صفحه 7--11دی 87
به خاطر خودت
نوشته: فاطمه پنجعلی، چاپ اول، 1386
ناشر: انتشارات نوید شیراز
نقد از: ابوالقاسم فقیری
«به خاطر خودت» دومین مجموعه داستانی است که از این نویسنده منتشر می شود. خانم فاطمه پنجعلی از جمله هنرجویان کلاس
قصه نویسی محمدرضا آل ابراهیم است. این کلاس در استهبان و به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می شود.
درباره آل ابراهیم و کلاس قصه نویسی اش مطالب زیادی اینجا و آنجا خوانده اید. صاحب این قلم در ارتباط با این کلاس و هنرجویانش تاکنون مطالبی را قلمی کرده و خوشحال است که بیراهه نرفته و سخنی به گزاف بر زبان نیاورده و اگر غیر از این کرده بود در حق آل ابراهیم که کارش را می فهمد و یاران همراهش جفا کرده بود. حالا دیگر آن نهال های نورس کلاس آل ابراهیم برای خودشان کسی شده اند و در جشنواره ها نامشان را می شنویم.
در این مجموعه این داستانها را می خوانیم: زوزه بچه گرگ، بهترین مرد دنیا، غریبه، من هم همینطور، هنوز باورش نمی شد، طلوع و غروب، تکسوار جوان، به خاطر خودت، ایام مبادا!، آینده معلق، آن سپیده بامدادی، در فاصله دو خاموشی و دنیای عجیب و غریب.
فضای داستانهای خانم پنجعلی یک فضای رئالیستی است و در این فضا داستانهای موفقی تاکنون از او خوانده ایم. در این مجموعه نگاه نویسنده را به زندگی پیرامونش به گونه ای دیگر می بینیم این یعنی با اطمینان قدم هایی به جلو برداشتن. نویسنده از بالا به پرسناژهای [شخصیتهای] داستانش نگاه نمی کند، بلکه آنها را در کنار خود دارد. غم و اندوهشان را حس می کند و در شادی هایشان شریک است.
نویسنده نثری راحت دارد، یعنی خودش را یافته است. می ماند موضوعهای مردمی که باید این موضوعها را در اطراف خود بیابد و این امکان پذیر نیست مگر آنکه نویسنده به مردم ولایتش عشق بورزد و از سر مهربانی به جانب آنها برود.
چند داستان کتاب را با هم بررسی می کنیم:
1 -زوزه بچه گرگ
سیفو «سیف اله» چون زاده می شود به هیئت معمولی نیست. روی سینه و پشتش قوز دارد. چهره اش نازیباست. کر و لال است. این سر و وضع از او موجودی می سازد که قابل تحمل برای اهالی نیست.
همه او را نحس و شوم می دانند. حتی بعضی به مادرش توصیه می کنند که این موجود را سر به نیست کند.
و خدا کند تنابنده ای بد نیاورد. به زمین نخورد. شانس ازش برنگردد آن زمان است که از بد روزگار هر که از راه رسید به جانبش سنگی از تهمت پرتاب می کند.
هر حادثه شومی که در روستا اتفاق می افتد «سیفو» را در آن شریک می دانند. اهالی بامی کوتاه تر از بام «سیفو» سراغ ندارند. بی محبتی ها
از هر سو شامل او می گردد و آن چنان اهالی در دشمنی با «سیفو» جلو می روند که متفقاً تصمیم می گیرند با کمک ژاندارمری این «صید» بی آزار را از سر راه اهالی بردارند.
«سیفو» در مقابل جمع اهالی مادرش را و رئیس پاسگاه را که به گونه ای دیگر به او نگاه می کنند دارد. رئیس پاسگاه در صحنه ای به سربازی که به طرف «سیفو» شلیک کرده است، می گوید:
-«بی شعور، مگه می خواستی شیر را بکشی! اون که جونور نیست. او هم یک انسانه، انسان! از این گذشته کی به تو دستور داده که تیراندازی کنی، احمق!»
در صحنه بعد حادثه ای اتفاق می افتد. «راحله» دختر رئیس پاسگاه توی چاه می افتد. چاهی دورافتاده و پرت کسی به یاری رئیس پاسگاه نمی آید همه پا پس می کشند. اینجاست که «سیفو» در میان ناباوری اهالی روستا سر می رسد و با زبان بی زبانی به جمع حالی می کند که وارد چاه می شومو اوست که «راحله» را از تاریکی چاه نجات می دهد.
حادثه هنوز برای اهالی روستا باورکردنی نیست. همگی بر آنچه پیش آمده به دیده شگفتی می نگرند. رئیس پاسگاه با محبت دستی به سر و روی او می کشد و از او تشکر می کند و در پایان داستان خواننده با صحنه ای بدیع روبرو می گردد. از زبان «سیفو» می شنود که می گوید: من کاری نکردم خدا را شکر که زنده است و بدین ترتیب تولدی تازه برای «سیفو» آغاز می گردد.
2 -غریبه
زن و شوهری جوان «کاظم و هدیه» با دختر کوچکشان به اتفاق مادر شوهر در خانه ای
زندگی می کنند. کاظم راننده بیابان است. زندگیشان می گذرد و راضی هستند ولی آدمی افزون طلب است به آنچه دارد قانع نیست. بیشتر و بیشتر می خواهد. کاظم هم برای درآمد بیشتر تصمیم می گیرد یکی از اتاقهای خانه را اجاره دهد ولی هدیه مخالف است. کاظم در اندیشه درآمد بیشتر اتاق را به کارمند جوانی به نام ناصر اجاره می دهد. ناصر خیلی زود در دل تک، تک ساکنان خانه جایی پیدا می کند. به طوری که همگی او را یکی از ساکنان خانه به حساب
می آورند. مریم دختر کوچک خانواده او را عموجان صدا می کند.
با گذشت زمان کاظم خیالی می شود. در تنهایی اش این نزدیکی را نمی تواند تحمل کند. اندیشه اش او را به جایی می کشاند که فکرش هم او را می آزارد. غریبه برایش غولی می شود بعدها در می یابد آنچه تنها بدان فکر کرده تماماً حقیقت دارد. مخصوصاً زمانی که از زبان کودکانه مریم خیلی از ناگفته ها را
می شنود. داستان به اینجا که می رسد خواننده به طور طبیعی منتظر عکس العملی از جانب کاظم است. کاظم کارهای مختلفی را می تواند انجام دهد ناصر را جواب دهد و برای همیشه خودش را از این فاجعه دور نگهدارد.
می تواند رقیب را از سر راه بردارد که عملش می شود «قتلی ناموسی» که نظیرش را هر روز می توان در صفحات حوادث روزنامه ها دید.
ولی نویسنده کاظم را وامی دارد که از خانه بیرون بزند عمل او به راحتی پذیرفتنی نیست، چرا که واقعیت زندگی چیز دیگری را می گوید.
در میان شب کاظم خانه را ترک می کند. اینک با گذشته اش پیوندی ندارد. هدیه در وجود او مرده است.
تنها به این می اندیشد: ای کاش مریم را هم با خودم آورده بودم.
و نویسنده خواننده را وامی دارد که به هر شکلی که خواست پایان قصه را رقم بزند.
3 -به خاطر خودت
داستان طرح ساده ای دارد. باز هم قصه عشق که از هر زبان که بشنویم نامکرر است. احمد و رخساره یکدیگر را دوست دارند و در تنهایی شان
بارها و بارها زندگی زیبای آینده شان
را به تصویر کشیده اند.
ولی این ازدواج صورت نمی گیرد و رخساره با معلمی جوان به نام عباس ازدواج می کند. چرا؟ معلوم نیست! واقعیتی آشکار نمی گردد. و این چرایی در هاله ای از ابهام تا پایان
می ماند.
رخساره در حالیکه حامله است روزی صدای در خانه را می شنود. در را که باز می کند احمد را آشفته پشت در می بیند. سر جا خشکش می زند. احمد به داخل خانه می آید. کسی در خانه نیست. گفتگویی بین آنها رد و بدل می شود و این احمد است که حرفهای در دل مانده اش را فریاد می کشد. چه فکرهایی که در این لحظات رخساره نمی کند! یعنی احمد قصد انتقام دارد؟ ولی حادثه ای پیش نمی آید... او عشق رخساره را با تمام وجود در سینه دارد. راه را می گیرد که برود و صدایش از پشت در شنیده می شود: «یادت باشه، هرگز منو ندیده ای، من هم به اینجا نیومده ام، به خاطر خودت میگم این جوری بهتره!»
کتاب را انتشارات نوید شیراز در آورده و باید باز هم سپاسگزار داریوش نویدگویی بود. نویدگویی به نویسندگان جوان عنایتی خاص دارد و می کوشد آنان را از هر جهت حمایت کند. کار داریوش نویدگویی ناشر برتر کشور ستودنی است.
برای ناشر و نویسنده آرزوی موفقیت داریم و می نشینیم به انتظار کارهای بعدی ایشان.
خودرو در ایران
گردآوری: سرهنگ احمد احمدی- مهندس سروش سرهنگی
انتشارات نوید شیراز: 215 صفحه- مصور- 2800 تومان
زندگی ماشینی غیرمستقیم چیزی را به انسان القاء می کند که همان وابستگی شدید به این وسیله است. درست است که از زمانی که ماشین در زندگی انسان پیدا شده ابتلاهات و مکافاتهایی را همراه خویش آورده است، اما مطمئناً حسن این وسیله بسیار بیشتر از عیب آنست. مهم اینست که ما از ماشین که یکی از عناصر مهم تمدن است چه شناخت و چه برداشتی داشته باشیم.
طبیعی است بشر بایستی به پیرامون خویش نیز توجه بیشتری داشته باشد تا از دامهای پهن شده در راه او به سلامت عبور کند. امروزه ما در اخبار از تلفات و خسارت هایی که توسط ماشین به نوع بشر وارد می شود آگاهی پیدا می کنیم. در درصدی از تصادفات علل نقص فنی خودرو مسبب آنست، اما به جرأت می توان گفت 90 درصد ضایعات از عدم شناخت ما از خودرو، عوامل روحی روانی، اشتباهات، شیب جاده ها که به دست بشر ساخته می شود و خواب آلودگی ناشی می گردد.
چه بسیار عزیزانی که در این راه از بین می روند، چه مغزها و استعدادهایی که مفت و رایگان نابود می شوند، که هر کدام می توانستند باری از دوش این مملکت بردارند و نابغه ای علمی شوند که چرخ صنعت و علوم را به گردش در آورند.
مؤلفان کتاب دست به کار جالبی زده اند و مشخصات فنی اتومبیلهایی که در داخل تولید می شوند و توسط راهنمایی و رانندگی شماره گذاری می گردند را برای خواننده شرح می دهند و می نویسند:
«امروزه خودرو به یکی از اجزای لاینفک زندگی انسانها تبدیل شده است. با وجود خودروها رفت و آمد افراد و حمل کالاها نسبت به گذشته بسیار سریع تر و آسان تر صورت می گیرد، اما گذشته از محاسن خودرو برای انسان، آثار مخرب آن را نمی توان نادیده گرفت. آلودگی صوتی، آلودگی هوا و محیط زیست، شیوع افسردگی و مشکلات روانی رانندگان و تلفات جانی ناشی از سوانح رانندگی از جمله نتایج زیانبار ورود خودرو به زندگی انسان به شمار می رود».
در فصل اول به تاریخچه خودرو پرداخته و از مخترعین بزرگ و شرکت های قدرتمند خودروسازی نام برده می شود. در سالهای 1885 تا 1888 دو آلمانی با نامهای «کارل فردریک بنز» و «کوتلیش ویلهم دایملر» بودند که تولیدات شرکت آنها مرسدس بنز بود.
شرکت های بزرگ دیگر که به تدریج پای در عرصه رقابت گذاشتند، عبارت بودند از: پژو (اولین تولید 1889)، برادران دوریا (1893)، فورد (1896)، اُپل (1898)، فیات (1899)، پورشه (1902)، اولدزمبیل (1897)، رولزرویز (1904)، ورور (1904)، رنو (1904) و بوگاتی (1910).
مخترع موتور دیزل شخصی آلمانی به نام رودولف دیزل بود.
اولین ماشینی که در زمان مظفرالدین شاه به ایران وارد شد، «فورد» بود و اولین کارخانه اتومبیل سازی در ایران، شرکت سهامی ایران ناسیونال بود که به تولید اتومبیلهایی چون پیکان، آریا و شاهین پرداخت و شرکت سایپا ژیان را ساخت و بعد «رنو 5» را به بازار عرضه کرد.
در ادامه نام شرکت ها و خودروهایی که می سازند می آید: شرکت ایران خودرو=سمند، پژو آردی، پژو 405، پژو 206، وانت باردو، سمند سورن، پژو پارس، سوزوکی، سمند سریر، سمند LX ، تندر 90، هیوندای کروز، بنز آکسور، بنز اسپرینتر و اتوبوس مگاترنس.
*شرکت سایپا= سیتروئن C5، پراید، کاروان، زانتیا، ریو، سایپا 141
*شرکت بهمن موتور= مزدا 3، وانت مزدا، نارون، پاژورمیتسوبیشی
*شرکت پارس خودرو= نیسان پیکاب، نیسان رونیز، نیسان ماکسیما، PK
*شرکت کیش خودرو= سینادکوپه، ویک، سیناد 11
*شرکت رخش خودرو دیزل= کاماز
(5460-6520-6460-53605-5360)
*شرکت تویوتا= هایس، وانت هایلوکس، پرادو (دنده معمولی و اتوماتیک)، کمری
کلاً کتاب از سه فصل تشکیل یافته
است. فصل اول تاریخچه، فصل دوم مشخصات فنی خودروها و فصل سوم مقایسه.
کتاب در نوع خود مفید است. اطلاعات دست اول و تازه ای را در اختیار علاقمندان به خودرو قرار می دهد. توفیق مؤلفان عزیز سرهنگ احمد احمدی و مهندس سروش سرهنگی را در ارایه کارهای جالب دیگر خواهانیم.
گام به گام با جهان فلسفه مدرن «لاکان»
نوشته داریان لیدر- جودی گرووز
ترجمه: محمدرضا پرهیزگار
نقد از: حسین جلیسی
لاکان از اندیشمندان مدرن [نوین] و بنام فرانسوی در قرن بیستم است که بسیاری از نظریه های روانشناختی را از فروید و شاگردان او گرفته و با تیزهوشی و آگاهی جدید خود به درجه بالاتری ارتقاء داده است. این کتاب که از مجموعه کتابهای «گام به گام با جهان فلسفه مدرن» در انگلستان انتشار یافته، نظریات مرکزی این نویسنده برجسته که هم روانشناس و هم فیلسوف است را عرضه می کند. نظریات فوق شاید برای خوانندگان ایرانی که با این ادبیات آشنایی چندانی ندارند، مقولات غامض و ناآشنایی جلوه کنند ولی جهان هیچگاه در پشت مرزهای آگاهی ملتها توقف نکرده به سیر پیشرفت خود ادامه می دهد.
متأسفانه در ایران روانشناسی و روانکاوی علمی در زیر آواری از کتابهای سودجویانه ای که ادعای روانشناسی دارند، مدفون شده است. کتابهایی که قصد دارند در چند روز شما را موفق کرده یا از شما در اسرع وقت مدیر مدبری بسازند و یا در زندگی زناشویی خوشبخت کنند. این روانشناسی بازاری نویسندگان آمریکایی که مترجمان کم بضاعت را به خود مشغول ساخته است، احتمالاً مخاطبان خود را در بین زنان خانه دار و پرمشغله و دختران جوان از همه جا بی خبر یا جوانان شیفته موفقیت های مالی جستجو می کند.
کتاب «لاکان» به رغم سادگی ظاهری و روش برخورد سریع بر مقولات روانشناسی جدید از نوع دیگری است. شاید با ترجمه آثار دیگری از این نویسنده، خوانندگان ایرانی با منظر دیگری از روانشناسی معاصر روبرو شوند که در حل مسایل روحی و روانی آنها نقش مؤثری داشته باشد.
مترجم در این کتاب کوشش داشته ترجمه نابی را ارایه دهد و مواردی هم که در درک مطالب آن ناروشنی هایی پیش می آید، احتمالاً به نوع نگارش زبان روشنفکرانه نویسنده کتاب باز می گردد که از زبان نوشتاری فرانسوی متأثر است و معمولاً از جملات بلند و تو در تو استفاده
می کنند. به هر حال ما با کتابی از نوع عالمانه آن روبرو هستیم که برای درک آن کوشش خواننده از پیش منظور شده است. مطالب کتاب در حول و حوش مقولاتی می چرخد که دلمشغولی 150 ساله روانشناسی علمی است. نویسندگان بزرگ جهان هم به نحوی همین مضامین را در آثار ادبی بی شمار خود در شخصیت قهرمانان گوناگون خود ریخته و پیچیدگیهای روانی و تناقض های رفتاری آنها را نسبت بهم طراحی کرده اند. به جرأت می توان گفت، برای درک بهتر رمان های نویسندگان بزرگ جهان مثل استاندال، تولستوی، داستایوفسکی، گی دوموپاسان و چخوف و دیگران، شناخت نظریات فروید امری ضروری می باشد. «لاکان» با بازخوانی نظریات فروید رنگ دیگری را بر این کشفیات بی نظیر زده، دورنمای تازه ای در شناخت ناخودآگاه بشر باز کرده است.
مسایلی از قبیل رشد روانی کودک و مسئله رابطه های ابتدایی او با مادر و محیط اطراف، انواع گوناگون روان پریشی، بدگمانی، پانورانویا، از خود بیگانگی، مسئله ناخودآگاه و سهم زبان و گفتار در آن، پیچیدگیهای ذهن، وسواس، تفاوت زن و مرد از نظر ساختار روانی، مسئله میل و هوس، تمتع جویی و موانع آن و غیره و غیره هر کدام به نحوی از انحاء ذهنیات و دنیای درون ما را مشروط و مقید ساخته اند.
ما اگر چه ظاهراً شبیه یکدیگریم ولی هر کدام با دیگری از هزاران جهت تفاوت داریم. روانشناسی راهی است که به هر شخص ساختار روانی او را نشان می دهد و علت گرایش ها، رضایت ها و نارضایتی هایش را بررسی می کند.
انسانهای خسته، پر اضطراب، تنها و آنهایی که در انتخاب راه زندگی با دشواری های فراوان روبرو هستند یعنی همه ما، تنها می توانند با شناخت خود به تعادل و توازن دست یابند. شناخت هر شخص هم با مرور بر احوال او از کودکی تا حال را شامل می شود. روانکاوی «فروید»، «آدلر»، «یونگ» و «لاکان» این راه پر مخاطره را پیشه خود ساخته است.
فرهنگ دانش آموز
تألیف: پروانه نجاتی
حاوی کلیه لغات و اصطلاحات انگلیسی مورد نیاز دانش آموزان مقطع راهنمایی و متوسطه
انتشارات نوید شیراز: 135 صفحه- 1450 تومان
اگر هم و غم مؤلفان کتابهای کمک درسی برداشتن باری از روی دوش دانش آموزان باشد اقدامی پسندیده و زیباست. به نظر می آید پروانه نجاتی به خاطر نفس کار و پیشرفت و آسان نمودن درس زبان انگلیسی به این کار دست یازیده باشد و حتماً هم همینطور است. این کتاب مراجعه دانش آموز به فرهنگ لغات انگلیسی که معمولاً بسیار حجیم و پربرگ هستند را کم کرده و به راحتی به لغات مورد نظر دسترسی پیدا می کند. طبیعی است که چنین دانش آموزی پس از فهمیدن مشکلاتی که در این درس دارد علاقمند می شود که سطح دانش و فراگیری خود را افزایش دهد و خود به دنبال آموختن بیشتر می رود. هیچکس از کتابهای کمک درسی خاطره خوشی ندارد. این کتابها دکانی شده است برای سودجویی بیشتر. هر ساله چند کتاب کمک درسی برای دروس علوم، ریاضی، عربی و ادبیات باید نوشته شود؟ اگر کمی دقت داشته باشیم مطالب فقط جابجا شده است متأسفانه این روند هنوز که هنوز است ادامه دارد. اما پروانه نجاتی تألیف جدید و خوبی در این زمینه به مشتاقان زبان انگلیسی که در سنین پایین هستند ارایه می دهد. ایشان در مقدمه چنین می نویسند: «تجربه شخصی این جانب نشان می دهد دانش آموزانی که در ساعات درس زبان انگلیسی دچار اضطراب و ناراحتی می گردند، معمولاً کسانی هستند که نتوانسته اند ارتباط لازم را با این زبان بیگانه برقرار کنند. این ارتباط تا حد زیادی به فهمیدن لغات و اصطلاحات و طرز به کارگیری آنها در جملات بستگی دارد. این کتاب به منظور پیشبرد اهداف آموزشی کلاسهای زبان انگلیسی می باشد. امید آنکه دانش آموزان با استفاده صحیح از این کتاب در جهت بهبود یادگیری خویش بکوشند. در اینجا از دانش آموزان ژیلا و خدیجه سیاهزاری و جمیله خارستانی که در جمع آوری لغات با اینجانب همکاری کردند، صمیمانه تشکر می کنم».
کوچه باغی همه از بوی بهار
مجموعه اشعار محمدحسن صمدپور
انتشارات نوید شیراز- 240 صفحه- 3700 تومان
سرآغاز کتاب و زیر عکس شاعر این شعر نوشته شده است:
«با نام خدا دفتر خود باز کنم
با عطر سخن سوی تو پرواز کنم
با سر درون غنچه ات آمیزم
صد گلبن عشق با تو دمساز کنم»
و قبل از فهرست شاعر به شعر اینگونه نگاهی دارد: «به گمان من، شعر تابلویی است کلامی و تابلو خود شعری است غیرکلامی و گویا» که البته پی بردن به این راز و دو طرف معادله را معنا کردن خود ممارست زیادی را طلب می کند. به خاطر اینکه نیمه دوم، نیمه ابتدایی را نفی می کند. در کتاب 39 غزل، 11 قطعه، 15 مثنوی، 11 چهارپاره، 10 دوبیتی (شاعر نوشته است دو بیتی های پراکنده!!)، 4 شعر نو و 1 رباعی چاپ شده است. بعضی از غزلها در حقیقت به قطعه مانندترند چون معنای کلاسیک غزل را ندارند مثل شعر اول و دوم و...
به چند تک بیت از درون غزلها توجه کنید:
*گفتم به خود که ترک تو گویم ولی نشد
دادم به دام تو، دل هشیار خویش را
*ساقی که به ما جرعه ای از جام ازل داد
دانست، غم بوده و نابوده نداریم
*بختم امان نداد که جویم نشان عقل
در کوچه های خاطره، دیوانه می روم
*غنچه ای بودیم و اکنون چون گلی بشکفته ایم
در گلستان سرخوشی از چهره ی مسرور ماست
*چقدر با تو در اینجا نشاط جان دادم
جهان و هر چه در آن است رایگان دادم
شاعران سعی می کنند تا ردیف و قافیه ای انتخاب کنند تا در شعر پیشینیان نیامده باشد، اما استقبال از شعرهای رهی معیری به بهانه دوست داشتن او و بسیار شعرهای دیگر که یادآور اشعار شاعران معاصر و در گذشته است، همین معنی را می رساند و گمان می رود که کار شاعر را آسانتر می کند و دیگر اینکه مفهوم و معنا فدای جور شدن سیلابهای شعر با واژگان شده است، اما در این میانه غزلهای درخوری هم می بینیم.
با کمی دقت در قطعات می بینیم که از نظر ساختاری چندان فرقی با بسیاری از غزلها ندارد. در مثنوی ها هم همین بساط برقرار است. بعضی از آنها قطعه هستند.
گفتمش با ما چرایی این چنین در افت و خیز
گه چو ابروئی، گهی بدرو گهی پا در گریز؟
گفت رازی خفته دادم تا چه کس دریا بدش
آنچه می بیند ز من چون حکمتی یاد آیدش
نی منم جانا همی الگوی زیبایی یار
گر به جوئی در درونم پند گیری بی شمار
حال از مفهوم و مضمون آشفته که بگذریم آیا این وزن، وزن مثنوی است؟
شعرهای نو بیشتر به سبک شاعرانی چون اخوان سروده شده است، اما در رباعی ها اشعار زیبایی را می توان سراغ گرفت.
امروز نسیم صبح رندانه گذشت
عطر من و تو گرفت و مستانه گذشت
در شهر شراب، خیس باران بودیم
کار من و تو ز جام و پیمانه گذشت
* * *
برخیز و بیا چهرۀ گل خندان کن
آرامش خاطرم دو صد چندان کن
بینم که به هر درد طبیبی امروز
تنها تو مرا به غمزه ای درمان کن
درخشان ترین بخش کتاب رباعی ها می باشد. هم از نظر وزن و قافیه و هم مضمون نارسائی کمتری در آنها به چشم می خورد. توفیق شاعر را در سرودن اشعار زیباتر خواهانیم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی