صفحه 8--14 آذر 92
رحیم پیمان، دبیر انجمن طنز فارس
بالاخره کتاب «شوخ طبعی در مطبوعات شیراز» سیروس رومی به سعی و تلاش خودش و همت بنیاد فارس شناسی بیرون آمد. کتابی است حدود 500 صفحه که در قطع وزیری چاپ شده است. فصل اول کتاب شامل تعریفها و شرح انواع شوخ طبعی است. رومی ابتدا تعریفها و مثالهایی برای موضوع شادی آورده است. سپس به خوش دلی و خنده پرداخته است. گونههای شوخ طبعی را بیان کرده و تعریف لطیفه را تا حدودی ارائه نموده است. اما ساختار لطیفه را تجزیه و تحلیل نکرده که لطیفه اصولاً شامل سه بخش میباشد. بخش اول مقدمه که خواننده یا شنونده را برای وارد شدن به اصل ماجرا آماده میسازد. بخش دوم بیان اصل ماجرا یا به اصطلاح لب مطلب است که در این بخش موضوع و اصل داستان یا ماجرا تعریف میشود. لطیفه در واقع یک داستان کاملاً کوتاه است که پایان غافلگیر کننده و خنده ناکی دارد. بخش سوم لطیفه نتیجهگیری یا غافلگیری میباشد که خواننده یا شنونده را در بهت و حیرت و غافلگیری غیرمنتظره قرار میدهد. در واقع اتفاقی در لطیفه میافتد که مخاطب انتظار آن را ندارد. همین فضا خنده را به وجود میآورد. اگر استاد در این مورد هم شاگردنوازی میکرد و از بنده منابع میخواست با کمال میل مقاله دکتر «احمد اخوت» را که درباره ساختار لطیفه نوشته و در یکی از سالنامههای
گل آقا به چاپ رسیده در اختیار ایشان قرار میدادم. جناب رومی معنی ریشخند را هم از لغت نامه دهخدا آورده است. بحث احمدا را که کمتر به آن پرداخته شده به میان کشیده و نمونههایی هم ذکر شده است. برای تعریف هزل باز هم به سراغ لغت نامه دهخدا رفته است. لازم به ذکر است مرحوم دهخدا این اصطلاحات را فقط از نظر لغوی تعریف کرده است. ای کاش جناب رومی برداشت خودشان را هم از طنز و زیر مجموعهی آن در کتاب میگنجاند تا کتاب تازگی و طراوت و حلاوت بیشتری پیدا میکرد. چون تا آنجا که من اطلاع دارم رومی طنز را خوب میشناسد و در این مورد هم صاحب نظر میباشد. چند صفحه هم به تعریف هجو و هجا از زبان ذبیحاله صفا اختصاص داده شده است. از کتاب تاریخ طنز در ادبیات فارسی دکتر حسن جوادی هم استفاده شده است. خوشبختانه در کتاب رومی به مقوله بحر طویل نگاهی شده است.سالها بود که بحر طویل نویسی خصوصاً بعد از انقلاب اسلامی به فراموشی سپرده شده بود. به جرأت میتوان گفت استاد مسلم بحر طویل مرحوم ابوالقاسم حالت میباشد. مدتی در ماهنامهای به نام طنز پارسی بحر طویلهایی از محمد حاجی حسینی چاپ میشد که این ماهنامه هم تعطیل شد. بحث طنز از زبان مهدی زمانیان و لغت نامه دهخدا و حسن جوادی آمده و گونههای طنز بیان شده است. از رستگار فسایی هم چند تعریف آورده شده است. کاریکلماتور هم مانند بحر طویل تا سالها پس از انقلاب مهجور مانده بود و کسی به سراغ این گونه با ارزش طنزنویسی نمیرفت. با انتشار مجموعه نشریههای هفتگی و ماهنامه و سالنامه گل آقا مرحوم پرویز شاپور دوباره کاریکلماتور را زنده کرد. فصل دوم کتاب زیر عنوان شوخ طبعی در فرهنگ مردم میباشد. فصل سوم شامل شوخ طبعی در مطبوعات است. آقای رومی به دلیل تسلط کامل بر تاریخ مطبوعات فارس این فصل را بسیار استادانه و ماهرانه مورد بحث و بررسی قرار داده است. چند نمونه از روزنامههایی که نیمچه نگاهی با احتیاط کامل به طنز و شوخ طبعی داشتهاند را نام برده و چند نمونه از نوشتههایشان را آورده است. فصل چهارم کتاب تحت عنوان شوخ طبعی در نشریات بعد از انقلاب اسلامی نگاهی دارد به روزنامههایی که در حال حاضر در شیراز منتشر میشوند و یکی دو تا که مرحوم شدهاند. فصل پنجم با عنوان شوخ طبعان مطبوعات شیراز چاپ شده است. رومی عزیز هم برای اینکه کسی را دلخور نکند طبق حروف الفبا اسامی را آورده است. در این فصل تقریباً از همه کسانی که حتی برای یک بار در طنز و شوخ طبعی زورآزمایی کردهاند هم یادی شده است. به جز کسانی که خودشان تمایل نداشتهاند در این مجموعه نامی از آنها برده شود یا مؤلف به آنها دسترسی نداشته است. اصولاً طنزنویسی پس از مدتی دافعه پیدا میکند و نویسنده آن را کنار میگذارد.
لابد نمیخواهد جایی در جهنم برای خود دست و پا کند. فقط تعداد معدودی که پوستشان مثل بنده کلفت است در این وادی دست و پای عبث میزنند. در این کتاب هم از کسانی نام برده شده که مدتی کوتاه یا نسبتاً بلند آمدند و نوشتند و توبه کردند. کار جالبی که رومی در این کتاب انجام داده و در سایر کتابهایی از این دست کمتر به چشم برخورد میکند نگاهی به طنز ترسیمی یا همان کاریکلماتور است. به دلیل فاصله زمانی زیاد بین تألیف این کتاب و به بازار آمدن آن برخی از افراد در حال حاضر بر سر جاهای قبلی خود نیستند و عدهای هم به رحمت حق پیوستهاند. با اجازه استاد چند نکته را بیان میکنم. خوب بود ایشان از بنده و سایر دوستانم که در قالب انجمن طنز فارس فعالیت داریم برای در اختیار گزاردن منابع و نوشتهها تشکر میکردند. دوست داشتم این کتاب با سایر کتابهایی که تاکنون در این باره تألیف شده است تفاوت بیشتری داشته باشد. اگر ایشان سعی میکردند برداشت و تعاریف خود را هم از طنز و زیر مجموعه آن ارایه میدادند کتاب پربار تر میشد. چون همانگونه که قبلاً ذکر شد رومی طنز را میشناسد و در این مورد صاحب نظر است. خوب بود برای هرگونه از طنز نمونهای از طنزنویسان معاصر هم ذکر میکردند تا کتاب به روزتر میشد. در خاتمه اینکه کتاب شوخ طبعی در مطبوعات شیراز کتاب بسیار فاخر و باوقار و ارزشمند و منبع باارزشی برای جوانانی است که قصد دارند خطر کنند و در این ورطه هولناک وارد شوند.
بهداشت محیط در اسلام
گردآوری: اوستا مرادی
در جامعه امروزی ما بهداشت و پاکیزگی و حفظ محیط از اصول ضروری میباشد که در صورت عدم رعایت این اصول میتواند ضررهای بسیار جدی به بقای حیات در کوتاه مدت و یا دراز مدت وارد کند.
از زمان خلقت بشر، قانونهای نانوشتهای برای حفظ سلامت در فکر آدم و حوا وجود داشت و آنها با توجه به این موضوع که خداوند آنها را سالم آفرید و برای حفظ این سلامتی بایستی اصولی را رعایت کنند را میتوان به عنوان اولین قانونهای بهداشتی نام بگذاریم. در ادامه و با توجه به وسعت محل زندگی انسانها در سراسر پهنه زمین، افراد با توجه به شکل اقلیمی محل زندگیشان، قوانینی را وضع کردند.
رسول اکرم(ص):
1 -زباله را در خانه جای ندهید و آن را خارج کنید. زیرا جایگاه شیطان (پلیدی و میکروب) است. (طب النبی)
2 -خاکروبه را شب در خانه نگذارید و روز بیرون برید که آن جای نشستن شیطان (پلیدی و میکروب) است. (حلیه المتقین)
3 -چهار چیز را در خاک پنهان کنید: مو، ناخن، دندان و خون. (حلیه المتقین)
4 -هفت چیز است که از آدمی جدا میشود و باید آنها را دفن کرد: مو، ناخن، خون، خون حیض، بچه دان، دندان و نطفه که پاره خون شده باشد. (حلیه المتقین)
5 -شومی خانه در تنگی ساحت و بدی همسایگان و بسیاری عیبهای آن است. (حلیه المتقین)
6 -شستن ظرفها و پاکیزگی حیاط مایه غناست. (نهجالفصاحه)
7 -حق تعالی لعنت کرده است کسی را که غائط کند در سایهای که قافله در آنجا منزل کند و کسی که منع کند مردم را از آب مباحی که در چاهها و چشمهها مردم به نوبت بر آن وارد میشوند یا آبی که ملک جماعتی باشد و روز یا هر شب نوبت شخصی باشد صاحب نوبت را منع کنند و... (حلیه المتقین)
حضرت علی(ع):
8 -خانههای خود را از تار عنکبوت پاک کنید که گذاشتن آن در خانه باعث فقر و پریشانی میشود. (حلیه المتقین)
9 -جارو کردن آشغالها باعث زیادی روزی میشود. (روضه الواعظین) (کنزالآمال)
10 -حیاط خود را تمیز کنید. (جامع الصغیر جلد 2)
11 -تنیدن عنکبوت و گذاشتن خاکروبه در خانه باعث پریشانی میشود. (حلیه المتقین)
12 -آب جوشیده برای همه دردها نافع است و به هیچ وجه ضرر ندارد. (حلیه المتقین)
13 -کراهت دارد که آدمی در خانه شب را به روز آورد که دری و پردهای نداشته باشد. (حلیه المتقین)
امام باقر(ع):
14 -جارو کردن خانه پریشانی را برطرف میکند. (حلیه المتقین)
15 -خانه تنگ (کوچک) از مشقت (سختی) زندگانی است. (حلیه المتقین)
امام صادق(ع):
16 -چراغ روشن کردن پیش از غروب آفتاب پریشانی را برطرف میکند و روزی را زیاد میکند. (حلیه المتقین)
17 -ساحتهای خانههای خود را جارو کنید و شبیه به یهودیان نشوید که ایشان جاروب نمیکنند. (حلیه المتقین)
18 -دهان (درب) ظرفهای آب و طعام را ببندید و در خانهها را ببندید که شیطان (پلیدی و میکروب) در بسته را نمیگشاید، و چراغ را خاموش کنید که موش آتش در خانه شما نیاندازد. شستن ظرفها و جارو کردن خانهها و ساحت اندرون و بیرون خانهها روزی را زیاد میکند. (حلیه المتقین)
19 -از عادت آدمی آن است که خانه او گشاده باشد. (حلیه المقتین)
20 -هر که عمارت کند بیشتر از آنچه در آن سکنی نماید در قیامت او را تکلیف میکنند که آن را بردارد. (کسی که برای فخر و مباهات و... این عمل را بکند) (حلیه المتقین)
امام کاظم(ع):
21 -آب و جارو کردن خانه فقر را از بین میبرد. (حلیه المتقین)
22 -دود چوب درخت خرما حشرات و گزندگان زمین را برمیاندازد. (حلیه المتقین)
23 -زیادتی لذت دنیا در فراخی خانه و بسیاری دوستان است. (حلیه المتقین)
24 -(زراره و محمد بن مسلم و ابی بصیر) به حضرت (امام صادق(ع)) گفتیم: چاهی است که از آن وضو میگیرند و در کنار آن بول جریان دارد آیا آن چاه را نجس میکند؟ حضرت فرمودند: اگر چاه آب در جایی بالا باشد و محل جریان بول در پایین باشد و بین آنها سه یا چهار ذراع (5/1 الی 2 متر) باشد چاه آب نجس نمیگردد و اگر کمتر از این مقدار باشد چاه نحس میگردد. (وسائل الشیعه)
25 -اگر چاه آب در پایین باشد و محل جریان آب نیز به آن سمت است و بین چاه و آب نه ذراع فاصله است آن بول چاه را نجس نمیکند و اگر کمتر است وضو از آن جایز نیست. قال زراره: به حضرت گفتند: اگر مجاری بول به چاه چسبیده باشد اما بول بر روی زمین نمیماند. قال: اگر بول قراری نداشته باشد اشکالی ندارد هر چند که مقدار کمی استقرار داشته باشد. در این حالت زمین را سوراخ نمیکند و فرو نمیرود تا به چاه برسد لذا در این مورد ضرر به چاه نمیزند و میشود وضو گرفت. البته نجس شدن آب منوط به تغییر تمام آب است. (وسائل الشیعه)
26 -(سؤال شد از حضرت که بین چاه آب و چاه فاضلاب چقدر فاصله باید باشد؟) اگر دشت است هفت ذراع و اگر کوهستانی است پنج ذراع. سپس فرمودند (اگر) آب جریان دارد. (وسائل الشیعه)
27 -سؤال شد از چاه فاضلابی که بالای چاه آب است؛ حضرت فرمودند: اگر بالای چاه است هفت ذراع فاصله و اگر پایین است پنج ذراع از هر طرف فاصله داشته باشد. (وسائل الشیعه)
28 -اگر بین چاه آب و چاه فاضلاب، یک زراع فاصله باشد اشکالی ندارد هر چند که جریان نیز داشته باشد و این در حالتی است که چاه آب در قسمت بالا باشد. (وسائل الشیعه)
29 -از حضرت سؤال شد از چاهی که کنارش مستراح (چاه فاضلاب) قرار داده شده است که فرمودند: مجاری چشمهها از شمال است. اگر چاه آب بالاتر از شمال باشد و چاه مستراح پایین تر باشد، ضرری پیش نمیآید (چنانچه) بین آن دو بیش از سه ذراع فاصله باشد. اگر چاه مستراح بالاتر است نباید کمتر از دوازده ذراع (حدود شش متر) باشد. اگر هر دو در موازات قبله هستند و هر دو در جهت شمال مساوی هستند هفت ذراع فاصله لازم است. (وسائل الشیعه)
30 -سؤال شد که چاهی که مردم از آن وضو میگیرند و نزدیکش چاه فاضلاب است؟ اگر بین آنها (چاه آب و فاضلاب) ده ذراع فاصله و بالاتر باشد اشکالی ندارد. (وسائلالشیعه)
**اختلاف در فواصل بین چاه آب و فاضلاب مربوط به نوع زمین، شیب و.. است**
31 -راوی میگوید به حضرت گفتم که مردی در آب بول میکند حضرت فرمود: بله (اشکال ندارد) ولیکن از شیطان (پلیدی و میکروب) بر او میترسم. (وسائلالشیعه)
32 -امیرالمؤمنین(ع) نهی میکردند از بول در آب جاری مگر در حالت ضرورت. (وسائلالشیعه)
امام رضا(ع):
33 -آب جوشیده از همه جهت سودمند است و به هیچ رو زیان بخش نیست. (صحیفه الرضا)
34 -بین دو چاه پنج زراع یا کمتر یا بیشتر فاصله است آیا میتوان وضو گرفت؟ با قرب و بعد (دوری و نزدیکی) کراهت ایجاد نمیشود از آن وضو بگیرد و غسل کن مادامی که آب آن تغییر نکرده است. (وسائلالشیعه)
35 -از غساله حمام غسل نکنید. (وسائلالشیعه)
منبع: سایت بهداشت محیط ایران
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی