صفحه 6--23 مهر 92
تألیف: حبیباله حسامی
انتشارات پرستوی سپید- 132 صفحه- قیمت 7000 تومان
معرفی: امین فقیری
کتابی که در مقابل ماست سعی کرده نقاط مجهول زندگی زنان را (تا آنجا که در بضاعت داشته) برای خواننده روشن نماید. حبیباله حسامی با این اثرش گام مهمی در شناخت زنان برداشته است.
او در مقدمه کتاب چنین مینگارد:
«هنوز که هنوز است با بودن روحیه شدید مردسالاری آن طور که باید و شاید مقام رفیع زن شناخته نشده و فقط تساوی نسبی و حق حیات و تملکی به آنان داده شده است. عالم انسانی را به پرندهای تشبیه نمودهاند که زن و مرد دو بال آن میباشند. اگر یک بال ضعیف باشد پرواز ممکن نمیشود و چه بسیار اختراعات و اکتشافات که یا به وسیله زنان ایجاد شده یا به نوعی در ایجاد آن مؤثر بودند. یعنی به طور کلی در بروز هر پدیده اجتماعی پای یک زن در میان است».
این استدلالها مثل بشر دو بال دارد و هر کجا که جنگ و حتی اختراعی است پای زنی در میان است، جملاتی است که از دیرباز گفته و نوشته شده است. زن موجود پیچیدهای است که به این سادگی نمیتوان درمورد او قضاوت کرد. امروز زنان کم کم به حقوقشان دست پیدا میکنند و کار به گونهای شده است که بدون نیاز به عنصری مثل مرد میتوانند گلیم خود را از آب بکشند و در این آزادی است که زنان بزرگ به وجود آمدهاند. در ایران خودمان مخصوصاً تا اواخر سلطنت قاجارها بر این سرزمین چند زن را داریم که بتوان او را با معیارهای جهانی سنجید. هر چه که هست در شعر و ادبیات است که دردهای تحمیلی و سرکوبگر را فریاد کردهاند.
قسمت بندیهای کتاب آگاهانه انجام پذیرفته است و روایتهای مختلفی را از آفرینش زن در ادیان مختلف به دست دادهاند. از قدیمیترین عقاید مذهبی در تورات گرفته تا بعضی از قبایل آفریقایی.
«در دیانت زرتشت آن طور که در کتاب بندهش فصل 15 آمده، زن و مرد برخلاف ادیان سامی و بعضی دیگر ادیان در بدو آفرینش از خاک به وجود نیامده بلکه اصل و بنیاد نباتی دارند که داستان آن چنین است: «اهورا مزدا، کیومرث را بیافرید. کیومرث سی سال در کوهستانها به سر برد. در هنگام مرگ از پشت او نطفهای بچکید و بر زمین افتاد و از تابش آفتاب پاک گردید و چهل سال در خاک بماند. پس از این مدت زمان به شکل دو ساقه ریباس (ریواس) در مهرماه و مهرروز (هنگام جشن مهرگان) در حالی که هر دو به هم پیچیده بودند از زمین بروئیدند. آن دو شاخه به هم پیچیده و به مرور تغییر شکل و تکامل یافتند و به صورتی آدمی در آمدند و به چهره و قامت همانند یکدیگر شدند. آنکه نر بود «مشیه» و آنکه ماده بود «مشیانه» نام داشت. آنگاه اهورامزدا روان را که بیش از پیکر آفریده بود در کالبد مشیه و مشیانه بدمید و آن دو جاندار گشتند.» (صفحه 10 و 11)
در بیشتر افسانهها مخصوصاً در چین و افسانه آفرینش سیاه پوستان آفریقایی خلقت زن و مرد بدون امتیازی از یکدیگر صورت پذیرفته است.
آنگاه خدا
مشتی گل برداشت
و در کنار رودخانه
روی زمین زانو زد
و آنجا خدای بزرگ و توانا
او که خورشید را برافروخته و در آسمان جای داده بود
او که ستارگان را تا دورترین گوشههای شب پرتاب کرده بود
او که زمین را میان دستهای خود گره کرده بود
این خدای بزرگ
مانند مادری که روی کودک خود خم شده باشد
روی خاک زانو زد
و با مشتی گل به کار پرداخت
و آن را بدان گونه که در خیال خود خواسته بود در آورد
آنگاه نفحه زندگی در آن دمید
و انسان روح زندهای گردید
آمین: آمین
(از سرودههای مذهبی سیاه پوستان- ص 13)
خانم پروفسور هاید ماری کخ، ایرانشناس آلمانی «از زبان داریوش» چنین مینویسد: در امپراطوری بزرگ عصر داریوش با تساوی حقوق زن و مرد سروکار داریم. حقی که هنوز در اروپای قرن بیستم برای به دست آوردنش مبارزه میشود. البته این را هم باید گفت که زنها علاوه بر کارهای بیرون، سر و سامان دادن به کارهای روزمره خانواده را نیز بر عهده داشتهاند. زنها با به دنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار در بیرون معاف میشدند. در طول مرخصی زایمان حقوق دریافتی کمتر میشد که البته با آن گذران زندگی ممکن بود. علاوه بر این حداقل حقوق اضافه حقوقی نیز دریافت میکردند که پاداش افزودن رعیتی بر رعایای شاه بود.
وی در قسمتی دیگر از کتاب خود مینویسد: در لوحههای گلی میبینیم که زنان میتوانستند به پستهای بالاتر نیز برسند. مثلاً در کارگاههای شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با زنان است. در کارگاههای خیاطی که بیشتر در اشتغال زنان است گاه مردان زیردست زنان قرار میگیرند و حقوق زنان سرپرست بیشتر از مردان است (صفحه 20)
* * *
یکی از جالبترین قسمتهای کتاب که از صفحه 35 تا 61 را در برمیگیرد «مقام و حضور زن در ادیان» است. مؤلف با چیره دستی از دین یهود شروع میکند.
«هر چند دیانت یهود مقام و حقوق قابل توجهی با توجه به مقتضای زمان برای زنان قائل نشده است ولکن جهت رعایت احوال آنان سفارشی به مردان و شوهران نموده است. چنانکه فیالمثل در سفر خروج باب 22 مذکور است: هیچ بیوه زن و یتیم را ظلم مکن، اگر ایشان را به وجهی ستم نمایی هر وقتی که به من فریاد نمایند فریاد ایشان را البته میشنوم» (ص 37)
*در دیانت زرتشت
در دین حضرت زرتشت زن مقامی والا یافت و حتی به سلطنت رسید و از نظر مقام و تساوی حقوق گرچه در بعضی از موارد دارای حق و حقوقی برابر گردید و حتی در ازدواج چنانکه اشاره شد زن در انتخاب همسر آزادی کامل داشت ولی با این همه این امتیازاتی که نسبت به ادیان قبل به دست آورده بود در مورد ارث نصف مرد سهم داشت ولی در مراسم دینی زرتشتیان نیز زن و مرد در یک ردیف قرار دارند و حتی در صورتی که مؤبد حاضر نباشد زن میتواند به جای او بر مسند قضا بنشیند (زن در ایران باستان صفحه 30-صفحه 40 کتاب)
*در دیانت مسیحیت
هر کسی به زنی نظر شهوت اندازد همان دم در دل خود با او زنا کرده است* هر کس زن مطلقه را نکاح کند زنا کرده باشد* مرد صورت و جلال خداست اما زن جلال مرد است* شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا* ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را* همچنانکه کلیسا مطیع مسیح است، همچنین زنان نیز مطیع شوهران خود در هر امر میباشند. (ص 47)
*مقام و حقوق زن در اسلام
قبل از ظهور پیامبر، زنان به پسران به ارث میرسیدهاند.
-زنان مانند کالا مبادله و مورد معامله واقع میشدند.
-در ازدواج قرضی، مردی زنش را برای مدتی به مرد دیگری قرض میداد و متقابلاً زن او را قرض میگرفت.
-زن را همانند کالا خریداری مینمودند.
-در ازدواج قبیلهگی زن به تمام قبیله تعلق داشت.
*پس از ظهور پیامبر
-یک زن صالحه بهتر از هزار مرد است.
-اول مادرت، سپس مادرت، باز هم مادرت، بعداً پدرت و بعد اقربا و فامیل و نزدیکانت.
-بهشت زیر پای مادران است.
*مقام و حقوق زن در بین هندوها
1 -زن بدون اجازه شوهرش مجاز به انجام قربانی، روزه و هیچ یک از اعمال دینیه دیگر نیست.
2 -زن باید مطیع و محفوظ باشد. او خود مستقل نیست و باید تحت مراقبت مرد باشد.
3 -پس از فوت شوهر نباید نام هیچ مرد دیگری را بر زبان راند و باید تا پایان عمر بیوه مانده، هر نوع خوشی و مسرتی را بر خود حرام کند.
4 -هندوان، سوزاندن زن شوهر مرده را همراه با جسد شوهرش عملی نیکو ولی غیر واجب میدانستند.
5 -ازدواج زن در صغر سن و قبل از بلوغ جایز و شایع بود.
*در آیین کنفسیوس
زن ملک مرد است، اما مقامش بسیار عالی است و کنفسیوس زن را کامل ترین مخلوقات میداند.
در بحث «نقش زن در تاریخ و حضور در عرصههای بینالمللی» به این مباحث اهمیت داده شده است.
*سابقه مبارزه برای دفاع از حقوق خود و ایجاد روز بینالمللی زن
*فمینیسم در قرن نوزدهم
*احرار حقوق سیاسی
*برابری حقوقی و قضایی
*دستیابی به مشاغل مختلفه و ایجاد روز زن
*نقش زنان در دوره مشروطه
*فمینیسم در آثار داستانی پیش از انقلاب (جمالزاده، محمد حجازی، علی محمد افغانی، جلال آل احمد، صادق چوبک، صادق هدایت، بزرگ علوی، سیمین دانشور، امینه پاکرو، منیرو روانی پور، زویا پیرزاد، فرخنده آقائی، حکمت ملک زاده، فهیمه رحیمی و طاهره علوی هر کدام از دیدگاه خود در داستانهایشان به زن و صفات نیک و بد او پرداختهاند)
*تفاوتها
تفاوتهای مغز زنان و مردان- سایر تفاوتهای زن و مرد (15 مورد به صورت کلی است که چند مورد آن بدین قرار است) * زنان بیشتر به گذشته توجه کرده و گوشه چشمی به آینده دارند ولی مردان بیشتر به آینده توجه نشان میدهند و به راحتی میتوانند گذشته را فراموش کنند.
*مرکز گویش زنان در دو نیمکره مغز قرار دارد و آنان برای صحبت کردن هم زمان از دو نیمکره خود استفاده میکنند ولی مرکز گویش مردان فقط در نیمکره چپ مغز قرار دارد و نسبت به مرکز گویش زنان کوچکتر است.
*نکات مثبت در زنان* نکات منفی در زنان* نکات منفی مردان* صفات زنانه* صفات مردانه
*زنان مشهور جهان
-زنان سیاستمدار (ایندیرا گاندی، بی نظیر بوتو و...)
-زنان شاعره ایرانی (پروین اعتصامی، سیمین بهبهانی، جمیله اصفهانی، بهار خانم، زبیده خانم، جهان خاتون، رابعه بنی کعب و طاهره صفارزاده) که جای ژاله اصفهانی و فروغ فرخزاد خالی است.
در قسمت زنان نویسنده نیز سرسری از آن گذشته و اسامی نامداری فراموش گشته است.
*زن در اشعار و کلام بزرگان
این بحث که قسمت پایانی کتاب است شیرینترین فصل کتاب نیز میباشد.
*در گفتار بزرگان
-زنان شمع و چراغ خانهاند. (حضرت محمد«ص»)
-زن نمونهی کامل کمال است. زن آفریده شده است تا شیراز، سعادت و ارتقاء موجودات پیوسته بماند. (ولتر)
-زن خودش را زیبا میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافتهتر از عقل اوست (درویس دی)
-زنان از مردان عاقلترند چون که کمتر میدانند و بیشتر میفهمند (جیمز تربر)
-تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک زن آسان تر است (ناپلئون)
*زن و ضربالمثلها
-زن بلاست، الهی هیچ خانهای بی بلا نباشد.
(ایرانی)
مرد بی زن همیشه پیراهنش پاره است.
(ایرانی)
-آب در غربال بهتر میماند تا راز در دهان زن
(استونی)
-اگر مردی خیلی شکسته و پیر است، تقصیر زنش است.
(روسی)
-هیچ زنی در آینه خود را زشت نمیبیند.
(فرانسوی)
-در میان زن کور و شوهر لال همیشه صلح برقرار است.
(لهستانی)
-هزار مرد میتوانند توافق داشته باشند، اما دو زن هرگز.
(هندی)
زن و صلح
زن آیت لطف و مهربانی است
زن جلوهی حسن آسمانی است
زن را سر مهر نیست با چنگ
کاو مظهر صلح جاودانی است
هر جا نگری سرشت مادر
آمیزهی عشق و جانفشانی است
در صحن جهان رسالت زن
بخشیدن جان، نه جان ستانی است
در جنگ چه غر و فخرجویی؟
نیکی است که رمز قهرمانی است
جز نفحهی خوش نیاید از گل
زن هم گل باغ زندگانی است
از جنگ به جز بلا نخیزد
در صلح امید کامرانی است
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی