صفحه 6--6 آبان 92
تألیف: دکتر جهانبخش ثواقب
1 -آریادخت
رئیس خزانهی اردوان چهارم هخامنشی (81-80م). وی زنی زیرک و دانا و آشنا به دخل و خرج کشور بود. در قالیچهای که در موزه آرمیتاژ روسیه وجود دارد نام آریادخت با سمتش یافت شده است. (کارنامه زنان مشهور ایران، ص 21، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی)
2 -آزاد
از نخستین زنان مسلمان ایرانی. وی همسر شهربن باذان و دختر عموی فیروز دیلمی بود. این دو از فرماندهان ارتش ساسانی بودند که سرزمین یمن را طی جنگی از حبشیها بازپس گرفتند و سپس «باذان» از طرف خسرو پرویز فرمانروای یمن شد. در سال یازدهم هجرت که «اسود عنسی» ادعای نبوت کرد و گروهی به او گرویدند، وی به صغا حمله کرد و شهربن باذان را به همراه پدر زن او به قتل رسانید و به زور با «آزاد» همسر شهربن باذان ازدواج کرد، اما الفتی میان آن دو پدید نیامد. پیامبر(ص) پس از آگاهی از فتنه اسود، دستور قتل او را صادر کرد. فیروز دیلمی با مباشرت و راهنمایی آزاد، اسود را به قتل رساند و فتنه او را خاموش کرد.
(تراجم اعلام النساء، جلد 1، صص 192 و 191)
3 -آذرمیدخت
وی دختر خسرو پرویز پسر هرمز، پسر کسری انوشیروان بود. گویند وی از زیباترین زنان پارسی بود و چون به پادشاهی رسید، گفت: روش ما همانست که خسرو پدر نیرومند ما داشت و هر که به خلاف ما رود خونش بریزیم.
گویند: در آن هنگام که بزرگ پارسیان فرخ هرمز اسپهبد خراسان بود و کس فرستاد و خواست که آذر میدخت زن وی شود. او پیغام داد که روا نباشد ملکه زن کسی شود و میدانم که این کار برای انجام حاجت و رغبت خویش خواستهای، فلان شب پیش من آی.
فرخ هرمز چنان کرد و به شب موعود بر نشست و به نزد وی شد و آذرمیدخت به سالار نگهبانان خویش گفته بود که به شب دیدار وی را بکشد.
سالار نگهبانان فرمان ملکه را به کار بست و او را بکشت. سپس وی را در میدان پایتخت افکندند. صبحگاهان فرخ هرمز را کشته دیدند. ملکه بفرمود تا پیکر او را نهان کنند و بدانستند که خطایی بزرگ کرده بود.
رستم پسر فرخ هرمز، همان که به روزگار بعد، یزدگرد او را به جنگ عربان فرستاد، به خراسان (و به قولی در آذربایجان و ارمنیه) جانشین پدر بود و چون از کشتن وی خبر یافت با سپاهی بزرگ به مداین آمد و چشمان آذرمیدخت را به میل کشید و او را بکشت و به قولی او را زهر داد. این واقعه به سال دهم هجرت بود.
مدت پادشاهی آذرمیدخت را «طبری» و «مسعودی» شش ماه نوشتهاند. «فصیح خوافی» نام او را «اورمیدخت» آورده و مدت پادشاهیاش را چهار ماه ذکر کرده است. او فرخ زاد را که بر آذرمیدخت عاشق شد از فرزندان پرویز دانسته که آذرمیدخت او را وزارت داد.
مستوفی نیز مدت پادشاهی آذرمیدخت را چهار ماه ذکر کرده و دربارهاش گوید: «بنت پرویز بعد از خواهر پادشاه شد. به غایت جمیله و عاقله و زیرک بود. امیر لشکری خواست که با او دوست باشد، او را به خلوت راه داد و بکشت.
به نقل «گردیزی»، آذرمیدخت سخت با داد و رأی بود و همیشه دادخواهان را تیمار کشیدی و سخن ایشان بشنیدی و انصاف ایشان بدادی از یکدیگر. و نیکو نگرش بود.
«ابن بلخی» نیز گوید: زنی عاقل بود. و بلعمی نوشته است چون آذرمیدخت به ملک اندر نشست عدل و داد کرد و کس را وزیر نکرد و پادشاهی خود نگه میداشت و به رأی و تدبیر خویش در همه آن کسری از او نیکورویتر نبود.
صاحب مجملالتواریخ، او را خواهر پوران دخت و دختر کسری پرویز میداند، لیکن نه از یک مادر. و مینویسد: در فیروزنامه هم دختر انوشیروان گوید: نام او خورشید، و پدرش به لقب آذرمی خواندی از دوستی که وی داشت.
پیراهن آذرمیدخت سرخ منقش به نقوش «ملون» شلوارش آسمانگون و مرصع، تاجش سبز بود، بر تخت نشسته، به دست راستش تبرزین و به دست چپ شمشیر تکیه زده. او زیرک و نیرومند و زیبارو بود.
آن گونه که در گزارشها آمده است آذرمیدخت در ده قرطمان از روستای آنجاز آتشگاهی ساخت و به ناحیه اسدآباد، در هامون، قصری بنا کرد به نام خویش آذرمیدخت و «نشستنگاهی بر سر تل» که اثر آن تا سده ششم هجری هنوز به جا و معلوم بوده است.
(تاریخ طبری، مجمل التواریخ، تاریخ بلعمی، تاریخ گردیزی، تاریخ پیامبران و شاهان)
4 -ارجمند بانو بیگم
ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل و ممتاز الزمانی محبوب ترین همسر شاه جهان (1068-1037 قمری) پادشاه تیموری هند بود. وی دختر میرزا ابوالحسن آصف خان و نوه خواجه غیاثالدین محمد بود. پدربزرگش، در زمان سلطنت شاه طهماسب اول صفوی، وزیر یزد و اصفهان بود. اما پس از درگذشت شاه طهماسب (984 ق) به همراه خانواده خود ایران را ترک کرد و رهسپار هند شد. وی در دربار اکبر شاه (1014-963 ق) پادشاه مغولی هند به مقام وزارت عظمی رسید و لقب اعتمادالدوله یافت. آصف خان نیز به دلیل کاردانی و لیاقت شخصی خود و پدرش و نیز ازدواج خواهرش نور جهان باجهانگیر (1037-1014 ق) پادشاه مغولی هند، نفوذ و مقام بالایی در دربار پادشاه هند به دست آورد. چند ماه پس از ازدواج جهانگیر بانور جهان، شاه جهان نیز «ارجمند بانو» دختر آصف خان را که از زیبایی فوقالعاده و حسن خلق برخوردار بود به ازدواج خود در آورد. (1021 ق)
ارجمندبانو که بیست سال بیشتر نداشت مورد علاقه فراوان همسرش بود و از آن پس در سفر و حضر همراه او گردید. وی از سوی همسرش ملقب به ممتاز محل و ممتازالزمانی شد.
ارجمند بانو بیست سال با شاه جهان زندگی کرد و هنگامی که فرزند چهاردهم خود را که گوهر آرا نام گرفت در برهانپور به دنیا آورد، خود از درد شدید زایمان در گذشت. شدت اندوه شاه جهان از مرگ همسر محبوبش به اندازهای بود که پس از چندی موی سر و صورتش سپید شد و تا مدتی در مجلس جشن و شادی حاضر نمیشد. شاعران نیز قصاید بسیار در رثای ملکه سرودند. شاه جهان تصمیم گرفت برای ملکه محبوب خود مقبرهای بسازد که در جهان بی نظیر باشد و یادگار عشق او را تا ابد بر صفحه روزگار جاودان سازد. به دستور او در «آگره» که قبل از بنای ارگ شاه جهان آباد در دهلی پایتخت بود، زمین وسیع و با صفایی را در کنار رود جمنا برای مقبره ارجمند بانو خریداری کردند و تابوت ملکه را روز جمعه هفدهم جمادیالاول (1041 ق) که در باغ دین آباد در حومه برهانپور موقتاً به امانت گذاشته بودند به همراهی فرزندش شاه شجاع و تنی چند از بزرگان کشور به آگره حمل کردند. تابوت را موقتاً در جایی امانت گذاشتند و بعد از اتمام مقبره فعلی آن را در آرامگاه ابدیش دفن کردند. هزینه ساختمان تاج محل را به اختلاف بین پنج تا سیزده میلیون و هفتصد هزار یا سی و یک میلیون و هفتصد هزار روپیه نوشتهاند.
بیست هزار کارگر و استاد کار، معمار، سنگتراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش مدت بیست و دو سال بدون وقفه کار کردند تا ساختمان کنونی تکمیل شد. برای اخذ تصمیم درباره نقشه آرامگاه که طرح مقدماتی آن را خود شاه جهان تنظیم کرده بود شورایی از مهندسان عالی مقام ایرانی و هندی تشکیل شد و بالاخره نقشه کاهی که استاد عیسی شیرازی رسم کرده بود مورد تصویب قرار گرفت و معماری مقبره را نیز خود او عهدهدار شد. به اتفاق نظر معماران و هنرشناسان مقبره ممتاز محل که بعداً به تاج محل معروف شد، زیباترین و گرانبهاترین مقبره روی زمین
است.
(مقاله تاج محل در: دایره المعارف تشیع، جلد 4، ص 16 و 18، مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی، صص 12 و 13)
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی