سرمقاله 5 خرداد 92
خواب جنگافزارها در خاور نزدیک
محمد عسلی
نرمافزارها بیدارند و فعال و امواج را به بازی گرفتهاند تا به هر لحظه حریمهای حرمت را بشکنند و ذائقههای فریب خورده را به شوکرانی سمی در جام بلورین، خوردنی جلوه دهند. این جامها مقدمه بیهوشی است تا از خودبیگانگیها استمرار یابند و مرکب تیزپای الیناسیون از روی اجساد کشتگان عبور کند. کشتگانی که هر چند نفسی میکشند و زنده مینمایانند، اما مردگانی بیش نیستند که فرار خود را در زیر درختان سرو به قد و قامت میآرایند با خوشحالی به پاس اسارت داوطلبانهای که آن را مقدر خود میدانند.نرمافزارها بیدارند و جنگافزارها در خواب به استراحت دلمشغول و قلب باورها را در هارمونی ضربانی که داغ داغ میتپد به دندان نیش خشم کشند. و ما دعا میخوانیم و ردا میپوشیم شاید درهای خانهها را بر روی امواج ببندیم غافل از آنکه سفره ذهن خانهها به مرور از باورها خالی میشوند و عشق به زندگی دیری است در آینههای رنگین و در فضای مجازی روح جای پا باز میکنند.
نرمافزارها بیدارند و سختافزارها آماده برای روز واقعهاند. در گرماگرم سرعت برق و نور آیسیها را به جدال میطلبند وقتی امواج پرسرعت گوشیهای همراه در دستان خردسالان ابتدایی اصول بازی خشونت را به اسباب سادهای پیوند زدهاند. ساده مانند ابرو در هم پیچیدنی برای تغیّر و پشت کردنی به نشانه تکبر.
و حال این است روزگار ما در دمادم پیدایی آب در مریخ یا نمایش طوفانهای خورشیدی در کهکشان راه شیری.
عربهای اروپانشین که سهم خود را از پستان گاز و نفت به آن سر دنیا لولهکشی کردهاند و در رستورانهای خوشنشین جز به بالا و پایین خود نمینگرند دیری نخواهد پایید که به گلوله توپی تبدیل شوند برای شلیک به سمت چاههای خالی نفت و گازی که حریصانه برای پر کردن خلأ دهان بلع گشودهاند.
این پایان زمین نیست، اما پایان دورهای از سیاست است که تاریخ در گرده عوضکردنی به تعلل نرمافزارهای تحریک را محرک سختافزارها کرده است تا خواب جنگافزارهای انبار شده را بر هم زند.
مسلماً فردا روز دیگری است همانکه عروس خاورمیانه را به کوچ اجباری تانک تشویق کرد و آن عروس مهروی دلربا در هنگامه حمله نهنگها گم شد و توریهای سفید پرعطر و بوی آن به سرخی گرایید تا روسیاهی شب بر پیشانی بریدگان از لذت به دنبال راه بهشت بر سر دشمنان گلوله ببارند و در فضای ناآرام ذهنشان طبل جنگ بنوازند.
و ما در این عالم وانفسای بیداری و خوابزدگی که زندگی در تعارض با عریضههای مشکوک، همساز و دمساز شده است روح لطیف هوا را به سموم نفس چهارچرخهها میآلاییم و اندک نفس باقیمانده را روی صندلیهای انتظار به مداوا دعوت میکنیم هر چند 7 سال حضور تحمیلی خمپارهها و راکتهای شناور را در آسمان بیدفاع تجربه کردهایم و بر مرگ و میر زنان و کودکانمان سخت گریستهایم.
و حال برای انتخاب بهترینها از جمع تأیید شدگان به فردا میاندیشیم. فردایی که «مردی از خویش بیرون آید و کاری بکند.»
و هنوز نمیدانیم جنگافزارهای در خواب کی و از کجا شیپور بیدارباش میزنند تا بار دیگر در سرزمینهای سوخته برای درصد بالایی از بیکاران غرب، شرق مأمن طلایاب شود و زرادخانهها گستردهتر از دیروز به کار خود ادامه دهند.
اما به خوبی میدانیم که نرمافزارها در جنگ نابرابر نرم چگونه امواج ناباوری را برای ناباروری به کار میگیرند و عشق لطیف امیدزا را به هوسهای آنی یأسآور تبدیل میکنند.
باید کاری کرد. بر امواج سوار شد. افسار آن را گرفت. از جهنم جنگ رهانید و به سمت و سوی گندمزارها برد تا در چشم مهتاب شاهد شکوفایی روح سبزینگی بود.
باید در کنار شقایق، سرخی شفق را به سپیدی فلق پیوند زد. باید دوباره به خود بازگردیم. به آب، به چشمه، به درخت و به اصالت روح آرامی که از ناآرامی به جوش آمده و دیگر سینهمان را در هرم بخار غفلت سوزانده است.
با خدا آشتی کنیم تا از ابر هدایت ما را نصیبی به از این باشد و در تلاطم سیال واژههای سرگردان گیج نشویم.
باید به وحدت اندیشید. به یکدلی، به یکرنگی و به بیداری بیقید و شرطی که آزادی و استقلال را از درون به برون بروز دهد تا آرایش کمال یابی در شخصیت فرد فرد ما شکل بگیرد و هراس را به هر دلیل از دل بیرون برد و درهای دل را به روی امواج مسموم ببندد هر چند درهای خانه باز بمانند و حصارها برداشته شوند آن زمان دیگر دشمنی ما را تهدید نمیکند و جنگافزارها برای همیشه در خواب میمانند.
+ نوشته شده در 2013/5/26 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی