صفحه 6--6 مرداد 92
اکران فیلم «گذشته»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی همزمان شد با بخش رقابتی جشنواره کن که با تمجید اکثر نمایندگان رسانهای حاضر در این جشنواره همراه بود. فیلمی که از اقبالهای زیادی برخوردار بود تا بتواند نخل طلای کن را تصاحب کند، اما در نهایت توانست بهترین بازیگری زن برای «برنیس بژو» و همچنین جایزه کلیسای جهانی را به دست آورد.
ششمین ساخته این کارگردان ایرانی که همزمان با کشورمان در بیشتر نقاط دنیا نیز توزیع و اکران شده است، توسط شرکت فرانسوی «ممنتو فیلم»
تهیه و تولید شده که باید گفت این اولین فیلم ایرانی است که توزیع وسیع جهانی دارد و بی شک موفقیتی بی نظیر برای سینمای ایران و اصغر فرهادی محسوب میشود. اصغر فرهادی کارگردانی است که نه تنها در ایران، بلکه در دنیا صاحب جایگاه مناسبی است و فیلمهایش نیز در جشنوارههای داخلی و خارجی جوایز متعددی را دریافت و وجههای جهانی برای سینمای ایران و خود کسب کرده است.
اصغر فرهادی نام آشنای همه سینماگران و سینمادوستان است چه در زمان مناظرههای تلویزیونی نامزدهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری که از او و سینمایش به عنوان سفیر فرهنگی ایران یاد کردند و چه آن هنگام که به عنوان متفکر سال 2012 برگزیده شد و چه آن موقع که «ژان کلود کاریر» یکی از مهمترین فیلمنامه نویسان امروز جهان سینما که نامش با «لوئیس بونوئل» گره خورده از فیلم اخیرش، گذشته تعریف و تمجید کرد.
فیلمهای اصغر فرهادی علاوه بر کارگردانی در زمینه فیلمنامه نویسی هم حائز جوایزی شده است. جدا از کارگردانی و تسلط فرهادی به موضوع، میتوان به نقش مؤثر این کارگردان باتجربه در خلق شخصیت و شخصیت پردازی عالی و همچنین شیوه فیلمنامه نویسی که منطبق با فرهنگ و شرایط کنونی ایران است اشاره کرد.
در این شیوه نگارش تمرکز بر جزییات، نگاه عمقی به شخصیتها و سیر منطقی و طبیعی در روایت داستان از نکات بارز این گونه فیلمنامه نویسی است که باعث شده ماجراها به شکل زیر پوستی گسترش پیدا کند و تماشاگرش را به جای اینکه متوجه نتیجه کند، به فرایند رسیدن به نتیجه متمرکز میکند و طبعاً او را از قضاوتهای نادرست برحذر میدارد و این ویژگی و توانایی فرهادی است که آنها را به زبان سینما در آورده و به تصویر کشیده است.
فرهادی در فیلمهای قبلیاش نیز موفق بوده و توانسته است آن موضوعات و نگاه خاص خود را به مخاطبش انتقال دهد.
«رقص در غبار، شهر زیبا، چهارشنبه سوری، درباره الی، جدایی نادر از سیمین و گذشته» شش فیلمی است که تاکنون فرهادی دنیای خود، تفکرات و اندیشههای خود را در آن نمایان ساخته و موفق به کسب جوایز متعددی از جشنوارههای داخلی و خارجی نیز شده است.
فیلم «گذشته» به نوعی ادامه جدایی نادر از سیمین به عنوان درامی قوی و کاملاً هنرمندانه است که یک رابطه پیچیده را به تصویر کشیده است. ماری با بازی «برنیس بژو» از احمد شوهر سابقش میخواهد تا از تهران به پاریس باز گردد تا از هم طلاق بگیرند. البته قانوناً نیازی به حضور احمد در پاریس برای طلاق نیست. ولی ماری اصرار دارد تا با حضور در پاریس با او خداحافظی تلخی داشته باشد. ماری که فرانسوی است برای ملاقات او به فرودگاه میآید. البته او اتاقی در هتل برای احمد رزرو نکرده و او مجبور میشود در خانه ماری اقامت کند. احمد و ماری چند سالی است که از یکدیگر جدا شدهاند و «سمیر» اکنون همسر ماری است. در این شرایط حضور احمد در خانه و اصرار ماری به ماندن وی «سمیر» را در شرایط سختی قرار میدهد و...
این فیلم تا حدودی از مضمون فیلم قبلی فرهادی، جدایی نادر از سیمین الهام گرفته که بر پایه مرگ عشق و همچنین ایدههایی درباره زندگی خانوادگی و صمیمیت در جهان است که داشتن و زندگی کردن در یک خانواده بحران زده در آن به امر عادی این جوامع تبدیل شده است.
در این فیلم فرهادی سعی کرده است نشان دهد که انسان چگونه سعی میکند ناامیدی و خشم نشأت گرفته از طریق انتخابهای غلط را در زندگی جدید توجیه کند. فرهادی با یک فیلم جذاب که در عین حال یک اثر ابتکاری نیز محسوب میشود یک رابطه عاشقانه را میان ماری (برنیس بژو) و احمد (علی مصفا) و سمیر
(طاهر رحیم) نشانه گرفته است. موضوع ارتباط بین آدمها مخصوصاً در واحد کوچکی مثل خانواده، در همه فرهنگهای انسانی و جغرافیایی، دغدغه مشترکی است. برای همین در فیلم، نماهای لانگ شات دیده نمیشود. بلکه بیشتر نماها، مدیوم شات و کلوزآپ هستند. نماهایی که بیشتر داخلی و بسته گرفته شدهاند. در واقع مکان رویداد، هر چند شهر پاریس است اما ما هیچ نمایی از شهر نمیبینیم و بنابراین این ماجرا میتواند در هر شهر دیگری از جهان رخ دهد و متعلق به زمان و مکان خاصی نباشد. فیلم قصد دارد از گذشته پیچیده احمد و ماری رمزگشایی کند. ورود احمد به زندگی ماری، با درخواست خود وی صورت میگیرد. براساس سیر خط ماجرا و اتفاقات داستان و با توجیه اطلاعاتی که فیلم به تماشاگر میدهد گذشته روابط ماری، سمیر و لوسی (دختر ماری و احمد) آرام آرام مشخص میشود و از ابهام در میآید.
فرهادی در این فیلم میخواهد ما را به تحمل یک رابطه ناکام و عاشقانه برده و دردها و عواملی که آن را تحت تأثیر قرار میدهند به ما نشان دهد.
آنچه در مورد این فیلم درام، بسیار قابل توجه است اهمیت ویژهای است که فرهادی به پدیده عذرخواهی داده است.
هر کدام از شخصیتها در موقعیتهای مختلف میتوانستند کوتاه بیایند و اتفاقات به سمت و سویی دیگر سوق پیدا کند. مهم ترین آنها اختلاف زن سمیر با کارگرشان است که
بگو مگوهای آنان وی را راهی بیمارستان میکند و به حالت کما درمیآورد و اختلافات دیگر شخصیتها نیز به نوعی با این حادثه گره میخورد.
گذشته، یک فیلم درخشان و پیچیده است که نقش آفرینی آن بسیار قابل توجه است. این فیلم همچنین مجموعهای به هم پیوسته از جزییات دارد با داستانی غیر قابل پیش بینی. البته ساختار روایی این فیلم از پیش تعیین نشده است و دارای تعلیق زیاد است و در آن عناصر ملودرام و تراژیک به خوبی نشان داده شدهاند.
فرهادی به ملودرام مسلط است و میداند چگونه احساسات تماشاگرش را به غلیان در آورد.
اگر فرهادی در فیلمش به جزییات فراوان نپرداخته بود نمیتوانست فیلمی چنین باورپذیر بسازد. یکی از ویژگیهای فیلمهای فرهادی باورپذیری و ملموس بودن بسیار عالی شخصیتها و روایت پردازی است. با تمام آنچه در فیلم روی میدهد، میتوان این طور نتیجه گرفت که عنوان گذشته برای فیلم به این معناست که بازگشت به زمان سپری شده بسیار خطرناک است.
فرهادی فیلمسازی است که به گفتوگو بسیار اهمیت میدهد.
در این فیلم نیز گفت وگو نقش بسزایی دارد. حجم گفتوگوها بسیار زیاد است. یکی از راههای ایجاد هماهنگی بین این عنصر (گفتوگوها) با دیگر عناصر فیلم، ایجاز است. ایجاز حاصل اطمینان به هوش تماشاگر است و مسوولیت کشف جزییات و ظرایف به او واگذار میشود. فیلمی که به شدت بر ریزهکاریهای روان شناختی و اخلاقی در فیلمنامه متکی است.
میزانسنها، بازی گیری از هنرپیشگان و به ویژه از کودکان و نوجوانان فیلم، فرهادی را به عنوان فیلمسازی مسلط مطرح میکند که توانسته است ترکیب خوب و هوشمندانهای از یک فیلم منتقدپسند و در عین حال تماشاگرپسند به وجود آورد.
جنس اثر، قصهگو و معماگونه است و داستان با درام روایت میشود و مخاطب با یک معما و یا معماهایی روبرو میشود که با پیشرفت داستان همراه با شخصیتها سعی در پیدا کردن پاسخ این معماها میکند. این معما یا معماها حاصل پنهان بودن واقعیتی است که تماشاگر دوست دارد به آن دست پیدا کند. تماشاگری که عادت کرده است تا به رفتارهای روزمره و جزییات بی اهمیت رفتارهای شخصیتها، توجه بیشتر داشته
باشد.
موضوع روابط بین آدم ها فارغ از جنسیت شان بستر اصلی مضمون فیلم بوده و غالباً این موضوع در یک واحد اجتماع کوچک به نام خانواده که مثالی است از یک اجتماع بزرگتر، مورد توجه واقع شده است. در واقع در فیلمهای فرهادی بیش از آنکه رابطه زن و مرد اهمیت داشته باشد، نفس رابطه است که اهمیت دارد و شکل مییابد.
برخی از منتقدان و صاحب نظران سینمایی فیلم اخیر فرهادی را، کم اهمیت تر از جدایی نادر از سیمین قلمداد کردهاند. شاید بتوان دو دلیل عمده برای آن ذکر کرد: یکی زبان فیلم است که به زبان فرانسوی تهیه شده است و با طبع تماشاگری که ناچار است آن را از طریق زیرنویس دنبال کند از لذتهای زبانی و همچنین کشف و شهودهای بازیگری غافل میکند و نمیتواند به طور جامع و کامل ارتباط بگیرد و نکته دیگر شاید سیر منطقی ماجراها باشد که بسیار شبیه جدایی نادر از سیمین است. موضوع هر دو درباره طلاق است و پیامدهایی که به وجود میآورد و کنشها و واکنشهای شخصیتها که در جاهایی مشابهت زیادی با جدایی نادر از سیمین پیدا میکند. اگر در جدایی نادر از سیمین زبالهها در راه پله، کارکرد ویژهای در گره گشایی ایجاد میکند، لکه روی لباس در گذشته نیز همان کارکرد را بازگو میکند و...
اما فرهادی فیلمسازی است که به همه زوایای کارش از فیلمنامه نویسی، کارگردانی، بازیگری و... مسلط است و میداند چگونه تماشاگرش را با یک تعلیق 2 ساعته مواجه سازد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی