صفحه 8--28 مهر 92
سعید بناکار
در ادبیات رسانهای و محافل سینمایی و ادبیات سینمایی معاصر ایران واژه «فیلم+ فارسی» از سر کوچک شمردن تمسخر و تحقیر و واژهای در مقابل و مقایسه با آثار هنری سینمای ایران به کار رفته و استفاده قرار میگیرد.
واژهای که برای هر کارگردان و فیلمسازی که فیلمش بدین سان و صفت خوانده و مهر زده میشود تحقیرآمیز و آزار دهنده است و بی شک موجب واکنش شدید و اعتراض او میشود.
از این رو دور از انتظار نیست اگر به کار بردن این واژه از سوی پارهای از فیلمسازان و کارگردانان با مخالفتی سخت و منطقی روبهرو میشود و آن را نه فقط قضاوتی غیرمنصفانه که گاه مغرضانه نیز محسوب میکنند.
اما با این اوصاف این واژه نابجا و غیرمناسب که اولاً از جهت ترکیب آن یعنی فیلم+ فارسی نادرست کنار هم قرار میگیرد، زیرا فارسی چه بهتر بگوییم پارسی که همان زبان اصلی و تکلمی و نگارشی مشترک بیان تمام اقوام ایرانی است و اساس فرهنگ ملی ما ایرانیان بر آن استوار است، به ناحق بار سنگین معنایی واژهای ناهمگون را به دوش میکشد. دوماً واژه فیلم که واژهای غیر فارسی و در کل سینما را یدک میکشد و در حقیقت پدیده و هنری وارداتی است و تقسیمبندی خاص نسبت به کیفیت و درجه بندی خاص برای تعیین خوب بودن و یا بد بودن آن وجود دارد همواره و ناآگاهانه از طرف بسیاری از سینماگران و سینمایی نویسان به کار میرود و مورد استفاده نابجا قرار میگیرد، زیرا برخلاف نظر عدهای فیلمهای با مشخصات فیلم+ فارسی مختص به یک دوران نبوده است که تمام شده و به تاریخ پیوسته باشد.
اما به نظر نگارنده استفاده از این واژه ناهمگون و ناصحیح از اصل و بنیاد نادرست است و از سوی دیگر جداسازی و تفکیک بخشی از عملکرد و تاریخ صنعت سینمای ملی از تمام آن اشتباه محض است.
به همین دلیل تا آخر این مطلب به جای واژه فیلم+ فارسی از واژه فیلم +... استفاده میشود. حقیقت این است که بار معنایی فیلم+... به تعریفی بدل شده است که در هر دوره طیفی از فیلمها را در خود جای میدهد. فیلمهایی که متأسفانه هیچ واژهای مناسب تاکنون برای مصداق بارز آنها خلق نشده است. پس ناگزیر همچنان بسیاری از این واژه آگاهانه یا ناخودآگاه برای آثاری کم مایه یا بی مایه به کار میبرند و تا زمانی که چنین آثاری در سینمای ایران ساخته و به نمایش در میآیند، نمیتوان انتظار داشت که چنین واژهای از ادبیات شفاهی یا مکتوب سینمای ایران حذف و به کار گرفته نشود.
«فیلم+...» در معنای کناییاش آنگونه که در ادبیات سینمایی ایران رواج و مصطلح شده، مصداق آثاری است که به واقع نه فیلمهایی با ارزش از نوع شناخته شده آن هستند و نه مطابق با فرهنگ و نشانههای فارسی و نه ایرانی، به تعبیر واضح تر نه از ارزش سینمایی و هنری بهره میبرند و نه از لحاظ مضمونی متضمن نشانههایی ارزشمند و قابل بحث از زندگی و فرهنگ این دیار و سرزمین هستند.
تاریخ و گذشته استفاده از این واژه نزدیک به پنج دهه، یعنی با آغاز دوره دوم فیلمسازی و رشد سینما در کشورمان میرسد. در این دوران بود که به دلیل رشد سریع و کمی َآثار سینمایی و ورود اشخاص کم بضاعت هنری و استعداد سینمایی و فرهنگی به این عرصه و نبود برنامه تدوین شده فرهنگی و سینمایی صحیح بنیان و اساس صنعت و بدنه اصلی سینمای ملی گذاشته شد که نتیجه تولیدات آن از لحاظ کمی و از لحاظ کیفی بی مایه و خالی از اصالت فرهنگی و هنری بودند که فقط برای جذب و جلب نظر سطحی ترین سلیقهها تهیه و به نمایش در میآمدند. و این اولین بار بود که به چنین آثاری صفت فیلم+... داده شد و به دنبال آن با ادامه و تداوم تهیه و نمایش این دست آثار و شناسایی و نمود فاکتور و مولفههایی که اکثر این فیلمها از آن استفاده میکردند سال به سال فیلم+... تعریفی از فاکتور و مشخصات خاصی برخوردار شد.
این گونه آثار بیشتر از هر عامل نتیجه یک نوع طرز فکر و برداشت افراطی نسبت به هنر و صنعت سینما است.
دیدگاهی که نسبتی با رسالت وجودی و جوهره اصلی سینما به عنوان یک هنر و صنعت ندارد، بلکه آن را صرفاً یک شغل و منبع درآمد میداند. با این دیدگاه فیلمسازی و سینما را میتوان صرفاً به شغل و حرفهای پردرآمد تبدیل کرد.
با اتکا بر این رأی و عقیده کاسبکارانه و بازاری نسبت به سینما شرایط به وجود آمدن آثار کممایه و بی مایه فراهم میشود و واژهی فیلم+ ... از میان آن سر بیرون میآورد.
سازندگان فیلمهایی از این نوع فقط نسبت به هزینهای که سرمایه گذاران و تهیه کنندگان برای تولید اثر گذاشتهاند احساس تعهد دارند و بی شک نسبت به تماشاگران و مخاطبینی که فیلم را به او ارایه میکنند هیچ تعهدی ندارند.
بنابراین تهیه کنندگان این نوع آثار با پایین آوردن بسیاری از هزینهها که بر روی کیفیت فیلم به طور مستقیم اثر میگذارند پرهیزی ندارند و برعکس اگر همین فیلمسازان متوجه شوند عناصری به بالا بردن فروش اثرشان کمک میکند، بدون شک هزینه فراوان میکنند.
به طور معمول اصلی ترین هزینه این گونه آثار دستمزد بازیگران و ستارگان را شامل میشود. بازیگرانی که اغلب در تیپهای کلیشهای و شناخته شده به نمایش گذاشته شدهاند و بیشتر به دلیل انگیزه اقتصادی اینگونه نقشها را پذیرفته و در بدترین فرم و اجرا آن را ارائه میدهند. این فیلمها در مدت زمانی کم و محدود ساخته میشوند و با کمترین برداشت صحنه کارگردان از نتیجه آن راضی میشود و به دلیل پرداخت ناکافی بسیار سطحی و سست سرهم بندی میشوند. از لحاظ فیلمنامه و مضمون با هم شباهتهای درونی و بیرونی زیادی دارند، زیرا اکثراً برای موفقیت و تضمین گیشه و جذب مخاطب بیشتر از فاکتورها و عناصر امتحان شده استفاده میکنند.
شخصیت پردازی در این فیلمها یک بعدی است. یا سیاه و یا سفید و مثبتها و خوبها در آخر فیلم به نتیجه اعمال خود میرسند و پاداش میگیرند و منفیها و بدها نیز به جزای اعمال خود میرسند و ناگهانی و بدون هیچ فرایندی دچار تغییر و تحول میشوند. مخاطبین با تماشای این گونه آثار به جز از بدیهیاتی کلیشهای، چیزی دیگر بهره نمیبرند. سازندگان این گونه فیلمها برای توجیه تأثیر فیلمشان شعارهای سینمایی و از آگاهی فنی بالای خود برای مخاطبان در تبلیغات پیش از ساخت و قبل از نمایش صحبت میکنند و اطلاعات میدهند و از همین طریق کمی و کاستیهای اثرشان را پشت این شعارها پنهان میکنند و این موضوع به این معنی است که هیچ تعهدی میان سازنده فیلم و مخاطب وجود ندارد.
فیلمساز این چنینی به دلیل اینکه بنابر نگرش و برداشت خاص خود به فعالیت سینمایی میپردازد و پیوسته فیلمهایش همه شبیه به هم و یا در هر نوع و ژانر و با هر توان فنی و با بهترین بودجه و امکانات و در بهترین حالت شاید فیلمش تا اندازهای با کیفیت تر از دیگر آثارش باشد، اما در آخر باز هم فیلم +... است.
بنابراین به همین دلایل در طول سالهای دور یا نزدیک پیوسته و همیشه آثار و فیلمهایی با برخورداری از خصوصیات و مشخصاتی که گفته شد بخش مهمی از تولیدات سالانه سینمای ایران را تشکیل میدهند که متأسفانه سهم اندکی هم نیست، زیرا در تمام این سالها هرگاه فیلمسازان و تهیه کنندگان قرار شد فیلمهایی برای جذب مخاطبین بیشتر بسازند، ساده ترین راه و الگو و بی دغدغه ترین فرایند همین بوده است.
فیلم+... به هیچ وجه آگاهی و سلیقه مخاطب را ارتقا نمیدهد بلکه در خوشبینانه ترین برداشت، آن را ثابت و دچار نخوت میکند. بنابراین با توجه به اینکه سال به سال با بهتر شدن امکانات و ابزار فیلمسازی و پیشرفته شدن تکنولوژی فیلمسازی در تمام زمینهها، فیلمسازان فقط در همین راستا از آن بهرهمند شدهاند، در واقع غریب به اتفاق این گونه فیلمسازان اگر در هالیوود و بالیوود هم فعالیت کنند، به دلیل نداشتههای فرهنگی و فنی و علمی سینمایی خود، باز هم موفق عمل نخواهند کرد.
با تمام این تفاسیر نباید تعجب و حیرت کرد که عمده مخاطبین امروزه با تماشاگران دهههای گذشته فاصله و تفاوت زیادی داشته باشند. با توجه به اینکه یکی از مشخصات فیلمهای فوق استفاده از الگو و فاکتورهای از پیش آزمایش شده است. هر زمان فیلمی مورد توجه تماشاگران قرار میگیرد و یا نوع و ژانری از فیلمها پر مخاطب میشود، این دسته از فیلمسازان سریعاً از روی این نسخهها و تغییراتی اندک در فیلمنامه و پرداخت جزیی فیلم خود را به نمایش میگذارند. به عنوان مثال در این چند سال اخیر کمدی رواج داشته و در گیشه خوب فروش داشته است و فیلمسازان کمدی با الگوبرداری از فیلمهای قدیمی و بازسازی آنها سعی میکنند مخاطبین بیشتری را جذب کنند. همانطور که گفته شد فیلمهای امروزی این دسته تفاوتهای زیادی با دهههای قبل ندارند، نه از لحاظ مضمونی و نه به لحاظ پرداخت سینمایی و فقط آن دسته از مؤلفههای فیلم+... که به دلیل تغییر سیاستهای فرهنگی و سیاسی این دههها و سالها دیگر امکان بهرهگیری از آنها نیست، با شکل ضعیف و خفیف تری در ساختار این گونه آثار جا میگیرند.
متأسفانه اگر ساخت و ادامه و ارائه نمایش این گونه آثار در سینمای ملی ما هنوز هم تداوم دارد به علت تقاضاهایی است که وجود دارد، و اینگونه فیلمها در متفاوتترین فرم و شکل خود در هر دوره به مقتضیات دوران خود شکل گرفته و خلق شدهاند و باید گفت که هیچ رابطهای میان ساخت فیلم کم بنیه و بی ریشه و واژه وزین پارسی نیست.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی