محرم و صفر در فرهنگ مردم فارس
پژوهش: ابوالقاسم فقیری

عاشق اون بی که دائم در بلا بی
ایوب آسا به کرمون مبتلا بی
حسن آسا بنوشد کاسه زهر
حسین آسا شهید کربلا بی
از ترانه‌های منسوب به پورفریدون
در گستره ایران اسلامی مردم عشق به خانواده عصمت و طهارت را در خونشان دارند. کار این دوستی آنها به خاطرخواهی کشیده است. خاطرخواهی مرحله والایی از عشق است که رسیدن به آن نوعی دلیری و جرأت می‌خواهد. شیدائی تا مرز جنون.
خانواده عصمت و طهارت در فرهنگ مردم جایگاهی ویژه دارند.
محمد«ص) سرور پیغمبرونه
علی«ع» شیر خدا حکمش رونه
و امامانی که به دنبال ایشان آمدند با حضور سبزشان همگی ظهوری پربرکت نزد مردم داشته‌اند.
در این میان در «فرهنگ مردم» سه چهره از ایشان بیش از دیگران هواخواه داشته و علاقمندان بیشماری را به دنبال خود دارند، که باید از محمد مصطفی(ص) ساقی کوثر، مولی علی(ع) شاه مردان و علمدار عشق قمر بنی‌هاشم نام ببریم.
سرکوه بلند الماس، الماس
مراد من بده عباس، عباس
مراد من بده که بی مرادم
که خرمن کوفتم و بندیر بادم1
قصه مولا علی(ع) نزد مردم این سامان به گونه دیگر است: به علی عشق می‌ورزیم، محبت علی را در دل داریم، در انجام کارها از علی مدد می‌خواهیم، از ابتدای زندگی با نام مقدس علی آشنا می‌شویم، با علی همراه می‌گردیم، چشم امید به او داریم و باور داریم که در درگاهش ناامیدی نیست.
یا... علی، بگو یا علی، علی یارت، علی نگهدارت، دست عی به همراهت، در صحنه زندگی بکوشیم که علی وار زندگی کنیم.
علی دیدم، علی در خواب دیدم
علی در مسجد و محراب دیدم
علی دیدم سوار دلدلش بود
چو قنبر در رکابش می‌دویدم2
قمر بنی‌هاشم «آبروی آب»
ای ماه بنی‌هاشم، خورشید لقا عباس
ای نور دل حیدر، شمع شهدا عباس
از رنج و غم و محنت، ما رو به تو آوردیم
دست من محزون گیر، از بهر خدا عباس
در حماسه جانسوز کربلا یاران سیدالشهداء  جملگی در حمایت از قیام خونین حسینی حرف اول را زدند ولی در این میان فداکاری، ایثار، برادری و گذشت حضرت  ابوالفضل عباس(ع) چشمگیرتر از سایر یاران سرور شهیدان است. یاد ایشان در خاطر شیعیان حسینی خوش نشسته است.
دردانه سیدالشهداء جمالی دل آرا و طلعتی زیبا داشت که او را «ماه بنی‌هاشم» می‌گفتند. با شهادت او امام حسین (ع) بگریست و فرمود: «اکنون پشت من شکست و تدبیر و چاره من گسسته گشت (منتهی الامال حاج شیخ عباس قمی)
حضرت ابوالفضل عباس بیشترین سهم را در «فرهنگ مردم» دارد و با یادآوری قیام کربلا و نهضت حسینی چهره ماندگار و اسطوره‌ای ایشان چون خورشید در پهنه آسمان دلاوری تاریخ بشریت، برای همیشه می‌درخشد. پاسداران فرهنگ مردم یعنی مردم بی ادعای کوچه و بازار، روستائیان و عشایر این شیرمرد بیشه شجاعت را مردی برتر می‌شناسند.
شجاعت از نظر مردم تنها در این حضرت خلاصه می‌شود و بس.
از نظر این مردم ایشان نمادی از فداکاری وگذشت است و محبت به آن حضرت آن چنان گسترده و ریشه دار است که مردم به سر مبارک ایشان قسم می‌خورند [به دست بریده قمر بنی‌هاشم قسم] [به حضرت عباس قسم] این یعنی نهایت صداقت در حق یکدیگر: برو که حضرت عباس یار و یاورت باشد.
در معاملات حضرت عباسی معامله می‌کنند، برای گره گشایی در کارها و یافتن شفا بره حضرت عباس نذر می‌کنند و گوشت این بره را بین فقرا تقسیم می‌کنند. بازاریان برای صداقت در کارشان از قفل حضرت عباس سخن می‌گویند.
روی بعضی از خودرو‌های مسافرکش نوشته شده است: شرکت با حضرت عباس
روستائیان و عشایر برای حضرت عباس حسابی جداگانه دارند. اینان به حضرت عباس پناه می‌برند.
منصور سلیمانی از دوستداران فرهنگ مردم در این باره می‌نویسد:
-در منطقه خرامه روستائیان چون گندم، جو و شلتوک درو شد، برای اینکه خرمن‌هایشان از دستبرد سارقین در امان ماند بر روی هر خرمن سه قطعه سنگ رویهم می‌چینند و دنبال کارشان می‌‌روند و اعتقاد دارند که هر کس غیر از صاحب خرمن به آن دست بزند، حضرت عباس به کمرش می‌زند. این سه قطعه سنگ را کِلِه (KELE) یا کهره (KEHRE) حضرت عباس می‌نامند.
در محل تقسیم آب هم که بدان مقسم می‌گویند از کله حضرت عباس استفاده می‌کنند. چنین رسمی در استهبان به خاطر باغ‌های انجیرش، در فیروزآباد و ایل قشقائی هم رواج دارد.
آقای حسن حبیبی فهلیانی در کتاب «ممسنی در گذر تاریخ» زیر عنوان کَرّه  (KARRE) حضرت عباس چنین می‌نویسد: کره حضرت عباس سنگ چینی است که برای جلوگیری از دزدی و سرقت اموال به کار رود.
مثلاً اگر فردی در بیابان گرفتار شود و نتواند اموال خود را حمل کند روی اموالش چند سنگ می‌چیند و مطمئن است که کسی آن اموال را نمی‌دزدد.
و یا به سر خرمن  گندم و برنج خود چند سنگ می‌چینند و اطمینان دارند که خرمن ایشان مورد دستبرد قرار نمی‌گیرد، چون اموال را به حضرت عباس سپرده‌اند. بر طبق باور مردم ممسنی به محض چیدن سنگ بر روی اموال حضرت عباس حاضر شده و از اموال حفاظت می‌کند. دزد با دیدن سنگ چین وجود حضرت را حس کرده و دزدیدن اموال از او سلب می‌شود.
در کتاب فرهنگ مردم زرقان تألیف استاد محمدجعفر ملک زاده در صفحه 95 در همین زمینه می‌نویسد: کهله (KEHLE) با غیر ملفوظ سه قطعه سنگ با کلوخ که روی هم بر فراز بار و بنه و یا متاعی می‌چینند و بدین ترتیب آن متاع را رها کرده و از دستبرد دزد در امان نگاه می‌دارند و معتقدند که دزد به «کهله» که مربوط به حضرت عباس است احترام می‌گذارد و یا می‌ترسد و دست به دزدی نمی‌زند.
سفره حضرت عباس(ع) در شیراز
انداختن سفره حضرت عباس(ع) نزد خاتون‌های خانه در گوشه و کنار ایران رواج دارد.
فارسی‌ها هم این رسم را دارند. حال ببینیم در شیراز این سفره را چگونه می‌اندازند. معمولاً کسی که نذر می‌کند سه مرتبه سفره می‌اندازد. سفره اول و دوم مفصل نیست و نیت می‌کنند که اگر حضرت عباس(ع) مرادشان را داد، سفره مفصلی خواهند انداخت که در اصطلاح می‌گویند سفره را گرو برداشته‌اند.
آنچه در سفره می‌گذارند
آجیل مشکل گشا، کاچی، آش رشته، میوه از هر نوع که در بازار وجود داشته باشد، پلوها: «باقلاپلو، شکرپلو، کلم پلو، عدس پلو» پنیر و سبزی، حلوای کاسه، انواع شیرینی‌ها، بوخوش «اسفند» و شمع.
عده‌ای از مدعوین نذر کرده با خود شمع آورده سر سفره روشن می‌کنند. عده‌ای هم در همین مجلس یکی از شمع‌های نیم سوخته را گرو برداشته تا چون مراد و مطلبشان حاصل شد، آنها هم به نوبه خود سفره بیاندازند.
شمع‌ها را در یک سینی پر از نمک فرو کرده روشن می‌کنند.
معمولاً خاموش کردن شمع‌ها توسط دو برگ نارنج انجام می‌گیرد.
چون سفره آماده شد مدعوین که همه زن و دختر می‌باشند در مجلس حاضر شده، کنار سفره نماز حاجت می‌خوانند. سپس روضه خوانی زن، روضه حضرت عباس(ع) را می‌خواند. همگی دعا می‌کنند، آنگاه پذیرایی از مدعوین شروع می‌شود.
این سفره ویژه زنان است و از ورود مردان به مجلس خودداری می‌شود.
در میان سفره‌ها زنان شیرازی به سفره حضرت عباس(ع) عقیده‌ای خاص دارند. سفره حضرت عباس را همیشه می‌توان انداخت. بعضی هم روز تولد حضرت این سفره را می‌اندازند. این سفره اکنون سفره پرخرجی است و انداختن این سفره بین خانواده‌ها به شکل رقابتی و چشم هم چشمی برگزار می‌شود. در حالی که بعضی بر این باورند که این سفره را باید با گدایی انداخت.
بدین ترتیب زنی که نذر داشته باشد به یک یک خانه‌های محله مراجعه می‌کند و تقاضای کمک می‌کند و اضافه می‌کند: گدا نیستم، سفره حضرت عباس(ع) نذر دارم.
بدین ترتیب این زن با گذشتن از آبروی خود و گرو گذاشتن حیثیت خود نزد حضرت عباس این امید را دارد که حضرت واسطه شده و او پس از انداختن سفره به مراد و مطلب خویش برسد.
می‌گویند حضرت عباس(ع) بسیار کم طاقت است و هر کس که به ایشان متوسل شود زود نتیجه می‌گیرد و به آرزویش می‌رسد.
و بدترین نفرین‌‌ها از نظر مردم این است که بگویند: برو واگذارت به حضرت عباس!
زیرا بر این باورند که حضرت سزای بدخواهان را به خاطر کم طاقتی زود می‌دهد.
در نزد مردم کوچه و بازار قصه‌هایی درباره حضرت ایشان سر زبانهاست که حکایت از این دارد که مردم تا چه اندازه به شخص ایشان دلبستگی دارند.
مراسم محرم در شیراز
دوستداران سیدالشهداء هر ساله ماه محرم و صفر را انتظار می‌کشند، چرا که پیوندی را که با خانواده عصمت و طهارت دارند ناگسستنی است.
در شیراز چند روز قبل از ماه محرم اهالی خود را برای برگزاری مراسم خاص این ماه آماده می‌کنند. ابتدا سینه زنان وسایل مورد نیاز را تهیه می‌کنند و  آنچه از سالهای پیش در اختیار دارند بیرون آورده تمیز می‌کنند. سقاخانه‌ها را در گوشه و کنار شهر دایر کرده و بدانها آبرویی تازه می‌بخشند. چون به ماه محرم نزدیک شدند تکیه‌ها، حسینیه‌ها و مساجد را غبارروبی کرده و سیاه پوش می‌کنند. بر سر در مساجد و امامزاده‌ها علم سیاه می‌زنند. در این ماه بیشتر مردم به ویژه زنها سیاه می‌پوشند. در این دو ماه «محرم و صفر» از عقد و عروسی خبری نیست.
زنها کمتر آرایش می‌کنند. به همین خاطر آرایشگاه‌های زنانه کارشان رونقی ندارد. در این مدت شب‌ها بچه‌های ده دوازده ساله هر محل با علم‌های کودکانه، در کوچه‌ها راه می‌افتند، سینه می‌زنند و نوحه‌های کودکانه می‌خوانند. بعد که خسته شدند به خانه‌هایشان می‌روند تا شبی دیگر...
این مراسم خود تمرینی است برای زمانی که بزرگ شده و جزء سینه زنان رسمی محل در آیند.
محله‌های شیراز
محله‌های قدیم شیراز که از قدیم دسته‌های سینه زنی راه می‌انداختند اینها هستند:
محله لب آب، محله بالاکف، محله سردزک، محله دروازه کازرون، محله دروازه قصاب خانه، محله دروازه سعدی، محله گود عربان، محله میدان شاه، محله سنگ سیاه، محله دروازه اصفهان، محله ده کره و محله قصردشت.
و اکنون با توجه به گسترش شهر، محله‌های تازه تأسیس را هم به این محله‌ها اضافه کنید. سابقاً هر محله چند بزرگتر داشت که کسی روی حرف آنها حرفی نمی‌زد. لوطی و جوانمرد بودند و سرپرستی دسته‌های عزاداری را هم به عهده داشتند.
ایشان در حالی که سراپا لباس سیاه می‌پوشیدند با ابهت و وقاری خاص جلو دسته حرکت می‌کردند.
این بزرگترها با صفایشان برکت و نعمت محله بودند.
اهالی هر محله توی جان رس یکدیگر بودند. هوای هم را داشتند و روی محله تعصب نشان می‌دادند. در شادی و غمها با هم شریک بودند. دلها تنها نبود و دستها هم رسم بود از هم سراغ می‌گرفتند. آنها که دستشان به دهنشان می‌رسید دیگران را یاری می‌دادند و اهالی یک کوچه با هم یکدل و همراه بودند.
همسایه‌ها از حال هم خبر داشتند، مثل امروز نبود که همسایه نام همسایه بغل دستی‌اش را نمی‌داند.
مراسم سینه زنی از شب اول محرم شروع می‌شد. هر دسته یا هیأت سینه زنی ابتدا در مسجد یا تکیه و یا حسینیه محل جمع می‌شدند و چون آمادگی کامل را پیدا می‌کردند در شهر راه می‌افتادند.
جلو همه بچه‌ها بودند. بعد بزرگترهای محل، پشت سرشان گروه‌های سینه زنی «سینه زن- زنجیر زن» حرکت می‌کردند.
معمولاً هر دسته سینه زن نوحه خوانی دارد که به همراه او سینه زنان نوحه می‌خوانند و یا قسمت‌هایی را با هم دم می‌گیرند.
مرثیه‌هایی که به وسیله نوحه خوان خوانده می‌شد، حزنی مخصوص داشت و فوق‌العاده تأثیرگذار بود. دستت را می‌گرفت و به صحرای کربلا می‌برد.
صحنه را می‌دیدی و اشک می‌ریختی. قسمتی از آنچه امروز به عنوان نوحه عزاداری می‌خوانند بیش از آنکه نوحه باشد ترانه است.
در میان هر دسته به فاصله چند متر علم سیاه، چراغ زنبوری و علامتی در حرکت بود. هر محله علامت مخصوص به خود داشت که حمل علامت‌ها به عهده افراد زبده محل بود و همه قادر به بردن علامت‌ها نبودند.
هر دسته چند طبق داشتند که طبق کش‌ها آنها را می‌بردند. همیشه چند نفری اطراف طبق کش‌ها  حرکت می‌کردند تا به موقع به یاری آنها بشتابند.
هر دسته در مسیر خاص حرکت می‌کرد تا به شاه چراغ می‌رسیدند. آنجا دسته‌ها یکی شده دسته جمعی سینه می‌زدند. مراسم که تمام می‌شد هر دسته به طرف محله‌هایشان حرکت می‌کردند امروزه طبق‌ها و علامت‌ها به وسیله خودرو در سطح شهر حرکت می‌کنند و موتورهای برق جای چراغ‌های قدیمی را گرفته است.
بودند دسته‌هایی که در تکیه محله خود سینه می‌زدند و عزاداری می‌کردند و تنها در شب‌های تاسوعا و عاشورا به دیگر عزاداران حسینی می‌پیوستند.
سینه‌زنهای هر محله را افرادی که سنج، طبل و قره نی می‌زدند همراهی می‌کردند.
* * *
اوج مراسم سینه زنی را در شیراز در شب‌های تاسوعا و عاشورا و صبح روز عاشورا می‌بینیم. در این شب شیراز تا صبح بیدار است و شهر یکپارچه غرق عزا و ماتم است و فریاد حسین، حسین همه‌جا شنیده می‌شود.
در این مراسم عده‌ای سینه زنی می‌کنند و جمعی هم سیلانی3 هستند که مراسم را نظاره می‌کنند و گاه در خود آرام می‌گریند.
در این شب چون دسته عزادار به مقابل حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) رسید کسی که علامت را حمل می‌کند سر علامت را به پایین خم کرده به اصطلاح تعظیم می‌کند.
طبق‌کش‌ها در محدوده‌ای دور می‌زنند و می‌چرخند.
جمعیت هم صلوات فرستاده می‌گویند:
-به چشم بد لعنت
-بیش باد
-بی قضا ایشاءالله
صبح عاشورا باز دسته‌ها حرکت می‌کنند. اکثر سینه‌زنها گل به سر مالیده‌اند. این بار همگی راهی مسجد وکیل می‌شوند.
عصر عاشورا مراسم شام قریبان انجام می‌شود. شهر خلوت و آرام است. اندوهی عمیق همه را فرا گرفته است. سینه‌زنها هر کدام شمع روشنی در دست دارند که به فاصله هر چند متری می‌نشینند و بلند می‌شوند و چنین می‌خوانند:
امشب، شب شام غریبان است
جسم حسین عریان، اندر بیابان است
باورهای مردم شیراز در ارتباط با ماه محرم
1 -عقد و عروسی در این ماه انجام نمی‌گیرد و اکثر عروسی‌ها قبل یا بعد از ماه محرم و صفر انجام می‌گیرد.
2 -بیشتر روضه خوانی‌ها و تعزیه‌خوانی‌ها در همین ماه انجام می‌گیرد.
3 -روز عاشورا شیرازی‌ها زن و مرد به قبرستان رفته سر قبر عزیزانشان فاتحه می‌خوانند. به این روز «روز قتل» می‌گویند. فروشندگان دوره گرد هم اجناس خود را آورده می‌فروشند، درست مانند شنبه بازار یا چهارشنبه بازار شمالی‌ها.
4 -در این روز «روز قتل» همه کاسب‌ها دست از کار می‌کشند. نانوایی هم پخت نمی‌کنند و شهر به طور کلی تعطیل است.
5 -زن‌ها در این ماه سعی می‌کنند با لباس رنگی در کوچه و بازار ظاهر نشوند.
6 -در ماه محرم زنها اگر خواستند پارچه بخرند پارچه را مشکی و به نیت امام حسین(ع) می‌خرند.
7 -هر کس دخترش رابه خانه بخت فرستاده چون خواست در این ماه هدیه‌ای برای دختر بفرستد، چند متری پارچه به دختر هدیه می‌دهد. این پارچه باید حتماً سبز باشد.
8 -اگر عید نوروز مصادف با ایام محرم شد، شیرازی‌ها جشن نمی‌گیرند و یا نوروز را کم رنگ‌تر برگزار می‌کنند و شیرینی نمی‌گیرند.
پی‌نویس
1 -بندیر BANDIR =به انتظار بودن
2 -دُلدُل DOLDOL= نام اسب حضرت علی(ع) قنبر غلام حضرت علی
3 -سیلانی SEYLANi= تماشاچی