صفحه 6--18 شهریور 92
علی بابا ربیعی
لئوناردو داوینچی
در دوره تجددخواهی یا رنسانس که حد فاصل بین قرون وسطی و اعصار جدید است، مردی به وجود آمد که در پرتو وجود او رنسانس به کمال رونق و شادابی خود رسید، این مرد لئوناردو داوینچی است.
داوینچی که تولد او 1452 و وفاتش 1519 در فلورانس بود به علت آثارش و تلاش در نهضت عظیم علمی و هنری و اجتماعی که به دوره رنسانس معروف است لقب (مرد رنسانس) را گرفته بود. در قرون 14 و 15 و 16 ایتالیا مرکز افکار جدید هنری بود و افکار تجددخواهی و نوگرایی از ایتالیا به فرانسه و اسپانیا و آلمان و انگلیس راه یافت و در این کشورها دانشمندان و مشاهیر بزرگی به وجود آمدند که همه میدانستند که باید ذهن خود را از غل و زنجیر افکار قرون وسطایی که دوران ظلمت و تاریکی بود، آزاد سازند.
مغزهای متفکر و نافذ و دستهای هنرمند و اعجازآفرین در پرتو حمایت و تشویق صاحبان ثروت، ثمرات جاودانی به وجود آوردند. برای مثال خانواده مدیسی ایتالیایی اولین نفراتی بودند که در جهان، بانکداری را تأسیس کردند و از راه بانکداری و تجارت، ثروت هنگفتی به دست آوردند و آنها بیدریغ به هنرمندان نیز کمک مالی شایانی میکردند و لئوناردو داوینچی که در غالب علوم و هنر نبوغ داشت از همه بیشتر از کمک مالی و تشویق آنها بهره برد و توانست نبوغ خود را به کمال رساند.
لئوناردو فرزند نامشروع یک صاحب محضر ثروتمند بود که در سال 1452 در شهر «وینچی» در نزدیکی فلورانس به دنیا آمد، مادرش روستایی و کاترینا نام داشت. پدرش بهترین وسایل تعلیم و تربیت را برای او فراهم ساخت. داوینچی در جوانی در سال 1470 میلادی نزد «آندریا دل و روچیو» پیکرتراش مشهور آن زمان به شاگردی پرداخت.
لئوناردو استعداد شگفت انگیزی در مشاهده داشت. در سال 1500 در فلورانس به دربار «سزار بورژیا» رفت و نقاش دربار شد و در سال 1505 به دربار لویی دوازدهم پادشاه فرانسه رفت و در 1516 نقاش دربار فرانسیس پادشاه فرانسه گردید و در فلورانس چهار سال تمام از عمر خود را صرف تابلو معروف خود «مونالیزا» یا لبخند ژوکوند نمود که این تابلو معروف ترین و گران بهاترین اثر هنری تاریخ بشر میباشد.
لئوناردو در سال 1483 به شهر میلان به دربار «دوک لود و ویکواستوزا» رفت و نقاش و مدیر نمایشی او شد و کلیسای جامع میلان را ساخت و بر دیوار صومه «سانتاماریا دل گرازی» تابلو مشهور خود را به نام شام آخر در سال 1498 تا 1495 نقاشی کرد.
لئوناردو علاوه بر نقاشی و پیکرتراشی و مهندسی و معماری در موسیقی نیز آهنگهایی ساخته و آثار ادبی بزرگی به وجود آورده است. همچنین در رشته علمی به تحقیقات و تفحصات گران بهایی پرداخته و در پزشکی حتی به کالبد شکافی نیز پرداخته، هر چند کالبد شکافی مورد ایراد کلیسا قرار گرفت، اما او در کالبد شکافی بسیار جلو رفت و به بررسی آوندهای خونی و گردش خون دست یافت. او به بررسی سنگها و سنگوارهها و نحوه پیدایش آنها پرداخت و مخصوصاً آزمایشهای زیادی برای اختراع هواپیما کرد ولی به عللی ناموفق ماند. او در صدد بود تا یک زیر دریایی بسازد و خلاصه این نابغه بزرگ که بهره هوشی او را تا 260 هم نوشتهاند با هوش و استعداد فوقالعاده شگفت انگیز خود میتوانست همه مردم را بخنداند و او یک قهرمان و یک هنرمند تمام عیار و همه فن حریف بوده است.
گوتنبرگ
گوتنبرگ چاپخانه دار آلمانی و کاشف چاپ با حروف سربی متحرک در شهر مایانس 1400-1468 میلادی به دنیا آمد و وفات کرد. او در استراسبورگ مقیم شد و به امور مربوط به چاپ سنگی پرداخت و موفق به ساختن حروف متحرک سربی گردید که در نتیجه آن، در امر چاپ تحولی بزرگ ایجاد گردید. او نخست کتاب انجیل را چاپ کرد که به انجیل 42 سطری معروف است. چاپ انجیل گوتنبرگ آغاز سیل انطباعات جدید در دنیای باختر زمین محسوب میگردد و این واقعه از نظر اهمیت بسیار مهم است. زیرا در نتیجه اختراع دستگاه چاپ به وسیله گوتنبرگ است که در حال حاضر سالانه میلیونها تن کاغذ در جهان زیر ماشینهای چاپ میرود. ماشین چاپ در سال 1476 به وسیله ویلیام کاستن از آلمان به انگلستان و در سال 1539 به وسیله یوآن پابلوس به آمریکا برده شد و در شهر مکزیکوسیتی دایر گردید. پس از چاپ گوتنبرگ در صنعت چاپ، تکامل و پیشرفتهای زیادی حاصل شده است که روزانه نوشتههای زیاد و کتابهای فراوان در اختیار مردم جهان گذاشته میشود و مردم را از جهل و بیخبری رهایی میبخشد و همه را از اخبار علمی و ادبی و اکتشافات و اختراعات روز آگاه میسازد.
کپلر
(حرکت سیارات را به دور خورشید ثابت کرد)
یوهان کپلر دانشمند و ریاضی دان آلمانی (1571-1630) میلادی در شهر «اویل» آلمان در خانوادهای فقیر به دنیا آمد و در 9 سالگی در خانه کشیشی شاگرد شد. کشیش او را به مدرسه روحانیون پروتستان فرستاد. این کشیش درباره او چنین نوشته است:
استعداد این کودک مافوق استعداد بشر معمولی است. نبوغ او مرا میترساند.
کپلر در سال 1595 با تکیه بر هیئت کپرنیک، ثابت کرد که مسیر و حرکت سیارات آسمانی در مداری دایره وار نیست، بلکه بیضی شکل است. او اصل جرم اشیاء و فشار هوا را در مسیر اجرام آسمانی ذی مدخل دانست و بدین طریق معمای فصل را حل کرد و توانست با حساب دقیق مدار سیارات، خسوف و کسوف را پیش بینی کند. در سال 1609 کتابهای «تشریح فیزیک فلکی»، «نجوم جدید»، «مدارات حلزونی ستارگان»، «قوانین نور در فضا»، «جدول لگاریتم» و «تحلیل مبانی جدید» را منتشر ساخت و توانست بسیاری از معضلات علمی زمان خود را حل کند. کپلر در مورد حرکت وضعی و انتقالی کرات آسمانی سه قانون را کشف کرد.
1 -هر سیاره در مداری بیضی شکل به دور خورشید حرکت میکند که خورشید در یکی از دو کانون این مدار بیضی شکل قرار دارد.
2 -هرگاه از مرکز سیارهای، شعاعی به مرکز خورشید وصل شود سطح حاصل از حرکت این شعاع نسبت مستقیم با زمان حرکت سیاره به دور خورشید دارد.
3 -مجذور زمان حرکت کامل هر سیاره به دور خورشید نسبت مستقیم با توان سوم قطر بزرگ بیضی شکل آنها دارد. اصول قوانین کپلر، پایه تحقیقات علمی نیوتون ریاضیدان و ستاره شناسان بعد از او بوده است. کپلر در سال 1630 در خانه مختصرش بدرود زندگی گفت.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی