صفحه 5--7 شهریور 92
بخش سوم و پایانی
فارس: برای نمونه فعل ماضی در بسیاری از کاربردهای خود صرفاً به قطعیت و تردیدناپذیری وقوع یک حادثه فرا زمانی آن اشاره دارد. نمونههای این نوع افعال در قرآن فراوان دیده میشود که معمولا دستورپژوهان و مفسران در توجیه آن به زحمت فراوان افتادهاند. در واقع تقسیم افعال بر مبنای زمان، امری الزامی و تغییر نشدنی نیست و چه بسا بتوان تقسیمهای دیگری، متناسب با ساختار دستوری زبان عربی، پیشنهاد کرد.
تفاوت دیگر در ارائه معیارهای کیفی و کمی است. در نحو سنتی، بیشتر نقشهای زبانی به صورت کیفی تعریف میشوند و فراوان پیش میآید که در تشخیص نقش یک واژه در جمله، امکان اطلاق بیش از یک نقش بر آن وجود دارد، در حالی که نقشها در نحو نوین کاملاً کمی تعریف شدهاند و امکان آمیختگی بین آنها بسیار کمتر است.
برای نمونه مجموعه وسیعی از نقشها در نحو سنتی زبان عربی با نام مفعول شناخته میشوند؛ در حالی که هیچ وجه مشترکی بین برخی از آنها با برخی دیگر وجود ندارد. این نقشها در نحو نوین هر یک جداگانه تحلیل شدهاند و برخی به صورت متمم و برخی قید به شمار میروند و هر یک جداگانه تبیین و تحلیل میشوند.
نمونه دیگر نقش موصول است که فاقد معنای مشخصی در نقشهای دستوری است، در حالی که موصول در نحو نوین به صورت ادوات ربط بین جملات معرفی میشود.آشنایی با نحو در زبانشناسی نوین به پیشرفت و گسترش نحو عربی انجامیده و افزون بر آن در ترجمه قرآن نیز نقش مهمی ایفا کرده است، زیرا یکی از مشکلات ترجمه، شناسایی و تحلیل درست نقش هر کلمه و یافتن معادل دقیق آن در زبان مقصد است.
3ـکاربردشناسی: دانش پراگماتیسم به کاربرد زبان و ارتباط آن با ابعاد مختلف زندگی بشر میپردازد. برای مثال از جمله زیر میتوان دو برداشت متفاوت کرد: «تنبیه حسن، بی مورد بود» میتوان در یک جا حسن را فاعل در نظر گرفت و در جای دیگر حسن را مفعول خواند.
دانش کاربرد شناسی، به شکل مشخص روی چنین مواردی کار میکند که البته چنین مواردی در زبان بسیار زیاد است. دانش کاربردشناسی در تحلیل آیات متشابه و نیز آیات مشتبهات میتواند سودمند واقع شود، زیرا تشابه خیلی از آیاتی که آنها را متشابه میدانیم، ناشی از وجود پیچیدگی معنایی نیست؛ بلکه ناشی از وجود یک ساختار مشخص است که امکان فهم بیش از یک معنا در آن وجود دارد. کاربردشناسی با تحلیل بافت درونی و بیرونی متن و جایگاه قرارگیری عبارت مورد نظر درون متن به حل این نوع مشکلات زبانی یاری میرساند.
4ـ زبان شناسی تاریخی: سیر تاریخی پیدایش زبان و سیر گسترش آن را مطالعه میکند. زبان یک پدیده «پویا» و نه «ایستا» است. بنابراین ساختارهای گوناگون آن ممکن است در طول تاریخ دگرگون شود و ساختاری به جای ساختار دیگر بنشیند. شناسایی این تحولات در فهم متون کهن نقش و اهمیت فراوانی دارد.
برای نمونه به ساختار «ی» نسبت در قرآن اشاره میکنیم. موارد کاربرد این ساختار در قرآن کمتر از تعداد انگشتان یک دست است؛ اما امروزه در زبان عربی، استفاده از «ی» نسبت بسیار زیاد است. بنابراین در اینجا یک تفاوت آشکار مشاهده میشود و زبان دچار دگرگونی شده است. ساختاری که قبلاً به کار نمیرفت، اکنون فراوان به کار میرود. زبان شناسان تاریخی در این موضوع به این مسئله میپردازند که اگر «ی» نسبت نبود، نیاز به «ی» نسبت که بود. پس عربزبانان به جای «ی» نسبت از چه چیزی استفاده میکردند؟ جایگزین «ی» نسبت در قرآن «من بیانیه» است. به دلیل اینکه این ساختار متداول نبود، امکان استفاده از «ی» نسبت هم خیلی زیاد در قرآن نبود. زبان شناسی تاریخی، تأثیر زیادی در مطالعة دانش بلاغت و نقش مهمی در فهم و تفسیر قرآن دارد. در حوزة نقد حدیث و نقد قرائات نیز مؤثر است.
5ـ ریشهشناسی: دانش (Etymology) به شناخت ریشههای کلمات میپردازد و معادل آن در دانشهای سنتی ادبیات عرب «علم الاشتقاق» است. ریشهشناسی مانند دیگر شاخههای زبانشناسی، دانشی کاملا تجربی است و ریشه واژگان را بر مبنای مستندات تاریخی استخراج میکند و سیر پیدایش و پیشرفت آنها تحلیل میشود. در ریشهشناسی تنها به سیر دگرگونیهای ریشه درون یک زبان بسنده نمیشود و پیشینه آن در زبانهای دیگر نیز دنبال میشود. معادل آن در علوم قرآنی «معربات» یا به اصطلاح جدید «واژگان دخیل» است.
ریشهشناسی تأثیر بسیار زیادی در دانش مفردات قرآن و در پی آن در دانش تفسیر دارد و ممکن است دانش تفسیر را کاملاً دگرگون سازد و به طور خاص در مفردات قرآن تأثیر بگذارد و به واسطه مفردات، تأثیر خود را در حوزة تفسیر بگذارد. مطالعات به نسبت فراوانی در حوزه ریشهشناسی واژگان قرآنی هست که متاسفانه تعداد کمی از آنها به فارسی برگردان شده است. کتاب واژگان دخیل «آرتور جفری» از معروفترین منابع در این حوزه است که در کتابنامه آن نیز به منابع متعدد دیگری در این موضوع میتوان دست یافت.
6ـ معناشناسی: دانش (Semantics) به پیدایش معنا و سیر پیشرفت و دگرگونیهای آن میپردازد و روابط معنایی بین مفاهیم مختلف را شناسایی و شبکهای از معانی مرتبط به هم را استخراج میکند. معناشناسی به ویژه در تفسیر موضوعی قرآن نقش فراوانی دارد، زیرا این امکان را فراهم میکند که روابط معنایی مفاهیم مختلف قرآنی را به شیوهای روشمند استخراج کنیم و از این روابط به نظریهای در موضوع مورد بحث دست یابیم. کتاب «مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن» ایزوتسو از نمونههای بارز این نوع مطالعات است.
نکته جالب توجه در این کتاب آن است که مفاهیم مختلف اخلاقی در قرآن در ضمن یک شبکه معنایی گسترده دیده شدهاند که ما را سرانجام به نظریهای قرآنی در موضوع نظام اخلاقی میرساند. ویژگی مهم دیگر رهیافت معناشناسانه این پژوهش آن است که روابط معنایی بین مفاهیم قرآنی بر اساس معیارهای علمی قابل قبولی بر مبنای شناسایی روابطی چون جانشینی، همنشینی، تضاد و .. استخراج شدهاند و به ندرت به منابع لغوی بسنده شده است.
یکی از مشکلات جدی منابع لغوی در زبان عربی، فاصله به نسبت دراز بین تاریخ تدوین آنها و عصر نزول قرآن است. این فاصله که دگرگونیهای فراوانی را در زبان عربی شاهد بوده است، موجب بیاعتمادی پژوهشگران به منابع لغوی میشود. از این روی اگر بتوان روشی معتبر در فهم روابط معنایی به کار گرفت که در آن به خصوص منابع لغوی بسنده نشود، تحول و اعتبار بیشتری به مطالعات قرآنی بخشیده خواهد شد.
طاهره صدیقیان، مترجم: برای تغییرات فرهنگی باید منتظر بمانیم
ایبنا: طاهره صدیقیان، که ترجمه جدیدترین کتاب «تریسی شوالیه» را به تازگی به پایان رسانده است درباره تغییرات در زمینه مسایل فرهنگ و ضابطهمند شدن ممیزی کتاب گفت: معمولا کتابهایی را برای ترجمه انتخاب میکنم که با وجود وضعیت ممیزی کتابها مشمول حداقل اصلاح شوند اما به هر صورت برای به وجود آمدن تغییرات در این زمینه باید منتظر بمانیم.
صدیقیان از به پایان رساندن ترجمه کتابی از تریسی شوالیه با عنوان «آخرین فراری» خبر داد و درباره وضعیت این روزهای کشور در حوزه فرهنگ گفت: معمولا کتابهایی را برای ترجمه انتخاب میکنم که مشمول کمترین حذف و اصلاح شود و خودم هم سعی میکنم در هنگام ترجمه به محتوای کتاب لطمه نزنم. همین شیوه سبب شده تاکنون تمامی کتابهایی که به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فرستادهام مجوز انتشار بگیرند.
مترجم کتاب «دختری با گوشوارههای مروارید» افزود: در تمام این سالها شاهد بودم که ایرادهای عجیب و غریبی از کتابها گرفته شده که نویسنده یا مترجم فکرش را هم نمیکند. برای مثال آخرین کتابی که با ترجمه من چاپ شد «کاترین کبیر» نام داشت و رمانی تاریخی در حدود 850 صفحه بود که در آن زندگی کاترین کبیر در قالب یک رمان و بر اساس مستندات تاریخی روایت میشد.
وی ادامه داد: این کتاب به دلیل اطلاعات تاریخیاش اثری بسیار دشوار برای ترجمه بود و بعد از ترجمه حدود 50 مورد اشکال از آن گرفته شد؛ در حالی که در زمان ترجمهاش در هیچ موردی نیاز به اصلاح حس نکرده بودم. متاسفانه این ایرادها از کلماتی بود که من هیچ جایگزینی برای آنها سراغ نداشتم که بتواند مفهوم اصلی را به درستی به خواننده منتقل کند. دست بردن در آثار تاریخی در واقع مخدوش کردن بخشی از تاریخ است و همین اصلاحیهها سبب میشود انگیزه مترجم از بین برود.
روند ممیزی کتابها نیز موضوع دیگری بود که صدیقیان به آن پرداخت و گفت: من کتابی داشتم که بیش از دو سال در انتظار مجوز انتشار بود و از سوی دیگر جواب بسیاری از آثارم خیلی زود و در دو یا سه ماه اعلام شد و کتاب به چاپ رسید. با این حال من نگران کتابهای خوب و ارزشمندی هستم که به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فرستاده و در میان کتابهای دیگر دفن میشوند.
صدیقیان با بیان اینکه نگاه بررسهای کتاب اغلب سلیقهای است اظهار کرد: کتابهایی بودند که فهرستی از ایرادهای آن برای اصلاح به من ارایه شدند و بعد از اصلاح آنها، موارد جدیدی مشخص شدند که در مرحله نخست بیان نشده بودند. این دوبارهکاریها و ایرادهایی که دلیلی منطقی برای آنها نمیتوان یافت از مواردی هستند که برای اهالی قلم آزاردهنده است. مترجم کتاب «سهشنبهها با موری» افزود: ظاهرا بررسی کتابها تا حدی شانسی است و بستگی به این دارد که کتاب را چه کسی میخواند. به عقیده من بررسهای کتاب باید دارای سواد تخصصی در این حوزه باشند و از اعمال سلیقه خود در روند نظارت پرهیز کنند. این مترجم با ابراز نگرانی از وضعیت آینده حوزه فرهنگ کشور گفت: من ترجیح میدهم روش خودم را در انتخاب کتابها ادامه دهم و آثار کم اصلاح شده را ترجمه کنم.
وی درباره کتاب «آخرین فراری» که چند روز پیش به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فرستاده شده است توضیح داد: این رمان درباره زمان بردهداری آمریکاییهاست و نویسنده روایتگر ماجراهایی است که در پی این بردهداری روی میدهد. در این رمان تاریخی رواج بردهداری بین شمال و جنوب آمریکا نشان داده شده است. در این داستان نوعی راهآهن زیرزمینی وجود دارد که افرادی با استفاده از آن به بردهها کمک میکردند فرار کنند و راه را به آنها نشان میدادند و حوادث داستانی بر اساس همین موضوع شکل میگیرند.
«آخرین فراری» آخرین رمان تریسی شوالیه در سال 2013 منتشر شده است.
صدیقیان متولد سال 1328 است و تاکنون آثاری چون «گرگ سفید»، «شوالیههای بدنام»، «شبح شاه» و «ارباب کمان نقرهای» نوشته دیوید گمل، «سیاه و کبود» اثر آنا کوئیندلن، «ملکه اسیر» اثر آلیسون وبر و «کفشهای آبنباتی» نوشته ژوان هریس با ترجمه وی راهی کتابفروشیها شدهاند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی