نقش اقتصاد در بحران کنونی سینمای ایران
نگذاریم سینمای ایران فلج کامل شود
سعید بناکار


بینش نگارنده درباره وضعیت کنونی سینمای ایران از برداشت واقعی درباره ساختار کلی این سینما متفاوت و شرایط درونی و بیرونی، کیفیت و کمیت آن مایه می­گیرد. بنابراین باور داریم که سینمای ایران در دو دهه اخیر حداقل در زمینه هنری و تکنیکی و کسب موفقیت و موقعیت­های جهانی به آن حد و بضاعت رسیده است که بتوان آن را سینمای ملی ایرانی، اسلامی خطاب کرد، به آن امید بست و در راه اعتدالش کوشید، اما خودشیفته نبود. در این راه امروزه در شرایط کنونی وجود بحران­های درون ساختاری و فشارهای بیرونی گوناگون در زمینه­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بحران­ها و خطراتی هستند که این سینمای متفاوت را تهدید می­کنند.

برای بررسی ریشه­های این بحران­ها ابتدا باید به این سؤال پاسخ گفت که ریشه بحران کنونی سینمای ایران در چیست؟ و سپس آثار کمی و کیفی این بحران را ارزیابی کرد.
ریشه یابی بحران کنونی سینمای ایران نیاز به بررسی جامعی دارد. این بررسی باید از طریق تحقیقات، سمینارها و جلسات برنامه­ریزی از سوی کارشناسان و دست اندرکاران تولید فیلم و توزیع و اکران نه فقط در جهت رفع بحران، بلکه برای ایجاد یک سیستم و فرایند درست و برقراری مناسبات تولیدی سالم در عرصه سینما صورت بگیرد. اما به طور خلاصه می­توان گفت بحران فعلی در سینما صرف نظر از دلایل امروزی، مقطعی و اقتصادی متعدد دلایلی دیرینه و همه جانبه دارد.
این دلایل چندگانه در مقطع کنونی به بحرانی بدل شده که احتمال می­رود وقفه­ای در جریان تولید فیلم و سینمای کشور ایجاد کند. قطعاً این به معنای مرگ و از پا افتادن سینمای ایران نیست. دوام و بقای هر فعالیت تولیدی و خلاق زمانی امکان پذیر است که عوامل موجود و مؤثر در آن جریان تولیدی و خلاقه دارای نظم و قاعده­ای باشند. وجود نظم و قاعده و تناسب ارگانیک میان عناصر فعال از موارد اساسی (اصلی) و تعیین کننده ایمنی هر فعالیتی است. برهم خوردن این نظم و قاعده و عدم تناسب می­تواند موجب بروز بحران گردد. بحران زمانی بروز می­کند که جریان عادی تولید دچار اختلال شود. اختلال در سینمای ایران و بحران ناشی از آن اختلالی است کلی در پروسه و فرایند تولید فیلم و عرضه آن به بازار. عدم تناسب و هماهنگی بین هزینه تولید فیلم با درآمد آن، این بحران را دامن می­زند.
اصولاً بحران پدیده­ای است که هم از داخل یک سیستم (به دلیل کارکرد داخلی) می­تواند بروز کند و هم خارج از سیستم به شکل بیرونی. بحران سینمای ایران هم از داخل (اختلالات درونی جریان تولید و مناسبات عرضه و بازار و اکران)  و هم خارج از امر تولید یعنی موقعیت تورم زای مالی و اختلافات اقتصادی کل جامعه مایه گرفته است. با بررسی این دو جنبه می­توان به ریشه بحران در سینما رسید که در شرایط کنونی بیشتر اقتصادی است. در آینده این بحران اقتصادی کمی روی کیفیت نیز تأثیر خواهد گذاشت و آن را دچار بحران خواهد کرد.
یکی از مسایل روز سینمای ایران عدم وجود یارانه و منابع مالی تعریف شده و پیامدهای آن در سینمای ایران است.
عدم وجود یارانه قطعاً در مواردی که یارانه برای آن ضروری است مثل مواد خام و موارد مصرفی لابراتوارها و ابزارآلاتی که از نظر فنی مورد استفاده فیلمبرداری و تصویربرداری قرار می­گیرد می­تواند بر کیفیت آثار سینمایی تأثیر بگذارد. باید دید وقتی که یارانه نباشد برابری ریالی در آن شرایط با  تورمی که در کل جامعه است به چه شکلی در می­آید. آنچه مسلم است این که قیمت برخی از مواد خدمات و ابزارآلات سینمایی بالا می­رود و بر بخش­های دیگر تولید فیلم هم تأثیر می­گذارد و در آنها هم تورم ایجاد می­کند. وجود و عدم وجود یارانه در سینما و بخش­های دیگر فرهنگی قطعاً می­تواند بر کیفیت آثار سینمایی و فرهنگی تأثیر بگذارد.
البته نمی­توانیم بگوییم که بحران سینما ناشی از عدم وجود رایانه است. بحران بدون عامل یارانه هم به خاطر بحران اقتصادی کلی جامعه وجود دارد و به لحاظ اقتصادی روند فزاینده­ای هم دارد. وجود یارانه می­تواند مایه ادامه فعالیت یک تولید کننده و یا فیلمسازان مستقل باشد. طبیعی است که این بحران در مقطعی با برنامه­ریزی­ها رفع می­شود اگر ما کیفیت آثارمان را ارتقا بدهیم، اگر فیلم­هایمان در چنان وضعیت و کیفیتی قرار داشته باشند که مخاطبان بیشتری را به خود جذب کنند و یا در سطحی باشند که به بازارهای خارج از کشور راه بیابند، بحران برطرف می­شود. در چنین وضعیتی و چرخه سالم است که این امکان به وجود می­آید که فیلمسازان و تولید کنندگان ما می­توانند به تولید آثاری بپردازند که ضمن داشتن جذابیت سیمایی و بصری ساختمان و ساختار دراماتیکی و درون مایه فرهنگی درستی داشته باشند و از عامل بازیگر که در نزد مخاطب ایرانی از محبوبیت ویژه­ای برخوردار است بهره بگیرند، به این ترتیب فیلم مخاطبان بیشتری خواهد داشت و هر چه تماشاگران فیلم­ها بیشتر باشند و هر چه بازار نمایش بیشتری در ایران و خارج از کشور داشته باشیم زودتر قادر خواهیم بود هر نوع بحرانی را با موفقیت پشت سر بگذاریم.
سؤال بعدی که بلافاصله به ذهن می­آید این است که چگونه می­توان تماشاگر بیشتری را جذب کرد؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت از آنجایی که ایران به لحاظ جمعیت شناسی جزء گروه سنی جمعیت جوان قرار دارد و اکثریت مخاطبان سینمای ایران را چه در اکران عمومی فیلم­ها در سینما و جشنواره­ها و چه در نمایش و عرصه فیلمها در سیستم نمایش خانگی و تلویزیونی جوانان تشکیل می­دهند طبیعتاً با توجه به وجود و افزایش این جمعیت جوان می­توان انتظار داشت درصد گروه سنی جوان برای تماشای فیلم هم رشد داشته باشد. ما اکنون در شرایطی هستیم که دقت بیشتر دست اندرکاران سینما را می­طلبد. با توجه به جوان بودن جمعیت کشور ما قطعاً برنامه ریزی مورد نیاز است تا فیلمهای سینمایی با جذابیت­های موضوعی و مضمونی و تصویری و بدون گرایش به سمت ابتذال برای جذب این جمعیت جوان ساخته شود تا در مقابل سیل محصولات سینمایی و فرهنگی وارداتی بتواند توان رقابت داشته باشند. در این صورت است که کار فیلمسازان دشوارتر می­شود. یعنی باید دقت کنند در زمان تولید فیلم با بحران کمی مخاطب مقابله کنند و با تنوع بخشیدن به فیلمنامه­های با کیفیت بابحران مقابله کنند.
برای حضور در بازارهای خارجی هم باید فیلم­هایی در سطح بین­المللی و قابل رقابت با آثار تولید شده جهانی ساخت. البته این امر نیاز به تلاش زیاد و بالا بردن سطح تخصصی و تکنیکی و ابزاری فیلمسازان دارد. بی شک نقش دولت در این زمینه را نمی­توان نادیده گرفت. استفاده از خدمات و امکانات ملی و دولتی بی شک در کاستن هزینه­ها و بالا بردن سطح کیفی آثار مؤثر واقع خواهد شد. باید مثل همه دنیا این خدمات به آثار تولیدی داده شود. در هنگام تولید فیلم ممکن است به امکانات ارگانها و نهادها و مؤسسات دولتی نیاز پیدا شود، طبیعی است که مسئولان و مدیران سیاستگذار رسمی کشور در شرایطی که یارانه به سینما تعلق نمی­گیرد بدون هیچ تبعیض و صف بندی میان فیلمسازان خودی و غیر خودی حداقل این بخش مهم فرهنگی را تقویت کنند و شرایطی را فراهم سازند که تولید کنندگان متخصص و کاربلد بتوانند از امکاناتی که وجود دارد به شکل رایگان یا براساس حداقل هزینه استفاده کنند. ضروری بودن علت چنین رویکردی هم روشن است. تولیدکنندگان فیلم و محصولات فرهنگی در واقع نمایندگی فرهنگی یک جامعه را به عهده دارند و باید تقویت و یاری شوند. قطعاً اگر این تدابیر به کار برده نشود این بحران شدیدتر خواهد شد.
یکی دیگر از معضلات و مشکلات ساختاری سینمای ایران کمبود و عدم وجود فضاها و سالن­های سینمایی مناسب است. در چنین شرایط کمبود کنونی متأسفانه هر ساله شاهدیم به دلیل عرصه چرخه سالم تهیه و تولید و اکران فیلم سالن­های سینما   با توجه به نبود مخاطب و به دست نیاوردن هزینه­های جاری و درآمد یکی یکی با تغییر کاربری فرهنگی به مکان­های تجاری و مسکونی و کاربری­های دیگر از چرخه نمایش و اکران خارج می­شوند و از سوی دیگر آن سالن­های موجود که با زحمت بسیار هنوز به کار نمایش ادامه می­دهند فاقد امکانات به روز ابزار و وسایل نمایش و فضای مناسب برای جذب مخاطب هستند. به همین دلایل است که سازمان­های متولی سالن­های سینا و به ویژه شهرداری­ها می­توانند به جای موافقت با کاربری این سالن­های نمایش در عوض با دادن تسهیلات مالی و تشویق از راه­های گوناگون با تغییر کاربری این مکان­ها و سالن­ها مخالفت کنند تا سالانه از آمار و تعداد سالن­های سینمایی و نمایش کم نشود.
اگر برای مقابله با بحران اقتصادی سینما برنامه­ریزی نشود و کنترلی روی هزینه­های تولید وجود نداشته باشد و به راه­ حل­های گفته شده عمل نگردد، سینمای بیمار ایران در یک جایی فلج خواهد شد. این وظیفه سیاستگذاران رسمی کشور در زمینه  فرهنگ و دست اندرکاران سینما است که در مقابل این بحران تدابیر ضروری را به کار ببرند. در صورت ادامه چنین وضعیتی سینما در بخش خصوصی تعطیل نخواهد شد بلکه کم فروغ و بسیار کم کیفیت خواهد شد. اما اگر این تدابیر به کار برده نشود بخش خصوصی به مرور زمان به دلیل عدم توانایی از جریان تولید و تهیه خارج می­شود و طبیعی است که بخش دولتی و نهادهای سینمایی وابسته به دولت و یا نهادهایی که در حال حاضر با حمایت سازمان­های دولتی اقدام به تولید فیلم باقی می­مانند، ممکن است آنها هم در چهارچوب برنامه ریزی شده به سرمایه خودشان نرسند ولی چون به دولت و یا به سرمایه آن وابسته­اند بی توجه به بازگشت سرمایه به تولیدات فیلم ادامه بدهند.
به این ترتیب با ادامه این شرایط تولید و اکران فیلم در مراکز دولتی متمرکز می­شود و این تمرکز طبیعی است که تأثیرات منفی و کیفی هم بر آثار تولید شده خواهد داشت. چنین اتفاقی که امروزه شاهد آنیم به نفع سینمای ایران نیست چرا که رشد سینما در زمینه یک رقابت سالم هنری ممکن است وقتی تولید فقط در یک بخش متمرکز شود امکان رقابت فکری و هنری از سایرین سلب می­گردد. وقتی بخش خصوصی از جریان تولید خارج شود بخش دولتی و وابسته به آن هر چقدر بخواهد خود را جایگزین بخش خصوصی کند، حتی نمی­تواند از نظر کمی هم جوابگو باشد و قادر نخواهد بود سینماهای کشور را تغذیه نماید. بخش دولتی و نهادهای سینمایی و وابسته به آن می­توانند به همان خدماتی که به آن اشاره شد بپردازند. یعنی به نوعی کمک و یارانه بدهند و یا به نوعی مشارکت داشته باشند و شرایطی را فراهم سازند که بازار تولید و تهیه و توزیع و اکران فیلم در ایران وضعیت بهتر و مطلوب تری پیدا کند.