صفحه 8--7 مهر 92
نقش اقتصاد در بحران کنونی سینمای ایران
نگذاریم سینمای ایران فلج کامل شود
سعید بناکار
بینش نگارنده درباره وضعیت کنونی سینمای ایران از برداشت واقعی درباره ساختار کلی این سینما متفاوت و شرایط درونی و بیرونی، کیفیت و کمیت آن مایه میگیرد. بنابراین باور داریم که سینمای ایران در دو دهه اخیر حداقل در زمینه هنری و تکنیکی و کسب موفقیت و موقعیتهای جهانی به آن حد و بضاعت رسیده است که بتوان آن را سینمای ملی ایرانی، اسلامی خطاب کرد، به آن امید بست و در راه اعتدالش کوشید، اما خودشیفته نبود. در این راه امروزه در شرایط کنونی وجود بحرانهای درون ساختاری و فشارهای بیرونی گوناگون در زمینههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بحرانها و خطراتی هستند که این سینمای متفاوت را تهدید میکنند.
برای بررسی ریشههای این بحرانها ابتدا باید به این سؤال پاسخ گفت که ریشه بحران کنونی سینمای ایران در چیست؟ و سپس آثار کمی و کیفی این بحران را ارزیابی کرد.
ریشه یابی بحران کنونی سینمای ایران نیاز به بررسی جامعی دارد. این بررسی باید از طریق تحقیقات، سمینارها و جلسات برنامهریزی از سوی کارشناسان و دست اندرکاران تولید فیلم و توزیع و اکران نه فقط در جهت رفع بحران، بلکه برای ایجاد یک سیستم و فرایند درست و برقراری مناسبات تولیدی سالم در عرصه سینما صورت بگیرد. اما به طور خلاصه میتوان گفت بحران فعلی در سینما صرف نظر از دلایل امروزی، مقطعی و اقتصادی متعدد دلایلی دیرینه و همه جانبه دارد.
این دلایل چندگانه در مقطع کنونی به بحرانی بدل شده که احتمال میرود وقفهای در جریان تولید فیلم و سینمای کشور ایجاد کند. قطعاً این به معنای مرگ و از پا افتادن سینمای ایران نیست. دوام و بقای هر فعالیت تولیدی و خلاق زمانی امکان پذیر است که عوامل موجود و مؤثر در آن جریان تولیدی و خلاقه دارای نظم و قاعدهای باشند. وجود نظم و قاعده و تناسب ارگانیک میان عناصر فعال از موارد اساسی (اصلی) و تعیین کننده ایمنی هر فعالیتی است. برهم خوردن این نظم و قاعده و عدم تناسب میتواند موجب بروز بحران گردد. بحران زمانی بروز میکند که جریان عادی تولید دچار اختلال شود. اختلال در سینمای ایران و بحران ناشی از آن اختلالی است کلی در پروسه و فرایند تولید فیلم و عرضه آن به بازار. عدم تناسب و هماهنگی بین هزینه تولید فیلم با درآمد آن، این بحران را دامن میزند.
اصولاً بحران پدیدهای است که هم از داخل یک سیستم (به دلیل کارکرد داخلی) میتواند بروز کند و هم خارج از سیستم به شکل بیرونی. بحران سینمای ایران هم از داخل (اختلالات درونی جریان تولید و مناسبات عرضه و بازار و اکران) و هم خارج از امر تولید یعنی موقعیت تورم زای مالی و اختلافات اقتصادی کل جامعه مایه گرفته است. با بررسی این دو جنبه میتوان به ریشه بحران در سینما رسید که در شرایط کنونی بیشتر اقتصادی است. در آینده این بحران اقتصادی کمی روی کیفیت نیز تأثیر خواهد گذاشت و آن را دچار بحران خواهد کرد.
یکی از مسایل روز سینمای ایران عدم وجود یارانه و منابع مالی تعریف شده و پیامدهای آن در سینمای ایران است.
عدم وجود یارانه قطعاً در مواردی که یارانه برای آن ضروری است مثل مواد خام و موارد مصرفی لابراتوارها و ابزارآلاتی که از نظر فنی مورد استفاده فیلمبرداری و تصویربرداری قرار میگیرد میتواند بر کیفیت آثار سینمایی تأثیر بگذارد. باید دید وقتی که یارانه نباشد برابری ریالی در آن شرایط با تورمی که در کل جامعه است به چه شکلی در میآید. آنچه مسلم است این که قیمت برخی از مواد خدمات و ابزارآلات سینمایی بالا میرود و بر بخشهای دیگر تولید فیلم هم تأثیر میگذارد و در آنها هم تورم ایجاد میکند. وجود و عدم وجود یارانه در سینما و بخشهای دیگر فرهنگی قطعاً میتواند بر کیفیت آثار سینمایی و فرهنگی تأثیر بگذارد.
البته نمیتوانیم بگوییم که بحران سینما ناشی از عدم وجود رایانه است. بحران بدون عامل یارانه هم به خاطر بحران اقتصادی کلی جامعه وجود دارد و به لحاظ اقتصادی روند فزایندهای هم دارد. وجود یارانه میتواند مایه ادامه فعالیت یک تولید کننده و یا فیلمسازان مستقل باشد. طبیعی است که این بحران در مقطعی با برنامهریزیها رفع میشود اگر ما کیفیت آثارمان را ارتقا بدهیم، اگر فیلمهایمان در چنان وضعیت و کیفیتی قرار داشته باشند که مخاطبان بیشتری را به خود جذب کنند و یا در سطحی باشند که به بازارهای خارج از کشور راه بیابند، بحران برطرف میشود. در چنین وضعیتی و چرخه سالم است که این امکان به وجود میآید که فیلمسازان و تولید کنندگان ما میتوانند به تولید آثاری بپردازند که ضمن داشتن جذابیت سیمایی و بصری ساختمان و ساختار دراماتیکی و درون مایه فرهنگی درستی داشته باشند و از عامل بازیگر که در نزد مخاطب ایرانی از محبوبیت ویژهای برخوردار است بهره بگیرند، به این ترتیب فیلم مخاطبان بیشتری خواهد داشت و هر چه تماشاگران فیلمها بیشتر باشند و هر چه بازار نمایش بیشتری در ایران و خارج از کشور داشته باشیم زودتر قادر خواهیم بود هر نوع بحرانی را با موفقیت پشت سر بگذاریم.
سؤال بعدی که بلافاصله به ذهن میآید این است که چگونه میتوان تماشاگر بیشتری را جذب کرد؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت از آنجایی که ایران به لحاظ جمعیت شناسی جزء گروه سنی جمعیت جوان قرار دارد و اکثریت مخاطبان سینمای ایران را چه در اکران عمومی فیلمها در سینما و جشنوارهها و چه در نمایش و عرصه فیلمها در سیستم نمایش خانگی و تلویزیونی جوانان تشکیل میدهند طبیعتاً با توجه به وجود و افزایش این جمعیت جوان میتوان انتظار داشت درصد گروه سنی جوان برای تماشای فیلم هم رشد داشته باشد. ما اکنون در شرایطی هستیم که دقت بیشتر دست اندرکاران سینما را میطلبد. با توجه به جوان بودن جمعیت کشور ما قطعاً برنامه ریزی مورد نیاز است تا فیلمهای سینمایی با جذابیتهای موضوعی و مضمونی و تصویری و بدون گرایش به سمت ابتذال برای جذب این جمعیت جوان ساخته شود تا در مقابل سیل محصولات سینمایی و فرهنگی وارداتی بتواند توان رقابت داشته باشند. در این صورت است که کار فیلمسازان دشوارتر میشود. یعنی باید دقت کنند در زمان تولید فیلم با بحران کمی مخاطب مقابله کنند و با تنوع بخشیدن به فیلمنامههای با کیفیت بابحران مقابله کنند.
برای حضور در بازارهای خارجی هم باید فیلمهایی در سطح بینالمللی و قابل رقابت با آثار تولید شده جهانی ساخت. البته این امر نیاز به تلاش زیاد و بالا بردن سطح تخصصی و تکنیکی و ابزاری فیلمسازان دارد. بی شک نقش دولت در این زمینه را نمیتوان نادیده گرفت. استفاده از خدمات و امکانات ملی و دولتی بی شک در کاستن هزینهها و بالا بردن سطح کیفی آثار مؤثر واقع خواهد شد. باید مثل همه دنیا این خدمات به آثار تولیدی داده شود. در هنگام تولید فیلم ممکن است به امکانات ارگانها و نهادها و مؤسسات دولتی نیاز پیدا شود، طبیعی است که مسئولان و مدیران سیاستگذار رسمی کشور در شرایطی که یارانه به سینما تعلق نمیگیرد بدون هیچ تبعیض و صف بندی میان فیلمسازان خودی و غیر خودی حداقل این بخش مهم فرهنگی را تقویت کنند و شرایطی را فراهم سازند که تولید کنندگان متخصص و کاربلد بتوانند از امکاناتی که وجود دارد به شکل رایگان یا براساس حداقل هزینه استفاده کنند. ضروری بودن علت چنین رویکردی هم روشن است. تولیدکنندگان فیلم و محصولات فرهنگی در واقع نمایندگی فرهنگی یک جامعه را به عهده دارند و باید تقویت و یاری شوند. قطعاً اگر این تدابیر به کار برده نشود این بحران شدیدتر خواهد شد.
یکی دیگر از معضلات و مشکلات ساختاری سینمای ایران کمبود و عدم وجود فضاها و سالنهای سینمایی مناسب است. در چنین شرایط کمبود کنونی متأسفانه هر ساله شاهدیم به دلیل عرصه چرخه سالم تهیه و تولید و اکران فیلم سالنهای سینما با توجه به نبود مخاطب و به دست نیاوردن هزینههای جاری و درآمد یکی یکی با تغییر کاربری فرهنگی به مکانهای تجاری و مسکونی و کاربریهای دیگر از چرخه نمایش و اکران خارج میشوند و از سوی دیگر آن سالنهای موجود که با زحمت بسیار هنوز به کار نمایش ادامه میدهند فاقد امکانات به روز ابزار و وسایل نمایش و فضای مناسب برای جذب مخاطب هستند. به همین دلایل است که سازمانهای متولی سالنهای سینا و به ویژه شهرداریها میتوانند به جای موافقت با کاربری این سالنهای نمایش در عوض با دادن تسهیلات مالی و تشویق از راههای گوناگون با تغییر کاربری این مکانها و سالنها مخالفت کنند تا سالانه از آمار و تعداد سالنهای سینمایی و نمایش کم نشود.
اگر برای مقابله با بحران اقتصادی سینما برنامهریزی نشود و کنترلی روی هزینههای تولید وجود نداشته باشد و به راه حلهای گفته شده عمل نگردد، سینمای بیمار ایران در یک جایی فلج خواهد شد. این وظیفه سیاستگذاران رسمی کشور در زمینه فرهنگ و دست اندرکاران سینما است که در مقابل این بحران تدابیر ضروری را به کار ببرند. در صورت ادامه چنین وضعیتی سینما در بخش خصوصی تعطیل نخواهد شد بلکه کم فروغ و بسیار کم کیفیت خواهد شد. اما اگر این تدابیر به کار برده نشود بخش خصوصی به مرور زمان به دلیل عدم توانایی از جریان تولید و تهیه خارج میشود و طبیعی است که بخش دولتی و نهادهای سینمایی وابسته به دولت و یا نهادهایی که در حال حاضر با حمایت سازمانهای دولتی اقدام به تولید فیلم باقی میمانند، ممکن است آنها هم در چهارچوب برنامه ریزی شده به سرمایه خودشان نرسند ولی چون به دولت و یا به سرمایه آن وابستهاند بی توجه به بازگشت سرمایه به تولیدات فیلم ادامه بدهند.
به این ترتیب با ادامه این شرایط تولید و اکران فیلم در مراکز دولتی متمرکز میشود و این تمرکز طبیعی است که تأثیرات منفی و کیفی هم بر آثار تولید شده خواهد داشت. چنین اتفاقی که امروزه شاهد آنیم به نفع سینمای ایران نیست چرا که رشد سینما در زمینه یک رقابت سالم هنری ممکن است وقتی تولید فقط در یک بخش متمرکز شود امکان رقابت فکری و هنری از سایرین سلب میگردد. وقتی بخش خصوصی از جریان تولید خارج شود بخش دولتی و وابسته به آن هر چقدر بخواهد خود را جایگزین بخش خصوصی کند، حتی نمیتواند از نظر کمی هم جوابگو باشد و قادر نخواهد بود سینماهای کشور را تغذیه نماید. بخش دولتی و نهادهای سینمایی و وابسته به آن میتوانند به همان خدماتی که به آن اشاره شد بپردازند. یعنی به نوعی کمک و یارانه بدهند و یا به نوعی مشارکت داشته باشند و شرایطی را فراهم سازند که بازار تولید و تهیه و توزیع و اکران فیلم در ایران وضعیت بهتر و مطلوب تری پیدا کند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی