ایران می­خواند
محمد عسلی
وقتی در ایران انقلاب شد، بعضی سیاسیون آن را قیامی مذهبی خواندند که چونان قیام سربداران فروکش خواهد کرد. بعضی­ها رفرمی تلقی کردند که با اصلاحاتی چند چونان رفرم ششم بهمن­ 41 تب تظاهرات خیابانی را پایین خواهد آورد. و بعضی کشورها چون آمریکا و انگلیس بر این خیال بودند که رهبران مذهبی انقلاب توان و تجربه آن را ندارند که بر کشورهای اسلامی تأثیرگذار باشند و بتوانند آثار و میراث 2500 ساله شاهنشاهی را تحت­الشعاع ایدئولوژی و افکار اسلامی خود قرار دهند و خطراتی جدی برای منطقه و امنیت آن ایجاد کنند... اما هیچیک از این تحلیل­ها درست از آب درنیامد. انقلاب پیروز شد، شاه رفت و واژه شاه هم از بسیاری بارهای معنایی حذف شد چنانکه عرق­فروشی در شیراز برچسب عرق شاتره را به تصور آن که شاه دیگر خریدار ندارد به شاه سابق تره تغییر داد و شاه شاطر هم به گونه­ای دیگر در افکار عوام حذف گردید. این مطلب شوخی نیست و طنز هم نباشد. چرا که نگارنده شاهد دعوایی در این میانه بوده­ام میان نانوایی با مشتری در سال­های 57-58.
و اما بعد.
انقلاب اسلامی ایران که برای قدرتمندان و بویژه کشورهای استعمارگر نخست تهدیدی به حساب نمی­آمد و حتی تحلیلگران سیاسی هم در حد تقدیر بدان امیدی نداشتند، خود را به جایی رساند که امروز با گذشت 34 سال از پیروزی بسیاری از تحولات جهان فعلی و نیز خاورمیانه را متأثر از آن می­دانند بدین دلیل که مقابل آن کشورهای اروپایی، آمریکا و نوچه­های عرب آنان صف­آرایی کرده­اند و اعراب تاکنون میلیاردها دلار هزینه خرید سلاح و مهمات کرده و در باج­دهی به کشورهای غربی گوی سبقت از یکدیگر ربوده­اند.
این صورت ظاهر قضایاست. آنچه بواقع در میان ملت­های جهان و به ویژه مسلمانان روی داده، همان بیداری اسلامی است که با اعلام خطر جامعه­شناسان، آمریکا پیش­دستی کرده، طرح خاورمیانه جدید را در اوایل ریاست جمهوری اوباما مطرح نموده است.
و امروز که تخت و بخت امیران کشورهای نفت­خیز منطقه در جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا به خطر افتاده، بسیاری از شاهان دست نشانده فرار را بر قرار ترجیح داده و یا توسط ملت­ها به زیر کشیده شده­اند...
امروز ترکتازی­های پیدا و پنهان غرب برای تضعیف و تنبیه مردم به پا خاسته از حد و حدود گذشته روی آتیلا، هیتلر و چنگیز را سفید کرده، کشتی­های تجاوز خود را از روی جوی­های خون مردم بیگناه عبور می­دهند و سرگردانی را به گونه­ای هدایت می­کنند که تفرقه و جدایی و نفاق و چندرویی، ملت­های انقلابی را از اهداف خود دور کرده است.
به عنوان نمونه سرگذشت مردم مصر در روزها و هفته­های اخیر و جنگ تروریستی تحمیل شده به سوریه و عواقب ملت­های لیبی، یمن، تونس، بحرین، لبنان، عراق، افغانستان، پاکستان نمونه­هایی است از آینه تمام­نمای ترفندها و سیاست­های غرب و چله­نشینی شرق که در مقام دفاع روسیه و چین چونان وال­های خوابیده در عمق به خود تکانی می­دهند و این تنها ایرانست که می­خواند، سرود فتح و می­نمایاند راه و می­گشاید دست­های حمایت را هر چند خود درگیر ستم و تحریم همه جانبه است و زخم­های بیشماری بر تن دارد.
با این تحولات و تغییرات چه کس می­تواند انکار کند که دیگر روزنه­ای از امید به انقلابات کمونیستی و یا ادعای لیبرال­ها در قالب حمایت از کاپیتالیسم نیست.
مصونیت امروز ما در برابر تمامی فشارها، تهدیدها، تطمیع دشمنان داخلی و خارجی و برچسب­های تروریستی مولود مقاومت، صبوری، شجاعت و بیداری ماست و این مصونیت است که ثبات سیاسی و امنیت درونی و بیرونی را برای ما رقم زده است و تجربه­ای که از انقلاب و جنگ تحمیلی 8 ساله آموخته­ایم، تا جایی که از گردنه­های سخت و باتلاق­های مخوف عبور کرده، گلوگاه­های راهزنان جهانی را شناسایی و در قله رفیع ثبات ایستاده­ایم.
این سخن بدان معنی نیست که تحریم­ها، ندانم کاری­های بعضی مدیران، عدم برنامه­ریزی­های کارشناسانه، فشاری بر ما وارد نکرده و باید خوش­خیال بدانچه کسب کرده­ایم در خواب غفلت بمانیم. بلکه برعکس امروز، ما در مرحله عبور از یک تجربه تاریخی به آزمونی دیگر هستیم که نه فقط برای ملت خودمان حیاتی و حساس و سرنوشت ساز است. بلکه ملت­های مسلمان دیگر هم چشم امید بدین انقلاب و عواقب و نتایج آن دارند.
ملتی که در دوره ستمشاهی دولتمردان آن غلام حلقه به گوش آمریکا و انگلیس بودند و برای گریز از مجازات و مکافات خیانت­ها بدانها دلبسته، امروز دشمنی چون آمریکا را مقابل خود دارد. این دشمنی نشانه­ای از قدرت انقلاب و مردم ماست چرا که هر چقدر کشوری قوی­تر باشد دشمنان قوی­تری نیز خواهد داشت. اگر ما تن به تسلیم داده بودیم نهایتاً چون ترکیه می­باید تسلیم فرامین غرب می­شدیم و اگر حرف و حدیثی در مخالفت با اسراییل غاصب می­داشتیم و یا سیاست­های ستمگرانه آمریکا را به چالش می­کشیدیم، فوراً حمایت­ها قطع می­شد و مردم را بر علیه ما می­شوراندند تا به هر بهانه­ای تغییر سیاست حاصل شود. اما مردم ما که از میانه آنها رهبران و مسئولین نظام انتخاب شده­اند آنچنان بیدارند که به دنیا بفهمانند دست قدر قدرتان زورگو را خوانده­اند و تحریکات آنها کاری از پیش نخواهد برد.
ایران دیروز خوش خواند، امروز هم می­خواند و فردای بهتر هم از خواندن نخواهد ماند. این آواز رهایی است و نه آغاز آن. بکوشیم خردمندانه و داهیانه اهداف را پیش بریم و بعضی اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم تا هزینه عبور از این راه پرفراز و نشیب کم و کمتر گردد.
والسلام