یادداشت 18 شهریور 1392
آمریکا در برزخ تصمیم
محمد عسلی
وقتی اوریانا فالاچی نویسنده و روزنامهنگار ایتالیایی از جبهه های جنگ آمریکا با ویتنام برای مدتی بازدید کرد و جنایات ارتش آمریکا را در آنجا مشاهده نمود خاطرات خود را در کتابی به نام «زندگی جنگ و دیگر هیچ» منتشر کرد که میلیونها نسخه از آن کتاب به زبانهای مختلف ترجمه شد و در کشورهای بسیاری مورد مطالعه و علاقه مردم قرار گرفت. در این کتاب که الزاماً بخشهایی از آن سانسور شده است اوریانا فالاچی بخش اندکی از جنایات ارتش آمریکا و تلاش مردم ویتنام شمالی برای دفاع و مقابله با دشمن خارجی را به تصویر کشیده است که هنوز هم مطالعه بخشهایی از آن مو را بر بدن هر انسان باوجدانی راست میکند.جنایات ارتش آمریکا در ژاپن، کره، عراق، افغانستان، یمن و بعضی کشورهای دیگر در حافظه تاریخ ثبت است و بر تاریخنویسان و خوانندگان اخبار و تاریخ معاصر و قبل از آن پوشیده نیست.
آنچه در این میان مهم مینماید و همه ما میباید به آن توجه کنیم این است که ظاهراً تمامی دخالتهای نظامی آمریکا در کشورهای مختلف برای کشورگشایی نبوده و همیشه قبل از جنگ، دولتهای آمریکا سعی داشتهاند افکار عمومی را به عملیات خیرخواهانه و رهاییبخش خود جلب نمایند.
بهانههایی از این قبیل، مبارزه با تروریسم، مقابله با همسایهای که برای همسایه دیگر ایجاد ترس و خطر کرده، حفظ منافع اقتصادی و استراتژیکی آمریکا در فلان منطقه، مقابله با سازندگان سلاح کشتارجمعی، حمایت از امیران و دستنشاندگان آمریکا در مقابله با اعتراضات مردمی و...
و اینک نیز رئیس جمهور آمریکا با این سخن اثبات نشده که دولت سوریه بر علیه مخالفانش از سلاح شیمیایی استفاده کرده قصد حمله نظامی به این کشور مسلمان دارد و سعی میکند دولتهای اروپایی و آسیایی دیگری را در این راه با خود همراه سازد.
اما دخالت نظامی آمریکا در عراق و افغانستان درس بزرگی برای اعضای ناتو بوده تا با بند پوسیده آمریکا در چاه ویل جنگ ناکام دیگری نیفتد از جمله نخست وزیر انگلستان که همیشه همدل و همراه دولت آمریکا بوده برای رهایی از این جنگ تصمیم را بر عهده پارلمان انگلیس گذاشت که نتیجتاً با «نه» نمایندگان روبرو شد.
رئیس جمهور فرانسه هم که از هول هلیم نخست در دیگ فتنه افتاد با فشار افکار عمومی و تحلیل رسانههای آن کشور موضوع را به مجلس فرانسه واگذار نمود و با مخالفت نمایندگان روبرو شد.
چنین به نظر میرسد که فقط کشورهای وابسته و دلبستهای چون عربستان و ترکیه، قطر و 8 کشور نه چندان مطرح دیگر با حمله نظامی به سوریه همراه شدهاند که هر کدام از آنها برای خود از این حمله منافع و اهدافی را دنبال میکنند که به نظر میرسد بیشتر نشانه ترس از استقلال و قدرت سوریه است که توانسته در برابر سیل تهاجمات و تحریمها مقابله کند و زنگ خطری برای آنها باشد.
و اما بعد.
تجربه رسانهای و تاریخی وقایع و رویدادهایی مهم از جمله جنگ داخلی در سوریه این مهم را در اذهان عمومی تداعی میکند که حقیقت نه آن چیزی است که امروز از رسانههای تبلیغاتی وابسته غربی به گوش میرسد همانند دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد 32 در ایران که اینک بعد از 60 سال توسط سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» منتشر میشود. قطعاً چند ده بعد خواهند گفت که بمبهای شیمیایی در سوریه چگونه و توسط چه کسانی به کار گرفته شده و به چه منظور آمریکا بدین بهانه از آن سود برده یا ضرر کرده است.
وگرنه نه دولت آمریکا و نه هیچ دولت غربی دیگری با توجه به سوابق سوء خود در جنگهای منطقهای و تهاجمات بیرحمانه نمیتوانند مدعی حمایت از حقوق بشر و یا مردم مظلوم باشند که در باتلاق فتنه و دودستگی گرفتار شدهاند.
تهاجم نظامی آمریکا برای مردم عراق، افغانستان و بخشهای مرزی پاکستان جز فقر، کشتار، نفاق و تعصبات کور چه ارمغانی داشته است؟
آیا جز این بوده که گروههای تروریستی همچون القاعده و مدعیانی چون طالبان را رشد داده، مطرح کرده، تجهیز نموده و این کشورها را به همسایگانشان محتاج نموده است و یا موجب آزار و اذیت و ناامنی همسایگانشان شدهاند؟
کدام آزادی نتیجه تهاجم نظامی و
کودتاست؟ مردمی که حتی شبانه در رختخوابهایشان هم امنیت ندارند چه رسد در پیادهروها که مدام مقابلشان بمبهای کنار جادهای منفجر میشود و یا در حریم عبادتگاههایشان با عملیات به اصطلاح شهادتطلبانه تکهتکه میشوند به کدام امنیت و آزادی مدنی یا سیاسی نایل شدهاند.
تاریخ فراموش نمیکند که آمریکا در زمانی از رژیم بعثی صدام حمایت میکرد که این رژیم مردم غیرنظامی خود را در حلبچه مورد حمله شیمیایی قرار داد. مردم جهان باید کدام یک از این دو موضعگیری متناقض آمریکا را مبنای نگرش حقوق بشری او قرار دهند.
آمریکا اینک در میان افکار عمومی جهانیان منزوی و تنهاست و به هیولایی میماند که در باتلاق بیتدبیری و در برزخ تصمیم گرفتار شده است.
اگر به سوریه حمله نظامی کند باید تبعات آن را که غیرقابل پیشبینی هم نیست بپذیرد زیرا سوریهای که در جنگ با تروریستهای اجیر شده خسارتهای زیادی دیده با حمله نظامی آمریکا فرصت و بهانهای پیدا میکند از کشورهایی چون ترکیه، عربستان و اسراییل انتقام بگیرد در چنین شرایطی بیم جنگ منطقهای و گسترده شدن آن اجتنابناپذیر مینماید، مضافاً اینکه کشورهایی چون روسیه، ایران و چین هم به شدت از حمله نظامی آمریکا ناراضی و هشدار داده و مخالفت کردهاند.
به هر تقدیر آنچه مهم مینماید حرکت اوباما رئیس جمهور فعلی آمریکا حرکتی دو سر باخت است. اگر حمله کند تنها میماند و بنا به فرمایش اخیر مقام معظم رهبری ضرر میکند و اگر ساکت بماند برای لوطی افت است و به قول اوباما ایران از آمریکا خواهد خندید. تا خدا چه خواهد.
چنانکه بزرگان ما گفتهاند [همانا اسب تیزرو میلغزد]
والسلام
+ نوشته شده در 2013/9/9 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی