«مفاتیح­الارزاق»یا کلید در گنج­های گهر
تألیف: محمد یوسف نوری (قرن 13)
مقدمه، تنقیح و توضیح: هوشنگ ساعدلو  و همکاری مهدی قمی نژاد، ناشر: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی 1383
معرفی: ابوالقاسم فقیری


به لطف دوست گرامی «عبدالرحیم ثابت» سه جلد کتاب مفاتیح­الارزاق به دستم رسید. کتاب را دیدم، خواندم و لذت بردم. نکاتی در کتاب دیدم که حیفم آمد از آنها بی­بهره بمانید.
بد نیست ابتدا با محمد یوسف نوری، مؤلف کتاب، آشنا شویم. در پیشگفتار کتاب در این باره چنین می­خوانیم:
مؤلف کتاب شخصی به نام محمد یوسف نوری از مستوفیان عهد ناصری در شیراز است. محمد یوسف اهل «نور» مازندران است که در دوره فرهاد میرزا معتمدالدوله جزو مستوفیان حکومتی بود. وی مدتی به کار دیوانی پرداخته، سپس به زراعت که آن را شغل انبیاء می­دانسته مشغول شده است. دلیل آنکه خانواده محمد یوسف از مازندران به شیراز کوچ کرده و در آن مسکن گزیده­اند، آن است که قاجاریه در ابتدا از استرآباد برخاسته بودند. در دستگاه آنان  از اول در تهران و یا در ایالات محل حکمرانی شاهزادگان قاجار، مازندرانیان نفوذ کلی داشتند.
از زندگی مؤلف اطلاع زیادی در دست نیست. در «فارس نامه» ناصری و «آثارالعجم» فرصت­الدوله شیرازی با آنکه معاصر مؤلف بوده­اند ذکری از وی نکرده­اند. در «حدیقه الشعرای» سیداحمد دیوان بیگی شیرازی، که حاوی شرح احوال و گزیده مفصلی از شعر شاعران ابتدای قرن دوازدهم تا اوایل قرن چهاردهم هجری است، شرح کوتاهی از زندگی محمد یوسف نوری آمده است.
دیوان بیگی زادگاه محمد یوسف را شیراز و اصل او را از نور مازندران قید می­کند و می­نویسد که به سفر حج مشرف شده، مردی فاضل و اهل خط و کمال بود. هم از انشاء بهره داشته هم از حساب و استیفاء (شغل و وظیفه مستوفی) و در امور زراعت صاحب نظر بود. قول او را در مسایل زراعت بر اقوال دیگر ترجیح می­دادند. فرهاد میرزا او را «شیخ المصدقین» لقب داده بود.
او در علم فلاحت هم کتابی نوشته که من آن را ندیده­ام، اما اهل فضل از آن کتاب ستایش می­کنند. محمد یوسف طبع شعری هم داشته که گویا اشعار او به سبب اختلاف وارثان از میان رفته است. سال فوت او را 1302 هجری قمری قید می­کنند.
شاید در میان عواملی که موجب گمنام ماندن محمد یوسف نوری شده سه عامل را با اهمیت تلقی کنیم:
اول آنکه دانشمند و اهل علمی چون او نمی­خواسته در دستگاه شاهزاده­ای چون فرهاد میرزا، که مردی مغرور، متکبر و تندخو بود، خدمت کند.
دیگر آنکه به سبب سرگرم شدن به تألیف مفاتیح الارزاق ترجیح می­داده که به جای نشستن در محافل شعر و ادب، وقت خود را صرف تدوین کتاب خود کند و سوم آنکه مردی شهرت طلب نبود و علاقه­ای به نام و شهرت نداشت.
کتاب حالت کشکولی دارد که مطالب متنوعی در آن دیده می­شود و این است مطالبی که برای شما برگزیده­ایم:
علت پدید آمدن جشن سده
هوشنگ، که او را پسر چهارم آدم صفی(ع) دانند، در کوه «اصطخر» فارس، ماری را بدید و چون او هرگز مار ندیده بود متعجب شده و گفت:
جمیع جانوران تابع ما آدمیانند، همانا که این جانور دشمن ماست که سر از خط اطاعت ما کشیده است.
سنگی برداشته قصد آن مار کرد. مار گریزان شده در زیر خس پنهان شد و چون سنگ به جانب او انداخت، سنگ خطا شده بر سنگ دیگر آمده و از ملاقات حَجَرین (دو سنگ) آتش جسته در آن خس­ها افتاد و مار بسوخت.
چون آتش علم زد، هوشنگ چون هرگز آتش ندیده بود که از سنگ ظاهر شود، از هوش برفت و بعد از افاقت (بهبود یافتن) گفت: همانا که این نور خداست که دشمن ما را هلاک کرد. پس از آن قَبَسی (شعله) برداشته بر سر کوه اصطخر برافروخت. از آن عصر پرستش عنصر نار (آتش) در میان فارسیان شیوع یافت.
و آن شب جشنی فرمود و آن شب را سده نام گذاشت.
(مفاتیح­الارزاق، جلد اول، ص 132)
شعری از ابن یمین
دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو
دو تای جامه اگر کهنه است اگر از نو
به چار گوشه ایوان خود به خاطر جمع
که کس نگوید از اینجای خیز و آنجا رو
هزار مرتبه بهتر به نزد ابن یمین
زتاج و مملکت کیقباد و کیخسرو
(مفاتیح الارزاق، جلد اول، ص 496)
شعری از ناصرخسرو
گویند بر کنار چناری کدوبنی
بر رُست و بر دوید به زودی بر او به بیست؟
پرسید از او چنار که «تو چند ساله­ای»؟
گفتا که هست سال من افزونتر از دویست
گفتا به بیست روز من از تو گذشته­ام
با من بگو کسالت تو از برای چیست؟
دادش چنار پاسخ کای یار دلپذیر
امروز با توام نه خصومت نه داوریست
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست؟
(مفاتیح­الارزاق، جلد دوم، ص 716)
درخت سرو
سرو به سه قسم می­باشد: آزاد، سهی و ناز.
«آزاد» سروی را گویند که راست رود و آن را با این اعتبار آزاد گفته­اند که از قید کجی، ناراستی و پیوستن به شاخ دیگر فارغ است و بعضی گویند هر درختی که میوه ندهد آن را آزاد نامند چون سرو میوه نمی­دهد به این سبب آزاد باشد.
به سرو گفت کسی میوه­ای نمی­آری
جواب داد که آزادگان تهیدستند
و جمعی گفته­اند که هر درختی را کمالی و زوالی است، چنان که گاهی پر برگ و تازه است و گاه پژمرده و بی برگ و سرو را هیچ یک از اینها  نیست و همه وقت سرو تازه است و از این علت­ها فارغ و این صفت آزادگان است.
«سهی» سروی باشد دو شاخ و شاخه­های آن راست می­باشد و سهی به معنی راست آمده است.
«ناز» سرو نورسته را گویند. چه ناز به معنی نورسته هم آمده است و سروی را نیز گویند که شاخه­های آن به هر طرف مایل باشد، برخلاف سرو آزاد. به هر حالت، قامت خوبان و قد دلبران را به سرو تشبیه کرده و گفته­اند: که چون قریب به ربیع شود که آفتاب خاوری نزهت افزای برج حمل شود، اشجار سرو هر یک قامت خود بدون تحریک محرکی به حرکت در آورند که محسوس و مشهور شود و گرد و غبار و شاخه­های خشک شده که در جوف دارند به دور افکنند.
(مفاتیح­الارزاق، جلد دوم، ص 716)
قطعه­ای از کمال­الدین اسماعیل اصفهانی
خواستم از خادم مطبخ حساب
بره­ای کان کشت و بر سه پایه بُرد
گفت بر رسم فدی1 کان سود توست
حشو آن همسایه بی مایه بُرد
پیه گُرده حاجی سقا گرفت
شیردان را گُنده پیر2 دایه بُرد
گفتمش دل را کجا بردی که نیست
گفت دل را دختر همسایه برد
(مفاتیح­الارزاق، جلد سوم، ص 465)
با این دو رباعی مطلب را به پایان می­بریم:
در طینت آدمی خدا حرص نهاد
زان است کَفَش بسته در آن وقت که زاد
وانگه که مرد پنجه­اش یافت گشاد
یعنی که مرا نیست به کف جز از باد
* * *
یاد داری که وقت آمدنت
همه خندان بدند و تو گریان
آن چنان باش که وقت رفتن تو
همه گریان شوند و تو خندان
(مفاتیح­الارزاق، جلد سوم)
پی­نویس
1 -فدی= گوسفند قربانی شده
2 -گُنده­پیر= پیر سالخورده
؀فیŊԾေ'Ⳑ 튘 کنیم و باید سیاست‌هایی را اتخاذ کنیم که به کیفیت کمک کند که از جمله این سیاست‌ها، تزریق منابع، تجهیز دانشگاه‌ها و زیرساخت‌های علمی و همچنین توسعه ارتباط علمی
دانشگاه‌ها با دنیاست.
توفیقی تاکید کرد که همچنین باید دقت بیشتری بر روی استانداردهای ورودی و خروجی در دانشگاه‌ها داشته باشیم که دانشجو با چه شاخص‌هایی وارد دانشگاه شده و چگونه از آن خارج می‌شود.
سرپرست وزارت علوم درباره احتمال تغییر در معاونت‌های وزارت علوم، گفت: من در تغییر معاونت‌ها همیشه به ضرورت‌ها اکتفا می‌کنم. البته بعضا خود معاونت‌ها علاقه‌مندند که در این مجموعه حضور نداشته باشند که تابحال چند مورد هم در این باره شنیده‌ام که طبیعی نیز به نظر می‌رسد.
وی با بیان اینکه معاونان حال حاضر وزارت علوم از دوستان، همکاران و بعضا هم رشته‌ای‌های من بوده‌اند، تصریح کرد: من به همه آنها احترام می‌گذارم، اما در عین حال باید قبول کنیم هر وزیری که روی کار می‌آید، ضمن احترام به دستاوردهای قبلی، می‌خواهد که نوآوری‌های خودش را نیز داشته باشد که این موضوع در همه دوره‌ها نیز وجود داشته است، بنابراین متناسب با سیاست‌های خودش، همکارانش را انتخاب می‌کند و این موضوع نباید هیچ‌گونه بی‌احترامی تلقی شود.
؀୘ڂ⎐توفیقی، سرپ