آمریکا در برزخ تصمیم
محمد عسلی
وقتی اوریانا فالاچی نویسنده و روزنامه­نگار ایتالیایی از جبهه ­های جنگ آمریکا با ویتنام برای مدتی بازدید کرد و جنایات ارتش آمریکا را در آنجا مشاهده نمود خاطرات خود را در کتابی به نام «زندگی جنگ و دیگر هیچ» منتشر کرد که میلیون­ها نسخه از آن کتاب به زبان­های مختلف ترجمه شد و در کشورهای بسیاری مورد مطالعه و علاقه مردم قرار گرفت. در این کتاب که الزاماً بخش­هایی از آن سانسور شده است اوریانا فالاچی بخش اندکی از جنایات ارتش آمریکا و تلاش مردم ویتنام شمالی برای دفاع و مقابله با دشمن خارجی را به تصویر کشیده است که هنوز هم مطالعه بخش­هایی از آن مو را بر بدن هر انسان باوجدانی راست می­کند.
جنایات ارتش آمریکا در ژاپن، کره، عراق، افغانستان، یمن و بعضی کشورهای دیگر در حافظه تاریخ ثبت است و بر تاریخ­نویسان و خوانندگان اخبار و تاریخ معاصر و قبل از آن پوشیده نیست.
آنچه در این میان مهم می­نماید و همه ما می­باید به آن توجه کنیم این است که ظاهراً تمامی دخالت­های نظامی آمریکا در کشورهای مختلف برای کشورگشایی نبوده و همیشه قبل از جنگ، دولت­های آمریکا سعی داشته­اند افکار عمومی را به عملیات خیرخواهانه و رهایی­بخش خود جلب نمایند.
بهانه­هایی از این قبیل، مبارزه با تروریسم، مقابله با همسایه­ای که برای همسایه دیگر ایجاد ترس و خطر کرده، حفظ منافع اقتصادی و استراتژیکی آمریکا در فلان منطقه، مقابله با سازندگان سلاح کشتارجمعی، حمایت از امیران و دست­نشاندگان آمریکا در مقابله با اعتراضات مردمی و...
و اینک نیز رئیس جمهور آمریکا با این سخن اثبات نشده که دولت سوریه بر علیه مخالفانش از سلاح شیمیایی استفاده کرده قصد حمله نظامی به این کشور مسلمان دارد و سعی می­کند دولت­های اروپایی و آسیایی دیگری را در این راه با خود همراه سازد.
اما دخالت نظامی آمریکا در عراق و افغانستان درس بزرگی برای اعضای ناتو بوده تا با بند پوسیده آمریکا در چاه ویل جنگ ناکام دیگری نیفتد از جمله نخست وزیر انگلستان که همیشه همدل و همراه دولت آمریکا بوده برای رهایی از این جنگ تصمیم را بر عهده پارلمان انگلیس گذاشت که نتیجتاً با «نه» نمایندگان روبرو شد.
رئیس جمهور فرانسه هم که از هول هلیم نخست در دیگ فتنه افتاد با فشار افکار عمومی و تحلیل رسانه­های آن کشور موضوع را به مجلس فرانسه واگذار نمود و با مخالفت نمایندگان روبرو شد.
چنین به نظر می­رسد که فقط کشورهای وابسته و دل­بسته­ای چون عربستان و ترکیه، قطر و 8 کشور نه چندان مطرح دیگر با حمله نظامی به سوریه همراه شده­اند که هر کدام از آنها برای خود از این حمله منافع و اهدافی را دنبال می­کنند که به نظر می­رسد بیشتر نشانه ترس از استقلال و قدرت سوریه است که توانسته در برابر سیل تهاجمات و تحریم­ها مقابله کند و زنگ خطری برای آنها باشد.
و اما بعد.
تجربه رسانه­ای و تاریخی وقایع و رویدادهایی مهم از جمله جنگ داخلی در سوریه این مهم را در اذهان عمومی تداعی می­کند که حقیقت نه آن چیزی است که امروز از رسانه­های تبلیغاتی وابسته غربی به گوش می­رسد همانند دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد 32 در ایران که اینک بعد از 60 سال توسط سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» منتشر می­شود. قطعاً چند ده بعد خواهند گفت که بمب­های شیمیایی در سوریه چگونه و توسط چه کسانی به کار گرفته شده و به چه منظور آمریکا بدین بهانه از آن سود برده یا ضرر کرده است.
وگرنه نه دولت آمریکا و نه هیچ دولت غربی دیگری با توجه به سوابق سوء خود در جنگ­های منطقه­ای و تهاجمات بیرحمانه نمی­توانند مدعی حمایت از حقوق بشر و یا مردم مظلوم باشند که در باتلاق فتنه و دودستگی گرفتار شده­اند.
تهاجم نظامی آمریکا برای مردم عراق، افغانستان و بخش­های مرزی پاکستان جز فقر، کشتار، نفاق و تعصبات کور چه ارمغانی داشته است؟
آیا جز این بوده که گروه­های تروریستی همچون القاعده و مدعیانی چون طالبان را رشد داده، مطرح کرده، تجهیز نموده و این کشورها را به همسایگانشان محتاج نموده است و یا موجب آزار و اذیت و ناامنی همسایگانشان شده­اند؟
کدام آزادی نتیجه تهاجم نظامی و
کودتاست؟ مردمی که حتی شبانه در رختخواب­هایشان هم امنیت ندارند چه رسد در پیاده­روها که مدام مقابلشان بمب­های کنار جاده­ای منفجر می­شود و یا در حریم عبادتگاه­هایشان با عملیات به اصطلاح شهادت­طلبانه تکه­تکه می­شوند به کدام امنیت و آزادی مدنی یا سیاسی نایل شده­اند.
تاریخ فراموش نمی­کند که آمریکا در زمانی از رژیم بعثی صدام حمایت می­کرد که این رژیم مردم غیرنظامی خود را در حلبچه مورد حمله شیمیایی قرار داد. مردم جهان باید کدام یک از این دو موضع­گیری متناقض آمریکا را مبنای نگرش حقوق بشری او قرار دهند.
آمریکا اینک در میان افکار عمومی جهانیان منزوی و تنهاست و به هیولایی می­ماند که در باتلاق بی­تدبیری و در برزخ تصمیم گرفتار شده است.
اگر به سوریه حمله نظامی کند باید تبعات آن را که غیرقابل پیش­بینی هم نیست بپذیرد زیرا سوریه­ای که در جنگ با تروریست­های اجیر شده خسارت­های زیادی دیده با حمله نظامی آمریکا فرصت و بهانه­ای پیدا می­کند از کشورهایی چون ترکیه، عربستان و اسراییل انتقام بگیرد در چنین شرایطی بیم جنگ منطقه­ای و گسترده شدن آن اجتناب­ناپذیر می­نماید، مضافاً اینکه کشورهایی چون روسیه، ایران و چین هم به شدت از حمله نظامی آمریکا ناراضی و هشدار داده و مخالفت کرده­اند.
به هر تقدیر آنچه مهم می­نماید حرکت اوباما رئیس جمهور فعلی آمریکا حرکتی دو سر باخت است. اگر حمله کند تنها می­ماند و بنا به فرمایش اخیر مقام معظم رهبری ضرر می­کند و اگر ساکت بماند برای لوطی افت است و به قول اوباما ایران از آمریکا خواهد خندید. تا خدا چه خواهد.
چنانکه بزرگان ما گفته­اند [همانا اسب تیزرو می­لغزد]
والسلام