صفحه 10--11 آبان 92
ایسنا: جمال پرستي سعدي و تاثير آن بر جمالشناسي شعر او، عنوان مقالهاي است كه منصور پايمرد، شاعر و سعديپژوه شيرازي در نشست تخصصي همايش آموزگار ادب، ارايه داد.
منصور پايمرد در اين مقاله آورده است: اکثر نظریه پردازان هرمونتیک معتقدند که هیچ گونه فهمياز یک متن بدون پیش داوری و
پیش فرضها و انتظارات خواننده و مفسر امکان پذیر
نیست، از نظر آنها پیش داوریهای مفسر و
پیش فرضهایی که انتخاب ميکند در فهم آن تأثیر بسیار دارد.
وي اضافه كرد: یکی از شیوههایی که مفسّر و محقق با توسل به آن ميتواند تا حدودی از تاثیر پیش فهمها بر متن بکاهد تا بر اساس آن ـ شاید ـ بتواند پلی به هسته اصلی متن بزند، رجوع به بسامد واژههای یک متن است. هر چه بسامد واژه یا واژههایی در متنی بیشتر باشد ، ميتواند بیانگر علاقه آگاهانه یا ناخود آگاه ذهنی مؤلف به آن کلمه یا کلمات باشد.
به اعتقاد پايمرد: یک محقق یا مفسّر با بررسی و تأمل در وجوه آن لفظ یا الفاظ از دیدگاههای مختلف، مثل نشانه شناسی، روان شناسی، زبان شناسی و.. ، ميتواند به مبانی اندیشه و جهان بینی مؤلف تا اندازه ای نزدیک شود.
رئيس مركز حافظ شناسي خاطرنشان كرد: از پربسامدترین واژههای غزلهای سعدی، کلمات « روی » و « صورت » است. « رو » 486 بار و صورت 129 بار ، روی هم 615 بار در شعر سعدی به کار رفته است؛ در حالی که کلمه « رو » در شعر حافظ 128 بار و « صورت » 15 بار، روی هم 133 بار استعمال شده است.از سوی دیگر افعال به کار رفته از مصدر « دیدن » بسامدش در شعر سعدی 571 بار است ، در حالی که همین فعل در شعر حافظ 290 بار استعمال شده ست. و این سوای افعالی است که غیر مستقیم دلالت بر دیدن ميکند مانند « آمدن » مثلا در بیت «از در درآمدی و من از خود به در شدم...»
به گفته پايمرد: کلمه « دیدار » در شعر سعدی بسامدش 67 بار است و در شعر حافظ تنها
9 بار به کار رفته است. همین مقایسه آماری ساده ميتواند جهان بینی این دو شاعر بزرگ را به خوبی نشان دهد. « رو » و « صورت »
برونی ترین عضو آدمياست و بیش از هر عضو دیگری در معرض عمل« دیدن » قرار دارد.
به اعتقاد اين شاعر معاصر، ساختار شعر سعدی به بانگ بلند بر جمال پرستی شیخ گواهی ميدهد بی آن که لازم باشد وارد مباحث نظری شاهد بازی و جمال پرستی صوفیانه شویم. وقتی سعدی تمام حواس خویش را زیر سیطره حس بینایی ميکشاند و تنها از دریچه چشم ميخواهد در پی کشف جمال، آن هم در مظاهر هستی و به ویژه در آینه ی روی شاهدان باشد ، طبیعی است که نتیجه آن گرایش به امر « تشبیه » و دور شدن از امر « تنزیه » است.
پايمرد با بيان اينكه بسياري از صاحبنظران و سعديپژوهان غزلهاي سعدي را عاشقانه ميدانند تا عارفانه، به برخي نظرات در اين موضوع اشاره و اضافه كرد: دیدگاه سعدی در این زمینه هم رای و همراه عقاید اشاعره است که گرایششان به تشبیه بیشتر از تنزیه است. به همین دلیل ما که صرفا با چشمي تنزیهی و نزدیک به نظرگاه معتزله به خداوند مينگریم و او را با صفاتی چون سبّوحی و قدوّسی، مبرای از مخلوقاتش ميدانیم و او را از هستی ،که آینه تجلی جلوههای اوست، تبعید ميکنیم ، برایمان امکان پذیر نیست که بتوانیم سوز و گداز عاشقانه سعدی در عشق خوبرویی را، بی تابی عاشق جگر سوخته ای در فراق معبودش تصور کنیم.
رئيس مركز حافظشناسي با اشاره به ابیاتي از ميان غزليات سعدي در چشم و ديدن مركزيت آن است، تاكيد كرد: همین جمال پرستی سعدی است که ساختار شعرش را هم چنین تحت سیطره و نفوذ خود قرار داده است. گرایش سعدی به آرایههای بدیعی، چه آرایههای بدیعی که موسیقی شعر را سامان ميدهند مثل جناس و تکرار، و چه آرایههای بدیعی معنوی مثل مراعات نظیر و تضاد و متناقض نما و... برخاسته از همین حس زیبا شناسانه ی سعدی و صورت پرستی اوست.
به اعتقاد پايمرد توجه سعدی به آرایههای بیانی تشبیه و و استعاره بسیار کمتر از صنایع بدیعی است و این موضوع را بسامد به کار گیری این آرایهها نشان ميدهد و دلیل این امر هم ميتواند نشأت گرفته از همان گرایشش به جمال هر چیز باشد که در صورت شعرش نیز اثر کرده است و آن را چنین خوش آراسته است.
وي در بخش ديگري از سخنراني خود بسامد واژه دل را در اشعار سعدي مد نظر قرار داده و با بيان اينكه بسامد اين كلكه 220 بار است، گفت: دل درونی ترین عضو انسان از نظرگاه عرفان و حتی ادبیات عاشقانه است. در حالی که کاربرد این واژه در شعر حافظ 663 بار است و این سوای کلماتی است که در دیوان حافظ نماد یا استعاره از دل قرار ميگیرند، مثل « خانه » ( خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه ؟ ) یا الفاظی که در ژرف ساخت و وجه تأویلی شان نهایتا به دل ميرسیم، مثل جام، پیاله، پیمانه، سبو، رطل... و حتی میکده، میخانه و خرابات.یعنی سعدی با وجود این که 250 غزل بیشتر از حافظ سروده اما از واژه دل یک سوم حافظ استفاده کرده است.این موضوع هم باز نشان ميدهد که توجه سعدی به عالم بیرون و ظاهر بیشتر بوده است و زیبایی از دید او با تعریفی که ابوحامد غزالی از جمال و زیبایی ميدهد نزدیک است.
پايمرد تصريح كرد: شاید به همین دلیل است که چهره شعر سعدی حتی وقتی که از غم جدایی و بی وفایی معشوق و شب بیداری تب آلودش سخن ميگوید، خندان و گشاده است و رخساره اش
را ميتوان با تبسميطیبت آمیز برلب در پس حریر نازک غزلش ميتوان مشاهده کرد. اما سیمای حافظ در پشت هوای مه گرفته و وهم آلود غزلهایش ، چهره انسانی است متفکر ، با جام جهان بینی در دست که با لبخندی طنز آمیز بر لب ، نگران انسان و کار جهان گذران است.
خالصي:انديشههاي اخلاقي بارزترين خصيصه آثار سعدي است
ایسنا: معاون فرهنگي جهاددانشگاهي فارس تاكيد كرد: آنچه در آثار سعدي بيش از هرچيز ديگر رخ مينمايد، انديشههاي اخلاقي او است.
دكترمحمدرضا خالصي در نشست تخصصي همايش آموزگار ادب، با ارايه مقالهاي تحت عنوان "بررسي تطبيقي اخلاق از ديدگاه كانت و سعدي" به بررسي زواياي مختلف موضوع پرداخت.
وي گفت: سعدي شاعر است، او نه فيلسوف است و نه متكلم،نه فقيه است و نه مُحدِّث و نه نظريه پرداز و تئوريسين انديشههاي صوفيانه؛ او شاعر است و شعر نيز گونهها و اَشكال و انواعي دارد و از قضا او در همۀ انواع ادبي نه تنها استاد بلامنازع است كه مبدعي است خَلاق كه در همۀ اريكههاي سخن بر صدر نشسته است؛ و از ميان انواع ادبي، شعرِ تعليمي كه از مهمترين كاركردهاي ادب پارسي است بسياري از شاعران خرد گرا را به خود مشغول كرده و طُرفه آن كه اين قِسم از ادب، گستردهترين و دراز آهنگترين نوع ادب پارسي را نيز شامل مي شود.
خالصي اضافه كرد: محققان بر اين باورند كه ادب تعليمي پارسي از مشابهان خود در ادبِ تازي و اروپايي وسيعتر و پُر و پيمانتر است و گوئي ادبيات ايران، بي آن، بي روح و جان است و خوانندگانِ ادب پارسي نيز با چنين ويژگي ادبي خو گرفتهاند. بي هيچ ترديد سعدي بر چكاد اين نوع چكامه جاي دارد، او را ميتوان بزرگترين و مُتنفذترين معلم اخلاق عملي اين سرزمين دانست.هرچند سعدي با هر معيار و مقياس و ميزاني جايگاهي بي همتا در ادب فارسي دارد و اصالت و جَزالت سخن و عُذوبت بيان و غزارت آثار و گسترۀ نفوذ كلامش را با هيچ شاعري جز همشهري فرازمندش حافظ نمي توان سنجيد؛ اما آنچه در آثار او بيش از هر چيز ديگررُخ مي نمايد و جلوه گري مي كند انديشههاي اخلاقي اوست، نه فقط براي ما فارسي زبانان كه اديبان ديگر سرزمينها نيز شيفتۀ اين ويژگي بارز سعدي هستند.
او اضافه كرد: افكار اخلاقي سعدي تنها به اشعار تعليمياش ختم نميشود و در جاي جاي آثارش بروز و ظهور دارد حتي اشعار غنايي او هم خالي از اين لطيفه نيست.از سوي ديگر آموختههاي مَدرَسي سعدي در نظاميۀ بغداد و نفوذ بسيارِانديشههاي امام ابوحامدِ غزالي بر او كه سعدي، نامش را والاتر و بالاتر از ديگر انديشمندان و متفكران و با لقبِ امام مُرشد آورده غير قابل كتمان است. سعدي هرچند با فاصله اي نزديك به يك قرن ونيم از ابو حامد، به نظاميۀ بغداد، پا نهاد، اما هنوز، نظاميه از نفوذ و تأثير ابوحامد خالي نبود و آثارش همچون گذشته در مجامع علمي، ميان طلاب و دانش پژوهان زبانزد بود و از مراجع بيرقيب آنان محسوب ميشد.
خالصي گفت: اين دانش پژوه جوان فارسي، با آن همه ذوق و استعداد و نبوغ خدادادي چگونه مي توانست مجذوبِ عذوبت بيان و جزالت اسلوب و استحكام فكر و قوّت تحليل و جسارت نقد و طهارت ضمير غزالي نشود. سعدي تا آخر عمر تحت تأثير آثار غزالي، ماند؛ نگارنده در جاي ديگر مفصل بدين مهم پرداخته است. همين مسائل است كه سعدي را از ديگر شاعران تعليمي سراي ما كه كم هم نيستند جدا ميكند و او را چون تافته اي
جدا بافته متمايز مي سازد.
معاون فرهنگي جهاددانشگاهي فارس گفت: بر اساس نزديكي انديشۀ سعدي با غزالي و آموزههاي ديني و فكري مَدرَسي او كه از خلال آثارش مشهود است میتوان به تبيين و تشريح نظام اخلاقي او پرداخت؛ و با كمي تساهل و تسامُح با ديگر مكاتيب اخلاقي به مقايسه نشست و اين مَقال بر اين اساس، سامان يافته و
شكل گرفته است.
كماليسروستاني:ميراث انديشه سياسي ايران ريشه در الهيات و ادبيات دارد
ایسنا: رئيس مركز سعديشناسي گفت: در يك تقسيمبندي كلي ميتوان ميراث انديشه سياسي ايران را در آن روزگاران در دو منبع اصلي الهيات كه منشاء اسلامي و ادبيات كه منشاء ايراني دارد، ديد.
كوروش كماليسروستاني در نشست تخصصي همايش آموزگار ادب در شيراز با ارايه مقالهاي با عنوان معناگرايي در بوستان، تاكيد كرد: فقه و حكمت سياسي بر اساس قرآن و سنت در جرگه الهيات سياسي و اندرزنامهها و تاريخنامهها در جرگه ادبيات سياسي قرار ميگيرند و عرفان سياسي نيز كليد پيوند و نگاهي تساهلي بر اين دو منبع است.
كمالي گفت: بوستان یا سعدینامه، شاعرانهترین مثنوی حکمی-اخلاقی در ادب فارسی است. که در سال 655 هجری قمری در 4011 بیت در بحر متقارب هم وزن شاهنامه فردوسی سروده شده است. با آن که سعدی "گلستان" را خود نام نهاده است اما به نام این مثنوی که از آن با تعبیر "نامبُردار گنج" و "کاخ"یاد میکند اشارهای نکرده است. حکایتهای بوستان ظاهری ساده و بیانی هنرمندانه دارد و آکنده از صنایع بدیعی و شگردهای هنری است. استواری لفظ و روانی معنا از دیگر ویژگیهای بوستان است. بوستان را جلوهگاه حکمت عملی و اخلاقی میدانند و آن را تصویری از مدینه فاضله یا آرمان شهر سعدی میشمارند که در آن جهان و انسان چنان که باید باشد نه چنان که هست، وصف شده است. اما با توجه به 65 بیت آغازین بوستان وباب سوم آن که "در عشق و مستی و شور" و نیز برخی ابیات پراکنده در دیگر باب جلوههای ناب از حکمت نظری نیز در این اثر دیده میشود.
وي با تاكيد براينكه در اين سخنراني تنها از منظر معناشناسی به دو نمونه شاخص حکمت نظری و حکمت عملی در مقدمه بوستان و باب اول آن که "در عدل و تدبیر و رأی" است ميپردازد، معناشناسی را دانش بررسی و مطالعه معانی در زبان، تعريف و اضافه كرد: در شعر معناگرا، عنصر معنایی بر عنصر لفظی غلبه دارد. معنا فدای لفظ نمیشود و روانی و استواری، بر تکلف برتری مییابد.
كمالي با يادآوری اينكه برخی بر این باورند که ادبیات کلاسیک ایران را میتوان بر اساس مکتبشناسی بوميبه دو بخش تقسیم کرد، "مکتب معناگرایی" را داراي چند شاخه و اين شاخهها را شامل "معناگرایی ملی" که اوج آن فردوسی است، "معناگرایی عرفانی" که اوج آن مولانا است، "معناگرایی مذهبی" که اوج آن ناصرخسرو است، "معناگرایی اعتراضی" که اوج آن خیام است و "معناگرایی اخلاقی" که اوج آن سعدی است، بيان كرد.
اين سعديپژوه خاطرنشان كرد: در مقابل اين مكتب "مکتب صورتگرایی" قرار دارد كه آن هم سه شاخه دارد: "صورتگرايي خراساني" كه نماينده آن عنصري و منوچهري هستند "صورتگرايي آذربايجاني" كه نماينده آن نظامي و خاقاني هستند و "صورتگرايي هندي" كه نمايندگان برجسته آن صائب و بيدل هستند.
كمالي تاكيد كرد: با كمي تسامح ميتوان به اين بخشبندي "مكتب اعتدالگرايي" را نيز افزود كه در واقع جمع بين صورت و متن را به خوبي سامان دادهاند و آن را ميتوان از ويژگيهاي "مكتب شيراز" دانست كه سعدي شيرازه بند و حافظ اوج آن است. نكته جالب توجه در اين ميان آنكه شاعران معناگرا دغدغه مردم و كشور را بيشتر از صورتگرايان داشتهاند. بهگونهاي كه اوج كار صورتگرايان در دولتهاي غيرايراني نظير غزنويان، سلجوقيان و بابريان هند بوده است.
اين استاد دانشگاه گفت: سعدي در 65بيت اول مقدمه بوستان از منظر خود به توصيف خداوند ميپردازد. او دلباخته پروردگار است و سر به ستايش و پرستش خدايي ميسايد كه قرآن كريم او را توصيف كرده است. ذاتي يكتا و بيهمتا، ازلي و ابدي، از همه عيبي منزه و از هر عيبي مبري. مهربان. با صفات جماليه و جلاليه و سعدي راوي صفتهاي جماليه كه مملو از لطف و عطوفت و رحمت است.
برفر با بررسي گلستان سعدي و حكمتنامه كنكويوشيدا:شباهتهاي مضمون، محتوا و ساختار اين دو اثر حيرتانگيز است
ایسنا: پژوهشگر و عضو هیأت علميجهاد دانشگاهی با بررسی تطبیقی گلستان سعدی و حکمتنامه کنکو یوشیدا، به بيان شباهتهاي اين آثار و انديشههاي خالقان آنها پرداخت.
سيدمحمد برفر در نشست تخصصي همايش آموزگار ادب، با يادآوري اينكه حكمتنامه
كنكو يوشيدا، هشتادسال بعد از گلستان نوشته شده، گفت: شباهتهاي اين دو اثر به لحاظ مضمون، محتوا و ساختار حيرتانگيز است.
برفر ضمن اشاره به اينكه عنوان اصلي اثر كنكو يوشيدا "چوره زوره گوسا" است، در معرفي يوشيدا گفت: او يك راهب، نویسنده و شاعر قرن سیزدهم و چهاردهم كشور ژاپن است.
عضو هيات علمي جهاددانشگاهي فارس گفت: رابطه ی دو کتاب گلستان و چوره زوره گوسا البته به معنای دقیق کلمه از نوع ادبیات تطبیقی نیست،چرا که در ادبیات تطبیقی یک اثر ادبی معمولاًمتأثر از دیگری است؛بعنوان مثال وقتی شعرهای منوچهری دامغانی رابا اشعار شاعران عرب بویژه در حوزهی شعر خمری مقایسه ميکنیم، ميبینیم که ردپای شاعرانی چون
امروء القیس ، اخطل و ابونواس کاملاً در شعرهای منوچهری پیداست، یا در ادب اروپا، تأثیرپذیری جفری چاوسر، خالق قصههای کانتربری، از دکامرون بوکاچو کاملاً آشکار است و یا
تأثیر پذیری جیمز جویس در اولیس، از اودیسهی هومر ، کمدی الهی دانته ، هملت شکسپیر و لیسیداس میلتون. اما سندی در دست نیست که نشان دهد یوشیدا گلستان را دیده و از آن تأثیر پذیرفته است؛ هرچند در قرن هفتم و هشتم هجری، آثار گران سنگ ادب پارسی خاور و باختر را درنوردیده بود تا جایی که حافظ شیراز میفرماید:«شکرشکن شوند همه طوطیان هند/ زین قند پارسی که به بنگاله ميرود»
این محقق نتیجه گرفت: بنابراین،شباهت گلستان و حکمت نامه یوشیدا را شاید بتوان ناشی از توارد و نیز تداول معانی در زمانهی دو حکیم دانست.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: زیستن در شرایط آشفته اجتماعی و سیاسی، فصل مشترکی است که سعدی را با شاعر ژاپنی همسان ميسازد.
این محقق ادامه داد:اگر سعدی شاعر و نویسندهای معتقد به آموزههای قرآنی و حکمت و عرفان اسلامي- ایرانی بود، یوشیدا راهبی تربیت یافتهی عرفان بودایی بود، اما شگفت که اندیشه و نوع نگرش این دو به جهان و هستی- جز در اندک مواردی-، شباهتی بسیار دارد؛ گویی هردو از یک سرچشمه جوشیدهاند. البته ناگفته نماند که یوشیدا به رغم بودایی بودنش، شخصیتی کاملاً آزاد اندیش بود که به مکاتب فکری دیگر ارج مینهاد ونگاهی عاری از تعصب به آنها داشت. او همچنان که آیین شینتو را میستود، با فلسفه ی کنفوسیوس عمیقاً دمخور بود و آیین اخلاقی تائو راگراميمیداشت. از سویی، سعدی بیزار از هر نوع تفکر جزم اندیشانه، آزادگی را ارج مینهاد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی