صفحه 8--20 آبان 92
تلخیص: عبدالعلی رفعتی
به علت آن که جامعهشناسی اغلب کشورها دنباله روی سیستمهای جامعهشناسی آمریکایی هستند اعتنا به جامعه شناسی آمریکایی اجتنابناپذیر است.
آمریکاییها از سده نوزدهم به این طرف، ضرورت تغییر و تحول شتابان جامعه خویش و همچنین به درک و مکاشفه اروپا و نیاز به بررسی و مطالعه جامعه شناسی را باز نموده و یافتند.
الف- مراکز جامعه شناسی آمریکایی
جامعه شناسی آمریکایی در سده بیستم قوام و دوام یافت و اغلب جامعه شناسان به خدمتگزاری دانشگاهها در آمدند. بی گمان میتوان گفت که بایسته است دانشگاهها را کانونهای برجسته جامعه شناسی آمریکایی قلمداد کرده و لحاظ نمود. در مرحله نخست دو دانشگاه کلمبیا و شیکاگو، و در مرحله دوم دانشگاههای ویسکانسین و میشیگان و ییل و پنسیلوانیا و براون در این زمینه پیشرفت و ترقی نمودند. آنگاه علاوه بر دانشگاههای دیگر به ویژه مینهسوتا و کارولینای شمالی و نورث وسترن و هاروارد و کالیفرنیا و کالیفرنیای جنوبی و واشنگتون خواهان این دانش یعنی جامعه شناسی شدند.
ب-رشتههای جامعه شناسی آمریکایی
آن سان که بکر (Becker) و بارنز (Barnes) نگارش کردهاند، از بین رشتههای جامعه شناسی، نه رشته یا شاخه، مجذوب و شیفته جامعه شناسی آمریکایی شده است. این نه رشته به ترتیب اولویتی که در آمریکا دارند این گونه است: 1 -روانشناسی اجتماعی 2 -جامعه شناسی کمی 3 -بوم شناسی Ecology) 4-) جامعه شناسی فرهنگی 5 -دردشناسی اجتماعی
6 - جمعیت شناسی 7 -جامعه شناسی تحلیلی
8 - جامعه شناسی تاریخی 9 -فلسفه جامعهشناسی.
آنچه در ذیل ارایه میشود همانا اشارهای است کوتاه به هر یک از رشتهها یا شاخههای نهگانه فوقالاشعار:
1 -روان شناسی اجتماعی (Social Psychology) با اتکاء به وجوه روانشناسی فعالیتهای اجتماعی آدمی، روابط اجتماعی را مورد تحقیق و کندوکاو قرار میدهد. این دانش در آمریکا رایج و متداول گردید و اغلب جامعهشناسان به دنبال تعلیمات وارد (Ward) و گیدینگز و سام نر و کولی و اشخاص دیگر به کشف و مکاشفه بعضی از سیستمهای روانشناختی، علیالخصوص رفتارگرایی و روانکاوی در آن سیاق و زمینه به پی کاوی دقیق نظری یا عملی نظام مند و هدف دار میپردازد.
2 -جامعه شناسی کمی (Quantitative Sociology)
به پیروی از دانشهای فیزیکی و بیولوژیکی، از نظر مقداری به مناسبات اجتماعی نگاه کرده و آنها را با معادلات و فرمولهای ریاضی عرضه میکند. حدوداً جمیع جامعه شناسان آمریکایی به جامعه شناسان مقداری میل و تمایل دارند اما اگبرن، رایس، لوندبرگ (G.A.Lundberg) و چدوک و مکورمیک، و بین و استوفر بیش از دیگران پایبند حسابهای ریاضی هستند.
3 -بوم شناسی (Ecology) و همچنین جامعه شناسی شهری و روستایی به طور فراوان رایجاند. در آمریکا به دنبال گول و تطور بسیار دشوار اقتصادی و جابجایی شتابان جامعه روستایی به جامعه شهری این مطالعات ضرورت نفوذ و اهمیت وافر یافتهاند.
4 -جامعه شناسی فرهنگی (Cultural Sociology) به انحوای مردم شناسی، درباره فرهنگهای ملل متحد و پی جویی و تتبع مینماید. بواس (F.Bous) گول دن وایز (A.A.Goldenweiser)، ساپیر (E.Sapir) بنه دیک (R.Benedict(، میه (M.Mead)، ردفیلد (R.Redfield)، کروبر، کلاکن (G.Klackhohn)، لین تون، لی برن (J.G.Leyburn) اودوم، والیس وانس و میردال (G.Myrdal) نمایندگان آنند.
5 -دردشناسی اجتماعی (Social Pathology) مسئله ناداری، جرم، مشکلات خانوادگی و نارسایی آسیب یا اختلال روحی و روانی را مورد توجه و دقت نظر قرار میدهد. در این زمینه دانشمندان بی شماری وجود دارند. از جمله این محققان عبارتند از: الیوت (M.Elliott)، مریل (F.Merrill)، کویین (S.A.Queen)، بودن هوفر (W.R.Bodenhafer)ريال هارپر (E.B.Harper) با سرد و دی ویس.
6 -آنچه مورد توجه جامعه شناسان است همانا پی کاوی و پی جویی جمعیت و وضع و موقعیت گروه اقلیت به علت نفوذ و تأکیدی است که برای جامعه صنعتی و ناهمگن آمریکا دارد. بررسی موضوع جمعیت توسط محققان ذیل باز نموده شده است:
گی دینگز بی بر (R.E.Baber)، فیرچایلد (H.P.Fairchild)، داب لین (C.I.Dublin)، پرل (R.Pearl)، هن کینس، سوروکین، هایمز (N.E.Himes)ريال روی تر (E.B.Reuter)، جنینگز (H.S.Jennings)
مطالعه مسئله گروههای اقلیت توسط دانشمندان زیر ارایه شده است: پارک، میلر (H.A.Miller)، دو بوآ (W.B.Dubois)، فری زی یر (E.F.Frazier) و ویریت
7 -جامعه شناسی تحلیلی یا نظام پذیر (Systematic Sociology)
همانا کند و کاو تئوریک، مبسوط و ژرف گونهای است مربوط به جامعه و قوانین متداول آن. این دانش در آمریکا چندان مورد اشتیاق نیست و صرفاً در این اواخر تا حدودی صلابت و استواری یافته است. دانشمندان ذیل یعنی راس، ال وود، برنرد، سوروکین، تامس، مک ای ور، پارک، برجس، روی تر، روسن (C.A.Dawson)، گتیس (W.E.Gettys)، هیلر (E.T.Hiller)، ای بل، هاوس (F.N.House)، ویرت، بوگاردوس، یوبنک (E.E.Eubank)، اسپیک من (N.J.Spykman)، مرتون (R.K.Merton) پارسونز، قدری به آن پرداختهاند.
8 -جامعه شناسی تاریخی (Historical Sociology) یعنی مطالعه جوامع در بستر یا گستره بلند مدت زمانی و کشف قانونهای عام در آمریکا چندان مورد توجه نمیباشد و پژوهشهای تاریخی، تگرت، سوروکین، شات ول (I.T.Shotwell) ترنر (F.J.Turner)، بارنز، بکر (C.Becker)، داد (S.C.Dodd) و تامپ سون (I.W.thompson) بازاری توأم با رونق ندارند.
9 -فلسفه جامعه شناسی (Philosophy of Sociology) یعنی ژرف اندیشی راجع به متدها و اصول جامعه شناسی، بر سبیل نمونه، جامعه شناسی تحلیلی و جامعه شناسی تاریخی کمتر مطمح نظر است. پی کاویها و تتبعاتی توسط کسانی چون مک ای ور، سوروکین، کروفرد، هاوس، وال وود، در این سیاق و گستره انجام یافته است بسیار اندکند.
پ-تبیین ویژگیهای جامعه شناسی آمریکایی
با توجه به ارایه مسایل فوقالذکر چند نتیجه به دست میآید:
1 -آثار جامعه شناسان آمریکایی بسیار فراواناند.
2 -جامعه شناسان آمریکایی در چند دانشگاه تمرکز یافتهاند.
3 -جامعه شناسی آمریکایی به رشتههای فراوان بخش شده و سخت تکه تکه است.
4 -روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی کمی بارها بیشتر از شاخههای جامعه شناسی مورد عنایت جامعه شناسی آمریکایی هستند و جامعهشناسی تحلیلی و جامعه شناسی تاریخی و فلسفه جامعه شناسی به ندرت مورد توجه قرار گرفته است.
جامعه آمریکایی در سده بیستم میلادی به دنبال ارتقاء تولید صنعتی دچار تغییر عمیق و گستردهای شده است. این دگرگونی آهنگها و رخسارههای بیشمار دارد ولی ما صرفاً چهار وجه آن را از نظر بحث فعلی مورد اعتنا قرار میدهیم:
1 -درخشش و شکوه صوری در جمیع امور اجتماعی به چشم میخورند.
2 -انباشت یا تراکم سرمایه و انحصار اقتصادی بر جامعه حکمفرماست.
3 -ناهمگنی و پریشانی در جمیع پهنههای حیات اجتماعی نمایان و آشکار است.
4 -فرهنگ و تمدنی سودجویانه برقرار بوده و مصالح عرفانی حیات را در پرتو منفعتهای صوری مورد اعتنا و توجه قرار میدهد.
سیستم فلسفی عمل گرایی (Pragmatism) آمریکایی در دانش جامعه شناسی به شکل نوعی برون گرایی (Objectivism) مکانیکی خودنمایی میکند. اغلب جامعه شناسان آمریکایی عقیده دارند که میتوانند یک راست به واسطه اندیشه و حواس خود با «اعیان بیرونی» مواجه شوند و بدون دخالت مقدمات ذهنی خویش آنها را دریافته و استنباط نمایند.
بیشتر جامعه شناسان آمریکایی به دنبال این «برون گرایی» نادرست، از هر نوع پژوهش تئوریک و تفکر فلسفی فرار کرده و به شکلی تأسف آور از چالشهای فلسفی متودولوژی و شناخت شناسی که هیچ عالمی را از آنها چاره نمیباشد رخ میتابند.
وانگهی مکانیک پرستی (Mechanicism)
و انگارگرایی (Idealism) به یکدیگر وابستهاند و بدین رو، قطب دوگانه جامعهشناسی آمریکایی یعنی جامعه شناسی مقداری و روانشناسی اجتماعی، با وجود تفاوتها و نابرابریهای نمایان خویش همسانی دارند و یا به تعبیری سر و ته یک کرباساند. جامعهشناسی مقداری از بین دیدگاههای متنوع حیات اجتماعی صرفاً جنبه کمی یا مقداری آن را دیده و باز مینمایند. روانشناسی اجتماعی با تکیه بر پس زمینه روحی- روانی روابط اجتماعی از عناصر عینی و واقعی جامعه بی اعتنا میباشد. پژوهندگان آمریکایی وضع و موقعیت جامعهشناسی آمریکایی را نتیجه ثمره عناصر گوناگون قلمداد میکنند. اودوم از خودپسندی و خودخواهی جامعهشناسان آمریکایی گله میکند و مینگارد که با وجود و وفور آثار و مقالههای اجتماعی و فراوانی جمعیتها و مجمعهای جامعهشناسی، جامعهشناسان با یکدیگر ارتباط برقرار نکرده و به ندرت آثار یکدیگر را خوانده و مورد نقادی و تنفیذ قرار میدهند. از دیدگاه فریس، سبب نارسایی یا ناتوانی جامعه شناسی آمریکایی این است که پس از جنگ اول جهانی، جامعه شناسی به طور اتفاقی ضرورت و اعتبار یافت و دانشگاهها به منظور
برپا کردن بخش جامعه شناسی خود هر خواهان یا مدعی بی تجربه را به کار گماشته و اقامه دلیل نهایی مینمایند.
هر جامعه که کمال و معرفتی در برابر خود نمیبینند و به آینهای دلپذیر خوشبین نمیباشد، به ناچار درباره سیر (Development) تاریخ و تکامل اجتماعی بدگمان یا هراسناک میشود. در چنین اجتماعی اغلب علما از طرح کردن زمینههای گسترده تاریخی که نمودار آینده تیره و تار جامعه ایشاناند، خودداری میکنند و در عوض بسان عملکرد جامعه شناسان ایالات متحده آمریکا به مطالعات کم دامنهای که مربوط به زمان حال و حفظ وضع موجود میباشد مبادرت میورزند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی