صفحه 11--16 آذر 92
از سری رقابتهای لیک دسته اول فوتبال جوانان باشگاههای فارس روز گذشته یک دیدار در ورزشگاه شهید دستغیب شیراز بین دو تیم پاس و 22 بهمن شیراز برگزار گردید که ماحصل این دیدار پر حاشیه تساوی یک بر یک دو تیم در پایان بازی بود.
هر دو تیم را کرامت و هدایت روستا رهبری
می کردند که از این منظر تقابل دو برادر قابل توجه می بود. بازی از آن جهت خاص تلقی می شد
که هر دو تیم باعث حضور قریب به 500 نفر در ورزشگاه شده بودند تا جنگ دو برادر از محله گلکوب را شاهد باشند. تقابلی که از یک هفته قبل کری خوانی در آن حرف اول را می زد و همین موضوع موجب بروز حساسیت هایی را باعث می شد/ بازی در وقت اول با تک گل میثم گرگین در دقیقه ده برای پاس شیراز به پایان رسید در حالیکه یک بار هم تیر دروازه این تیم از یک ضربه ایستگاهی بازیکنان 22 بهمن بلرزه در آمد. در وقت دوم هم بازی نزدیکی از سوی هر دو تیم به نمایش در آمد اما در دقیقه 80 شاگردان کرامت روستا بر روی یک شوت محکم که توسط محمد هدایتی زده شد به گل تساوی دست پیدا کردند تا باز هم همه چیز برابر شود و با همین نتیجه بازی به پایان رسد.
در مجموع دو تیم فوتبال قابل چشمگیری را عرضه نکردند اما حاشیه ها و کرکری
خواندن های مسئولین دو تیم باعث گردید تا عده زیادی که سالها از ورزشگاه دور مانده بودند به شهید دستغیب آمده و نظاره گر یک بازی فوتبال باشند. علی عباسی پیشکسوت فوتبال شیراز و کسی که خود سالها در زمینهای خاکی این شهر تیمداری کرده بود به همراه سید جواد پاک فطرت، صمد و پوریا پرندک، خلیل و حسین صحراگرد ، علی امیر آبادی، مجتبی محمدپور، محمود و قاسم سیاوشی، سید احمد رسولی و جواد اوجی به همراه کاووس عباسی سرپرست هیات فوتبال و فرزاد هنرپیشه مسئول کمیته فوتسال فارس و حسن رستمی سرمربی سابق تیم ملی ناشنوایان کشوراین دیدار را از نزدیک شاهد بودند. عبدالله سود بخش سرپرست 22 بهمن نقش زیادی در گرما بخشیدن به این دیدار و حضور جمع کثیری در ورزشگاه داشت تا این جماعت بار دیگر به ورزشگاه قدیمی شهر شیراز آشتی کنند.
چند سطر درباره مایلی کهن؛حاج كاظم بالاي فنس
1- مبارز با فساد، مقاوم برابر اصول سرمايه داري، مردي با مصاحبه هاي آتشين.اين ها مقدمه درباره محمد مايلي كهن است.فوتباليستي كه تعصبش قابل ستايش بود اما در دوران مربيگري تعريف خاص خودش را از غيرت داشت. بيشترين استفاده را از رانت كرد و سپس پرچم مبارزه با رانت خواري را در دست گرفت.البته رانت او با بقيه فرق داشت.اما چگونه مي شود قبول كرد يك مربي بدون هيچ كارنامه اي ناگهان سرمربي تيم ملي فوتبال كشورش شود.براي شناختن اين پديده بايد به خيلي پيش سفر كرد.زمين امجديه، بازي پرسپوليس و حمله ناگهاني آن به يكي از تماشاگران.عده اي عنوان كردند مايلي كهن به خاطر ناسزاهاي يكي از طرفداران تيم حريف آنگونه بي محابا سمت فنس هاي امجديه رفت و غوغا بر پا كرد اما عده ديگري مي گويند او يكي از ليدرهاي پرسپوليس را مورد ضرب و شتم قرار داد چرا كه به مادر بازيكن حريف اهانت كرده بود. در هر دو صورت محمد مايلي كهن همان كاري را كرد كه كانتونا چند سال بعدش در منچستر انجام داد.يك لگد جانانه در بازی با کریستال پالاس به متیو سایمون، تماشاگر فحاش تیم حريف.البته قبل از آن حادثه هم مايلي كهن يك بار در دهلي نو با تيم داوري بازي ايران و كويت درگير شد و همان زد و خورد موجب شد در اوج فوتبال از بازي هاي ملي وداع كند.اين مختصات مردي است كه دوست داشت «حاج كاظم» اين فوتبال شود. اما مستطيل سبز چندان شبيه آن آژانس شيشه اي مورد نظر نبود.مايلي كهن همه تلاشش را كرد تا پرچم اخلاق را در بالاترين نقطه ممكن حفظ كند اما بعضي اوقات سنگيني اين بار بي جهت او را عصباني كرد و خودش شد يك پاي همه دعواها.حمله به يك خبرنگار در بازي هاي مقدماتي جام جهاني 94 آمريكا مي توانست پايان كار او در تيم ملي باشد.درست شبيه همان حكمي كه سال 61 برايش به عنوان بازيكن تيم ملي بريدند و او در صورتي كه از بهترين هاي پرسپوليس بود ديگر حق بازي ملي نداشت.حاج محمد فوتبال ما رعشه معروف حاج كاظم را به ارث برد اما نميدانست براي دفاع از حق، چگونه بايد از راهش ورود كند.اگرچه فوتبال ما هم در چند برهه چرخبال نجات را براي او فرستاد اما گریز از مهلکه ای در كار نبود. نه با آن تيم معروف 96 و نه با تيم اميد و نه هيچ يك از تيم هاي باشگاهي.
2-موج به جان حاج کاظم افتاده اما این بار بخاطرعباس نیست.نه میدان مینی،نه گردانی که برود و گروهان برگردد و نه هیچ چیز دیگر در همان عالم شعار. اینک حاج کاظم در فوتبال به دنبال حق خودش می گردد. حاج محمد اینجا از حاج کاظم فاصله گرفت؛شاید کاظم ها
فقط برای همان سینما باشند و دردنیای واقعی آدم ها گونه دیگری اند.اما قبل از اینکه برسیم به امروز باید از همان دیروز شروع کنیم. مربی شعار محور فوتبال ما که برابر کوچکترین حق خوری واکنش نشان می دهد
چرا هرگز برای کسی توضیح نداد وقتی به عنوان یک مربی کاملا بی کارنامه سرمربی تیم ملی بزرگسالان شد، حاج کاظم درونش به رعشه نیافتاد و با ژست مصاحبه، نظم موجود را زیر سوال نبرد و فوتبال را به گروگان نگرفت؟ آن روز خیلی ساکت بر صندلی فاخر ملی نشست و از محصولات فکری مردی استفاده کرد که اگر او نبود شاید در تیم محمد مایلی کهن، کریم باقری در زندان دفاع حبس می شد و هیچ چشمی خداداد عزیزی را به عنوان یک گزینه بکر نمی دید. فوتبال ما پس از تجربه نا امید کننده پروین و استانکو به دنبال فردی در اندازه های اتوفیستر بود اما داریوش مصطفوی حرف سعید فائقی را زمین نیاندخت و مایلی کهن را به عنوان «مربی» به تیم ملی آورد.مربی ای که قرار بود تنها مربی باشد اما سرمربی شد.حاج کاظم اخلاق مدار فوتبال هرگز به این واقعیت اشاره نکرد که تیم او محصول تفکرات استانکو در پرسپولیس بود.اگر به مایلی کهن بود او همچنان باقری را در پست دفاع استفاده می کرد.در صورتی که استانکو در پرسپولیس کریم را یک خط به جلو آورده بود و از او در میانه زمین استفاده می کرد اما سرمربی تیم ملی همچنان اعتقاد داشت باقری هافبک خوبی نیست. نشان به این نشان که در اولین بازی ایران در جام ملت های 1996 امارات در شکست دو بر یک مقابل عراق کریم باقری دفاع تیم بود.اما تیم او وقتی تیم شد که در ادامه این تورنمنت تاریخ ساز، باقری به میانه میدان آمد.ماحصل دست کشیدن از این لجبازی تیتری بود که ابرار ورزشی فردای پیروزی ایران مقابل عربستان زد؛رقصی اینچنین میانه میدانم آرزوست.
3- مایلی کهن هرگز خودش را وامدار استانکو ندانست و نمی داند اما «تاریخ» شهادت می دهد که خداداد زمانی بازیکن فیکس تیم ملی شد که چندی قبلش استانکو از او به عنوان بازیکن کمکی پرسپولیس در جام باشگاه های آسیا استفاده کرد.عزیزی درخشید و چشمان تیم ملی دید که از این نابغه کوتاه قامت باید چگونه استفاده کرد. قطعا
درخشان ترین دوره تاریخ مربیگری مایلی کهن همان برهه بود؛ تیمی متشکل از 8 بازیکن ثابت پرسپولیس که فلسفه «استانکوئیست» در آن موج می زد. البته اعتماد مایلی کهن به جوانانی مثل: مجیدی، یزدانی و موسوی بُعد دیگری از مسئله بود با این تفاوت که آن بچه ها هرگز بازیکنان تاثیرگذار و ثابت آن تیم تاریخی نبودند. این سطور نگاشته شد تا یادآوری شود درخشان ترین
قسمت کارنامه مربیگری مایلی بر چه مداری استوار بود. اگر او تاثیر گذاری تفکرات استانکو را انکار کند باید به این پرسش پاسخ دهد چرا هرگز در عمر مربیگری اش نتوانست تیمی مشابه آن تیم بسازد؟چه کسی به یاد دارد مایلی کهن در تیم ملی امید و تیم های باشگاهی یک دهم همان کاری را کرده باشد که در اواسط دهه نود میلادی با تیم ملی بزرگسالان کرد.
4- از تمام درگیری ها و جنجال سازی های
مرد اخلاق مدار می شود یک کتاب قطور نوشت. جزئیات فراوان و نکته های عجیب.در بعضی از موارد خودِ حق بود و در بعضی از دعواهای دیگر نمونه کامل سفسطه. آن روزی که عذر چند بچه از تیم امید را خواست بهانه اش
شنیدن سقوط تاس بود بر معرکه تخته نرد و جیر جیر اوراق پاسور. گویی دهداری از گور برخاسته و به دنبال کشف یک نسل دیگر است.اما وقتی بحث فساد در داوری از سوی دایی مطرح شد ناگهان به فکر آبروی مومن افتاد که همسنگ جان اوست. پارادوکس حاج کاظم فوتبال ما در همین چیزهاست.بگذارید این داستان را باور کنیم که تماشاگر پرسپولیس در حال اهانت به بازیکن حریف بود که ناگهان مایلی کهن در کسوت بازیکن قرمزها از فنس امجدیه بالا رفت تا نشان دهد برای دفاع از انسانیت، فارغ از رنگ ها، همه بزرگی خودش را به گروگان می گذارد.اما همین اسوه مردانگی، ناگهان چند دهه بعد به خاطر اینکه پرسپولیس را در ابتدای فصل برخلاف توافقات صورت گرفته به او ندادند (بدتر از همه به دایی سپردند)ناگهان آغازگر یک جنجال تاریخی می شود.حاج کاظم این بار به بنیاد شهید رفته و عوض درخواست ویزای پزشکی برای هم رزمش،به دنبال سهمیه دانشگاه و یخچال است برای خویشتن.او این بار در حال رسمیت بخشیدن به کنایه های جگرسوز گروگان های آژانس است؛جنجال به پا کرده برای حقی که به زعم خویش آن را ناحق کرده اند.
5- دوره ات تمام شده سرمربی. به پشت سرت نگاه کن و آرام از آن فنس پائین بیا..نگاهی به کارنامه همه کرده هایت بیانداز؛چند تیم را رهسپار دسته پائین تر کردی؟کلا به عنوان مربی چند جام با چند تیم گرفتی؟حق با توست به ینقعلی بقال هم سرمربی گری پرسپولیس را دادند اما نوبت به تو نرسید اما از خودت چند بار پرسیدی چرا باید هدایت این محبوب ابدی ات را به تو بدهند؟مگر با سایپا،شهرداری،پیکان، فولاد ، گهر و صبا چه کردی که جایزه ات پرسپولیس باشد؟تو راه تیتر یک شدن در رسانه ها را بلدی، تو جگر افشاگری علیه خیلی از کژی ها و راستي ها را داری اما از آخرین باری که حق با تو بود چند وقت گذشته؟حاج کاظم در دنیای سینما با همان پیکان فرسوده مسافرکشی کرد و سراغ اسکله های قاچاق نرفت،تا وقتی دردش نگرفت فریاد نزد اما تو فوتبال را به گروگان گرفتی چون ینقعلی بقال به پرسپولیس رسید و تو نه.
کرش:امیدوارم به پرتغال و یونان نخوریم!
کارلوس کرش پس از بازدید از کمپ تمرینی کورینتیانس این کمپ را برای محل اردوی آمادهسازی ایران برای حضور در
جام جهانی 2014 برگزید.
فاصله ی زیاد بین شهرهای برزیل شما را نگران نمی کند؟!
با تجربهای که ما در بازی های انتخابی اسیا داشتیم، فاصله شهرها در برزیل ما را نگران نمی کند. ما در شرق آسیا بازی کردیم و سپس چهار روز بعد برای بازی با قطر به دوحه پرواز داشتیم و سپس 4 روز بعدش در تهران بازی کردیم و سپس 4 روز بعد در کره جنوبی بازی کردیم. آنجا مشکل داشتیم با این قضیه اما اکنون بحث چیز دیگری است. ما اکنون در بهشت هستیم اما فکر می کنم فاصله شهرها در برزیل برای کشورهای اروپایی مشکل ایجاد کند.
هدف ایران در جام جهانی چیست؟!
هدف ما این است که بتوانیم بازی های زیبایی در جام جهانی از خود نشان دهیم و حضوری پرافتخار در جام جهانی داشته باشیم تا شادی را به جمع مردم ایران بیاوریم. دوست دارم که در گروه خوبی قرار بگیریم و بتوانیم به مرحله بعد صعود کنیم.
گفته شده دوست ندارید با پرتغال و یونان هم گروه شوید؛ چرا؟!
خب هم پرتغال و هم یونان مربیان پرتغالی دارند. ما مربیان پرتغالی اینجا نیامدیم که برای همدیگر مشکل ایجاد کنیم (میخندد). بلکه ما مربیان پرتغالی باید با همدیگر اتحاد داشته باشیم و بتوانیم برای دیگران مشکل ایجاد کنیم. امیدوارم که در قرعهکشی با آن دو تیم همگروه نشویم.
و نلسون ماندلا..!
افتخار میکنم زمانی که در آفریقای جنوبی مربی بودم با چنین انسان بزرگی در ارتباط بودم. خودم را خیلی خوش بخت می دانم که با نلسون ماندلا از نزدیک آشنا شدم. نلسون ماندلا یک شخص استثنایی در جهان بود. امروز بیش از گریه کردن برای نلسون ماندلا ، مردم جهان خوشحال هستند که پیام ارزشمند این انسان بزرگ را دریافت کردند. پیام نلسون ماندلا برای جهانیان این بود که مردم با هر نژاد و ریشهای برابرند. و همه مردم با فرهنگ ها و نژاد مختلف میتوانند در کنار هم زندگی کنند. زندگی در صلح و آرامش و دوستی.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی