100 عامل عقب‌ماندگی ایران در یک کتاب


عزیزالله علیزاده از تدوین کتابی خبر داد که در آن 100 عامل عقب‌ماندگی ایران از جمله پادشاهی شاه عباس اول یک‌ساله بر ایران و ازدواج‌های سیاسی به تفصیل و با آمار و ارقام و مصداق مورد بررسی قرار گرفته است.
این نویسنده و پژوهشگر درباره تازه‌ترین کتاب پژوهشی خود که آن را با موضوع «علل عقب‌ماندگی ایران» در حال پژوهش و تدوین دارد، گفت: منابع این کتاب از حدود 50 منبع ایرانی و خارجی گرفته شده است. در هر یک از این منابع به زوایای مختلفی از علل عقب‌ماندگی ایران پرداخته شده است، اما ما در این کتاب نظریات نویسندگان این کتاب‌ها را استخراج کرده و سپس به سراغ مصداق‌های آن‌ها رفته‌ایم.
او با برشمردن برخی از عوامل عقب‌ماندگی ایران در طول تاریخ که در این کتاب به تفصیل به آن‌ها پرداخته شده است، گفت: کتاب در چهار بخش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دینی، علل عقب‌ماندگی ایرانیان را مورد بررسی قرار داده است. در بخش سیاسی علاوه بر تعداد جنگ‌ها، عامل دیگر، تعداد زیاد پادشاهان بوده است. تعداد آن‌ها 417 پادشاه در 58 سلسله تا زمان جمهوری اسلامی ایران بوده است، که از این تعداد 188 پادشاه کشته یا عزل شده‌اند و این یعنی چیزی کم‌تر از 50 درصد پادشاهان ایران کشته و از حکومت‌ها عزل شده‌اند. این نشان می‌دهد که در ایران ثبات سیاسی وجود نداشته است.
او همچنین گفت: موضوع صدراعظم‌کُشی از دیگر موارد این عقب‌ماندگی است. جنگ قدرت در دربار و بین برادرها و عموها هم از دیگر عوامل است.
علیزاده یکی دیگر از عوامل سیاسی عقب‌ماندگی ایران را کم‌سن‌وسال بودن برخی از پادشاهان ایران عنوان کرد و گفت: تنها در سلسله صفویان سن هفت پادشاه زیر 18 سال
بوده است. مثلا شاه‌ عباس سوم یک‌ساله بود که به پادشاهی رسید و شاه عباس بزرگ 18 ساله. این مسائل باعث می‌شد که دست برخی در امور حکومت باز گذاشته می‌شد و آن‌ها هر کاری دل‌شان می‌خواست، انجام می‌دادند، مثلا محمدرضا شاه پهلوی زمانی که به پادشاهی رسید، 22 ساله بود، اما سال 32 عملاً حکومت را به دست گرفت. در فاصله بین این سال‌ها که برخی از آن به آزادی تعبیر می‌کنند، هرج و مرج زیادی در کشور رواج پیدا کرده بود.
این نویسنده ادامه داد: دخالت درباریان که گاه به عزل و نصب حاکمان می‌انجامید، از دیگر عوامل عقب‌ماندگی ایرانیان در طول تاریخ است.
او سپس به کتاب «ما چگونه ما شدیم» نوشته صادق زیباکلام که در آن علت عقب‌ماندگی ایران آب‌وهوای خشک و کم‌آبی و به طور کلی منطقه جغرافیایی به عنوان علت اصلی عقب‌ماندگی ذکر شده است، اشاره کرد و گفت: در مقدمه این کتاب به نقد کتاب زیباکلام پرداخته‌ام و در آن‌جا مثال‌هایی از کشورهایی که آب‌وهوای خشک مثل آب‌وهوای کشور ما دارند، آورده‌ام که با این وجود شرایط بسیار بهتری از ما داشته‌اند.
او در ادامه خوش‌گذرانی پادشاهان را از دیگر عوامل عقب‌ماندگی ایران برشمرد و گفت: کثرت همسران پادشاهان یکی دیگر از این علت‌ها بوده است. به طور مثال احمد پناهی سمنانی در کتابش با عنوان «فتحعلی‌شاه» نوشته است، این پادشاه 158 زن رسمی، 400 زن غیررسمی و حدود 800 فرزند و نوه داشته و حتا روزی عاشق یکی از دخترانش شده، چون او را نمی‌شناخته است. این موضوع قبل از اسلام هم بوده و در کتاب‌های تاریخ ذکر شده که خسروپرویز در کنار 3000 زن زندگی می‌کرده است. عامل دیگر عقب‌ماندگی ایرانیان، ازدواج‌های سیاسی پادشاهان با خارجی‌ها بوده است. در این زمینه طبق بررسی‌ها مشخص شده پس از این ازدواج‌های سیاسی، دخالت‌های خارجی در امور حکومت زیاد شده است.
علیزاده با نام بردن از برخی از این ازدواج‌های سیاسی و سرنوشت آن‌ها اظهار کرد: در حال حاضر نیز اطلاعات رسمی و غیررسمی نشان می‌دهد فرزندان 3000 نفر از مسؤولان فعلی ایران در کشورهای اروپایی هستند که این خود می‌تواند در آینده پیامد‌های سیاسی زیادی داشته باشد، چون زمانی که آن‌ها در آن‌جا زندگی می‌کنند، در آینده به نوعی مدافع فرهنگ آن‌جا خواهند شد.
او سپس به ازدواج‌های سیاسی اشاره کرد و در این‌باره توضیح داد: در طول تاریخ 67 پادشاه یا ولی‌عهد ایران ازدواج سیاسی داشته‌اند. همچنین نهضت‌ها و جنبش‌های مردمی از دیگر عواملی است که باعث عقب‌ماندگی ایران شده است. به طور مثال در زمان رضاخان در چهار گوشه ایران کشمکش بود که تنها یکی از آن‌ها میرزاکوچک‌خان بود که او را دوست داریم، اما اگر کمی از حس بومی‌گری خود کاهش دهیم، خواهیم پذیرفت که کاش هر کس یک گوشه از مملکت را به سمتی نمی‌کشید.
او در ادامه به تشریح برخی از عوامل فرهنگی عقب‌ماندگی ایرانیان در طول تاریخ پرداخت و گفت: یکی از عوامل فرهنگی عقب‌ماندگی ایران این بوده که همیشه مراکز علمی به دولت وابسته بودند، بنابراین ما هیچ‌گاه مراکز علمی مستقلی نداشته‌ایم و هرگاه شخصی مثلا مثل خواجه ‌نظام‌الملک و امیرکبیر، نظامیه‌ها یا دارالفنون‌ها را تأسیس می‌کردند، با عزل یا برکناری‌شان این مراکز هم به نوعی تعطیل می‌شدند و یا از هدف اصلی‌شان دور می‌شدند. الآن هم دانشگاه‌ها و مدارس ما همین‌گونه است و چون وابسته به دولت هستند، بنابراین با تغییر دولت‌ها سیاست‌های‌شان تغییر می‌کند که نشان می‌دهد ثبات مدیریتی در مراکز علمی وجود ندارد.
این پژوهشگر با بیان این‌که در این کتاب قصدمان این بوده که با اعداد و ارقام نشان دهیم آسیب‌هایی که باعث عقب‌ماندگی ایران شده است، چیست، ادامه داد: موضوع سانسور نیز از دیگر مواردی بوده که از علل مهم عقب‌ماندگی ایران بوده است.
او در این‌باره افزود: با این‌که معتقدم هر حکومتی لازم است کارهای نویسندگان را بررسی کند و در دنیا هم همین‌گونه است، با این حال سانسورهای سلیقه‌یی باعث شده همیشه حرف‌های اصلی گفته نشود. همین الآن هم این وضع وجود دارد و گاه کتاب‌هایی سانسور می‌شود، اما می‌بینیم پس از تغییر دولت دوباره مجوز می‌گیرد و یا برعکس.
او سپس به موضوع فرار مغزها اشاره کرد و گفت: در طول تاریخ بسیاری از استادان مهم ایران به دلیل شرایط خاص از کشور خارج شدند. مثلا این‌که مولوی به قونیه رفت و یا این‌که بعد از حمله مغولان بسیاری از علما به عراق و ترکیه رفتند و مثلا غزالی به سوریه رفت، از موارد فرار مغزها بوده است. الآن هم وضعیت همین‌گونه است، چون وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بسیاری از استادان بزرگ مراکز علمی جهان ایرانی هستند، ولی در خارج از کشور مشغول تدریس هستند، این در حالی است که ما در کشورمان به شدت به آن‌ها نیازمندیم.
این پژوهشگر موضوع نخبه‌کُشی را از دیگر عوامل عقب‌ماندگی ایرانیان ذکر کرد و در ادامه به برخی موارد مواجهه با مذهب در طول تاریخ اشاره کرد.
به گفته‌ی علیزاده، پژوهش و تدوین این کتاب هنوز به پایان نرسیده، اما تلاش خواهد شد تا زمان نمایشگاه کتاب به چاپ برسد.
ایسنا