«علی ای همای رحمت» شعر کیست؟مفتون امینی: شهریار سارق ادبی نیست، ولی...

ایسنا: مفتون امینی می‌گوید، شاعری قبل از شهریار شعر «علی ای همای رحمت» را در مضمون دیگری سروده؛ اما این به این معنا نیست که شهریار سرقت ادبی کرده است.

جواد محقق هم می‌گوید، با توجه به تقاضای استادان تبریزی فعلا در      باره این ماجرا حرف نمی‌زند، اما هیاهوها که بخوابد، توضیح می‌دهد.
مفتون امینی - شاعر و از دوستان محمدحسین شهریار -  در      باره صحبت جواد محقق که در مراسم بزرگداشت شهریار گفته بود، شعر مطرح «علی ‌ای همای رحمت» پیش‌تر در دیوان شاعر دیگری آمده است، عنوان کرد: من خودم این شعر را دیده‌ام که فکر می‌کنم در دیوان ذاکر تبریزی یا جویای تبریزی آمده است و حالا درست یادم نیست. من این دیوان را در کتابخانه شفق تبریز دیدم، اما بعد هرچه دنبالش گشتم، نبود. او افزود: شعر ذاکر تبریزی یا جویای تبریزی هم دقیقا بر همین وزن است و همین مضمون را دارد، اما شعر شهریار بهتر است.
مفتون امینی که به دو زبان فارسی و ترکی شعر می‌گوید، در ادامه تأکید کرد: این سرقت ادبی نیست، اتفاق عجیبی هم نیست و شاعران دیگر هم این تجربه را دارند. اما این موضوع به این معنی است که شعر «علی ای همای رحمت» کاملا از شهریار نیست. یعنی اگر شعر شاعر قبلی نبود، امروز شعر «علی ای همای رحمت» شهریار هم نبود و از این نظر، شاعر پیش از او نسبت به شهریار فضل تقدم دارد. اما من معتقدم شهریار بسیار بهتر به این موضوع پرداخته و شعر او شعر بهتری است.
جواد محقق - شاعر - هم در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در توضیح آن‌چه در      باره شعر «علی ای همای رحمت» شهریار گفته است، عنوان کرد: ماجرا مفصل است. اما چون دوستان و استادان تبریز از من خواسته‌اند، فعلا حرفی نمی‌زنم تا آن‌ها خودشان تحقیق کنند و هیاهوها و گردوخاک‌ها بخوابد؛ اگرچه خودشان با این طرف و آن طرف حرف زده‌اند و حرف من را تکذیب کرده‌اند.
"محمدعلی کریمی"، شاعرشیرازی:شعر کوششی، تاریخ مصرف دارد
ایسنا: اساس سرودن شعر بر مبنای جوشش است و شاعری که زبان خود را در سرودن دوبیتی راحت تر می بیند، لزومی ندارد خود را مجبور به شعرسازی در سایر قالب ها کند. شعر کوششی در ادبیات مانا نخواهد بود و تاریخ مصرف دارد."
"محمدعلی کریمی"، شاعر دو بیتی سرا ی استان فارس ضمن بيان مطلب فوق، افزود: متأسفانه نگاه برخی از شاعران و منتقدان به این قالب ادبی، نگاهی دلسوزانه نیست و شاهدیم که گاه شاعر دوبیتی سرا را شاعر نمی دانند و اعتقاد دارند که این قالب، قالب خوبی برای محک زدن قدرت و توانایی شاعر نیست. البته این نگاه در خصوص رباعی هم وجود دارد، اما ضعیف تر است. آنها می گویند شاعری که غزل یا مثنوی نگوید، شاعر نیست! این در حالی است که بسیاری از همین افراد که سال-هاست در قالب های غزل و مثنوی طبع آزمایی می کنند، دوبیتی سرودن را نوعی کسر شأن می دانند و از این کار پرهیز دارند!
وی ادامه داد: با توجه به تحقیقات صورت گرفته درخصوص سابقه دوبیتی سرایی، مشخص است که دوبیتی از قالب های اصیل و ویژه زبان فارسی است و سابقه آن به پیش از اسلام برمی گردد که به تدریج دچار دگرگونی های فرمی و محتوایی شده است وبه اذعان دکتر شفیعی کدکنی،موفقیت دو قالب دوبیتی و رباعی در ادب فارسی و عدم توفیق آن در ادب عرب، نشانگر فارسی بودن این دو قالب شعری است.
این شاعر معتقد است: از بین قالب های گوناگون کلاسیک، دوبیتی به دلیل بیان ساده و به دور از فلسفه گویی های متداول سایر قالب ها و نزدیکی به زبان عامیانه مردم،همواره مورد توجه مخاطبان بوده است. دوبیتی یا همان فهلویات قدیم که یکی از سرآمدان آن، شیخ صفی الدین اردبیلی در سده های هفتم و هشتم است، دارای وزنی ملایم، زبانی لطیف و ظرافتی عاشقانه است که با ایجاد حس نوستالژیک، مخاطب را با خود همراه می کند و پیام های ساده زندگی و در عین حال عمیق را با دوری از ابهام و پیچیدگی های رایج القاگر می شود.
 به باور او دوبیتی شکلی از ادبیات فولکلور منظوم است که سینه به سینه به دست ما رسیده و در کنار فرم هایی چون: مَتَل، چیستان، بحر طویل، لالایی و... همواره از جایگاه والای مردمی برخوردار بوده است، تا جایی که بسیاری از دوبیتی های باباطاهر، امروزه به شکل ضرب المثل استفاده می شود مانند: ز دست دیده و دل هر دو فریاد/ که هر چه دیده بیند، دل کند یاد/ بسازم خنجری نیشش ز پولاد/ زنم بر دیده تا دل گردد آزاد.
   کریمی گفت: به اعتقاد «جلال الدین همایی» دوبیتی را از آن جهت که از دو بیت یعنی چهار مصراع تشکیل یافته دوبیتی می نامد، اما کلمه دوبیتی بر رباعی نیز اتلاق شده و این دو گر چه از دو بیت -که در قافیه  بندی با هم همانند
ساخته شده- تشکیل شده، اما در وزن با هم اختلاف دارند.
او ادامه داد: همچنین ملک الشعرای بهار هم معتقد است که این نوع اشعار را در جنوب ایران «چهار بیتو» یا «دو بیتو» به تصغیر می نامند، یعنی دو مصراع از این اشعار را که یک شعر عروضی کامل باشد «دو بیتو» و چهار مصراع را که دو بیت عروضی است «چهار بیتو» می نامند.
وی افزود: شعر نجوای دلتنگی های انسان معاصر است. انسانی که در گیرودار تبصره های روزمره گی، دلش را به سوسوی فانوس های دریایی خوش می کند و از فراسوی تاریکی های روزگار به روشنایی واژه ها چنگ می زند، یا انسانی که می خواهد بماند و زندگی را پاس بدارد و از میان خواب های پریشان بهترین تعبیر را به نظاره بنشیند. شعر فرصت دوباره ای برای نفس کشیدن است. فرصتی ناب که نباید از دستش داد.
مسئول سمعي و بصري ارشاد فارس عنوان كرد؛بيش از 90 درصد هزينه‌هاي توليد در فارس به گردن فيلمساز است
ایسنا: مسئول سمعي و بصري ارشاد اسلامي فارس معتقد است كه بيش از 90 درصد هزينه‌هاي توليد فيلم در فارس را فيلمسازان پرداخت مي‌كنند.
بهروز مرامي خاطرنشان كرد: فیلمسازی در استان فارس، نیاز به حمایت جدی برای بقا دارد. اغلب فیلمسازان این استان با بودجه‌های شخصی و با عشق به این کار،تن به سختی های  آن می دهند.از سوی دیگر برخی از منتقدان و صاحب نظران معتقدند که سوژه های انتخاب شده در فیلم های فیلمسازان فارس،همسو و همجهت با سینمای ملی رشد نکرده وراهکار های عملی برای پیشرفت آن تدوین نشده است. مسوول سمعی و بصری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، سینمای اين استان را سینمایی شریف و قابل احترام دانسته و اضافه كرد: سینما در استان فارس یعنی سالن های سینما، آموزشگاه های سینمایی، شرکت های فیلمسازی و موارد مشابه و سرمایه های استان هم فیلمسازان، بازیگران و فیلمنامه نویسان و سایر عوامل فیلمسازی آن هستند.
  "مرامی" افزود: سینما در استان فارس، یعنی جشنواره ها و نمایش فیلم که همواره علاقه مندان خود را دارد. رونق سینما و فیلمسازی را در فارس، دست اندرکاران آن بر عهده دارند ؛ فهرست این دست اندرکاران تنها منحصر به سینماداران، مدیران آموزشگاه های سینمایی و شرکت های فیلمسازی نیست ؛ فیلمسازان هم در این امر شریک اند. وی ادامه داد: سینما در استان فارس و شهر شیراز ؛ به عنوان تابعی از سینمای کل کشور، حال و هوای سینمای کشور را دارد. چرا که در همه کشورهای دنیا صنعت سینمایی در آن، در شهر خاصی اتفاق می افتد. در همین جشنواره فیلم کوتاه شیراز،‌با یک حساب سرانگشتی، می توان دریافت که سازندگان فیلم کوتاه سالانه دست کم
300 میلیون تومان را برای تولید فیلم های خود هزینه می کنند که بیش از90 درصد آن را فیلمسازان جوان به خاطر علاقه ایی که دارند هزینه می کنند  و جالب اینجاست که تا زمانی که همین فیلمسازان در حال تولید آثار خود هستند، کسی از آنان سراغی نمی گیرد اما همین که فیلمی و فیلمسازی در خارج از استان مقامی را به دست می آورد، به سادگی آن را از افتخارات استانی به شمار می آوریم بی  آنکه نقشی در آن داشته باشیم.
بچه های تئاتر فارس فضا نورد شدند!
 دومین روز از بیست و چهارمین جشنواره تئاتر فجر فارس در حالی آغاز به کار کرد که نمایش راپورت در تالار ابوریحان به روی صحنه رفت و بازیگران نمایش هدفون نیز به فضا سفر کردند.
 جشنواره تئاتر فجر فارس با اجرای نمایش های دوچرخه و سینما اثر بهنام کشاورز هدفون به کارگردانی سید محمد هاشم زاده فراموشی به کارگردانی مسعود حمدی و راپورت اثر محمد باقر محمدی حسینی از فسا ادامه خواهد یافت.
 کارگردان نمایش دو چرخه و سینما با بیان اینکه این نمایش را احمد آرم نگاشته است گفت: دوچرخه و سینما روایت خواهر و برادری است که در یک قبرستان روزگار می گذارنند.
 بهنام کشاورز افزود: در حالی که این خواهر و برادر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند در ذهن برادر فرشته ای شکل می گیرد که به نحوی به هووی خواهر تبدیل می شود و...
   وی بیان اینکه مدت زمان این نمایش
60 دقیقه است خاطر نشان کرد: فریبا دهدشتی - سعید رحیمی - نیلوفر زارع و خودم در تالار استاد هودی دراین تئاتر به ایفای نقش می پردازیم.
  کارگردان نمایش فراموشی نیز در خصوص اجرای این نمایش در بیست و چهارمین جشنواره تئاتر فجر فارس گفت 4 شخصیت اصلی این نمایش با مراجعه به یک پزشک قصد دارند بخشی از گذشته خود را پاک کرده یا به نوعی به دست فراموشی بسپارند که...
مسعود احمدی که نویسندگی فراموشی را نیز بر عهده داشته است افزود: مانی آبادیان، داریوش ثمر، مریم شکری، هژبر هژبری، شیما پورسهم الدین و محدثه عباسی در این نمایش بازی دارند.
 این هنرمند گفت: فراموشی در تالار حافظ به روی صحنه رفت کارگردان نمایش هدفون هم از اجرای این نمایش در تالار استاد هودی خبر داد.
به بهانه سالروز تولد شاعر کوچه؛تغزل فریدون مشیری شبیه تغزل سعدی است
مهر: تغزل مشیری چیزی شبیه تغزل سعدی است. او آسمانی است که به زمین هم نظر دارد. او غزل را روی زمین دوست دارد و زمینی، دوست می‌دارد و می‌سراید. البته با تغزلی نو و نیمایی نه کهن وکلاسیک.
فریدون مشیری شاعر معاصر ایرانی در سی‌ام شهریور سال 1305 در تهران متولد و در سال 79 درگذشت. او سرودن شعر را از سال‌های جوانی آغاز کرد و اولین دفتر شعرش را با مقدمه‌ای از محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) به چاپ رساند. مشیری بعد از انتشار «تشنه طوفان» اولین دفتر شعرش که در 28 سالگی‌اش چاپ شد، گفت: اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.
مشیری به عرفان و موسیقی ایرانی علاقه داشت و این دو مشخصه در آثارش نمود بیرونی داشته است.
«تشنه طوفان»، «گناه دریا»، «نایافته»، «ابر»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن»، «پرواز با خورشید»، «از خاموشی»، «برگزیده شعرها»، «گزینه اشعار»، «مروارید مهر»، «آه باران»، «سه دفتر»، «از دیار آشتی»، «با پنج سخن‌سرا»، «لحظه‌ها و احساس»، «آواز آن پرنده غمگین»، «تا صبح تابناک اهورایی»، «نوایی هماهنگ باران» و «از دریچه ماه» عنوان مجموعه شعرهایی هستند که از سال 34 تا 84 از مشیری به چاپ رسیده‌اند.
در ادامه این مطلب، یادداشتی به بهانه سالروز تولد فریدون مشیری می‌آید:
بعضی‌ها می‌آیند که آمده باشند، بعضی‌ها می‌آیند که بمانند. بعضی‌ها می‌گویند که چیزی گفته باشند اما بعضی‌ها می گویند که ماندگار شوند؛ گفتنی که شاید دست خود آن‌ها نیست عین چشمه که که می‌جوشد عین مهتاب که می‌تراود.
مشیری از آن دسته شاعرانی است که آمده بود که بماند و ماند و شاید مانند چشمه جوشید و گفت و گفت و گفت و ماندگار شد مانند مهتاب.
شعر مشیری شروع که می‌شود مانند قطره شروع می‌شود اما در پایان خواننده با دریایی مواجه می‌شود که از غرق شدن در آن نه که نمی‌هراسد که لذت می‌برد. از غوطه خوردن و
گم شدن در کوچه کوچه‌های ناب شعر او.
«کوچه» را که می‌خوانی احساس می‌کنی تو هم از این «کوچه» گذر کرده نه احساس می‌کنی همراه که نه شانه به شانه مشیری راه رفته‌ای هرچند او می‌گوید بی تو از آن کوچه گذشته ولی تو از ابتدا تا انتها با او بوده‌ای. تو و من و هر کسی این شعر می‌خواند «همه تن چشم می‌شود» و به دنبال گمشده مشیری می‌گردد، اشک می‌ریزد، آه می‌کشد از «سنگ زدن» هیچ کس هم نمی‌ترسد عین همان آهوی دشتی که خود او می‌گوید. فریدون نه به ابر می‌اندیشد نه به بادونه به این ابی آرام بلند. او در شعر، عرفانی دیگر خلق کرده و به او می‌اندیشد.
تغزل مشیری چیزی شبیه تغزل سعدی است. او آسمانی است که به زمین هم نظردارد. او غزل را روی زمین دوست دارد و زمینی، دوست می‌دارد و می‌سراید. البته با تغزلی نو و نیمایی نه کهن وکلاسیک. شاید برای همین است که شعرهایش به دل می‌نشیند و ورد زبان هرکسی می‌شود. شاید چون برای من زمینی می‌سرود و لاغیر.
از تغزل مشیری دل می‌کنم، شعر آدمیت را که می‌خوانم این‌جا هم غزل را نوع دیگر و سوزناک تر
سروده است. از مرگ آدمیت می‌گوید. از افول انسانیت در این وادی وانفسا. او به دنبال آدم شدن
و آدم ماندن است. بسیار گسترده و وسیع نگاه می‌کند. دگم اندیش و یکجا‌نگر نیست.برای هرکسی دل می‌سوزاند برای حضرت قابیل، حضرت یوسف و چینی‌هایی که زیر شلاق خون جان دادند ؛برای همه. حتی برای پژمردن یک گل، یک کودک بیمار یک قناری در قفس و...
حرف مشیری حرف افول انسانیت است. او با عرفانی جهانی به دنبال پاکی بود...