صفحه 5--6 تیر 92
در روایات معصومین(ع) من جمله
امام جواد(ع) سه چیز بیان شده که هر مؤمنی به آن احتیاج دارد. در ادامه مطلب به شناخت و بررسی این موارد می پردازیم.
اولین نیاز مؤمن
انسان در انجام كارهاى خیر، نیاز به عنایت و توفیق از جانب خداوند بزرگ دارد و تا توفیق الهى شامل حال او نشود، به انجام كارهاى خداپسندانه موفّق نخواهد شد. بر این اساس به خاطر موفّقیت در برنامهها و رسیدن به اهداف عالى، لازم است از خداوند درخواست كنیم، به ما توفیق عنایت كند تا رسیدن به هدفهاى مهم و ارزنده براى ما، امكان پذیر و آسان شود.
حضرت جواد الائمّه(ع) مىفرمایند: انسانِ مؤمن به سه چیز محتاج است:
1 - توفیقى كه از جانب خداوند به دست آورد.
2 - از طریق نفس خود، موعظهگر خود باشد.
3 - نسبت به كسى كه او را نصیحت مىكند، حالت قبول و پذیرش داشته باشد.
بنابراین، توفیق الهى یكى از نیازهاى هر فرد مؤمن است؛ زیرا اراده و قدرت بر انجام امور خیر، علّت تامّه براى تحقّق آنها نیست. براى تحقّق كارهاى پسندیده - گذشته از تصمیم و توانایى -
احتیاج به توفیق الهى نیز دارید و در صورتى كه توفیق خداوند شما را یارى نكند، امكان انجام كارهاى خوب وجود ندارد.
خداوند از قول حضرت شعیب مىفرماید كه او به قوم خویش چنین فرمود:
«من اراده ندارم مگر اصلاح را به قدرى كه استطاعت دارم و توفیق ندارم، مگر به كمك خداوند».(هود / 88)
این فرمایش دلیل بر آن است كه استطاعت و قدرت در انجام كارها كافى نیست، بلكه توفیق خداوند نیز مورد نیاز است. لطف و توفیق پروردگار باید قوّت و قدرت انسان را تكمیل كند وگرنه توانایى انسان، به تنهایى مشكل گشا نیست.
با این بیان نه تنها افراد معمولى بلكه بزرگان و اولیاء خدا، در صورتى در انجام كارهاى خیر موفّق مىشوند، كه از جانب خداوند توفیق آن را پیدا كنند.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) توفیق را به عنوان بهترین راهنما معرّفى مىفرمایند؛ زیرا همان گونه كه گفتیم در اعطاء توفیق، قدرت اجرائى اجبارى نهفته نیست؛ به این لحاظ گاهى خداوند توفیق را به ما عنایت مىكند، ولى ما آن را از دست داده و ضایع مىسازیم.
بنابراین این نکته را فراموش نکنیم که براى رسیدن به اهداف عالى معنوى، علاوه بر تصمیم و اراده، باید از نیروى توفیق نیز بهرهمند باشید. توفیق داراى عنوان راهنما و جنبه ارشاد است. به این جهت گرچه علّت تامّه براى موفقیّت نیست، ولى در تحقّق آن داراى نقش اساسى است.
ما گذشته از آن كه موظّف هستیم براى كسب توفیق دعا كنیم، باید در راه به
دست آوردن آن، با كوشش و تلاش سعى كنیم با ضعف و سستى و ارتكاب گناه، توفیقات فراهم شده را از دست ندهیم.
راه جستن ز تو هدایت از او
جهد كردن ز تو عنایت از او
جهد بر تو است و بر خدا توفیق
زآن كه توفیق و جهد هست رفیق
واعظ نفس خودت گر باشی
سعی کنیم محاسبه اعمال و رفتارهایمان را در همه جا داشته باشیم، در خرج کردن هایمان، در به دست آوردن هایمان، در نشست و برخاست هایمان حتی در هیاهوی رابطه ها، دوستی ها و دشمنی ها، در میان جمع اطرافیانت، در کنار عقاید و نظرات و اندیشه های متفاوت، بد نیست گاهی سری به خلوت تنهایی خود بزنیم؛ از قالب آدم مدنی و اجتماعی غرق در رابطه ها، رفت و آمدها و داد و ستدها در بیاییم و خودِ خودمان بشویم؛ تنهایِ تنها؛ خود و خدای خود و آن وقت نفس را بر ترازوی محاسبه بگذاریم و سنگینی توشه مان را بسنجیم. در خودمان دقیق شویم و زیبایی و زشتی روح را، زلالی و زنگار گرفتگی دل را و همه خوبی ها و بدی هایمان را در آیینه دین ببینیم و بنگریم که در کجای این عالم ایستاده ایم، چه میخواهیم، تا به حال چه کرده ایم و چه باید بکنیم.
وقتی از این محاسبه نفس به جامعه برگردیم، بیدارتر و هشیارتر خواهیم بود و پله های کمال را بهتر خواهیم پیمود و همراه خوبی خواهیم بود، برای آن هایی که همراه ما هستند.
این جمله امام علی(ع) را حتماً شنیده اید که فرمود: «زیرک ترین و هوشیارترین انسان ها، کسی است که خود را به حساب بکشد و برای بعد از مرگ خود کار کند.»
مردی پرسید: «ای امیرمؤمنان! چگونه نفس، خود را به حساب بکشد؟» امام(ع) فرمود: «وقتی صبح کرد و سپس شب آن روز فرا رسید، به خویشتن باز گردد و خطاب به خود بگوید: ای نفس! امروز روزی بود که بر تو گذشت و هرگز دیگر باز نمی گردد و خداوند از تو سؤال می کند که این روز را در چه راهی به پایان رساندی؟ چه کاری در آن کردی؟ آیا خدا را به یاد آوردی و او را ستودی؟ آیا نیازهای مؤمنان را برآوردی؟ آیا رفع اندوه از مؤمنی کردی؟ آیا در غیاب مؤمن، نزد اهل و فرزندانش آبروی او را حفظ کردی و پس از مرگ او، آیا آبرویش را در میان بازماندگانش نگه داشتی؟ آیا از غیبت و بدگویی پشت سر مؤمن خودداری کردی؟ آیا مسلمانی را یاری کردی؟ تو در این روز چه کردی؟ اگر در پاسخ گفت، کارهای نیک انجام دادم؛ خدا را حمد و سپاس کن و تکبیر بگو، به خاطر توفیقی که نصیب تو شده است و اگر گفت، امروز گناه یا کوتاهی کردم، از درگاه خداوند استغفار و طلب آمرزش کن و تصمیم بگیر که دیگر تکرار گناه نکنی.»(وسائل الشیعه، ج 11، ص 379)
تا به حال چند بار این سؤال ها را از خود پرسیده ایم؟
مثل کاسبان و فروشندگان با خود رفتار کنیم؛ که همیشه حساب دخل و خرج و سود و زیانشان را دارند ؛ که اگر این گونه نباشد، ورشکستگی نتیجه کارشان است و هدر رفتن سرمایه شان.
یادمان باشد که این عمر را به رسم امانت به ما داده اند و روزی هم که امانت را از ما بازپس گیرند، سؤال می کنند که چگونه امانتداری کردی؟ هنوز هم فرصت هست. فکر کنیم در محضر خدا ایستاده ایم و روز یوم الحسره است. خطاهایمان را پیش رویمان آوریم، غفلت های گذشته و خسران های زندگی مان را.
اگر بخواهیم، می توانیم از آنانی باشیم که دفتر و کتاب عمل هایشان را گشوده اند، هر روز خودشان را محاسبه می کنند، با دقت که برای هر کار کوچکی که کرده اند، از خود حساب می کشند.(نهج البلاغه، خطبه 222) و چه نیک اند اینان که خداوند درباره شان فرمود: «ای بندگان من که در راه من جنگیدید و در راه من کشته شدید و آزار دیدید و در راه من جهاد کردید، به بهشت درآیید» و آنان بدون حسابرسی به بهشت وارد می شوند.(کنز العمال، ح 16635) که اینان همین جا، در همین سرای فانی، نفس خویش را محاسبه کرده اند.
واعظ نفس خودت گر باشی
خیر و خوبی به برت می بارد
حقوق فرد نصیحت کننده
شاید روزگار استثنا نداشته باشد که هر انسانی اگر با خود خلوت کند، می بیند که یک عده ای او را پند و اندرز داده و نصیحت کرده اند. حافظ، سعدی و دیگران در اشعار خود نصیحت کرده اند. پدر و مادر، معلم، استاد و خیلی افراد دیگر هستند که ما را نصیحت می کنند، اما اینکه ما در مقابل آنها چگونه باید باشیم، سخن آنها را بپذیریم یا نپذیریم، نصیحت ها به چند دسته تقسیم می شود. آیا هرکسی چیزی گفت باید بپذیریم یا خیر؟
برای پاسخ به این سؤال مهم، رساله
امام سجاد(ع) چراغ راهنمای خوبی است. آنجا که ایشان فرمودند:
حق کسی که تو را نصیحت می کند این است که در برابر او نرمخو، متواضع و شنوا باشی و به گوش جان گفته های او را بشنوی. به نصیحت او نگاه کن، اگر موافق با ثواب و درستی بود، بپذیر و خدایت را از این بابت سپاسگزار باش. اگر موافق با ثواب و درستی نبود، برای او طلب رحمت بکن، اما او را متهم نساز. این را بدان که در خیرخواهی کوتاهی نکرده بلکه خطا کرده است. اگر در مظان اتهام قرار گرفت، به سخنانش اعتماد نکن.
امام سجاد(ع) به ما که مورد نصیحت دیگران قرار می گیریم و می خواهیم حرف آنها را گوش کنیم، راه و روش می آموزند. امام می فرماید که نصیحت کننده یک حقی دارد. حق او تنها این نیست که از او تشکر کرده و یا حرف او را تصدیق کنیم. نباید در برابر فردی که نصیحت می کند واکنش بد نشان دهید. در برابر او تواضع و فروتنی داشته باشید، به گونه ای که حس کند واقعاً حرف او را می پذیرید.
منبع: تبیان
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی