بررسي ساختار سنی و جنسي جمعيت استان فارس  
سمیه عبودی*

امروزه ساختار سني و جنسي جمعيت از اهميت كمي ‌و كيفي بسياري برخوردار است و يكي از مشغله‌هاي ذهني عمده دست اندركاران امور اجرايي در تمام كشورهاي دنيا محسوب مي‌شود. از جمله روشهاي ارزيابي درجه توسعه يافتگي، مطالعه ساختارهاي سني و جنسي جمعيت آنها است. از نظر جمعيت شناختي، سن و جنس، اصلي‌ترين مؤلفه‌هاي تفاوت بين افراد و تقريباً مهم‌ترين ويژگي جمعيت‌‌هاي انساني هستند. اهميت این دو متغير در اين واقعيت نهفته است كه ساختار سني و جنسي يك جمعيت متأثر از تعامل فرآيندهاي جمعيت شناختي (باروري، مرگ و مير و مهاجرت) است و تحت‌تأثير عوامل مختلف اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي قرار مي‌گيرد. تفكيك جمعيت‌‌ها بر حسب جنس به خاطر كاركردها و نقش‌هاي متفاوتي است كه زن و مرد با توجه به عوامل زيستي، اجتماعي و فرهنگي برعهده دارند. تركيب سني جمعيت نيز داراي اهميت بوده، زيرا هر سني شرايط و اقتضائات خاص خود را دارد و افراد در سنين مختلف نيازها، توانائي‌‌ها و قابليت‌‌هاي متفاوت دارند.بطور كلي، ساختار سني و جنسي يك جمعيت الزامات مهمي‌ را براي توسعه اقتصادي، اجتماعي و جمعيت شناختي و همينطور مشاركت نيروي كار و تعاملات جنسيتي دارد. به همين دليل است كه جمعيت شناسان ويژگي‌‌هاي جمعيت را اغلب بر حسب سن و جنس تحليل مي‌كنند. در واقع سن و جنس دو متغير كليدي در جمعيت شناسي محسوب مي‌شوند.

ساختار سني و جنسي جمعيت استان
استان فارس با مساحت 122608 كيلومتر مربع، 43/7 درصد از مساحت كل كشور را به خود اختصاص داده است. براساس آخرين سرشماري عمومي‌ نفوس و مسكن مركز آمار ايران در آبان 1390، جمعيت استان 4596658 نفر بوده است كه از اين تعداد 68 درصد در نقاط شهري و 32 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته‌اند. برآورد‌ها نشان مي‌دهد جمعيت استان در سال 1392 به 4681231 نفر رسيده است كه 11/6 درصد از جمعيت كل كشور را دارست و از اين جمعيت 2358524 نفر (4/50درصد) مرد  و 2322707  نفر (6/49درصد) زن مي‌باشند كه تعداد 5/101 مرد در مقابل هر 100 زن را نشان مي‌دهد.
نمودار شماره 3 هرم سني جمعيت استان در سال 1385و1390 را نشان مي‌دهد. همانطور كه مي‌بينيد قاعده هرم سني در سال 90 پهن تر از سال 85 است كه مي‌تواند گوياي افزايش تعداد مواليد طي اين سالها در استان باشد. جمعيت استان در گروه سني، 14-10 ساله، 19-15 ساله و 24-20 ساله
نسبت به سرشماري سال 85 كاهش و بر حجم جمعيت در گروههاي سني بعد از آن افزوده شده است. به طوريكه در اين سنين هرم سني جمعيت استان در سال 85 در پس هرم سني استان در سال 90 محصور شده است.
 جدول شماره 2، توزيع جمعيت بر حسب گروه‌‌هاي گسترده سني به نسبت‌‌هاي وابستگي سني و شاخصه‌هاي پيري و جواني جمعيت استان را در سالهاي 1375، 1385و 1390 نشان مي‌دهد. به طوريكه از جمعيت استان 28/22 درصد گروه سني 14-0 سال، 13/72 درصد در گروه سني 64-15 سال  و 6/5 درصد در گروه سني 65 سال و بيشتر قرار داشته اند. طي سرشماري انجام شده در سالهاي 75 لغايت 90 ما شاهد افزايش جمعيت فعال  يعني جمعيت واقع در سنين 64-15 سال بوده ايم و درصد اين جمعيت از 76/54 درصد در سال 85 به 13/72 درصد در سال 90 افزايش يافته است. جمعيت 65 به بالاي استان نيز از 45/4 درصد در سال 75 به 6/5 درصد در سال 90 افزايش يافته است  كه نشان دهنده رشد در جمعيت مسن تر از 64 سال در استان است و انتظار مي‌رود در سالهاي آتي باز هم رشد فزاينده اي را پيش رو داشته باشد. جمعيت فعال 64-15 ساله از 2090113 نفر در سال 75 به 3075626 در سال 85 و 3312559 درسال 90 افزايش يافته است كه ورود اين جمعيت به بازار كار حجم جمعيت واقع در سنين كار و فعاليت را در سالهاي اخير افزايش داده و استان در شرايط «فرصت جمعيتي» و يا «پنجره جمعيتي» قرار گرفته است و در اين زمان مي‌توان با برنامه‌ريزي مناسب و استفاده بهينه از نيروي انساني موجود به سوي توسعه و شكوفايي اقتصادي گام برداشت. اين موضوع، موجب كاهش قابل توجه نسبت وابستگي سني (نسبت جمعيت 14-0 ساله و جمعيت 65 سال و بيشتر به جمعيت
 64-15 ساله) شده است. آمار نشان مي‌دهد كه نسبت وابستگي طي سرشماري 1375، 1385 و 1390 به ترتيب 61/82 درصد، 01/41 درصد و 64/38 درصد بوده است كه روند كاهشي را نشان مي‌دهد. به عبارتي فشاري كه از سوي جمعيت غيرفعال استان از نظر اقتصادي (كودكان و سالخوردگان يا كهنسالان) بر جمعيت واقع در سنين كار و فعاليت وارد مي‌شود كاهش داشته است. بايد توجه داشت كه افزايش تقاضا براي كار ناشي از كاهش نسبت وابستگي، نيازمند فرصت‌‌هاي شغلي جديد براي افرادي است كه به بازار كار وارد مي‌شوند و اصولاً افزايش طول عمر نيز باعث افزايش سالهاي اشتغال افراد مي‌شود.
از ديگر شاخصه‌هايي كه براي اندازه گيري تركيب سني جمعيت از نظر پيري و جواني بكار مي‌رود نسبت كم‌سالان در جمعيت، نسبت كهنسالان در جمعيت و نسبت كهنسالان به كم‌سالان مي‌باشد. نسبت كم‌سالان در جمعيت از تقسيم جمعيت زير 15سال به كل جمعيت به دست مي‌آيد و يكي از شاخصه‌هاي تشخيص جواني جمعيت است.
چنانچه سهم نسبي جمعيت زير 15 سال بزرگتر يا مساوي 40 درصد كل جمعيت باشد آن جمعيت جوان، بين 30 تا 40 درصد جمعيت ميانسال و كمتر از 30 درصد پير و سالخورده است. با توجه به جدول شماره 2، در استان فارس اين نسبت 28/22 درصد بوده كه نشان از ساختار سني جمعيت ميانسال و به عبارتي در حال گذار از جواني به سالخوردگي مي‌باشد.
نسبت كهنسالان (حاصل از تقسيم جمعيت بالاي 65 سال به كل جمعيت) نيز يكي ديگر از شاخصه‌هاي بررسي ساختار سني يك جمعيت است كه براساس آن چنانچه مقدار اين شاخص كمتر از 5 درصد باشد جمعيت جوان، بين 5 تا 10 درصد ميانسال و 10 درصد بيشتر سالخورده محسوب مي‌شود. مطابق با داده‌‌هاي حاصل از سرشماري سال 90 شاخص مذكور در استان فارس 6/5 درصد مي‌باشد كه نشان از ساختار سني جمعيت ميانسال استان دارد.
شاخص نسبت كهنسالان (65 سال و بيشتر ) به كم‌سالان (14-0 سال) به منظور نشان دادن وضعيت جواني يا پيري يك جمعيت بكار مي‌رود و هرگاه نسبت كهنسالان به كم‌سالان در جمعيتي كمتر از 15 درصد باشد نشانگر جواني جمعيت، بين 30-15 درصد نشانگر ميانسالي جمعيت و بيشتر از 30 درصد جمعيت سالخورده و پير مي‌باشد.
در مقايسه با سرشماري نسبت كهنسالان به كم‌سالان استان از 91/10 درصد در سال 1375 به 78/21 درصد در سال 1385 و سپس به 12/25 درصد در سال 90 رسيده است. اين شواهد نشان از آن دارد كه جمعيت استان به مرحله ميانسالي وارد شده و در آينده به سمت سالخوردگي ميل دارد. لازم به ذكر است سهم گروه سني 65 سال و بيشتر نسبت به كل جمعيت طي این سرشماري‌‌ها افزايش يافته است و سهم سالخوردگان از كل جمعيت در مناطق روستايي در هر سه سرشماري نسبت به مناطق شهري بالا بوده و در طول دوره مطالعه نيز رو به افزايش است.
 بررسی درصد جمعیت بالای 65 سال در شهرستانها  با توجه به نمودار 4 نشان می‌دهد شهرستانهاي آباده، بوانات، ممسنی، سپیدان و استهبان بالاترين و شهرستانهاي زرین دشت، مهر،کوار،گراش و داراب كمترين درصد جمعيت سالخورده را در استان به خود اختصاص داده اند.
تحليل وضعيت و جمع بندي
با توجه به اينكه هرم سني جمعيت استان در بستر جمعيتي ميانسال قرار گرفته است و اين روند منجر به تمركز نسبتاً زيادي از جمعيت در سنين جواني (29-15 ساله) و ميانسالي (64-30ساله) شده است. اين مرحله چالشهاي خاص خود را داراست، كه به نيازهاي خاص از جمله آموزش، ايجاد اشتغال و ازدواج مي‌توان اشاره كرد.
از سوي ديگر، آمادگي براي تأمين نيازهاي افراد سالمند كه جمعيت آنان در دهه‌هاي آتي، رو به افزايش خواهد بود ضروري است. در اين گروه گسترش و بهبود خدمات انواع بيمه‌هاي تأمين اجتماعي و برنامه ريزي در خصوص رفع نياز‌هاي اقتصادي، اجتماعي، بهداشتي، جسمي ‌و رواني افراد سالمند از اهميت بسزايي برخوردار است.
براساس آموزه‌هاي اسلامي ‌و قانون اساسي جمهوري اسلامي‌ همه افراد حق دارند از سطح زندگي مناسب و تأمين اجتماعي در دوران سالمندي برخوردار باشند. آگاهي از اين مسائل و هماهنگي سازمان‌‌هاي در ارتباط با مسائل بهداشت و درمان، بيمه‌هاي اجتماعي،‌ قوانين كار و... ضامن موفقيت در سياست جمعيتي ناظر بر موضوع سالمندان و تأمين زندگي آنان است.
در برخورد با اين موضوع زماني كه درصد سالمندان در جمعيت بالا رود؛ بايد نوعي سرمايه گذاري براي تأمين آسايش و رفاه و اعتماد و تقويت سرمايه اجتماعي جامعه صورت گيرد و اقداماتي از جمله تأمين رفاه سالمندان، تهيه مسكن مناسب و مراكز چند منظوره، خدمات مراقبت تلفني، مراكز نگهداري روزانه مبتني بر جامعه، مراقبت‌‌ها و خدمات آخر زندگي، مراقبت توانبخشي و... ضرورت دارد.
* کارشناس آمار و جمعیت اداره کل ثبت احوال فارس