حضرت عباس به او دادند زبان باز کرد!
این باور بزرگی است که چه بسا در شرایط حساس کنونی، چندان التفاتی به آن نمی­شود. اما هنوز در باور مردم ما ابوالفضل (ع) همان ابوالفضل و شیرمرد کربلاست.
ولادت این عزیز بر جانبازان با کرامت گرامی باد. 
ان­شاءالله