توانا بود هر که دانا بود
داریوش توانا

«ان الله یامر بالعدل و الاحسان»
نیروهای متخصص، سرمایه­های یک جامعه به شمار می­آیند. تحصیل­کرده­ها به عنوان سرمایه­گذاری نیروی انسانی، اساس پیشرفت یک جامعه به شمار می­آیند. در آموزش و پرورش درسالهایی که دکتر علی احمدی مسئولیت را به عهده داشت، طرح بازنشستگی پیش از موعد مقرر را پیاده نمود و نیروهای مستعد بسیاری تقاضا داده و بازنشسته گردیدند و از توانمندی­های آنان و تخصص آنان بهره لازم به عمل نیامد. پس از آنان در سالهایی که دکتر حمیدرضا حاجی بابایی مسئولیت را بر عهده گرفت، رقمی بالای یک صد هزار نفر جذب نمود و بسیاری از اینها سالهای زیادی خارج از مرکز استان نبودند و پس از انتقال به مرکز استان، ساماندهی نیروی انسانی را با مشکل مواجه نمود. زمانی ما قریب 20 میلیون دانش­آموز داشتیم اکنون 12 میلیون نفر دانش آموز داریم. ادارات به خصوص درخیلی از رشته­ها تورم داشته آنچنان که دربخش توزیع نیروی انسانی متوسطه در قسمت خواهران، بسیاری از دبیران محترم سه چهارم ساعت را از برنامه درسی برخوردار گردیدند و ادارات از توانمندی آنان به نحو احسن استفاده نکرده و نیرو، اثر بخشی خود را در عمل با خسران روبرو دیده و مشاهده گردید تعداد کثیری از نیروهای کارشناسی ارشد به عنوان معاون اجرایی (دفتردار) و معاون فناوری مشغول گردیدند. تعداد زیادی از این نیروها به سمت آموزش ابتدایی انتقال داده شده که در عمل از تخصص لازم جهت تدریس در آموزش ابتدایی برخوردار نبوده و ایجاد افت تحصیلی نمودند.
فردوسی این شاعر گرانقدر در قرن چهارم گفت:
توانا بود هر که دانا بود
زدانش دل پیر برنا بود
الوین تافلر در قرن بیستم، ندای Knowledge is pouer دانایی توانایی را سر داد.
آری واژگان دانایی، عدالت، توانمندی، قانونمندی، ضابطه مداری، شایسته سالاری عمل بر موازین و اصول گرایی و وجدان مرداری، با ذهن همه ما انس و الفت دیرینه دارد. در دبستان کلاس سوم این جمله مولا علی(ع) را به من آموزگار یاد داد که هر چه به خود نمی­پسندی به دیگران هم مپسند. و به من یاد داد «الجار ثم الدار، اول همسایه بعد خودت» و به من گفت که پیامبر (ص) فرموده: «النجاه فی الصدق، نجات در راستی است.» و در سوره اسراء آمده، «اوفوا بالعهد، به عهد خود وفادار باشید.» گاهی مشاهده می­گردد در مناطق روستانشین نیروی متخصص کارآمد در یک رشته وجود ندارد ولی درمرکز استان تورم نیرو مشاهده می­گردد. بیاییم وضعیت نیروی انسانی را بررسی کنیم و ببینیم که آیا از تخصص نیروها در جای خود ضابطه­مند، اصولی و منطقی استفاده می­گردد. بیاییم در تصمیم گیری­ها افراط و تفریط نکنیم. زمانی در دبیرستانی که درس می­دادم، 30 سال قبل آن، دبیرستان به طور کامل 3 نیرو جهت تدریس نداشت. اما امروزه به نظر می­رسد با این همه فناوری و امکانات، ساماندهی نیرو بجا و منطقی نیست.
در حال حاضر سیستم 3-3-6 پیاده شده، و نیروهایی از متوسطه و راهنمایی به ابتدایی انتقال داده شده­اند. این کار باید با دقت بیشتری صورت گیرد. تعلیم و تربیت امر حساس، مهم و دقیقی است بیاییم اول جا بیندازیم بعد راه بیندازیم. نه اینکه ابتدا راه بیندازیم بعد جا بیندازیم. چرا که «التعلم فی الصغر کالنقش فی الحجر، تعلیم در دوران کودکی مانند کنده کاری روی سنگ حک شده، می­ماند.»
درسهایی را در دبیرستان آورده­ایم که افراد مرتبط برای تدریس آنها به کار نمی­گیریم. مثل کامپیوتر سوم ریاضی، آمادگی دفاعی دوم دبیرستان، یا درسهای تخصصی کامپیوتر درهنرستان. که گاهی افراد رشته دیگر که اظهار توانمندی نمایند مشغول به تدریس خواهند شد. (با هماهنگی سرگروه)
بدانیم هر پایه تحصیلی اهمیت خاص خود را دارد. هر درس، هر کتابی و هر رشته­ای جایگاه ویژه خود را دارد و به همه رشته­ها، همه درسها بهای لازم را بدهیم. به همه مناطق آموزش و پرورش توجه داشته باشیم. همواره به عدالت و بقسط و میزان توجه داشته باشیم، همه فرزندان این مرز و بوم را همچو فرزند خود  بدانیم، به عاقبت تصمیم گیری­های خود خوب بیندیشیم و به دنبال آزمایش و خطا نباشیم.
***
کتابهای درسی رکن اصلی آموزش است. قوی بودن ادبیات در درک حل مسایل و فهمیدن درس نقش بسزایی دارد.
امروزه دبیران ما در کلاسهای درس، کتابهای متعدد کمک درسی را معرفی می­کنند. از جمله: گاج، قلم­چی، خیلی سبز، تخته سیاه، مهر و ماه، گام به گام، پیک گل­واژه، میکرو طبقه بندی شده گاج، حل تمرین گاج، کنکور آسان، کتاب کار و... این کتابها عالی است و زحمات زیادی برای نوشتن آن کشیده شده است.
ولی اصل قضیه، کتاب را خوب تدریس نمودن است و خوب فهماندن و اینکه دانش­آموزان ما از درک مطالب کتاب عاجز و ناتوان نباشند. بیاییم به یادگیری دانش­آموزان عمق دهیم، دانش آموزان تمرین حفظ نکنند، صورت مسئله را بفهمند، بفهمند که چه چیز داده شده است و چه چیز از آنان خواسته شده است.
ما سه زبان را در آموزش و پرورش می­خوانیم: ادبیات فارسی، زبان انگلیسی و عربی. اما هیچگونه، کامل این سه زبان را نمی­دانیم. یک مقاله را که می­نویسیم باید افرادی ادیب آن را ویرایش کنند. این همه گرامر خوانده­ایم اما هنگام نوشتن یک Paper درمانده­ایم و یا هنگام صحبت با یک خارجی زبان، باید از دست و پایمان استفاده کنیم و او را کلافه کنیم. دوستی می­گفت این همه عربی خوانده بودم در عربستان می­خواستم بگویم آبمیوه فروشی کجاست؟ از ناچاری گفتم ماء فاکهه، ویژ ویژ، صدای آبمیوه گیری از خود در می­آوردم و هر چه کردم یک جمله نتوانستم بگویم.
هنگام خواندن دعای عرفه، دعای ابوحمزه ثمالی،
دعای کمیل، دعای توسل، دعای جوشن کبیر از درک آن عاجزیم. بیاییم به آموزش بها بدهیم. شاید کسی پول نداشته باشد کلاس خصوصی بگیرد. شخصی می­گفت هنگامی که مریض را به بیمارستان خصوصی نبری خوب معالجه نمی­شود، شاگرد هم کلاس خصوصی نگیرد کارش جواب نمی­دهد. بیاییم اندیشمندانه، صادقانه از سر صدق به مسئله ورود کنیم. دانش­آموزان در یادگیری مشارکت داشته باشند. دانش­آموزان در کلاس با انگیزه و تمرکز حواس و با دقت لازم از کلام معلم استفاده کنند. استاد بهمن بیگی در کتابهای «به اجاقت قسم»، «بخارای من ایل من»، «اگر قره قاج نبود»، به این حقایق اشاره کرده است. آن زمانی که دانش­آموزان زیر چراغ فتیله­ای درس می­خواندند و معلم ایلاتی تا پاسی از شب تا آنجا که نفت اجازه می­داد از جان، مایه می­گذاشت و در یاد دادن به عزیزان کوشش می­کرد و فروگذار نبود. بیاییم مفاهیم را دقیق، کاربردی و مفهومی آموزش دهیم. چنین که گفتیم باید سه زبان آموزش داده شده، علمی، کاربردی و اصولی باشد که دانش­آموز نیاز به کلاسهای بیرون نداشته باشد.
***
کسی بسیاری از ابهام­ها را برطرف و اذهان را روشن خواهد کرد!
(در مورد بسته شدن فروشگاه­های تعاونی مصرف فرهنگیان، چهارراه آریا و سه راه بهار و فلکه خاتون می­باشد).
قریب دو سال است که فروشگاه­های تعاونی مصرف آموزش و پرورش بسته شده است. البته فروشگاه کوچکی در داخل اداره راه اندازی نموده­اند، اما آن فروشگاه­های بزرگ که فرهنگیان عزیز ما سهامداران آن بوده (اعم از شاغل و بازنشسته) که چندین ده هزار نفر را شامل می­شود و از فرهنگیان 4 ناحیه عضو آن بوده و هستند و دفترچه­های آن را دارا بوده، ماههاست که در آن بسته است. عده­ای می­گویند مالک آن اوقاف بوده و... بهتر این نبود از ابتدا قضیه دقیق­تر و منطقی­تر پایه گذاری می­شد و جایی که هیچ شبهه­ای نداشته باشد، برای فرهنگیان پایه ریزی می­کردند تا در آینده سهام آنان ارزش بیشتری پیدا کند و مانند امروز نگردد که در آن بسته و قفل آویزی به آن آویزان باشد و فرهنگیان هر روز که عبور می­کنند به این قفل نگاه می­کنند، امید داشته باشند که از دریچه تدبیر و امید، این قفل نیز گشوده شود.
دوستان بیاییم تعداد درمانگاه­های فرهنگیان را به 3 یا 4 مورد به طور مطلوب اضافه کنیم. چگونه درمانگاه شرکت نفت و سازمانهای دیگر به طور کامل و مطلوب است؟ بیاییم تعداد پژوهشکده­های معلم، مانند: خیابان آزادگان را بیشتر کنیم. کتابخانه­ها را بیشتر کنیم. در ایام تابستان کتابخانه دانش­آموز فلکه معلم فقط تا ساعت 12 باز بود که جا داشت ساعات آن در ایام تابستان بیشتر از این باشد. بیاییم فضاهای ورزشی برای همکاران فرهنگی چه زن و چه مرد بیشتر و گسترده تر شود. فضاهای کانون بازنشستگان جهت فرهنگیان بازنشسته باید بسیار وسیع، کامل و شامل همه گونه امکانات باشد. (اعم از ورزشی، کتابخانه و...)
وقتی مسئله­ای به وجود می­آید مانند بسته شدن فروشگاه، بیاییم به صراحت کامل قضایا را برای همکاران توضیح دهیم و ذهن آنان را روشن کنیم تا گفت­وگوهای متفاوت رد و بدل نشود و پخش نگردد.
از قدیم گفته­اند، فرهنگی و یکرنگی و یکدلی. این است صفای فرهنگی، بیایید فرهنگیان را دریابیم.
همای، گو مفکن سایه شرف هرگز
در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
حافظ
برای معلم محقق اهل مطالعه، بیشتر کتابخانه و مرکز کامپیوتر و پژوهشکده فراهم شود. مشکل معیشتی برای او وجود نداشته باشد. دغدغه خاطر نداشته باشد تا بتواند دانش خود را غنی نموده، به پژوهش پرداخته و کار آموزش را به نحو احسن انجام دهد.
جای آنست که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می­شکند بازارش
حافظ