صفحه 9--26 شهریور 92
مهر: همسر خبرنگار ورزشی یکی از خبرگزاری ها صبح دیروز به اتهام قتل نوعروس خود پای میز محاکمه قرار گرفت.
صبح روز چهارم فروردین ماه سال 85 فوت مشکوک نوعروس جوانی به گروه جنایی تهران اطلاع داده شد.
ماموران پس از حضور در محل با جسد زن جوان در حالی که یک کمربند رزمی کاری به دور گردنش گره خورده بود، روبه رو شدند.
بررسی های اولیه نشان داد زن جوان "معصومه" نام داشته که به عنوان مربی بسکتبال و خبرنگار ورزشی خبرگزاری ایپنا مشغول به کار بود.
پس از تحقیقات مقدماتی در دادسرا سرانجام پرونده با صدور کیفرخواست برای همسر معصومه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
نخستین دور محاکمه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، که قضات دادگاه پس از این جلسه همسر مقتول به نام "حمیدرضا" را به قصاص محکوم کردند.
در ادامه پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم را نقض کرده و برای رسیدگی به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستادند.
در جلسه محاکمه در شعبه 113 دادگاه کیفری همسر معصومه همچنان منکر قتل نوعروس شد و ادعا کرد زن جوان دست به خودکشی زده است.
قضات شعبه 113 دادگاه کیفری پس از محاکمه رای به قصاص حمیدرضا دادند که این بار نیز حکم مجازات او در دیوان عالی کشور نقض شد.
صبح دیروز متهم به قتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی اصغر عبداللهی پای میز محاکمه قرار گرفت.
در ابتدای این جلسه خانم کاکلی نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت: در این پرونده حمیدرضا 39 ساله متهم به قتل همسرش معصومه می باشد که برای وی درخواست مجازات قانونی را دارم، سپس اولیای دم مقتول برای حمیدرضا درخواست قصاص کردند.
یاورزاده وکیل اولیای دم در شکایت خود تصریح کرد: افسری که نخستین بار بالای سر جسد حاضر شده بود در گزارش خود اعلام کرده دو طرف سر آثار کبودی وجود دارد، بازپرس نیز پس از حضور در محل در گزارش خود اعلام کرده
یک طناب رزمی چند بار به دور گردن معصومه گره خورده بود و بر روی قوزک دست او نیز آثار کبودی وجود داشت که نشان می داد کسی بر روی دستش فشار وارد کرده است.
از سوی دیگر پزشکی قانونی زمان مرگ را حدود 8 ساعت قبل از کشف جسد اعلام که این موضوع با اظهارات متهم و برادرش همخوانی ندارد. از سوی دیگر دو طرف طناب بر روی پشت مقتول افتاده بود که این نشان می دهد موضوع خودکشی منتفی است زیرا کسی که اقدام به مرگ خود کرده است، دیگر در آخرین لحظات این قدرت را ندارد که طناب را به پشت سر خود پرتاب کند. با توجه به دلایل اعلام شده برای متهم تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
قاضی عبداللهی سپس با تفهیم اتهام به حمیدرضا از او خواست به دفاع
از خود بپردازد.
مرد جوان نیز پس از قرار گرفتن در جایگاه با رد اتهام قتل عمدی گفت: همسرم خودکشی کرده و من هیچ نقشی در مرگ او نداشتم. من و معصومه در باشگاه پاس آشنا شدیم، من کارمند تربیت بدنی بودم و او خبرنگار خبرگزاری ایپنا. بعد از آشنایی خیلی سریع عقد کرده و چندی بعد با ازدواج به خانه یمان در گیشا رفتیم. روز قبل از حادثه معصومه از من خواست که برای خرید به ونک برویم، اما من به خاطر اینکه فردای آن روز شیفت بودم، قبول نکردم که معصومه عصبانی شد و با لگد ضرباتی به کمد زد که احتمال می دهم آثار کبودی روی پایش به خاطر همین ضربات باشد. نیمه های شب متوجه شدم او لباس هایش را عوض کرده و مشغول نماز خواندن است صبح ساعت 6:30 صبح
به محل کارم رفتم که حدود ساعت 9 معصومه
با من تماس گرفت و گفت من با لباس سفید عروسی به خانه ات آمدم و با همین لباس از خانه ات می روم فکر کردم می خواهد قهر کند به همین خاطر به او گفتم اگر به خانه مادرت بروی دنبالت نمی آیم. یک ساعت بعد با من تماس گرفتند و گفتند حال همسرت بد است خودم را به خانه رساندم که متوجه شدم معصومه خودکشی کرده است.
رئیس دادگاه: نامه هایی معصومه نوشته که در آنها از شما گله کرده، این گلایه برای چه بود؟
متهم: نمی دانم، من نه آدم پرخاشگری بودم و نه او را محدود کرده بودم. او به زور با من ازدواج کرد و از این موضوع
رضایت نداشت.
رئیس دادگاه: اگر او خودکشی کرده است انگیزه اش از این کار چه بود؟
متهم: بر اساس نامه هایش خستگی بود، حالا نمی دانم این خستگی از من بوده یا از زندگی.
رئیس دادگاه: بر اساس استعلام مخابرات روز حادثه شما و همسرتان هیچ تماسی با هم نداشتید.
متهم: ما آن روز با هم تلفنی صحبت کردیم و نمی دانم چرا مخابرات آن را ثبت نکرده است. من از تلفن ناجا زنگ زدم و احتمال دارد به خاطر این موضوع تماس ثبت نشده است.
پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش قضات دادگاه برای تصمیم گیری در خصوص این پرونده وارد شور شدند.
مرد همسرکش پای چوبه دار صحنه سازی برای انتقام از همسر دوم پدر
مهر: حکم اعدام مرد جنایتکار که پس از قتل همسرش با صحنه سازی قصد داشت همسر دوم پدرش را به عنوان قاتل معرفی کند در دیوان عالی کشور تایید شد.
نهم مهرماه سال 85 قتل زن 21 ساله ای در خیابان 14 متری چمران رباط کریم به ماموران اطلاع داده شد.
در ادامه گروهی از ماموران در محل حاضر شده و در بررسی ها با جسد "عاطفه" در حالی که بر اثر اصابت ضربات جسم سخت به سرش از پا درآمده بود روبه رو شدند.
در ادامه از همسایه های تحقیق شد که آنها مدعی شدند صبح روز حادثه زن ناشناسی سراسیمه از خانه عاطفه خارج شده و به احتمال قوی قتل از سوی او رخ
داده است.
همسر عاطفه نیز در بازجویی ها گفت: من و همسرم با هم زندگی خوبی داشتیم و صبح روز حادثه ساعت 7 صبح من به محل کارم رفتم که حدود ساعت 2 بعدازظهر به من اطلاع دادند عاطفه به قتل رسیده است. عاطفه و همسر پدرم با یکدیگر اختلاف شدیدی داشتند که با توجه به اظهارات همسایه ها، احتمال می دهم قتل از سوی همسر پدرم رخ داده باشد.
با این ادعا ماموران تنها مظنون این قتل را به اداره آگاهی احضار کردند که او در بازجویی ها با رد اتهام قتل گفت: من و عاطفه با هم اختلافاتی داشتیم اما این دلیلی برای قتل او نبود. همسر عاطفه مخالف ازدواج من و پدرش بود و حالا با مطرح کردن این ادعا قصد دارد مرا به عنوان قاتل معرفی کرده و انتقام بگیرد.
تحقیقات در این زمینه ادامه داشت تا اینکه ماموران به همسر مقتول به نام "نادر"
ظنین شده و او را برای بازجویی ها به اداره آگاهی انتقال دادند.
نادر در ابتدا ادعاهای قبلی خود را تکرار کرد اما سرانجام لب به اعتراف گشود و
به قتل همسرش اقرار کرد.
او به ماموران گفت: من مخالف کار کردن همسرم بودم به همین خاطر شب حادثه به او گفتم دیگر حق نداری سر کار بروی. روز قتل، عاطفه می خواست روزه بگیرد، برای خوردن سحری بیدار شده بود که من هم از خواب بیدار شده و به او گفتم از امروز دیگر اجازه نمی دهم سر کار بروی. سر این موضوع با هم درگیر شده و من در یک لحظه با مشت و لگد ضرباتی به سر و صورتش وارد کردم که باعث مرگش شد.
وی ادامه داد: صبح با سر کردن چادر همسرم از خانه خارج شده تا همسایه ها تصور کنند قاتل او یک زن بوده است.
پس از محاکمه نادر در شعبه 113 دادگاه کیفری، قضات او را به قصاص محکوم کردند که حکم مجازات در شعبه هفتم دیوان عالی کشور تایید شد.
مرد جنایتکار در صورتی که نتواند رضایت خانواده همسرش را کسب کند به زودی پای چوبه دار می رود.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی