یادداشت 20 شهریور 1392
هدفمندی و آموزش و پرورش
بخش دوم
مشکل عمده دیگری که تاکنون در آموزش و پرورش عقیم یا ناقص مانده سازماندهی کارآمد است. مسلماً هر نوع سازماندهی میباید با موضوعیت هدفها سازگار باشد. به عنوان مثال اگر بنا باشد مدارس کنونی با روش دانشآموزمحوری اداره شوند، آموزگاران و دبیران مدارس قاعدتاً میباید با روشهای نوین آشنا باند و این روشها را تجربه کرده باشند زیرا به صرف دورههای کوتاهمدت در مراکز آموزش ضمن خدمت نمیتوان به اهداف مربوط رسید این بدان میماند که کسی یا کسانی به غلط شنا آموخته باشند و بدان روش عادت کنند بعداً بخواهند شنای صحیح یاد بگیرند. مسلماً تغییر عادت کار مشکلی است. تجربه نشان داده است اکثر آموزگاران و دبیرانی که در دورههای آموزش ضمن خدمت برای استفاده از روشهای نوین تدریس در کلاسها شرکت کردهاند چندان رغبتی به آموختهها نشان نداده و باز به همان روش قدیمی معلممحوری روی آوردهاند.بخش دوم
محمد عسلی
نکته مهمتر آنکه در گزینش معلمان داوطلب آموزش و پرورش پیوسته با این مشکل مواجه بوده که ریزشهای کنکور سراسری در رشتههای مطرح را جمعآوری و از بین آنها دست به انتخاب زده است. بدین معنی که شغل معلمی و گرایش به تدریس به علت حقوق و مزایای کمتر از یک سو و از دیگر سوی بیعلاقگی داوطلبان به چرخ پنجمی ماننده است که کسی در پی حشمت و جاه بدین در نمیآید.
پس برای انتخاب بهترینها که به بذرهای اصلاح شده میمانند برای تکثیر میباید طرحی نو درانداخت و بافتههای قبلی را شکافت و دوباره آدمی دیگر و عالمی دیگر ساخت. و آن مقدور نیست جز اینکه آموزش و پرورش را تقسیم و کوچک کنیم و بار سنگین آن را از روی دوش دولت برداریم و بیشتر به روی دوش صاحب نظران، اولیاء دانشآموزان و دانشگاهیان گذاریم و دولت را در مدیریت، نظارت، ارزشیابی سهیم کنیم. به عنوان مثال بسیاری از رشتههای دانشگاهی غیرضرور و ناکارآمد را حذف و به جای آنها برای مقاطع مختلف در سطوح بالا معلمان جدیدی تربیت کنیم و آموزش دهیم که با انگیزههای بالا و دانش روز بتوانند فرزندانمان را برای آیندهای تربیت کنند که بهترین مجموعه آموزش و پرورش را در مسابقات جهانی آینده در بانک ذخیره علمی کشور داشته باشیم.
آنچه در این میان بیش از سایر موارد برای تحقق چنین اهدافی مهم و جدی مینماید میزان اعتبار و بودجهای است که برای آموزش و پرورش تخصیص میدهیم بدین نحو که هر زمان بودجه آموزش و پرورش بیش از سایر بودجههای دیگر مثلاً در امور نظامی بیش و بیشتر شد و آن بودجه و اعتبار را در جای خود مصرف کردیم. آنگاه نسلی که برای آینده پرورش میدهیم به گونهای عمل خواهند کرد که موجب حذف بسیاری از اعتبارات و بودجههایی میشوند که برای شناسایی، تعقیب، محاکمه و مجازات مجرمین لازم داریم.
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، این مدارس هستند که زمینه انحراف از معیارهای دینی، اخلاقی و علمی را ایجاد میکنند.
تکیه بر حافظه و انباشت آن از محفوظات، توسل به نمره و ارزشیابیهایی که در بالاترین یا کمترین نمره میزان توانمندی، هوش، خلاقیت و استعدادها را معین نمیکنند، تقویت انگیزههای مدرکگرایی و ملاک قرار دادن مدارکی که میتوان در صحت و سقم آنها شک کرد و تحمیل هزینههای بسیار به اولیاء برای هیچ به بذرهای ناسالمی مانندهاند که در زمینهای غیرمستعد و نامناسب میپاشیم. بدون آنکه تخم علفهای هرز را از آنها جدا کرده باشیم.
ما باید به این مهم رسیده باشیم که اخلاق چه از نوع دینی و حقیقی آن و چه از نوع علمی به صرف بخشنامه، تذکر، موعظه و یا روشهای سنتی و معمول فعلی به دل نمینشینند. بلکه اخلاق را میباید عینیت بخشیم در رفتار و تعاملات اجتماعی بدین معنی که اگر توانستیم درصد دروغگویی را کاهش دهیم، وفای به عهد و امانتداری را نهادینه کنیم و خشم و عصبیت را به مهر و همدلی تبدیل نماییم و جرایم و گناه را روز به روز کم و کمتر شاهد باشیم، آنگاه در ارائه اخلاق نیکو و روشهای منتج به نتیجه موفق شدهایم و اگر جز این باشد زمان و هزینه را هدر داده شاهد نتایجی جدا و مغایر با اهداف اولیه خواهیم بود.
پس توجه جدی به اهداف عالیه و انتخاب سبک و روشهای متناسب با آن روشها با در نظر گرفتن بهترین مجموعهای که بتواند سازماندهی مناسب را آماده سازد از راهکارهایی است که ما را به مقصد نهایی راهنمایی میکند و با تمهید امکانات و تجهیزات مورد لزوم آموزش و پرورش به نتایج مطلوب خواهیم رسید. انشاءالله
بقیه در شمارههای آینده
+ نوشته شده در 2013/9/11 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی